در روز های تعطیل افراد موفق چه می کنند؟

 در روز های تعطیل افراد موفق چه می کنند؟

اکثر ما بر این باوریم که اگر هفته‌ سختی را پشت سر گذاشتیم، می‌توانیم در روزهای تعطیل استراحت مطلق داشته باشیم. اما افراد موفق همگی، یک ویژگی مهم‌ دارند. آنها از همه‌ روزها، از جمله روزهای تعطیل خود، نهایت استفاده را می‌برند. اگر می‌خواهید بدانید چه ویژگی‌هایی آنها را از دیگران متمایز می‌کند در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

برنامه ریزی می کنند

افراد موفق نه تنها برای روزهای کاری، بلکه برای روزهای تعطیل خود نیز برنامه ریزی می کنند. در واقع اگر آنها برای روزهای تعطیل از قبل برنامه ای نداشته باشند، احتمال این که در کار خود غرق شوند زیاد است. البته این برنامه ریزی خیلی دقیق نیست و انعطاف پذیری بیشتری دارد. به عنوان مثال آنها برنامه ریزی می کنند تا با فرزندان شان به گشت و گذار بروند اما این که دقیقا به کجا بروند، چندان اهمیتی و احتیاج به برنامه ریزی دقیق ندارد.

کارهایشان را قبل از تعطیلات به اتمام می رسانند

افراد موفق کارهای ضروری خود را قبل از شروع تعطیلات به اتمام می رسانند، بنابراین دیگر فکرشان درگیر کارهای عقب افتاده نبوده و به سادگی از تعطیلات شان نهایت لذت را خواهند برد.

از تکنولوژی به دورند

از آنجا که ما از صبح که چشم هایمان را باز می کنیم تا شب با تکنولوژی در تماس ایم، تعطیلات زمان خوبی است که خودمان را از آنها دور کنیم. بنابراین تلفن همراه و لپ تاپ خود را حتی برای نیمی از روز یا چند ساعت از خود دور کنید.

در زمان های استراحت، به صفحه مانیتور زل نزنید. هر چه از تکنولوژی دورتر باشید، استرس شما کمتر، ذهن تان آزادتر و خواب راحت تری خواهید داشت.

با دیگران کاری ندارند

زمانی که شما در مسافرت به سر می برید، امکان این که دوستان یا همکاران تان با شما تماس بگیرند، زیاد است. اگر کار واجبی با آنها ندارید، برای این که تا جای ممکن از تکنولوژی به دور بمانید، از آنها بخواهید که در تعطیلات شما را تنها بگذارند. شاید فکر کنید که آنها به این امر واقف اند اما گاهی لازم است که به گوش خودشان بشنوند تا عمل کنند.

مدیتیشن می کنند

برنامه ریختن برای تعطیلات خوب است اما این برنامه لزوما به معنای انجام دادن فعالیت خاصی نیست. به عنوان مثال شما می توانید برای خودتان برنامه بریزید تا هیچ کاری نکنید، تنها در فضایی سرسبز دراز بکشید و از آرامش محیط لذت ببرید. افراد موفق همانطور که از تک تک لحظات شان به بهترین شکل ممکن استفاده می کنند، به خوبی می دانند که استراحت و مدیتیشن نیز برایشان واجب است.

زمان شان را با خانواده می گذرانند

در طول هفته، به دلیل مشغله کاری، خیلی نمی توان زمان زیادی را به خانواده اختصاص داد اما تعطیلات زمان خوبی است تا این کمبود را جبران کرد. شاید شما دوستان زیادی داشته باشید و همیشه سرتان گرم باشد اما هیچکس جای خانواده را نخواهد گرفت.

ورزش می کنند

افراد موفق به اهمیت ورزش آگاهند. آنها می دانند که برای داشتن یک ذهن سالم و فعال، باید بدنی سالم داشت. بنابراین تنبلی نمی کنند و حتی در تعطیلات خود از ورزش و فعالیت بدنی غافل نمی شوند.

طبیعت گردی می کنند

تعطیلات زمان خوبی است تا به بیرون از خانه بروید و هوای تازه را نفس بکشید، به خصوص پس از یک هفته کاری شلوغ. مهم نیست که در چه ماهی از سال هستید، لباس هایتان را بپوشید و از طبیعت اطراف تان انرژی بگیرید. پابرهنه روی چمن ها راه بروید، کفش هایتان را در آورید و تنی به آب بزنید یا که برگ های درختان را لمس کنید. آنوقت خواهید دید که چقدر انرژی تان افزایش خواهد یافت.

به یک سفر کوتاه می روند

سفر رفتن یکی از کارهایی است که تاثیر زیادی بر روحیه افراد می گذارد. افراد موفق از کوچک ترین فرصت ها برای لذت بردن استفاده می کنند. به عنوان مثال آنها برای تعطیلات خود سفرهای کوتاه و ساده را انتخاب می کنند. برخی از سفرها خستگی ما را بیشتر می کند، اما اگر مکانی که تنها یک یا دو ساعت با شما فاصله دارد را انتخاب کنید، نه تنها خسته نمی شوید بلکه انرژی وافری نیز به دست خواهید آورد.

به علاقمندی هایشان می پردازند

فعالیت مورد علاقه شما چیست؟ ورزش، کتاب خواندن، خرید، نقاشی یا عکاسی؟ در روزهایی که زمان کافی دارید، سعی کنید کارهایی را که بدان علاقه دارید، انجام دهید، کارهایی که در طول هفته های شلوغ قادر به انجام آنها نیستید. با این کار خستگی اخیرتان به کل برطرف خواهد شد.

فکر کار را از سرشان بیرون می کنند

ذهن ما مدام در حال فکر کردن است به طوری که به سختی می توان فکرهای آشفته را از آن بیرون کرد، اما افراد موفق در این کار مهارت زیادی دارند. آنها در مورد اتفاق های آینده نگران نیستند یا به اشتباهاتی که در گذشته انجام داده اند، غبطه نمی خورند. به جای آن تمرکز خود را روی کارهایی که در حال حاضر باید انجام دهند می گذارند و از لحظه لحظه زندگی شان لذت می برند.

آنها به میزان کافی می خوابند

یدن ما احتیاج به استراحت دارد که این کار در طول هفته برایمان به اندازه کافی میسر نیست. افراد موفق از تعطیلات خود برای این کار استفاده می کنند. اگر چه آنها برنامه ریزی های خود را دارند اما از خواب شان نمی گذرند زیرا تا بدن انرژی از دست رفته خود را پس نگیرد، توان انجام فعالیت های دیگر را نخواهد داشت.

با تمرکز بالا کار می کنند

برخی از افراد موفق برای روزهای تعطیل خود به گونه دیگری برنامه ریزی می کنند. آنها از این فرصت استفاده می کنند و اگر برایشان امکان داشته باشد به محل کار می روند تا در سکوت و آرامش آنجا تمرکز بیشتری بر کارهایشان داشته باشند. در این شرایط بازدهی کاری که می کنند نیز دو برابر خواهد شد.

برای زمان شان ارزش قائلند

زمان چون برق و باد در حال گذر است، به همین دلیل باید قدرش را بدانیم. افراد موفق نیز برای تک تک دقایق شان ارزش قائلند. به عنوان مثال اگر برنامه ای را دوست نداشته باشند، رک و رو راست به آن «نه» می گویند. در واقع آنها به دنبال فعالیت هایی که شادشان می کنند می روند تا در آینده پشیمان لحظاتی که گذشت، نشوند.

از تنهایی خود لذت می برند

موفق ترین افراد، آنهایی هستند که قدر خود را می دانند و برای شادی خود تلاش می کنند. آنها به خوبی می دانند که هیچ فردی جز خودشان مسئول شادی آنها نیست، پس از تنهایی خود نیز نهایت لذت را می برند.

مشخصات جدول تناوبی

جزییات جدول تناوبی
جدول زن

جدول تناوبی عنصرهای شیمیایی، نمایش جدولی عنصرهای شیمیایی بر پایهٔ عدد اتمی، آرایش الکترونی و ویژگی‌های شیمیایی آن‌ها است. ترتیب جایگیری عنصرها در این جدول از عدد اتمی (شمار پروتون‌های) کمتر به سوی عدد اتمی بالاتر است. شکل استاندارد این جدول ۱۸ × ۷ است؛ دستگاه جدول زن

عنصرهای اصلی در بالا و دو ردیف کوچکتر از عنصرها در پایین جای دارد. می‌توان این جدول را به چهار مستطیل شکست، این چهار بلوک مستطیلی عبارتند از: بلوک اس در سمت چپ، بلوک پی در راست، بلوک دی (فلزات واسطه) در وسط و بلوک اف (فلزات واسطهٔ داخلی) در پایین. ردیف‌های این جدول، دوره و ستون‌های آن، گروه‌های جدول تناوبی نام دارند. همچنین گاهی برخی از این گروه‌ها نام‌های ویژه‌ای دارند. برای نمونه گروه هالوژن‌ها و گازهای نجیب از آن جمله‌اند. هدف از ساخت جدول تناوبی، چه به شکل مستطیلی و چه به شکل‌های دیگر، بررسی بهتر ویژگی‌های شیمیایی عنصرها بوده‌است. این جدول، کاربرد زیادی در دانش شیمی و پردازش رفتار عنصرها دارد. جدول زن

جدول تناوبی با نام دیمیتری مندلیف شناخته شده‌است، با اینکه پیشروان دیگری پیش از او وجود داشته‌اند. او این جدول را در سال ۱۸۶۹ منتشر کرد. این، نخستین جدولی بود که به این گستردگی مرتب شده بود. مندلیف این جدول را تهیه کرد تا ویژگی‌های دوره‌ای آنچه که بعدها «عنصر» نام گرفت را بهتر نشان دهد. وی توانسته بود برخی ویژگی‌های عنصرهایی که هنوز کشف نشده بود را پیش‌بینی کند و جای آن‌ها را خالی گذاشته بود. کم‌کم با پیشرفت دانش، عنصرهای تازه‌ای شناسایی شد و جای خالی عنصرها در جدول پُر شد. با شناسایی عنصرهای نو و گسترش شبیه‌سازی‌های نظری دربارهٔ رفتار شیمیایی مواد، جدول آن روز مندلیف بسیار گسترده‌تر شده‌است.

همهٔ عنصرهای شیمیایی از عدد اتمی ۱ (هیدروژن) تا ۱۱۸ (اوگانسون) شناسایی یا ساخته شده‌اند. دانشمندان هنوز به دنبال ساخت عنصرهای پس از اوگانسون هستند و البته این پرسش را پیش رو دارند که عنصرهای تازه‌تر چگونه جدول را اصلاح خواهند کرد. همچنین ایزوتوپ‌های پرتوزای بسیاری هم در آزمایشگاه ساخته شده‌است.

25 عادت که برای رسیدن به موفقیت باید ترک کنید

25 عادت که برای رسیدن به موفقیت باید ترک کنید

موفقیت حقی است که می توان برای تمام انسان ها قائل بود. در واقع هر کسی شایسته و سزاوار رسیدن به موفقیت است.

فقط کافی است که شرایط و موقعیت دست یافتن به موفقیت را برای خود آماده و مهیا کنیم. پس باید یاد بگیریم که چگونه برخی موانع و عوامل بازدارنده را کنار بگذاریم و سعی کنیم به چیزهای که در زندگی خود می خواهیم برسیم.

بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم تا اتفاقات خوب و تازه را در زندگی خود وارد کنیم، این است که اتاق های فکری خودمان را برای این اتفاقات به بهترین شکل بسازیم.

دقیقا همانطور که خانه و محل کار خود را هر چند وقت یک بار تمیز می کنیم و موارد به درد نخور و غیر مفید را از محیط زندگی و کارمان دور می کنیم، باید هر عادت و رفتاری که برای رسیدن به موفقیت به ما کمکی نخواهد کرد را نیز کنار بگذاریم.

برای اینکه یک شروع خوب دراین زمینه داشته باشیم و با قدم های استوارتر به سمت موفقیت حرکت کنیم، در ادامه برخی از این موارد ساده و قابل اصلاح را بررسی می کنیم.

1. ایده آل گرایی بی مورد

ایده آل گرایی همیشه احتمال شکست را افزایش می دهد. لازم نیست همیشه سعی کنید بی نقص و بدون اشتباه باشید، فقط کافی است راهی را انتخاب کنید که از طریق آن خود واقعی درونتان را بروز دهید. مطمئنا هیچکدام از ما کامل و بی عیب نیستیم. پس دلیلی برای تلاش بی مورد در جهت ایده آل گرایی هم وجود ندارد.

2. تفکرات محدود و کوچک

افق های دید خود را گسترش دهید. بزرگ بیاندیشید و فکر خود را وسیع تر کنید. گاهی اوقات این فرایند، تبدیل به امری دشوار و سخت می شود، اما مطمئن باشید که ارزش این میزان سختی را دارد.

3. صادق نبودن با خودتان

شاید علم به آسیب پذیر بودن و دانستن ایرادات خودمان، مسئله ای دردناک و رنج آور باشد، اما راستی و درستی را به همراه خواهد داشت، و احساس شجاعت را تقویت می کند. شجاعت و صداقت همیشه حس راحتی و آسودگی را با خود به همراه نمی آورند، اما می توانند به طور شگفت آوری قدرتتان را افزایش دهند.

4. منتظر ماندن برای شانس

بنای شانس و اقبال بر آمادگی و آگاهی بنا شده است. اگر به دنبال فرصت های خوب و ایده آل هستید، باید بدانید که کجا به دنبال آن ها بگردید و آماده یافتنشان باشید. وقتی در جای درست و صحیحی قرار گرفتید، می توانید منتظر کمی شانس و اقبال هم باشید.

5. انتظار برای چیزی که اتفاق نیفتاده است

اگر تصور می کنید که همیشه باید منتظر بهترین زمان و بهترین شخص باشید تا به موفقیت برسید، سخت در اشتباه هستید. فرصت ها درست در جاهایی به دست می آیند که شما به دنبالشان می گردید. پس این شما هستید که باید به دنبال بهترین موقعیت ها باشید.

6. تایید شدن از جانب دیگران

هرگز به خودتان اجازه ندهید که پیرو نظر دیگران باشید. در واقع برای آنکه عملی را به سرانجام برسانید و فرد موفقی شوید نیاز به مجوز و کسب اجازه از هیچکس ندارید.

7. اصرار بر تنها انجام دادن کارها

حتی اگر احساس می کنید که به تنهایی از انجام امور برمی آیید، سعی کنید از کمک دیگران استفاده کنید. یادتان باشد که اگر کاری که می توانید با شخص دیگری انجام دهید را به تنهایی به سرانجام برسانید، در واقع دو برابر کار بیشتر را به عهده گرفته اید و لذت انجام آن کار را به نصف میزان واقعی اش کاهش داده اید. پس کار گروهی را در اولویت قرار دهید.

8. دادن قول های بی مورد

تا وقتی که از انجام کاری به طور صد در صد مطمئن نیستید به هیچ کس قولی بر انجام آن ندهید.

9. تاکید بر نقاط ضعف خود

همه ما نقاط ضعفی داریم که بر آن ها آگاه و مسلطیم. سعی کنید روی این نقاط ضعفتان کار کنید؛ اما همیشه باید تاکیدتان روی توانایی ها و نقاط قوت خودتان باشد.

10. سرزنش کردن دیگران

سرزنش کردن دیگران کاری بیهوده است که جز صرف زمان و انرژی هیچ سودی برایتان نخواهد داشت.

11. داشتن افکار منفی

احتمالا شما هم به این موضوع معتقد هستید که تعهد و مسولیت ما در قبال کارهایی است که انجام می دهیم، نه تفکراتی که در سر داریم. اما واقعیت این است که آنچه در عمل انجام می دهیم، برگرفته از افکار ما است.
پس تا زمانی که تفکرات منفی خود را کنار نگذاریم، نمی توانیم در انجام امور به موفقیت برسیم.

12. باقی ماندن در اتفاقات گذشته

یادتان باشد که آینده شما از همین حالا شروع شده است. گذشته را رها کنید.

13. تلاش برای خشنود نگاه داشتن دیگران

تنها چیزی که می تواند به طور جدی شکستتان را تضمین کند، این است که همیشه به فکر خشنود کردن دیگران باشید. سعی کنید همیشه به نحوی عمل کنید که تنها خودتان و افرادی که برایتان اهمیت دارند احساس رضایت و خشنودی داشته باشند.

14. داشتن اهداف کوچک

تعیین هدف های کوچک همیشه به نتایجی کوچک و ناچیز منجر می شوند. اما اهداف بزرگ پیامدهایی بزرگ و حتی عظیم به دنبال خواهند داشت.

15. پافشاری بر کینه و ناراحتی

تکرار مداوم دلخوری ها و کینه ها چیزی جز اتلاف وقت برایتان نخواهد داشت. یادآوری اینگونه ناراحتی ها بزرگترین قاتل خوشحالی و انرژی مثبت شما در راه رسیدن به موفقیت است.

16. اجتناب از پذیرش تغییر

تغییرات زندگی گاهی با خواست خودتان و گاهی بدون اجازه و خواست شما اتفاق می افتند. سعی کنید بروز هرگونه تغییری را در زندگی خودتان مدیریت کنید و همیشه بهترین بهره را از تغییراتی که پیرامونتان رخ می دهد، ببرید.

17. مواجه نشدن با اشتباهات

دوری از ریسک و عدم پذیرش اشتباهات به خودی خود بزرگترین اشتباهی است که می توانید مرتکب شوید.

18. گفتن جمله “من نمی توانم”

هرگز به خاطر دشوار بودن کارها تسلیم نشوید، و هیچوقت جملات منفی همچون “نمی توانم”، یا “توانایی انجام این کار را ندارم” را به خودتان نگویید.

19. دست کم گرفتن خودتان

هیچ گاه توانایی خودتان را در انجام امور نادیده نگیرید. مطمئن باشید این کار هیچ کمکی نه به شما نه به هیچ کس دیگری نخواهد کرد.

20. بدگویی کردن

یادتان باشد که همیشه افراد کوچک در مورد دیگران بدگویی می کنند، و افراد بزرگ در مورد ایده ها و نظرات خودشان سخن می گویند. هر گاه در مورد شخصی صحبت می کردید، سعی کنید از خوبی هایش بگویید و حرف هایتان رویکرد حمایتی داشته باشد.

21. مقایسه کردن خودتان با دیگران

مقایسه بی مورد، یکی دیگر از قاتلان شادی و خوشبختی شما است. هیچ گاه به کارهایی که دیگران در زندگی خودشان انجام می دهند، بیش از حد اهمیت نشان ندهید.

22. صرف زمان با افراد منفی باف

هر گاه فکر کردید که افراد پیرامون شما با تفکرات و حرف های منفی خود، باعث می شوند از اهدافتان دست بکشید، باید چاره ای بیاندیشید و از آنها فاصله بگیرید.

23. شکایت کردن و غر زدن

اگر وقت زیادی را به شکایت کردن و نالیدن در مورد مسائل گذشته خود اختصاص دهید، زمان کافی برای ساختن فردایی بهتر نخواهید داشت.

24. منفعل بودن

سعی کنید در مورد دغدغه ها و اهداف خودتان منفعل نباشید. شکست ها هنگام زمین خوردن اتفاق نمی افتند، بلکه هر شکستی بخاطر انجام ندادن کاری که باید می کردید اتفاق می افتد.

25. فکر کردن به اینکه توانایی ایجاد تغییر را ندارید

هر کدام از ما به اندازه کافی توانایی ایجاد تغییرات را داریم، و البته اگر با یکدیگر همراه و همگام شویم، می توانیم تغییرات به مراتب بزرگتری را ایجاد کنیم.

همه ما ویژگی‌ها، تفکرات و عادت های خاصی داریم که اگر بتوانیم آن ها را کنار بگذاریم یا بهبودشان دهیم، قادر به انجام کارهای بسیار بزرگتری هستیم. موفقیت چیزی متعلق به تمام افراد است و اگر هر کسی بتواند شرایط لازم را آماده کند، می تواند به موفقیتی که انتظارش را می کشد برسد. پس با کنار گذاشتن جنبه ها منفی درون خود، به چیزهایی که واقعا در زندگی استحقاقش را دارید، نزدیک تر شوید.

بعد از پیشرفت با همکار حسود خود چه کار کنیم؟

بعد از پیشرفت با همکار حسود خود چه کار کنیم؟

موفقیت، موفقیت می‌آورد، و متاسفانه حسادت!

طی موفقیت‌ها و پیشرفت‌های‌تان در فضای کار، احتمالا دوستان و دشمنان زیادی دورتان جمع شده‌اند. این دشمن‌ها که همیشه هم ناچارا با آنها روبرو می‌شوید، اغلب سعی می‌کنند شما را به زیر بکشند یا کارها و دست‌ آوردهای شما را کوچک و بی‌ارزش جلوه بدهند. این دشمنان یا ملایم تر بگوییم، این همکاران حسود می‌تواند شما را از پیشرفت در کارتان بازبدارند و حتی در مسیرتان دام‌هایی بگسترانند.

حسودترین همکارتان را به راحتی می‌توانید شناسایی کنید چون همیشه در تمام رقابت‌ها و تلاش‌هایی که انجام می‌دهید فقط شما را نشانه خواهد گرفت. زیرک ترین دشمن معمولا منتظر فرصت می‌ماند تا بابت هر شکست یا اشتباه‌تان بدگویی و عیبجویی کند.

دو روش اساسی برای برخورد داشتن با همکاران حسو وجود دارد: ۱- خنثی کردن حسادت آنها و ۲- مقابله کردن با تلاش‌های آنها.

خنثی کردن حسادت

بابت رفتارتان سرزنش‌تان می‌کند؟ کاری کرده‌اید که برایش حسادت برانگیز بوده است؟ دیگران را تحقیر کرده‌اید یا موفقیت‌های خودتان را به رخ کشیده‌اید؟

اینها سوالاتی است که باید از خودتان بپرسید چون قرار نیست دست دیگران بهانه بدهید که از شما متنفر باشند. اگر متوجه شدید رفتار نادرستی دارید باید اصلاحش کنید. در واقع باید با محبت و صمیمی و متواضع باشید تا محبوب دیگران شوید.

با شریک کردن همکاران‌تان در موفقیت‌های خود و یاد دادن چیزهای مفید به دیگران جهت موفق بودن، برای خودتان احترام و ارزش بخرید و اعتماد دیگران را جلب کنید. اگر در گذشته خود بزرگ بین بوده‌اید، تغییراتی در شیوه‌ی خود ایجاد کنید و سعی کنید با دشمنان‌تان با آرامش و متانت رفتار کنید، خلاصه اینکه از صمیم قلب، اساسی تغییر کنید!

به خاطر شغل‌تان، خوشنامی و شعورتان، باید از جدال یا بروز احساسات بیمارگونه در محل کار اجتناب کنید. اگر به دلیل ترس از کاری که ممکن است همکارتان به ضرر شغل و سمت‌تان انجام دهد، رفتارهای نامناسب داشته باشید، مطمئن باشید که این رفتارهای منفی فورا دیده خواهند شد. در عوض سعی کنید روی تغییر و اصلاح خودتان متمرکز شوید، این یک تاکتیک حرفه‌ای است.

جوری باشید که به شما احترام بگذارند

آیا شما را به عنوان کسی می شناسند که هیچکس را قبول ندارد و فقط به منافع خودش فکر می‌کند؟ برای تغییر و جبران اشتباهات هرگز دیر نیست، مردم می‌توانند هر تغییر اساسی را خوب ببینند. کسی باشید که به افراد تیم و کارمندانش اهمیت می‌دهد. اگر برای آنها احترام قائل باشید و نشان دهید که به نظرات و دغدغه‌های‌شان اهمیت می‌دهید، مطمئن باشید قوی‌ترین حمایت ممکن را از سوی آنها خواهید داشت. فرد حسود را مستثنی کنید، احتمالا او با مشاهده‌ی این رفتار شما، دیگ خشم و حسادتش به جوش خواهد آمد!

موقعیت خود را مانند یک تاجر حرفه‌ای بسنجید، موقعیت شناس باشید و زیرکانه رفتارها را موشکافی کنید. اگر متوجه شدید کسی ناراضی و پکر است و حس کردید او ممکن است شروع کند به متنفر شدن و حسادت کردن به شما، پیش دستی کنید. هر جا لازم است از اعتبارتان خرج کنید، متواضع باقی بمانید اما نه تا حدی که اعتماد بنفس و جذبه‌ی خودتان آسیب ببیند. تشخیص به موقع شروع یک حس ناخوشایند نسبت به خودتان، خیلی مهم است.

موفقیت‌های همکاران‌تان را جشن بگیرید. سعی کنید خودتان هم حسود نباشید چون این احساس‌ها به راحتی توسط دیگران شناسایی می‌شوند. اگر هر گونه حس حسادتی داشته باشید یا رفتارهای منفی از خود بروز بدهید، واکنش‌های مشابهی دریافت خواهید کرد.

مقابله کردن با تلاش‌های آدم حسود

اگر قادر نیستید حسادت‌های همکارتان را بی‌اثر کنید، مجبور هستید حرکتی برای حفظ اعتبار و نام‌تان در فضای کار، انجام دهید. کاری که باید انجام دهید، کنترل آسیب است چون هیچکس از مشاجرات و کلنجارهای زشت و ناخوشایند، سودی نخواهد برد.

اگر تهمتی علیه شما توسط یک همکار حسود، همه جا پخش شد، این وظیفه‌‌ی شماست که خلاف آن را ثابت کنید، به آن فرد حمله نکنید، چون با این کار فقط خطای او را تقویت خواهید کرد. تشویق و احترام به دیگران را ادامه دهید، همیشه لبخند بزنید و سرحال باشید، به سختی کار کنید و از داخل شدن به هرگونه گفتگوی بیخود و خبرچینی‌هایی که پیرامون‌تان روی می‌دهد اجتناب کنید.

از میان مقام‌های بالاتر برای خود حامی پیدا کنید

یکی از اولین کارهایی که برای دفاع از خودتان لازم است انجام دهید، پیدا کردن چند حامی و طرفدار است. این حامی‌ها هر چه بلند رتبه‌تر باشند، بهتر است. پیدا کردن پشتیبان و همراه قدر و موثر می‌تواند جلوی اقدامات منفی دشمنان‌تان را بگیرد. حتی اگر رقبای حسودتان احساس کنند توانایی درافتادن و دست و پنجه نرم کردن با شما را دارند، اما اگر پای یک شخص عالی‌رتبه‌تر هم وسط باشد و به عنوان حامی شما حضور داشته باشد، شاید دیگر اینقدرها مشتاق دردسر آفرینی نباشند.

چاپلوسی و خود شیرینی نکنید و خود را ضعیف و حساس جلوه ندهید. پشت درهای بسته به شیوه‌ای رسمی با حامی‌تان بنشینید و نگرانی‌های‌تان را در مورد موقعیت پیش آمده با او درمیان بگذارید و او را از هرگونه رشد و پیشامدی که دارید آگاه کنید.

هر گونه تخلف و سرپیچی را پیگیری کنید

برای هر تخلف و مقابله‌ای که فر حسود در رابطه با شما انجام داده، سند و مدرک جمع کرده و سعی کنید چند شاهد هم پیدا کنید. سعی کنید حرفه‌ای باقی بمانید؛‌اگر او رفتار زشتی کرد، مثل خودش جواب ندهید، ممکن است او هم به دنبال مدرک جمع کردن باشد. اگر ایمیل ناخوشایندی دریافت کردید، نگهش دارید و به آن جواب ندهید، اگر لازم شد موردی را پیگیری کنید این کار را شخصا انجام دهید.

به فرد حسود، برای عقب نشینی فضا بدهید

سعی کنید مخالف‌تان را در موضع دفاعی قرار ندهید، بلکه کاری کنید که هشدار بگیرد و ناامید شود. یادتان باشد؛ شما دارید تلاش می‌کنید تا از ضربه‌های بزرگ اجتناب کنید، پس هر وقت که ممکن شد به حسود فرصتی برای عقب نشینی بدهید.

از هرگونه اعتراف و تصدیق کوچکی برای کمک به بهتر شدن روابط‌ تان استفاده کنید. مثلا اگر فرد مخالف با شما برخلاف همیشه، خوش‌رفتار بود یا ژستی دوستان داشت، به او اعتماد کنید اما هشیار باشید و کورکورانه عمل نکنید. شاید او سعی دارد به شیوه‌ای که غرروش پایمال نشود، عذرخواهید کند. با تاخت و تاز و به رخ کشیدن، غرورش را نشکنید، مهربان و دلسوز باشید. اگر افراد دیگر از تلاش‌های صلح جویانه‌ی شما مطلع باشند، دست کم بابت اینکه هیچ کاری برای بهتر شدن روابط خود نکرده‌اید، سرزنش نخواهید شد.

در هر حال حرفه‌ای بمانید

کنار آمدن با همکاران حسود، موقعیت دشواری است که مایلید از آن اجتناب کنید. تلاش‌ کنید تا تیمی عمل کنید و قبل از اینکه حسادت‌ها تبدیل به مشکلات جدی شوند، آنها را خنثی کنید. از کینه ورزی و کشمکش‌های اینچنینی هیچ کس جان سالم به در نمی‌برد! رفتار حرفه‌ای‌تان را فراموش نکنید، یادتان باشد همه به شما نگاه می‌کنند و منش و روش‌های شما را ارزیابی می‌کنند، پس به هر قیمتی شده، در هر شرایطی حرفه‌ای باقی بمانید.

نکاتی برای کنار گذاشتن تنبلی

نکاتی برای کنار گذاشتن تنبلی

همه ما کارهایمان را به تعویق می‌اندازیم. گاهی این کار چیز بدی نیست اما اگر مراقب نباشیم می‌تواند مضر و آزار دهنده باشد. روش‌های زیر را برای مبارزه با تعویق انداختن کارها امتحان کنید تا بتوانید این دشمن کشنده را یک بار برای همیشه نابود سازید.

۱- بلند شوید و حرکت کنید.

یکی از بهترین راه‌ها برای تغییر رویه به تعویق انداختن کارها، تغییر چشم‌انداز است. به جای نشستن پای کامپیوتر یا تلویزیون در تمام مدت، بلند شوید، چند حرکت کششی انجام دهید، در جا بزنید، ورزش کنید و آنقدر حرکت کنید تا چارچوب ذهنتان تغییر کند.

۲- یادآورهایی را تنظیم کنید.

یادآور روزانه‌ (یا ساعتی) برای کاری که باید انجام دهید یا حداقل برای هدر ندادن وقت تنظیم کنید (مگر آنکه زمان اضافه برای هدر دادن داشته باشید). هم‌چنین می‌توانید یادآورهایی را تنظیم کنید که به شما نقل‌وقول‌های انگیزه‌بخش ارائه دهند.

۳- دوستی انگیزه‌بخش داشته باشید.

هیچ چیز مانند آن نیست که کسی را در کنار خود برای به واقعیت رساندن اهدافتان داشته باشید. اگر شروع به تعویق انداختن کارها کنید، یار انگیزه‌بخش‌تان شما را به بازی برمی‌گرداند.

۴- خود را مسئول بدانید.

می‌توانید این مورد را با اطرافیانتان یا حتی دوست انگیزه‌بخش‌تان انجام دهید. یک راه خوب این است که تغییرتان را به صورت عمومی و با صدای بلند اعلام کنید. شبکه‌های اجتماعی یا وبلاگ‌تان را به کار بگیرید، نامه بنویسید، هر کاری را انجام دهید که شما را برای انجام کار مسئول می‌کند.

۵- هر روز چیزی خلق کنید.

مهم نیست چه باشد. اثر هنری، عکس، ویدئو، ژورنال، هر چیزی که شما را وارد روحیه خلاقانه و وارد به کار کردن کند.

۶- زود از خواب برخیزید.

بهترین قسمت زود برخاستن، سکوت و آرام بودن آن است. می‌توانید به محض بیدار شدن بر روی چند کار بزرگ تمرکز کنید و مقدار زیادی کار را که در طول روز زمان زیادی می‌برند انجام دهید.

۷- زود بخوابید.

اگر زود نخوابید نمی‌توانید زود از خواب بیدار شوید و کارهایتان را انجام دهید. ما باید تجدید قوا کنیم. خستگی، راهی برای به تعویق انداختن کارهاست.

۸- همزمان همه چیز را تمیز و منظم کنید.

گاهی به هم ریختگی عظیمی را در زندگی می‌بینیم و کاری در مورد آن نمی‌کنیم، آن را به تعویق می‌اندازیم. اگر ۱۵ دقیقه از روز را به تمیز کردن اختصاص دهید (ایمیل، نظافت فیزیکی، وظایف و غیره)، کارهایی کمتری برای انجام باقی می‌ماند.

۹- تلویزیون را حذف کنید.

نشستن پای تلویزیون چیز خوبی نیست (تمام وقت). با خلاص شدن از آن با به تعویق انداختن کارها مبازره کنید.

۱۰- بازه‌های زمانی را برنامه‌ریزی کنید.

اگر می‌دانید که وظایفی برای انجام دادن دارید و باید وقت زیادی را روی آن‌ها بگذارید، تقویم خود را بیرون بیاورید و برای بازه‌های زمانی برنامه‌ریزی کنید. این موضوع باعث می‌شود برنامه کاری‌تان تنظیم شود و بتوانید بر به تعویق انداختن کارها فائق آیید.

۱۱- لیست وظایف را دنبال کنید.

بدون دانستن آنکه باید چه کار کنید، انجام دادن کارها سخت است. با خود لیست انجام وظایف داشته باشید تا بدانید که کار درست را در زمان درست انجام می‌دهید.

۱۲- ایمیل‌ها را چک نکنید.

یکی از بدترین کارها به هنگام انجام “کار”، چک کردن ایمیل است. این کار شما را در حالت “عدم فعالیت” قرار می‌دهد. در عوض، لیست کاری خود را بیرون بیاورید و ابتدا از یک کار بزرگ شروع کنید. چک کردن ایمیل‌ها را به بعد موکول کنید.

۱۳- شبکه‌های اجتماعی را حذف کنید.

فیسبوک، توئیتر، اینستاگرام، هر چیزی. آن‌ها را به کلی خاموش کنید تا بتوانید به تعویق انداختن را شکست دهید. بر کاری که در دست دارید تمرکز کنید.

۱۴- برای خود زمان مشخص کنید.

یک راه مناسب برای انجام کار، تعیین زمان مشخص مثلاً ۲۵ دقیقه کار کردن است. پس از این زمان استراحت کنید و برای زمان کوتاهی کاری را که دلتان می‌خواهد انجام دهید. سپس دوباره مدت زمان مشخصی کار کنید.

۱۵- پیگیری کنید.

یکی از بهترین راه‌ها برای آنکه بدانید وقت خود را چگونه صرف می‌کنید و زمان آزاد برای مقابله با به تعویق انداختن کارها بیابید، پیگیری کارهای خودتان است. اپلیکیشن‌هایی هستند که این کار را انجام می‌دهند. نقاط ضعف خود را پیدا کنید و آن‌ها را تغییر دهید.

۱۶- در صورت امکان کارهایی را به صورت خودکار درآورید.

اگر از انجام دادن دستی کارها با کامپیوتر نفرت دارید، هرگاه که توانستید کارها را به شکل خودکار درآورید. این کار باعث می‌شود زمان ذخیره کنید و تمرکز خود را بر موارد مهم‌تر و جالب‌تری بگذارید.

۱۷- ترس خود را بشناسید و با آن روبه‌رو شوید.

در اکثر مواقع، زمانی کاری را به تعویق می‌اندازیم که از آن ترس داریم. سعی کنید ترس خود را پیدا کنید و با آن رو‌به‌رو شوید. سپس می‌توانید کار کردن را شروع کنید.

۱۸- بدانید که هیچ چیز کامل نیست.

اگر نمی‌توانید کاری را انجام دهید مگر آنکه آن کار بطور تمام و کمال انجام شود، باید کره زمین را ترک کنید! هیچ چیز کامل نیست. چیزی واقعی و عالی ایجاد کنید. همین کار به اندازه کافی خوب است.

۱۹- اهداف روزانه تعیین کنید.

در ابتدای هر روز کارهایی را که می‌خواهید انجام دهید تعیین کنید. بعضی افراد می‌گویند سه کار. بستگی دارد کارها چه اندازه بزرگ هستند. برای خود حدی مشخص کنید.

۲۰- به خود مرخصی بدهید.

اگر در مبارزه با به تعویق انداختن کارها، دوران سختی را می‌گذرانید، به خود خیلی سخت نگیرید. به یاد داشته باشید شما انسان هستید و به استراحت نیاز دارید.

۲۱- خود را سرگرم کنید.

به تماشای فیلم، بازی یا موزه هنری بروید. دوری از کار راه مناسبی برای مبارزه با به تعویق انداختن است، چرا که باعث می‌شود انرژی خلاق خود را بازیابی کنید.

۲۲- کمتر کار کنید.

یک دلیل به تعویق انداختن کارها، سعی بر انجام کار زیاد است. پروژه‌های اصلی را تشخیص دهید و ابتدا آن‌ها را به انجام برسانید. در این صورت احساس غرق شدن نخواهید داشت و قادر هستید کارها را به خوبی انجام دهید.

۲۳- روزانه زمانی برای آرامش داشته باشید.

ما به طور مداوم در دنیال دیجیتال گرفتار شده‌ایم. به ندرت به موسیقی گوش می‌دهیم. این موضوع طاقت‌فرسا و استرس‌زا است و بر کار و زندگی ما اثرگذار است. روزانه حداقل ۱۵ دقیقه به خود زمان آرامش بدهید تا بتوانید تمرکز خود را بدست آورید.

۲۴- سازش نکنید.

فکر نکنید “تنبل هستید” و “همینی که هستید خواهید بود”. این درست نیست و اجازه ندهید که این گونه باشید. شما می‌توانید با تعویق انداختن مبارزه کنید.

نتیجه‌گیری

اگر قصد دارید به تعویق انداختن کارها را یک بار برای همیشه شکست دهید، می‌توانید از این ۲۴ روش کمک بگیرید. موردی که مطابق شرایط شماست انتخاب کنید و به کارتان برگردید.

راهکار های جلب اعتماد دیگران

راهکار های جلب اعتماد دیگران

همه ما در زندگی‌مان با آدم‌هایی روبه‌رو شده‌ایم که واقعا غیرقابل اطمینان بوده‌اند. همچنان که سن‌مان بیشتر می‌شود توانایی‌مان برای تمرکز روی روابط سالم‌تر افزایش می‌یابد و ارمغان این آگاهی برای ما شادی بیشتر و به عقب راندن ناملایمت‌هاست.

در عین اینکه می‌توانید تا سر حد ممکن به بیرون کردن آدم‌های غیرقابل اعتماد از زمین زندگی‌تان ادامه بدهید، هنوز ممکن است با فردی رو‌به‌رو باشید که در مسیر مثبت‌اندیشی و رشدتان سنگ‌اندازی می‌کند و آن فرد کسی نیست جز خودتان.حاضر به اقرار آن باشید یا نه، ممکن است به اندازه‌ای که دوست دارید آدم قابل اعتمادی نباشید، اما قابل اعتماد بودن یکی از مهم‌ترین ارزش‌هایی است که می‌توانیم روی آن کار کنیم.

گرچه نمی‌توان یک‌شبه به این ویژگی دست پیدا کرد، اما کارهایی هست که می‌توانیم از امروز به شکلی متفاوت انجام بدهیم تا به مرور به آدمی قابل اعتماد، قابل اطمینان و پایبند به اصول تبدیل شویم.

قابل اتکا باشید

به حرف‌هایی که می‌زنید عمل کنید. کار ساده‌ای به نظر می‌رسد اما هنوز آدم‌های بسیاری هستند که انگار نمی‌توانند سر حرف‌شان بمانند.دوستی دارم که بارها قرار ملاقات‌هایی را تنظیم می‌کند که ظرف چند روز آنها را بر هم می‌زند و یا اصلا پیگیرشان نمی‌شود. از طرف دیگر تا به حال قرار ملاقات‌های فراوان ناکامی با دوستان دبیرستانمان گذاشته‌ایم که برخلاف توافق همگی آنها برای آمدن، هرگز همگی سر قرار حاضر نشده‌اند.برای من آزاردهنده است که هر بار بخواهم حدس بزنم آیا کسی قرار را بر هم خواهد زد یا نه.

مساله باید به این سادگی باشد که قراری گذاشته‌ایم پس همدیگر را ملاقات خواهیم کرد اما اغلب در رابطه با آدم‌های غیرقابل اتکا، ماجرا به این شکل پایان نمی‌گیرد.حالا می‌دانم که به تمام قرارهای این دوستم باید با دیده تردید نگاه کنم و به جای آن اگر قرار است برنامه‌ای واقعا عملی شود باید تکیه‌ام روی برنامه لحظه آخر باشد.اما این وضعیت بسیار ناکام‌کننده است. خیلی آسان‌تر بود اگر او به حرفی که گفته بود عمل می‌کرد. برای اینکه قابل اعتماد باشید باید به آنچه می‌گویید عمل کنید و قابل اتکا باشید.

صادق باشید

گاهی گفتن حقیقت و روراست بودن کار دشواری است. اما اگر قرار است آدم قابل اعتمادی باشید ضروری است که این‌طور رفتار کنید.

به قول‌ها، هرچند کوچک، وفا کنید

وقتی به کسی قولی می‌دهید، لازم است برای آن حرمت قائل شوید، مهم نیست که از نظر شما آن قول چقدر ناچیز بوده است. اگر قول داده‌اید که مسابقه ورزشی دوست‌تان را تماشا خواهید کرد، این کار را بکنید. حتی اگر حدس می‌زنید این کار به معنی تماشای دو ساعت از کسل‌کننده‌ترین بازی‌های ممکن باشد. باید به قولی که داده‌اید وفا کنید. فراموش نکنید که ممکن است همراهی شما بیش از آنچه فکر می‌کنید برای دوست‌تان مهم باشد.اگر کسی مساله محرمانه‌ای را با شما در میان گذاشت آن را برای دیگران آشکار نکنید.

به قول‌هایتان وفادار بمانید و اطلاعاتی را که با شما در میان گذاشته‌اند پیش خودتان نگه دارید. اگر عادت نداشته باشید که به محض دریافت اطلاعاتی که به شما سفارش کرده‌اند محرمانه نگهشان دارید، آنها را پخش نکنید آدم‌ها احترام فوق‌العاده‌ای برایتان قائل خواهند بود.اغلب اوقات آدم‌ها تنها می‌خواهند اطلاعات را به عنوان امانت به دیگری بسپرند تا احساس کنند با او ارتباط برقرار کرده‌اند. برای اینکه آدم قابل اعتمادتری باشید همان فرد قابل اطمینان و صادقی باشید که می‌تواند رازها را نگه دارد.

به اصولی پایبند باشید

آدم‌های قابل اعتماد اصول اخلاقی سفت‌وسختی دارند و پای این اصول می‌ایستند. اگر بین ارزش‌هایی که برایتان اهمیت دارند و ارزش‌هایی که اهمیت ندارند نوسان‌ کنید، به چشم دیگران آدم متقلب و غیرقابل ‌اعتمادی خواهید بود.برای مثال اگر از نظر شما وفاداری ارزش اخلاقی بسیار مهمی در یک انسان است، پس خودتان باید در عمل این وفاداری را نشان بدهید. اساسا، شما باید به اصولی که برای خود دارید عمل هم بکنید.

سخن‌چینی را کنار بگذارید

این پیشنهاد به قدر کافی شفاف است، اگر می‌خواهید آدم قابل اعتمادتری باشید بدگویی پشت سر آدم‌ها را متوقف کنید. ما دیگر کودکانی کم سن و سال نیستیم، اگر با کسی مشکلی دارید به اندازه کافی با فکر رفتار کنید که بتوانید رودررو هم با آنها صحبت کنید. اگر موضوع به آن مهمی نیست که بخواهید مستقیما با خود او صحبت کنید پس احتمالا از همان اول هم نباید با فرد دیگری این مساله را در میان می‌گذاشتید.سخن‌چینی منحصر به بدگویی پشت سر آدم‌ها نیست.

به طور کلی سخن‌چینی یعنی حرف زدن از اطلاعات بی‌فایده. چه اهمیتی دارد که همکارتان چند نوع رژیم را امتحان کرده و لاغر نشده است؟ این موضوعی نیست که بخواهید هنگام صرف ناهار به آن بپردازید. راستش را بخواهید عادت‌های غذایی همکار‌تان اصلا به شما ربطی ندارد.در عوض سعی کنید درباره موضوعی هوشمندانه صحبت کنید.

راهکارهای دیگر

علاوه بر موارد کلی‌تر که پیش‌تر به آن پرداختیم و می‌توان با تمرین آنها به آدم قابل اعتمادتری تبدیل شد راهکارهای جزئی‌تری نیز برای رسیدن به این منظور وجود دارد. برای مثال، اگر با آدم‌های خوب، زمان بیشتری بگذرانید احتمالش کمتر است که بخواهید کارهای آدم‌های غیرقابل اعتماد مانند سخن‌چینی یا شکستن قول‌هایتان را انجام بدهید، زیرا آدم‌هایی شما را احاطه کرده‌اند که این رفتارها را تحمل نمی‌کنند.

اگر با آدم‌های مثبتی رفت‌و‌آمد داشته باشید که آنها نیز قابل اعتماد و صادقند، با احتمال بیشتری رفتار شما به بازتابی از رفتار آنها تبدیل خواهد شد. مضاف بر این بفهمید که دیگران واقعا درباره شما چطور فکر می‌کنند. می‌توانید رک و راست از آدم‌های زندگی‌تان بپرسید شما را تا چه اندازه قابل اعتماد ارزیابی می‌کنند.

مراقب باشید چون ممکن است پاسخی صادقانه و در عین حال تند دریافت کنید. اما حتی اگر این اتفاق افتاد این بازخوردها را بپذیرید و با آن مخالفت نکنید. بهترین کاری که می‌توانیم انجام بدهیم درس‌گرفتن از اشتباهاتمان و تلاش برای ارتقای فردی است. با اینکه قابل اعتماد بودن به تلاش فراوان احتیاج دارد اما همان ویژگی‌ای است که آدم‌ها می‌خواهند در دیگری ببینند و تلاش می‌کنند که خودشان به آن دست پیدا کنند.ممکن است برای تبدیل شدن به آدمی قابل اعتماد و اطمینان به کمی زمان احتیاج داشته باشیم، اما وقتی آگاهانه در این راه قدم برداریم و ویژگی‌های آدم‌های قابل اعتماد را به خاطربسپاریم، به زودی به آدمی تبدیل خواهیم شد که برای همه افرادی که ما را می‌شناسند مورد احترام و اعتماد خواهیم بود.

آینده تان را چگونه تضمین کنید؟

آینده تان را چگونه تضمین کنید؟

فارغ از این که چقدر احساس می کنیم طبع بلند داریم، بیشتر ما باید برای پرداخت قبض ها و صورت حساب های مان کار کنیم. پس مهم است که شغل مان را دوست داشته باشیم اما آیا این قدر شغل تان را دوست دارید که برای بیست سال آینده انجامش دهید؟ اگر نه، چه چیزهایی را می توانید تغییر دهید تا این سال های کاری را ثمربخش، پر منفعت و حتی لذت بخش و شاد کنید؟

1. نسبت به چه چیزی عواطف شدید بروز می دهید؟ چه چیزی شما را هیجان زده، تشویق یا عصبانی می کند؟ چه چیزی علاقه شما را بر می انگیزد؟ همان چیز شغل و پیشه شماست. این اولین سوال خوبی است که می توانید از خودتان بپرسید.

2. به تمجید دیگران از خودشان توجه کنید. بی توجهی به حرف های مهربانانه دیگران، وقتی می توانند درباره مهارت های شما حرف بزنند و شما را به شغل بعدی تان هدایت کنند، کار ساده ای است.

آیا شما یک شنونده مادرزاد هستید یا کسی که افراد را وادار به تعریف و تمجید می کند؟ آیا توجه تان به جزییات حیرت انگیز است یا یکی از رهبران زندگی هستید؟ همه اینها اهمیت دارند.

3. کارتان را نزدیک به سبک زندگی تان طراحی کنید. اگر قرار است در سال های بعد شروع به کار کنید، کاری بیابید که با نحوه زندگی تان متناسب باشد. اگر چنین کاری وجود ندارد، آیا می توانید برای خود پیشه ای راه بیندازید؟ یک مدیر فروش می شناسم پنجاه ساله بود که تصمیم گرفت رفت و آمد روزانه را کنار بگذارد. خودش می گفت دنبال توازن بین کار و زندگی بودم که حقوق و پاداش خوبی بدهد. نتیجه این شد که یک شرکت خدمات نظافتی را راه اندازی کردم.

4. دنبال مشاغل «همیشه شکوفا» باشید. نگرانید که مهارت های تان نامربوط و منسوخ شوند؟ برای شغلی آماده شوید که همیشه وجود دارد. مردم به کسانی نیاز دارند که از آنها نگهداری کنند (مثل آرایشگر، تعمیرکار و …) و چون زندگی های ما روز به روز بیشتر در دنیای مجازی فرو می رود، به کسانی نیاز داریم که در مدیریت این امور به ما کمک کنند.

اگر نمی توانید تصور کنید در سنین بالاتر بتوانید به شغل کنونی خود بپردازید، حتی اگر هفتاد سال دارید، حالا وقت انجام کار دیگری است.

5. به روحیه کارآفرینی دیگران بچسبید. به دنبال رکود اقتصادی، رشد عظیمی در میان افرادی که شروع به کسب و کار خود کرده اند مشاهده می شود. حمایت از موفقیت دیگران زمین محکمی است. شما شاید یک کارآفرین شکوفا نباشید، یا نمی خواهید که باشید، اما کارآفرین ها به کسانی نیاز دارند که زندگی شان را سامان دهند، امور مالی و نگهداری از فرزندان مثال های عمده ای از این دست هستند.

6. از رودخانه نپرید، در آن پا بگذارید. اگر ممکن است شغل فعلی تان را نیمه وقت کنید تا کسب و کار خودتان را راه بیندازید یا این که می توانید تعطیلات خود را با یادگیری آنلاین یا با تجربه ای کاری بگذرانید – امروزه این کارها فقط مخصوص نوجوان ها نیست. چرا سراغ دوره های آموزشی پاره وقت یا از راه دور که با کار فعلی تان هم سازگار باشد نروید، تا از نظر مالی بی پناه نمانید؟

7. توانایی «مجازی» بودن را در خود بپرورانید. اگر جهان مجازی را با آغوش باز نپذیرید، ممکن است در توانایی تان در تضمین آینده خود خلل ایجاد کنید. این شامل موارد متعددی می شود، از مشارکت در شبکه های اجتماعی تا داشتن یک وب سایت عالی. اگر خودتان نمی دانید جستجوهای تان یک نفر را پیدا کنید که به شما بگوید.

8. مثل بچه ها برنامه نویسی کنید. همه ما دیده ایم که ماشین ها چطور جای کارگرانی مثل کارمندان بانک یا مسئول صدور برگ های خروج از کشور را در فرودگاه گرفته اند. یادگیری مهارت های دیجیتال، مثل کدنویسی، کمک می کند که فهم عمیق تری درباره فناوری های دیجیتال داشته باشید و همچنین به شغل های جدید برسید. کدنویسی و صنایع دیجیتال فقط برای بچه ها نیستند!

کار آفرینانی موفق که مشکلات ذهنی دارند

کار آفرینانی موفق که مشکلات ذهنی دارند

نام افرادی که در این لیست آمده است کارآفرینان و رهبران موفقی هستند که آوازه آن ها در تمام دنیا پیچیده است. اما این انسان های موفق علیرغم شهرتی که دارند با یکسری بیماری های ذهنی دست و پنجه نرم می کنند. شاید خواندن این مطلب درک شما را نسبت به سلامت ذهن تغییر دهد.

استیو جابز

اگر تا به حال بیوگرافی استیو جابز را خوانده باشید متوجه شده باشید که کار کردن با او غیرممکن بوده است. استیو جابز از اختلال شخصیتی وسواس فکری عملی رنج می برد و همین بیماری باعث می شد نسبت به شرکا و کارمندهایش بیش از اندازه ریزبین و ایرادگیر باشد.

هوارد هیوز

هوارد هیوز موفق ترین کارآفرین، سرمایه گذار، هوانورد، مخترع، بشردوست و فیلمساز آمریکایی بود که مانند استیو جابز از بیماری وسواس فکری عملی رنج می برد.

استی لادر

استی لادر محصولی را تولید کرد که هنوز هم یکی از معروف ترین برندهای آرایشی در دنیاست. مشکلی که پیدا کرده بود این بود که دائما صورت مردم را لمس می کرد. حتی هنگامی که بیرون می رفت صورت غریبه ها را لمس می کرد.

هنری فورد

فورد برای غلبه بر بیماری خوانش پریشی (ناتوانی در خواندن) هر عملی را چندین بار تکرار می کرد تا تبدیل به عادت می شد. این بیماری در افراد درجه های مختلفی دارد و با وجود این که هوش نرمالی دارند در سریع خواندن و نوشتن کلمات مشکل دارند. همین تمرین ها به او کمک کرد تا توانایی هایش شکوفا شده و یکی از مشهورترین و موفق ترین شرکت ها را تاسیس کند.

توماس ادیسون

همه ما ادیسون را به عنوان یک دانشمند می شناسیم اما کمتر کسی می داند که او با مشکل خوانش پریشی خود غلبه کرده است تا بتواند کمپانی برق را راه اندازی کند.

ریچارد برانسون

ریچارد برانسون معروف ترین کارآفرین موفقی است که با مشکل خوانش پریشی دست و پنجه نرم می کند. او نخستین موفقیتش را از سرمایه گذاری در مجله ای به نام دانش آموز آغاز کرده و تا کنون که صاحب یک برند بین المللی به نام ویرجین است. برانسون می گوید خوانش پریشی باید به عنوان نشانه استعداد بالقوه در نظر گرفته شود.

جیمی الیور

اختلال خوانش پریشی جیمی الیور مشهورترین سرآشپز و کارآفرین دنیا را متوقف نکرده است و آشپزخانه و رستوران های جیمی به شهرت جهانی رسیده است. باورکردنش سخت است اما جیمی نخستین کتابش را در سن ۳۸ سالگی خوانده است.

اینگوار کامپراد

اینگوار موسس ایکیا شرکت معروف لوازم خانگی سوئدی  زمانی بزرگ ترین خرده فروش مبلمان را تاسیس کرد که از مشکل خوانش پریشی رنج می برد.

چارلز شواب

چارلز شواب تاجر و سرمایه گذار میلیاردر آمریکایی در نکته برداری در مدرسه مشکل داشت و انگلیسی را دو بار مردود شد. او از مشکل خود آگاه نبود تا زمانی که تشخیص داده شد پسرش هم به این مشکل گرفتار شده است.

درست است که این افراد از مشکلاتی رنج می بردند اما همچنان برای رسیدن به رویاهای شان پافشاری می کردند. بیماری های ذهنی و اختلالات شناختی در میان مردم شایع است و میلیون ها نفر در دنیا هستند که از مشکلات ذهنی رنج می برند.

آمارهای اخیر نشان داده است نیمی از کارآفرینان موفق دچار چنین مشکلاتی هستند که ممکن است دلیلش فشار و استرسی باشد که حرفه شان ایجاد می کند.

نقش بازاریابی دیجیتال در رشد کسب و کار چیست؟

نقش بازاریابی ذیجیتال در رشد کسب و کار چیست؟

برای ایجاد تغییر در دنیای کسب و کار آنلاین امروز، عوامل مختلفی باید دست به دست هم دهند. از این رو چندین روند بازاریابی دیجیتال در کنار هم کسب و کار را تقویت کرده و به رشد آن سرعت می‌بخشند. به عنوان مثال توسعه گوشی‌های هوشمند تلفن همراه باعث پرطرفدار شدن شبکه‌های اجتماعی و مجازی شده است. در کنار آن، افزایش کیفیت دوربین‌های تلفن همراه نیز موجب افزایش محتوای تولید شده توسط کاربر در شبکه‌های اجتماعی مختلف شده است.

وای فای‌های سریع و ارزان قیمت، امروزه به اندازه جریان الکتریسیته اهمیت یافته‌اند و …. تمام این پیشرفت‌ها نیز موجب انتقال ویدیوها از داخل کامپیوترهای شخصی به گوشی‌های تلفن همراه شده است. در این مطلب با چند مورد روند بازاریابی دیجیتال و نقش آن‌ها در رشد کسب و کارها آشنا می‌شویم.

۱) رشد درآمد و قدرت

سیستم‌های عامل، اپلیکیشن‌ها و ابزارهای مختلفی برای ایجاد، کنترل و بازاریابی برندها وجود دارند. در این میان گوگل بیشترین سهم را در تسریع روند بازاریابی دیجیتال دارد. مدیران گوگل برنامه ریزی کرده‌اند تا بتوانند ۴۰/۷% درآمد خود را از طریق بازاریابی دیجیتال ایالات متحده کسب کنند. این درآمد به منظور توسعه استراتژی بازاریابی صرف ایجاد شبکه‌های اجتماعی، استارت آپ‌ها و اجرای کمپین‌ها خواهد شد.

۲) ضرورت بازاریابی آنلاین

ظهور شبکه‌های اجتماعی باعث افزایش حضور افراد در اینترنت شده است. به عنوان مثال تا چند سال پیش تعداد رقبا در بازی‌های آنلاین اندک بوده و این بازی‌ها بسیار ساده بودند. تعداد شبکه‌های مجازی اجتماعی محبوب نیز اندک بود. از این رو هر فردی به راحتی با قرار دادن چند مطلب، تعداد مخاطبان خود را افزایش می‌داد. اما امروزه شرایط پیچیده‌تر شده است.

امروزه تعداد شبکه‌های اجتماعی، روش‌های موجود برای تبلیغات و روش‌های تولید محتوا افزایش یافته‌اند. به علاوه رسانه‌هایی نیز که در گذشته برای تولید محتوا استفاده می‌شدند، آنالوگ بودند مثل پرینتر، رادیو و تلوزیون. اما امروزه از اینفوگرافی، گیف‌ها و … برای این منظور استفاده می‌شود. که همه این موار بیانگر رشد روند بازاریابی دیجیتال می‌باشند.

۳) رشد هوش مصنوعی

ظهور هوش مصنوعی در بازاریابی برای برخی افراد جذاب و برای برخی نگران کننده است. بخش نگران کننده این رشد، جایگزینی ماشین‌ها به جای انسان‌هاست. زیرا در چنین شرایطی فرصت‌های شغلی برای افراد کاهش می‌یابد. از طرفی با توسعه و رشد هوش مصنوعی انجام کارهای تکراری و یکنواخت دیگر توسط انسان‌ها انجام نمی‌شود که این همان قسمت جذاب داستان است.

همانگونه که می‌دانید از چند دهه پیش استفاده از کامپیوترهای شخصی، اینترنت، فضای مجازی، ربات‌ها و گوشی‌های هوشمند تلفن همراه به یکی از ضروریات زندگی در عصر جدید تبدیل شده است. وجود همه این تکنولوژی‌ها و سرگرمی‌ها روند بازاریابی دیجیتال و کسب و کارها را دگرگون کرده است. همچنین توسعه این تکنولوژی‌ها سبب شده است که امروزه همه ما ویدیوهایی بسازیم، عکس‌های سلفی بگیریم، مطالبی را بنویسیم و آن را با میلیون‌ها نفر به اشتراک بگذاریم.

چرا امروزه به “ماشین‌ها” نیازمندیم؟

امروزه حجم محتوا بسیار زیاد است. از سوی دیگر نیز حجم اطلاعات به صورت تصاعدی در حال افزایش است. برای مدیریت این حجم از داده به هوش مصنوعی و ماشین‌هایی با قدرت پردازش قوی نیازمندیم. این بدان معنی است که باید بازاریابی به کمک هوش مصنوعی انجام گیرد. بازاریابی هوش مصنوعی در سه مرحله صورت می گیرد: جمع‌آوری، علت‌یابی و عمل.

جمع‌آوری: حجم اطلاعاتی که بازاریابان با آن مواجه می‌شوند بسیار زیاد است. از این رو برای عملکرد صحیح در بازاریابی به کامپیوترها برای مواجهه و جمع٬آوری این اطلاعات نیاز است.
علت‌یابی: هوش مصنوعی می‌تواند به مقدار زیادی از اطلاعات در مقیاس بالا، مفهوم بخشد.
عمل: از این مفاهیم برای تولید محتوا و ارسال پیام برای پیشبرد اهداف بازاریابی استفاده می‌شود.

رشد هوش مصنوعی یکی از عوامل بهبود روند بازاریابی دیجیتال است.

ضرورت بازاریابی از طریق هوش مصنوعی

بر اساس تحقیقات انجام شده، بازاریابی هوش مصنوعی بینش، آنالیز و تبیین چشم اندازها را قدرت و سرعت می‌بخشد.

۴) ضرورت پرداخت هزینه برای بازاریابی دیجیتال

بازاریابی دیجیتال مجانی نیست. هر چند برخی شبکه‌های اجنماعی که برای اهداف بازاریابی مورد استفاده قرار می‌گیرند، برای مدت محدودی ممکن است رایگان باشند. اما بعد از مدتی امکان استفاده رایگان از آن‌ها سلب می‌گردد. اگر نگاهی به تاریخ بازاریابی داشته باشیم می‌بینیم که در دهه نود میلادی کمپانی یاهو از سایت خود برای بازاریابی دیجیتال استفاده کرد. از همان زمان ضرورت امر بازاریابی دیجیتال برای جذب مشتری مورد توجه همگان قرار گرفته است.

در اوایل سال ۲۰۰۰ کمپانی گوگل یک گزینه جدید را برای کاربران خود ارائه کرد. این گزینه جدید “جستجوی تبلیغات” است. جستجوی تبلیغات این امکان را برای کاربران خود فراهم کرده است که به جستجوی تبلیغات‌هایی که در سطح اینترنت موجود هستند، بپردازند. هر چند بازاریابی آنلاین در ابتدا هزینه کمی داشته است. اما امروزه صاحبان شبکه‌های مجازی از طریق رشد روند بازاریابی دیجیتال درآمد زیادی به دست می‌آورند.

۵) پخش ویدئوی زنده

امروزه پخش ویدئوی زنده پرطرفدارترین روند بازاریابی دیجیتال محسوب می‌شود. شبکه‌های مجازی بسیاری، این امکان را برای کاربران فراهم کرده‌اند. هر چند برخی افراد ویدئوهایی متعدد و کم حجم را به صورت زنده پخش می‌کنند که محتوای کارآمدی ندارند. و از محبوبیت ویدئوهای زنده می‌کاهند. اما فراموش نکنید که هیچ گاه کمیت جای کیفیت بالا را نمی‌گیرد.

۶) ظهور و رشد الگوریتم‌ها

الگوریتم‌های گوگل اولین ماشین‌هایی هستند که لیست نتایج جستجو را کنترل می‌کنند. امروزه از الگوریتم‌هایی برای فیلتر کردن ایمیل‌های دریافتی استفاده می‌شود. از این رو معمولا پیام‌هایی که محتوای تبلیغاتی دارند در پوشه‌ای جداگانه ذخیره می‌شوند. در مقابل بازاریابان عصر دیجیتال تمایل دارند محتوای تبلیغات آن ها در صدر لیست موتورهای جستجو و ایمیل‌ها قرار بگیرد. از این رو رقابت تنگاتنگی بین بازاریابان دیجیتال و صاحبان شبکه‌ها وجود دارد.

۷) فعالیت برای بازاریابی موثر

وب‌سایت‌های اجتماعی مطالب زیادی را در سطح جهانی منتشر می‌کنند. وبلاگ نویسان محتوای مختلفی در زمینه‌های مد، غذا و… تولید می‌کنند. از طریق تولید محتوا، صفحات مجازی کسب و کارها، پرطرفدارتر می‌شود. مخاطبان نیز بر پایه اعتبار و اعتمادی که از طریق تولید محتوا ایجاد شده، نسبت به برند موردنظر وفادار می‌مانند.

این نکته نیز قابل چشم‌پوشی نیست که هر چه کمیت مطالب منتشر شده در اینترنت افزایش یابد، بازاریابی دیجیتال و جذب مشتری دشوارتر می‌شود. امروزه برندها برای افزایش مشتری و طرفداران خود هزینه‌ی زیادی پرداخت می‌کنند.

راه‌حل

در این بخش، چند راهکار برای مدیریت روند بازاریابی دیجیتال، در این دنیای پر تغییر را بیان می‌کنیم:

از ابزارهای هوش مصنوعی غافل نشوید.
از اتوماسیون برای مدیریت و آمارگیری استفاده کنید.
ضرورت آموزش و یادگیری مداوم را فراموش نکنید.
قبل از پیاده‌سازی الگوریتم‌ها و انجام اقدامات جدید، حتما آزمایش‌های کافی انجام دهید.
داستان کسب و کارتان را در فضای مجازی بیان کنید.

هیچ گاه دست از خلق کردن، استنتاج کردن و بازسازی برندارید. زیرا این عوامل مهمترین راه رسیدن به موفقیت است.

با ریسک کردن به سمت کارهای جدید بروید

با ریسک کردن به سمت کارهای جدید بروید

شاید بار ها شنیده اید که راز موفقیت این است که تمام توان و زمانمان را پای کاری بگذاریم که در آن استعداد داریم. این موضوع کاملا غلط نیست، شما به موفقیت دست خواهید یافت. اما آیا با این کار از تمام توانتان استفاده کرده اید؟

بله، از لحاظ کاری این درست است. ممکن است برای مثال هر آنچه که درباره ی کدزنی وجود داشته باشد را بدانید، اما اگر قدمی برداشته و از کمی دورتر به زندگی خود نگاه کنید، آیا به نظرتان کامل و بی نقص است؟

من در طول هفته از ساعت ۹ تا حدود ۶ در یک دفتر کار می کنم. کاری که میزان زیادی از آن به لپ تاپم وابسته است. با اینکه مجذوب کار هایی هستم که برایم جذابند، اعتراف می کنم که بیشتر روزم جلوی کامپیوتر سپری می شود که ایرادات خود را دارد. برای مثال من در حال حاضر برای دیدن مسافت های به دورتر به عینک احتیاج دارم.

برخی مواقع بروید سراغ کارهایی که در آن خوب نیستید

باور رایج امروزه این است که مردم به طور غیر ارادی، خود را همراه با دوستانشان و آدم هایی که از نظرهای سیاسی و اجتماعی مشترکی با خود دارند در یک حباب قرار می دهند. این نشان می دهد که ما چقدر راحت می توانیم ارتباط خود را با محیط اطرافمان قطع کنیم.

تخصص در یک کار می تواند به شما جهت دهد اما اگر مراقب نباشید انجام دادن تنها یک کار که در آن مهارت دارید ممکن است شما را کور کند. ممکن است به این فکر کنید که اختصاص دادن زمان خود به نقاط قوتتان شما را قوی تر می کند اما این قضیه لزوما حقیقت ندارد.

تحقیقات نشان داده که اگر یک فرد راست دست از دست چپ خود در فعالیت های روزانه بیشتر استفاده کند، فعالیت مغز وی بیشتر می شود. تنها یک نیم کره از مغز ما هنگامی که از یک دست خود استفاده می کنیم فعال می شود اما هنگام استفاده دست کم فعال تر هر دو نیمکره ی مغز ما فعال می شود.

دانشمندان علوم اعصاب برجسته ی Jaeggi و buschjuhel به این ننتیجه رسیده اند که افزایش حافظه ی فکری شما با انجام دادن بازی های فکری در ساعاتی معین (مانند سودوکو و بازی های فکری ای که در آن یک طرح خاص را پیدا می کنید) می تواند در دراز مدت روی هوش سیال شما تاثیر داشته باشد. مشابه این قضیه در ورزش هم به چشم می خورد. بسیاری از مربی های تیم های ورزشی از آن ها می خواهد تا ورزش های دیگری مانند یوگا را هم تجربه کنند حتی اگر به طور مستقیم اثری روی ورزش اصلی بازیکنان نداشته باشد.‬

نمی خواهم بگویم که به هر نحوی باید جلوی مهارت اصلی خود را بگیرید. به جای آن در باقی ساعات روز خود را صرف افزایش مهارت و دانش خود در جهت بهتر شدن مهارت اصلی خود کنید. به این علت که اگر در کاری خوب نیستید، احتمالا همان کار می تواند شما را به تعادل برساند.‬

افرادی که با عدد و رقم سر و کار دارند خوب است که مثلا به کلاس های هنری بروند. افرادی که به طور حرفه ای ورزش می کنند جالب می شود اگر به مدیتیشن های نشسته بپردازند. افراد درونگرا دفعه ی بعدی که به یک کافی شاپ رفتند با باریستای خود کمی گپ بزنند.

مهم نیست اگر به شدت در این کار ها بد هستید. اتفاقا نکته ی اصلی همین است. استاد یوگای من همیشه می گوید: اگر در یک حرکت تعادل خود را از دست دادید، اتفاق خوبی است چرا که نشان می دهد که دارید نورون های جدیدی را برای ساخت راهی برای حافظه عضلات خود می سازید. تلاش شما راه های زیادی را برای شما باز خواهد کرد. هم از نظر فکری و هم فیزیکی. باشد که با این کار به مهارت های جدید و نگرشی جدید و موفقیت در شکست ها برسیم.‬

این فعالیت ها را تک تک وارد برنامه ی خود کنید. با اینکه این کار راحت نیست اما با قدم های کوچک، به مرور “من نمی توانم” هایتان به “من می توانم” تبدیل خواهد شد. با تمرین شاید به مراحل عالی نرسید اما به شما شجاعت خواهد داد. چرا که هنگامی که تلاش می کنید تا در کاری که می دانید در آن خوب نیستید تلاش کنید، دو اتفاق ممکن است بیافتد: به هدف خود نمی رسید، اما چند راه برای بهتر شدن خود یاد گرفته اید و دوباره تلاش خواهید کرد.

یا با وجود تمام سختی ها به هدف خود می رسید و حس شیرین غرور و موفقیت را تجربه خواهید کرد. مهم نیست کدام اتفاق بیافتد، به هر حال به شما حس قدرت دست خواهد داد چرا که شما کاری را انجام دادید که هیچ وقت حتی فکر انجام دادنش را هم نمی کردید.‬

زندگی درباره ی این نیست که سریع تر، باهوش تر، خوش سیما تر، پولدار تر یا محبوب تر از دیگران باشید. آنچه اهمیت دارد این است که راهی هرچند کوچک پیدا کنید تا به نمونه ای بهتر از خود دیروزتان برسید. ‬

ترفندهایی برای بزرگتر نشان دادن اتاق

ترفندهایی برای بزرگتر نشان دادن اتاق

برای بزرگ تر کردن اتاق نمی توانیم دیوارها را عقب بکشیم اما می توانیم با توهمات نوری کوچک ترین اتاق ها را بزرگ تر جلوه بدهیم.

در یک محیط روشن کف پوش رنگی دیوارها را از هم دورتر نشان می دهد و باعث می شود اتاق بلندتر و وسیع تر دیده شود.

اگر علاوه بر کف اتاق برای سقف اتاق هم یک رنگ روشن انتخاب کنید فضا وسیع تر نشان داده می شود. به علاوه باعث می شود سقف کوتاه تر دیده شود.

انتخاب یک رنگ مشابه برای دیوار عقب و کف اتاق فضا را بزرگ تر نشان می دهد.

انتخاب یک رنگ مشابه برای دیوار عقب و سقف اتاق فضا را وسیع تر نشان می دهد اما عمق اتاق را کم تر می کند.

روش دیگر برای بیشتر کردن فاصله دیوارها از هم این است که عمق اتاق را کم کنیم و برای این کار یک رنگ روشن برای جلوه دادن به دیوار عقب اتاق انتخاب کنید.

و بالعکس می توانیم عرض اتاق را کم کرده و عمق آن را بیشتر کنیم. و برای این کار یک رنگ اشباع شده برای برجسته کردن دیوارهای کناری انتخاب کنید.

اگر سقف اتاق کوتاه است یک رنگ روشن برای دیوارهای کنار و دیوار عقب اتاق انتخاب کنید. این کار از عمق و عرض اتاق کم می کند و در عوض سقف اتاق را بلندتر نشان می دهد.

برای وسیع تر کردن اتا نیاز نیست که فقط از رنگ های روشن استفاده کنید بلکه از کاغذ دیواری های طرح دار هم می توان استفاده کرد. برای بزرگ تر کردن اتاق از کاغذ دیواری های روشن با طرح های ریز استفاده کنید.

سقف بعضی اتاق ها زیادی بلند است. طرح های راه راه افقی سقف را کوتاه تر نشان می دهد و به علاوه عمق اتاق را هم کمتر می کند.

و بالعکس کاغذ دیواری راه راه عمودی سقف را بلندتر نشان می دهد.

4 کشور هوشمند در دنیا

4 کشور هوشمند در دنیا

با توجه به تغییرات سریع و مهم اقتصادی و زیست محیطی در سطح جهان، شتاب فزاینده پیشرفت های فناوری موجب شده مقامات و مسئولان شهری برای فائق آمدن بر مشکلاتی مانند تغییرات آب و هوایی، شلوغی و ترافیک شهرها و جمعیت پا به سن گذاشته خود به دنبال راهکارهای جدیدی باشند. هرچه شهرها بهتر و بیشتر از فناوری های پیشرفته برای مقابله با این مشکلات استفاده کنند، می توان آنها را هوشمندتر تلقی کرد. در ادامه به چند شهری اشاره می شود که براساس گزارش های مختلف در زمینه مدیریت شهری، می توان آنها را در زمره موفق ترین شهرها در هوشمندسازی معرفی کرد.

1. سنگاپور

«سنگاپور» (پایتخت کشور جمهوری سنگاپور) که یکی از مراکز مهم تجاری و مالی در جهان به شمار می آید، در حال حاضر می تواند نام هوشمندترین شهر در جهان را نیز به خود اختصاص دهد. این شهر عمده فعالیت های خود را با اتکا به فناوری های پیشرفته انجام می دهد. سنگاپور این هدف را دارد که به اولین کشور هوشمند در جهان تبدیل شود.

تقریبا هر فعالیتی در این شهر، توسط حسگرهایی نظارت می شود که شرکت های خصوصی آنها را ارائه کرده و هدف آن ها جمع آوری مجموعه فراوانی از اطلاعات است. این اطلاعات از سوی برنامه ای به نام «سنگاپور مجازی» بررسی می شود؛ مقامات سنگاپور با کمک این برنامه بهترین راهکارها را برای مدیریت شهر پیدا می کنند.

برخی از این فعالیت ها مانند نظارت بر محل های پارک خودرو، چراغ های راهنمایی کارآمد و سیستم دفع زباله از سوی مسئولان شهری انجام می شود و برخی از این فناوری ها نیز توسط شرکت های خصوصی در اختیار مردم قرار می گیرد؛ برای مثال حسگری به صورت داوطلبانه در اختیار افراد مسن قرار می گیرد که در صورتی که چند ساعت فعالیت یا حرکتی نداشته باشند.

پیام هشداری به بستگان آنها فرستاده می شود. «درمان از راه دور» نیز یکی دیگر از سیستم هایی است که به بیماران اجازه می دهد بدون خروج از خانه، از طریق صفحه های ویدئویی با پزشک خود ارتباط برقرار کنند.

با این حال یکی از مسائل مهم این است که بخش زیادی از این اطلاعات شخصی است و یکی از نگرانی های مهم درباره شهرهای هوشمند، مقوله حریم شخصی شهروندان است؛ در همین زمینه، سنگاپور در سال های اخیر متعهد به شفافیت بیشتر و شناسایی نگرانی ها در این زمینه شده است.

2. بارسلون

در سال های اخیر «بارسلون» مشکلات فراوانی در زمینه جمعیت پا به سن گذاشته و رکود محلی خود داشته است؛ بر همین اساس مسئولان این شهر سعی کرده اند با کمک فناوری های پیشرفته، زیرساخت های آن را ارتقا بخشند و مشاغل جدید ایجاد کنند. علاوه بر محل های پارک هوشمند و سیستم های ترافیکی، این شهر در زمینه انرژی نیز روش های منحصر به فردی دارد.

بارسلون در مقایسه با تمام شهرهای پیشرفته، میزان بیشتری از نور خورشید را دریافت می کند و توانسته با راهکارهایی بهترین استفاده را از این مزیت ببرد.

در سال 2000 تمام ساختمان های این شهر برای تولید آب گرم مورد نیاز خود ملزم به استفاده از سیستم های خورشیدی شدند. وجود ناوگان اتوبوس های هیبریدی موجب شده بارسلون یکی از سالم ترین سیستم های حمل و نقل عمومی را داشته باشد. همچنین 400 ایستگاه دوچرخه سواری در این شهر وجود دارد که استفاده کنندگان از این دوچرخه ها یا به صورت سالانه اشتراک می گیرند یا از طریق گوشی های همراه خود هزینه آن را پرداخت می کنند.

سیستم دفع زباله آن نیز در نوع خود منحصر به فرد است، به گونه ای که وجود لوله هایی در زیر سطل های زباله برای انتقال آنها به مخازن اصلی، نیاز به ماشین های حمل زباله را از بین برده است. تعدادی از اپلیکیشن های هوشمند نیز به کمک فعالیت های روزانه شهروندان آمده اند؛ یکی از آنها اپلیکیشنی است که به عنوان صدای شهروندان عمل می کند و آنها می توانند شکایت های خود از خدمات شهری را مانند خرابی خیابان ها یا شکسته شدن چراغ های راهنمایی به اطلاع مسئولان برسانند.

3. اسلو

مانند بسیاری از شهرهای منطقه اسکاندیناوی، «اسلو» می کوشد با استفاده از این فناوری ها هرچه بیشتر در مسیر پیشرفت و سلامت قرار بگیرد. از سوی دیگر تعهد مسئولان این شهر به استفاده از برنامه های هوشمند در زمینه انرژی موجب شده پایتخت نروژ یکی از بادوام ترین شهرهای هوشمند در جهان باشد.

این شهر در حال حاضر از بیش از 65 هزار چراغ LED هوشمند در مناطق و خیابان های مختلف خود استفاده می کند. این چراغ ها میزان نور مورد نیاز در شرایط مختلف از جمله هوای مه آلود را مشخص می کند. این شهر هم اکنون در حال ساخت 50 کیلومتر مسیر بیشتر برای دوچرخه سواری است و بنا به اعلام مقامات رسمی، استفاده از خودروها تا سال 2019 در تمام مراکز شهری اسلو ممنوع می شود.

یکی دیگر از راهکارهای منحصر به فرد مسئولان اسلو مربوط به تولید انرژی است که به جای دفن زباله های صنعتی و استاندارد از آنها برای تولید انرژی استفاده می کنند. نکته جالب اینجاست که مسئولان اسلو به قدری از زباله ها در راستای این هدف استفاده کرده اند که در سال 2013 ذخیره زباله آنها به پایان رسید و مقامات دستور واردات زباله از خارج از کشور را صادر کردند.

4. لندن

هم زمان با بزرگ تر شدن «لندن» و بیشتر شدن سن جمعیت آن، زیرساخت های این شهر نیازمند توجه و دقت بیشتری است. تخمین زده می شود ک جمعیت این کشور تا 10 سال آینده از یک میلیون نفر بیشتر شود. مسئولان این شهر برای مقابله با این مشکلات، روی فناوری پیشرفته حساب ویژه ای باز کرده اند. سیستم دوچرخه های الکترونیکی و بیش از 300 محل پارک هوشمند خودرو از جمله این اقدامات است که تاثیرهای مثبت فراوانی نیز به همراه داشته است.

همچنین پروژه ای در این شهر آغاز شده که می کوشد با سرمایه گذاری، رودخانه تیمز را به یکی از منابع اصلی انرژی تبدیل کند. برای دسترسی به انرژی سبز نیز مسئولان لندن قصد دارند استفاده از صفحه های خورشیدی در بالای ساختمان های مسکونی را افزایش دهند.

چگونه می توانیم در ماه رمضان سیگار را ترک کنیم؟

چگونه می توانیم در ماه رمضان سیگار را ترک کنیم؟

آیا تا به حال تصمیم به ترک سیگار گرفته اید؟ ترک سیگار یکی از بهترین هدیه هایی است که می توانید به خود بدهید اما ترک سیگار آسان نیست. به عقیده انجمن سرطان آمریکا، نیکوتین (ماده اعتیادآور موجود در تنباکو) به اندازه هروئین و کوکائین اعتیادآور است.

در حقیقت، یک فرد عادی ممکن است قبل از موفقیت در ترک سیگار  ، شش تلاش ناموفق داشته باشد اما خوشبختانه گام هایی وجود دارد که یک فرد می تواند با برداشتن آنها در هدف ترک سیگار موفق شود و برای همیشه سیگار را ترک کند.

ضمن اینکه آمار کلینیک های مختلف ترک اعتیاد نشان می دهد میزان موفقیت و ترک کامل مواد دخانی، مخصوصا سیگار، در ماه مبارک رمضان به بیشترین میزان خود می رسد.

تاریخی برای شروع ترک سیگار معین کنید

پیش خود تاریخی را در آینده مشخص کنید تا در این زمان معین بتوانید بدون هیچ استرسی خود را برای ترک سیگار مهیا کنید. شروع ترک سیگار به هنگام انجام یک پروژه سخت کاری یا در روزهای میمونی همچون روز تولد، یک عمل بسیار چالش برانگیز است بنابراین بهتر است ترک سیگار را زمانی شروع کنید که ذهن شما درگیر کاری یا رویدادی نیست و هیچ استرسی ندارید.

دلایل ترک سیگار را روی کاغذ بنویسید

ابتدا دلایل ترک سیگار را بری خود مشخص کنید و این دلایل را روی کاغذ بنویسید. اگر در دوران ترک سیگار وسوسه سیگار کشیدن در شما بوجود آمد می توانید با نگاه کردن به این دلایل وسوسه خود را بکاهید. از میان دلایل کلی ترک سیگار می توان به موارد زیر اشاره کرد:

با ترک سیگار و مواد مخدر احتمال خطر ابتلا به سرطان، حمله های قلبی، بیماری مزمن ریه، سکته مغزی، آب مروارید و دیگر بیماری ها در من کاهش می یابد، فشار خون من پایین می آید، چهره بهتری خواهم داشت. پوست من هیدراته تر خواهدبود و روی پوستم چین و چروک کمتری پدیدار می شود. زردی دندان هایم کمتر می شود و روی نوک انگشتانم لک نیکوتین نخواهدبود، می توانم پول پس انداز کنم، مو، لباس، ماشین و خانه من دیگر بوی سیگار نخواهدداد، می توانم انرژی بیشتری در خود ذخیره کنم، می توانم الگوی بهتری برای کودکان، دوستان و اعضای خانواده خودم باشم و عمر من افزایش خواهدیافت.

توفیق اجباری

به علت ممنوعیت سیگار کشیدن در ملا عام و خجالت کشیدن فرد سیگاری، تصمیم به گذشتن از خیر سیگار و کم کم کاهش یافتن وابستگی به آن، یکی دیگر از عوامل موفقیت ترک در ماه رمضان است. درواقع در این ماه به دلیل روزه داری اقشار مختلف جامعه موجب می شود تا فرد به نوعی توفیق اجباری نصیبش شده تا فرصت را مغتنم شمرده و برای کم کردن و ترک سیگار خود اقدام نماید. به این صورت که فرد در ساعات زیادی سیگار نمی کشد و این شروع خوبی است برای افراد تا بتوانند با راهکارهای علمی و عملی و با بهره گیری از خدمات و توانایی های پزشکان متخصص در زمینه ترک سیگار این مراحل را به خوبی پشت سر گذاشته و به راحتی عادت بد سیگارکشیدن خود را کنار بگذارند.

عوامل جرقه زدن مصرف سیگار را شناسایی کنید

بک فرد سیگاری می داند که در چه زمان هایی وسوسه سیگار کشیدن در او شکل می گیرد. برای مثال، یک فرد سیگاری ممکن است به هنگام رانندگی، پس از صرف شام و حتی به هنگام تنهایی، افسردگی و در موقعیت های پراسترس سیگار بکشد. در این زمان ها سعی کنید به نحوی ذهن خود را از سیگار کشیدن دور کنید. مثلا هنگام رانندگی در صورت شکل گیری وسوسه سیگار کشیدن، آدامس بخورید یا پس از صرف شام، خود را مشغول پیاده روی یا گفتگوی تلفنی با یک دوست کنید تا فکر سیگار کشیدن از ذهن شما دور شود.

میل شدید به نیکوتین را تحمل کنید

خبر خوش این است که یک میل شدید به نیکوتین همیشگی نیست. بطور کلی، این میل شدید به مدت پنج دقیقه طول می کشد و پس از 10 دقیقه دیگر هیچ میلی به نیکوتین وجود ندارد. زمانی که میل به نیکوتین در شما افزایش یافت خود را مثلا مشغول بازی با کودک کنید، یک لیوان آب بنوشید، نفس عمیق بکشید و به دلایل خود برای ترک سیگار نگاه کنید تا میل شدید شما به نیکوتین فروکش کند.

حواس خود را پرت کنید

وقتی میل شدید به نیکوتین در شما رخ داد با خوردن مغزها یا آدامس، ذهنتان را منحرف کنید. علاوه بر این، می توانید برای منحرف کردن ذهن، خود را مشغول تمرین یوگا، آشپزی و دیگر فعالیت ها کنید.

انتظار احساس غم و اضطراب را داشته باشید

نرسیدن نیکوتین به بدن یک فرد سیگاری باعث احساس اضطراب، بدخلقی، غم و حتی ایجاد مشکل در توانایی فرد برای به خواب رفتن می شود. در صورت وقوع این احساس ها ناراحت نشوید، چون این احساسات یک واکنش طبیعی به هنگام ترک سیگار است.

سیگارهای خود را دور بیندازید

در صورت ایجاد میل شدید به نیکوتین، اگر سیگاری به همراه نباشد امکان فائق آمدن بر این میل شدید آسان تر خواهدبود. پس قبل از آنکه اقدام به ترک سیگار کنید ابتدا تمام سیگارهای موجود در خانه یا میز کارتان را دور بریزید.

به خودتان جایزه دهید

افراد سیگاری مجبور هستند هر ماه پولی را صرف خرید سیگار کنند. با نخریدن سیگار و صرف این پول برای خرید یک لباس جدید، رفتن به رستوران یا شروع یک سرگرمی جدید می توانید باعث خوشحالی و لذت بیشتر خود شوید.

با پزشک خود در مورد داروهای موثر در ترک سیگار صحبت کنید

پزشک شما می تواند داروهای موثر در ترک سیگار را برای شما تجویز کند و داروهای غیرتجویزی موثر در ترک سیگار را به شما پیشنهاد دهد.

مدیریت ارتباط با مشتری و مشتری مداری

مدیریت ارتباط با مشتری و مشتری مداری

عبارت مدیریت ارتباط با مشتری یا CRM از اوایل دهه نود میلادی وارد حوزه مدیریت و بازرگانی شده است. بررسی ها نشان می دهد این اصطلاح تقریبا از زمانی که توماس سیبل مدیر و مالک Siebel Systems عنوان « مدیریت ارتباط با مشتری » را در مورد نرم افزار تولیدی خود به کار برد، به تدریج در ادبیات مدیریت و بازرگانی رایج شد. هنوز در مورد تعریف مدیریت ارتباط با مشتری یا Customer Relationship Management، اتفاق نظری وجود ندارد.
بسیاری از شرکت های فعال در حوزه تکنولوژی اطلاعات، CRM یا مدیریت ارتباط با مشتری را مجموعه نرم افزارها یا خدماتی می دانند که به اتوماسیون بازاریابی، فروش و خدمات کمک می کند. CRM با این تعریف، تا حد زیادی به حوزه تکنولوژی نزدیک می شود.
بخش دیگری از فعالان حوزه مدیریت، تاکید دارند که CRM نگرشی با تاکید بر ایجاد، حفظ و توسعه و تعمیق رابطه با مشتریان است و در این نگرش، ممکن است از تکنولوژی های روز استفاده بشود یا نشود. حتی کتاب هایی در حوزه CRM وجود دارند که برای تاکید به جنبه های مدیریتی در ارتباط با مشتری، هیچ گونه اشاره جدی به امکان استفاده از تکنولوژی در این حوزه نکرده اند. این افراد، تعریف سابقه تاریخی CRM و مدیریت ارتباط با مشتری را با جملات پیتر دراکر آغاز می کنند: هدف هر کسب و کاری، ایجاد و نگه داشتن مشتری است. در این شماره برای بحث در مورد CRM سراغ بهزاد حسین عباسی رفته ایم که مدرس منابع انسانی و مدیریت ارتباط با مشتری CRM در سازمان هاست.
و با 14 سال سابقه در عرصه کسب و کار، تدریس، آموزش دوره های مدیریت در سمینارها و کنفرانس های مدیریت و مشاوره سازمان های ایرانی هم اکنون با بررسی پایه ای شرکت ها و سازمان ها راهکار های مناسبی را برای برون رفت یا ارتقا، گسترش و تصحیح وضعیت موجود ارائه می کند.

CRM چه تعاریفی را در حین شکل گیری مفهوم خود، از سر گذرانده است؟

مدیریت ارتباط با مشتری یا همان Customer Relationship Management معروف به CRM یکی از ابزارهایی است که با آن می توانیم رضایت مشتریان خودمان را به دست بیاوریم. برای اینکه رضایت مشتری مان را به دست بیاوریم باید فرآیندی را ایجاد کنیم. CRM به همه فرآیند هایی گفته می شود که به منظور ترغیب، گسترش، حفظ و نگهداری و رضایتمندی مشتری انجام می شود. CRM چتری است روی سازمان و کسب و کار ما که روی استخدام کارکنان، آموزش، تبلیغات، فروش، بازاریابی، خدمات پس از فروش، تولید محصول و … قرار می گیرد. یعنی همه کارهایی که در سازمان انجام می شود زیر نظر CRM قرار می گیرد. یعنی باید همه چیز را از نظر مشتری مداری بسنجیم. مثلا چرا می روید پرسنلی استخدام می کنید که قدرتش درون گراست و در روابط عمومی اش قرار می دهید؟! در ضمن بر خلاف تصور شایع در جامعه ما تنها 30 درصد CRM مربوط به نرم افزار است. 70 درصدش فرآیند رضایتمندی مشتریان است. یعنی ما با فرآیندی که در کسب و کارمان می چینیم می توانیم مشتریان را راضی کنیم. این فرآیند از سوی کارکنان ما و بدون نرم افزار هم قابل اجراست.

CRM چقدر برای یک کسب و کار ضرورت دارد؟

صنایع و کسب و کارهایی که CRM در آنها گسترش پیدا می کند به راحتی می توانند با رقبای خودشان مقابله کنند، نقش پر رنگ تری در جامعه داشته باشند و اصول خود را رهبری کنند. با برنامه ریزی مدون و ساخت یک برنامه مشتری محور می توانند کسب و کار خود را افزایش دهند. اگر CRM را در کسب و کارمان جاری کنیم نیاز کمتری به تبلیغات و بازرگانی داریم چون مشتری ها کم کم خودشان سمت ما می آیند و ما را به دیگران توصیه می کنند. یعنی با مدیریت ارتباط با مشتری، مشتریان وفادارتری تولید می کنیم.

مشکلات شایع در حوزه مدیریت ارتباط با مشتری در ایران چیست؟

عدم فرهنگ سازی CRM. شما الان به یک سوپر مارکت بروید و یک جنسی بخرید، اگر به آن جنس اعتراض کنید، فروشنده مستقیم یا در لفافه می گوید: « نمی خوای نخواه، همینه! » ما تکریم افراد و حتی اخلاق مداری را رعایت نمی کنیم و به راحتی مشتریان خودمان را آزرده می کنیم. به فکر خدمات نیستیم. آیا می دانستید که دیگر گارانتی و وارانتی مزیت نیست؟! وظیفه است. حالا ببینید چه چیزی یا چه خدمات اضافه تری به مشتری می دهید. منظورم این است که چه چیزی به مشتری می دهید یا چه کاری می کنید که مشتری مشعوف شود؟ قدرت مشتری مداری تا جایی رفته که مثلا سایت آمازون تا شش ماه بعد جنس فروخته شده اش را اگر ناراضی باشیم به راحتی پس می گیرد. حالا از خودمان بپرسیم ما داریم در کسب و کارمان چه می کنیم؟ خیلی از ما تا جنسمان را فروختیم دیگر همه چیز را تمام شده می دانیم و هیچ گونه خدمتی به مشتری ارائه نمی دهیم.

یادم است یک باطری سازی اهوازی در خدماتش می گفت اگر شما باطری بردید و کار نکرد در هر کجای ایران بودید باطری نو بخرید پولش را برایتان کارت به کارت می کنیم! این می شود کیفیت و قدرت مشتری مداری. باز هم از خود بپرسید که شما چه کاری می کنید که مشتری شما مشعوف و شگفت زده بشود؟

برای توسعه مدیریت ارتباط با مشتری چه کنیم؟

باید از طرفی بشینیم برای CRM تدوین برنامه ریزی استراتژیک کنیم. باید درباره آن فکر کنیم. نظر بگیریم و با اعضای سازمانمان جلسات توفان فکری برگزار کنیم. که مثلاً منشی ما چطور می تواند درصد رضایت مشتریانمان را بالاتر ببرد. چه کارهایی می تواند انجام دهد؟ چگونه حرف بزند؟ و… و از سوی دیگر برویم سراغ مشتریان. زنگ بزنیم، از آنها در مورد نحوه کارمان بپرسیم، فرم های تکریم ارباب رجوع در دفترمان بگذاریم و بگردیم دنبال کسانی که از ما انتقاد می کنند. یادتان نرود 99 درصد مشتریان ، انتقاد نکرده از کسب و کار ما می روند و جدا می شوند. و این برای کار ما سم است. پس باید کاری کنیم که بتوانند حرف بزنند، انتقاد کنند و هر نظری دارند بیان کنند. برای این کار از هر رسانه ای استفاده کنید. تلگرام، اس ام اس، کاغذ و هر چیز که بتوانند نظرشان را به گوش ما برسانند.

یک استراتژی کاربردی برای افزایش رضایت مشتری مثال بزنید.

ما باید تجربه هایی که لبخند مشتری را به وجود بیاورد داشته باشیم. تجربه هایی که باعث لذت مشتری شود. مثلا شما اگر قرار بوده دو تا آیتم به مشتری بدهید دو آیتم هم اضافه تر بدهید و قبل از خرید هم به هیچ وجه و هیچ جا آن را اعلام نکنید. اگر قرار باشد 100 تا خدمت بدهید ولی 99 تا بدهید، بابت آن یک خدمت ممکن است از شما شکایت کنند! مشتری را جوری پشتیبانی کنید که در خاطر و ذهنش شما را از یاد نبرد.

چیزهایی که باعث می شود مدیریت ارتباط با مشتری در کار ما اجرا نشود چیست؟

معمولا در ایران مشکل اصلی این است که از طرف پرسنل سازمان جلوی آن گرفته می شود! که این مورد اغلب به عدم آموزش یا انگیزش کارکنان بر می گردد.ببینید چه آموزش و انگیزشی به کارکنانتان داده اید که حالا توقعات بزرگ از آنها دارید؟! می گویند ارباب رجوع یعنی فرمانده سازمان. معمولا در کسب و کار ما پایین ترین مورد ارباب رجوع است در صورتی که باید بر عکس باشد. یک شرکت چینی آمده چارت ساختار سازمانی اش را بر عکس چیده. یعنی مشتری در بالا، بعد پرسنل فروش، بعد خدمات، بعد معاونان و آخر از همه مدیر عامل! و نشان داد بالاترین قدرت در اختیار مشتری است.

نکات مهمی که باید در مشتری مداری رعایت کنیم چیست؟

اولاً رسیدگی به شکایات و اعتراضات مشتری است. ثانیاً رقبا را ارزیابی کنیم که رقبا برای مشتریان خودشان چکار می کنند؟ چون در بازارهای رقابتی که الان تقریبا شامل تمام بازارها می شود حرف اول را مدیریت ارتباط با مشتری می زند. ما هم باید ارتباطمان با مشتری طوری باشد که زمانی که مشتریان بالفعل و بالقوه دارند به ما فکر می کنند و می خواهند محصول ما را انتخاب کنند به کیفیت، به فرآیندهای خدمات به مشتری و خدمات پس از فروش و پاسخگویی ما فکر می کنند و بعد از اینکه به نتیجه رسیدند ما را انتخاب کنند.

انتظارات مشتری از ما چیست؟

خلاصه و کاربردی بگویم، مصداق های انتظارات مشتری از نگاه مدیریت کیفیت عبارت اند از: پاسخگویی، انعطاف پذیری، کیفیت، مرغوبیت، برخورد خوب( خوش قولی)، قیمت مناسب، تنوع کالا و خدمات، احترام، صداقت، خدمات پس از فروش، دسترسی آسان، اطمینان از سلامت، بسته بندی جذاب، آراستگی ظاهری فروشنده و شرایط آسان پرداخت، وفای به عهد و خوش قولی و …

حرف پایانی…

شرکت های ایرانی باید خودشان را آماده کنند که اگر رقبای خارجی وارد ایران شدند توانایی مقابله یا رفتار مشتری مدارانه آنها را داشته باشند. رقبای خارجی این جوری مثل اغلب ما با مشتری برخورد نمی کنند! آنها راحت جنسشان را پس

می گیرند.ما چکار کنیم؟ ما با مشتری درگیر می شویم که من جنس را پس نمی گیرم. ببینید تنها پس دادن جنس مهم نیست و ممکن است در کارهایی نظیر کسب و کارهای بهداشتی انجام پذیر نباشد. رفتار غیر غرور آمیز مهم است. مشتری حق دارد هر کاری کند. چرا؟ چون اگر از ما نخرد می رود از رقیب ما می خرد. ما استراتژی و برنامه مان برای این قضیه چیست؟ همان طور که گفتیم اکثرا وقتی کالا یا خدمت خود را فروختیم کار را تمام شده می دانیم!

و دیگر خدماتی نمی دهیم. مثلا من خودم با یکی از شرکت های سایت سازی درگیر هستم که سایتی را به من فروخت با مبلغ بالا و نه آن سایت کار من را انجام داد و نه وقتی درخواست بازگشت پول کردم پولم را پس دادند! و دوباره همان مبلغ را به شرکتی دیگر پرداختم! روی فرهنگ رضایت مشتری کار کنید و ببینید که کسب و کارهای موفق آنهایی هستند که مشریانشان از آن کسب و کار راضی هستند. مشتری که از ما راضی باشد خودش در اینستاگرام و شبکه های اجتماعی دیگر و یا به صورت دهان به دهان ما را تبلیغ می کند و مطمئناً این بهترین، قوی ترین و ارزانترین راه تبلیغ است. پس اول کیفیت کالا یا خدمت خود را بالاتر ببرید و دوم خدماتتان را ارزنده تر کنید.

مزیت های استخدام مشاور کسب و کار

مزیت های استخدام مشاور کسب و کار

هر شراکتی در زمینه کسب و کار فراز و نشیب های خودش را دارد اما گاهی اوقات باید فرد بی طرفی مسیر پیش رو را برای شما روشن کند. داشتن یک مشاور کسب و کار برای بسیاری از مالکان کسب و کار دقیقا همین حالت را دارد. به همین خاطر ما با ده کارآفرین حاضر در انجمن کارآفرینان جوان پرسش زیر را مطرح کرده و پاسخ های شان را برای تان در قالب یک مقاله گردآوری کرده ایم:

سوال: مهم ترین مزیتی که با استخدام یک مشاور کسب و کار نصیب من و شریک تجاری ام می شود چیست؟

1. مشاور کسب و کار اطمینان حاصل می کند که در مسیر درستی قدم بر می دارید.

ممکن است با سرعت خوبی کسب و کارتان را پیش می برید اما مشاور کسب و کار اطمینان پیدا می کند که آیا در مسیر درستی قرار دارید یا خیر. حتی کوچک ترین تغییری در قطب نمای کسب و کارتان می تواند در دراز مدت تفاوت زیادی در نتیجه کاری تان ایجاد کند.

2. مشاور کسب و کار، فرد بی طرفی است.

مشاوران کسب و کار دارایی ارزشمندی برای شرکای تجاری به شمار می آیند. زیرا آنها اشخاص ثالث و بی طرفی هستند که می توانند در فرو نشاندن اختلافات به شما کمک کنند. همچنین برخی از این مشاوران عالی می توانند به خوبی سبک های ارتباطی گوناگون و نقاط ضعف و قدرت مدیران را شناسایی کرده و به آنها در ارتباطی بهتر با یکدیگر کمک کنند.

3. آنها چیزهای زیادی در مورد خودتان به شما می آموزند.

ما به عنوان یک انسان می توانیم هر چیزی را به خودمان تلقین کنیم. یک مشاور کسب و کار خوب به شما کمک می کند تا تمام باورهای اشتباهی را که در مورد خودتان دارید کنار بگذارید و خود را بهتر بشناسید. این باورها شامل نقاط ضعف و قدرت تان و همچنین نحوه تعامل با دیگر اعضای تیم تان می شود. من واقعا از نظرات صادقانه مشاوران کسب و کارم بهره مند شده ام.

4. آنها دیدگاهی عقلانی به شما ارائه می کنند.

همه ما از لحاظ احساسی به ایده ها و کارمان وابستگی داریم. معمولا این موضوع، موضوع خوبی است که به ما انگیزه می بخشد. اما اگر خیلی به این ایده ها و کارها وابستگی پیدا کنیم، دیگر به سختی خواهیم توانست تصمیمات درستی بگیریم. یک مشاور کسب و کار می تواند در مورد دغدغه های روزمره و احساسی کسب و کار، توصیه های بی غرض و پخته ای برای شما داشته باشد. مجبور نیستید که آن توصیه ها را همیشه به کار بگیرید اما حداقل ذهنیت درستی در مورد مشکلات تان پیدا خواهید کرد.

5. آنها قبلا در موقعیتی شبیه موقعیت شما بوده اند.

زمانی که می خواهید مشاور کسب و کاری را استخدام کنید، مطمئن شوید که او تجربه بیشتری نسبت به خودتان در زمینه مورد نیازتان دارد. به عنوان مثال، اگر با بخش فروش کسب و کارتان مشکل دارید، مشاوری را استخدام نکنید که حیطه کاری اش بخش عملکرد فرآیندهاست. اگر مشاور خوبی داشته باشید، می توانید از تجربیات خوب او استفاده کنید تا اشتباهات گذشته او را تکرار نکرده و مسیر کوتاه تری برای کسب موفقیت پیش روی خود داشته باشید.

6. مشاور کسب و کار، نقاط ضعف و قدرت تان را به شما می نمایاند.

یک مشاور کسب و کار خیلی صریح و شفاف نکات و مشکلاتی را که شما یا شریک تجاری تان با آن درگیر هستید بازگو می کند. به این ترتیب شما نظرات صادقانه ای در مورد توانایی های یکدیگر به دست می آورید و متوجه می شوید که هر کدام تان باید کدام بخش از کسب و کار را در دست بگیرید.

7. مشاور کسب و کار به شما اعتماد به نفس می بخشد.

بیشتر مردم تا زمانی که شخص با تجربه ای آنها را از محدوده آسایش شان بیرون نکشد، نمی دانند که چه قابلیت هایی دارند. یک مشاور کسب و کار خوب می تواند علاوه بر راهنمایی ها و پشتیبانی در طول مسیر، اعتماد به نفس مورد نیازتان را به شما ببخشد تا اهداف بلندپروازانه تری داشته باشید.

8. مشاور کسب و کار تمرکزش را روی مسائل کاری شما می گذارد.

سرمایه گذاران، شرکا و کارمندان تان می خواهند که شما به موفقیت برسید اما اهداف و مسائل خاص خودشان را دارند و به شما فشار می آورند تا موفق شوید و موفقیت آنها را نیز تضمین کنید اما یک مشاور کسب و کار، شما را به عنوان یک مراجعه کننده می بیند و بهترین ها را برای تان می خواهد. توصیه های پر تجربه آنها و دیدگاه هایشان در راستای نیازهای شخصی شماست نه کس دیگر.

9. مشاور کسب و کار به شما کمک می کند تا اهداف بلندمدت خود را در نظر بگیرید.

بزرگ ترین مزیت داشتن یک مشاور کسب و کار، مشاوره و راهنمایی های مداوم است که به شما اجازه می دهد از مسائل و دغدغه های روزمره دور شوید و به اهداف بلندمدت خود بیندیشید. کار کردن با مشاور کسب و کار، چشم های تان را باز می کند و به شما اجازه می دهد تا تمرکز و انرژی خود را روی مسائلی بگذارید که بیشترین سود را برای تان دارند.

10. مشاور کسب و کار شما را مسئولیت پذیر نگه می دارد.

زمانی که با یک مشاور کار می کنم، مجبور می شوم با چیزهایی روبرو شوم که ازشان می ترسم. به عنوان مثال مشاور کسب و کارم مرا مجبور کرد تا با برخی کارمندان که مدت ها بود با آنها مشکل داشتم، گفتگویی جدی داشته باشم. او مسئولیت پذیری مرا دو چندان می کند و اگر دستورالعمل های او را دنبال نکنم، عذاب وجدان می گیرم.

استفاده از اینستاگرام برای بازاریابی و فروش

استفاده از اینستاگرام برای بازاریابی و فروش

آیا می دانستید که اینستاگرام در هر ماه بیش از 500 میلیون بازدیدکننده فعال دارد؟ چه بازاری می تواند کشش و پتانسیل بزرگ تری برای بازاریابی و فروش داشته باشد؟

امروزه به کارگیری شبکه های اجتماعی به منظور بازاریابی و فروش کارآمدتر در بین شرکت ها به امری متداول تبدیل شده است. مدیران شرکت های ایرانی نیز که تا چندی پیش به طور کلی با این اقدامات مخالف بودند و آن را نوعی اتلاف وقت می دانستند، امروزه متوجه شده اند که عدم توجه به این ابزار به منزله از دست دادن بازاری بسیار بزرگ و پردرآمد است.

با وجود این که اهمیت استفاده از این شبکه های اجتماعی به خوبی مشخص شده است اما هنوز سازمان ها استراتژی مشخص برای این کار ندارند و بدون برنامه عمل می کنند. برای مثال امروزه تعداد قابل توجهی از سازمان های ما صفحه اینستاگرام دارند اما نمی توانند از این صفحه در جهت پیشبرد اهداف بازاریابی و فروش خود استفاده کنند. در این متن سعی شده راهکارهایی به شما معرفی گردد که بتوانید به بهترین شکل از پتانسیل بالای اینستاگرام به منظور افزایش بهره وری تلاش های بازاریابی و فروش خود استفاده کنید.

1. هر روز بین یک تا سه پست اینستاگرامی داشته باشید.

بهترین راه برای به دست آوردن نتایج مثبت کسب و کاری از اینستاگرام این است که حضور فعالی در این شبکه داشته باشید. البته تعداد پست ها بستگی به اهداف شما دارد اما می توانیم در این زمینه به نمونه های موفق اشاره کنیم. حساب های کاربری اینستاگرامی که بیشترین دنبال کننده را دارند هر ماه حدود 95 پست جدید به اشتراک می گذارند.

اگر می خواهید به بخش قابل توجهی از این بازار بزرگ دست پیدا کنید لازم است حضور پررنگی در آن داشته باشید و این کار میسر نمی شود مگر با قرار دادن پست های اینستاگرامی به اندازه کافی و به شکل منظم. در این زمینه می توان به شرکت هوم پالیش (Homepolish) اشاره کرد. این شرکت هر روز 2 پست جدید در صفحه خود قرار می دهد و به طور متوسط روزانه 2 هزار دنبال کننده جدید به آن اضافه می شود.

بدترین کاری که در این زمینه می توان انجام داد، خریدن دنبال کننده است. این استراتژی تنها پول شما را هدر می دهد زیرا مخاطبانی که به این شکل به صفحه شما اضافه می شوند هیچ گاه با شما پیوند نمی خورند و در نتیجه کمکی به بازاریابی و فروش شما نمی کنند.

2. الگوریتم اینستاگرام را درک کنید.

تابستان گذشته اینستاگرام الگوریتم خود را تغییر داد. این شبکه اجتماعی پست هایی را به شما نشان می دهد که فکر می کند شما بیشترین علاقه را به آنها دارید. شاید از دید بنگاه های اقتصادی این تغییر، خطرناک باشد زیرا مصرف کننده های نهایی ابتدا پست های دوستان شان را که بیشترین ارتباط را با آنها دارند می بینند اما خبر خوب این است که کسب و کارها هنوز هم می توانند روی این الگوریتم کنترل داشته باشند.

اگر محتوایی که تولید می کنیم از کیفیت بالایی برخوردار باشد، اصلا جای نگرانی نیست. استفاده از ویدئوهای جذاب، داستان های خواندنی، اشاره به اتفاقات و رویدادهای داغ، توجه به جنبه آموزشی پست ها و … می توانند در افزایش تعداد دنبال کننده ها به شکل طبیعی کمک کنند.

3. به عکس نوشته های خود دقت کنید.

از آنجا که اینستاگرام یک شبکه اجتماعی عکس محور است، معمولا تمام تمرکز و دقت خود را روی انتخاب عکس می گذاریم و چون می خواهیم هر چه زودتر آن را منتشر کنیم، در انتخاب عکس نوشته مناسب دقت کمتری به خرج می دهیم. این در حالی است که عکس نوشته خوب می تواند باعث به وجود آمدن عکس العمل های عاطفی شود و این یعنی پیوند عاطفی با برند.

بازاریابی اینترنتی ایران در سال 96

بازاریابی اینترنتی ایران در سال 96

در این مقاله سعی کردم در بازاریابی اینترنتی به روندهایی بپردازم که کاملا برای شرایط ایران در نظر گرفته‌شده است. یک وب‌مستر یا بازاریاب اینترنتی با تمرکز بر این ۵ مورد می‌تواند رشد کسب‌و‌کار آنلاین خود را در سال ۱۳۹۶ بسیار سریع‌تر کند.

۱. وبینار

وب‌کست به هرگونه پخش برنامه از طریق اینترنت گفته می‌شود. یک حالت خاص آن وبینار است. وبینار آموزش یا سخنرانی‌ای است که از طریق اینترنتی برگزار می‌شود. در دنیای بازاریابی اینترنتی، وبینار یکی از بهترین روش‌ها برای بازاریابی و معرفی محصول است. روز به روز علاقه به شرکت در جلسات آنلاین و زنده در ایران بیشتر می‌شود. منظور از زنده آن است که سخنران در همان لحظه در خال صحبت است و مطالب ضبط شده نیست. فرض کنیم کار شما طراحی سایت است. شما می‌توانید یک وبینار ۱۰۰ نفره رایگان برگزار کنید و تبلیغ کنید تا در وبینارتان ثبت‌نام کنند. سپس در وبیناری یک ساعته به آموزش نکات مهم برای داشتن سایت بپردازید.

مثلا توضیح دهید چگونه با کمترین هزینه بهترین سایت ممکن را داشته باشیم. سپس در پایان وبینار به شرکت‌کنندگان پیشنهاد می‌دهید که کار طراحی سایت را به خودتان واگذار کنند. حتی یک فرصت ویژه هم تعریف می‌کنید تا مثلا کسانی که تا یک هفته پروژه را به شما بسپارند از مزیت‌هایی استفاده کنند.

 ۲. ویدیو

در سال‌های اخیر استفاده از موبایل‌های هوشمند و رسانه‌های اجتماعی تا حدی زیاد شده که کمتر کسی را پیدا می‌کنید که در روز حداقل با گوشی خود چند ویدیوی کوتاه نبیند. این یک فرصت بسیار عالی و بزرگ برای بازاریابان اینترنتی است. اکنون دیدن ویدیو‌های کوتاه به یکی از عادت‌های روزانه مردم تبدیل شده است. پس شما هم باید دست‌به‌کار شوید و بخشی از مطالب خود را به‌صورت ویدیو منتشر کنید. ویدیوهایی آموزشی درست کنید و به مخاطبان و مشتریان هر نکته لازم را آموزش بدهید. محصولات را باهم مقایسه کنید.

توضیح دهید چگونه بهترین خرید را انجام دهند. هنگام خرید به چه مواردی بیشتر توجه کنند و … شما باید با ویدیو نشان دهید چقدر در کارتان متخصص هستید. این باعث جلب اعتماد مخاطبان شما می‌شود و در نهایت اگر تصمیم به خرید گرفتند، شما جزو اولین گزینه‌ها خواهید بود.

 ۳. بازآفرینی تبلیغات

مشکلی که در دنیای بازاریابی اینترنتی روز به روز پررنگ‌تر می‌شود کاهش نرخ برداشت صحیح تبلیغات اینترنتی است. شما تبلیغات اینترنتی انجام می‌دهید و عده‌ای این تبلیغات را می‌بینند. ولی به دلیل مشغله زیاد و تمرکز کم، برداشت درستی از تبلیغ شما نمی‌کنند. مثلا شما تبلیغ می‌کنید که کار بازسازی ساختمان انجام می‌دهید. عده‌ای از بینندگان تبلیغ اشتباه برداشت می‌کنند و فکر می‌کنند شما در کار خرید و فروش املاک هستید! از این دست مثال‌ها در اینترنت بسیار زیاد وجود دارد. شما باید بر دو موضوع با جدیت کار کنید: ۱. انتقال ساده و مستقیم پیام بازاریابی و ۲. بازآفرینی تبلیغات. تا حد ممکن سعی کنید تبلیغات اینترنتی واضح و ساده باشند. شخص در کمتر از ۳ ثانیه باید بتواند کار شما دقیقا چیست. کافی نیست تشخیص بدهد شما وکیل هستید، بلکه باید بداند دقیقا در چه موردی می‌توانید به او کمک کنید.

نکته دومی که باید به آن توجه کنید بازآفرینی تبلیغات است. منظور از بازآفرینی آن است که همان مطلب را با روش و ادبیات دیگری بیان کنید. مثلا فرض کنید یک فایل PDF ساختید که درباره خدمات طراحی سایت توضیح می‌دهید.

سعی کنید با فرمت‌های دیگری مثل ویدیو و صوت مطالب مکملی تهیه کنید. هدف آن است که اگر مخاطب از PDF شما برداشت نکرده کارتان دقیقا چیست و چه مزیتی دارد، حداقل از فایل صوتی یا ویدیو این برداشت را انجام دهد. به‌خصوص اگر دنبال‌ بازارهای جدیدی هستید که اطلاع کمی از زمینه فعالیت شما دارند این موضوع مهم‌تر می‌شود. مثلا برای اغلب افرادی که هیچ سر‌و‌کاری با کسب‌و‌کار و سرمایه‌گذاری ندارند واژه‌های کارآفرینی، سرمایه‌گذاری، بورس، سهام و … تفاوت چندانی ندارند. حال اینکه شما تخصصتان فقط یکی از این موارد است و باید این موضوع را با بازآفرینی تبلیغات به مخاطبان نشان دهید.

۴. تلگرام

با توجه به رایج‌تر شدن استفاده از تلگرام، باید در بازاریابی اینترنتی از این رسانه بهتر و مفیدتر استفاده کرد. بسیاری از کسب‌و‌کارهای کوچک، گروه‌های تلگرامی درست می‌کنند تا مشتریان امکان تبادل‌نظر با یکدیگر را داشته باشند. همچنین استفاده از کانال‌های تلگرام باعث می‌شود، هزینه‌های اطلاع‌رسانی به مخاطبان و مشتریان تقریبا به صفر برسد. اگر هنوز برای کسب‌و‌کارتان کانال ندارید، هرچه زودتر دست‌به‌کار شوید و کانالتان را راه‌اندازی کنید. امکان بسیار جالب و جذاب دیگر روبات‌های تلگرام هستند که تقریبا می‌توانند مانند یک منشی یا پاسخگوی خودکار به مخاطبان کمک کنند.

مثلا مخاطب می‌تواند با مراجعه به صفحه روبات تلگرام با منویی مواجه شود و با زدن دکمه ۱ لیست محصولات، دکمه ۲ قیمت محصولات و … را ببیند. درواقع شما یک پاسخگوی تلگرامی خودکار طراحی می‌کنید که با توجه به سوال مخاطب می‌تواند به‌صورت خودکار جواب ارسال کند. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه و روش ساختن روبات می‌توانید در گوگل جستجو کنید. مقالات فارسی زیادی وجود دارند که روش ساخت روبات تلگرام را آموزش می‌دهند.

۵. استفاده از Gamification

روز به روز خرید از اینترنت به یک تفریح تبدیل می‌شود. دیگر فقط کافی نیست فرایند خرید سایت خوب و درست کار کند. خرید از سایت شما باید به کاری ساده و لذت‌بخش تبدیل شود. خیلی خوب است که با علمی به نام گیمیفیکیشن (Gamification) بیشتر آشنا شوید و از ایده‌های آن در سایتتان استفاده کنید. نمونه‌های کوچکی از آن را در سایت‌هایی مانند دیجی‌کالا مشاهده می‌کنید. مثلا دکمه که رویش نوشته شده: فروش ویژه روز. ولی دقیقا توضیح داده نشده که چه چیز فروخته می‌شود و با چه قیمتی. بازدیدکننده از روی کنجکاوی بر آن دکمه کلیک می‌کند تا ببیند موضوع چیست. تعریف سیستم‌های امتیازدهی به بازدیدکنندگان سایت می‌تواند بسیار اثرگذار باشد. بازدیدکننده با هر فعالیت یا خرید در سایت امتیازهایی دریافت می‌کند و این امتیازها قابل تبدیل به پول هستند تا توسط آن بتوان از سایت خرید کرد.

عادتهایی که افراد موفق هر روز انجام میدهند

عادتهایی که افراد موفق هر روز انجام میدهند

ممکن است که عبوس بودن و اخم در نظر شما یا مخاطبیین جذاب به نظر آید، اما شاد بودن نه تنها برای رفاه عاطفی شما ضروریست، بلکه با شاد زندگی کردن می توانید انسان موفق تری نیز باشید. در این مطلب شما را با 11 عادت افراد بسیار خوشحال که هر روز انجام میدهند آشنا می کنیم. با ما همراه باشید.

1. آنها به خودشان و هرکس دیگری در زندگیشان احترام میگذارند

مردم خوشحال بهتر میدانند که چگونه با دیگران رفتار کنند، زیرا آنها میدانند که دوست دارند چگونه با آنها رفتار شود. توجه بیشتر کردن به چگونگی رفتار با دیگران در زندگی، برای شما موفقیت به همراه خواهد داشت.

2. آنها به خودشان باور دارند

هیچکس به آنچه که میخواهد نمیرسد مگر آنکه به ظرفیت خود برای رسیدن به همه چیز و هر رویایی باور داشته باشند.

3. آنها برای چیزهایی که دارند سپاسگزارند

حس سپاسگزاری و شکر برای داشتن هر چه که دارید، هر چند کوچک حس منفی نگری را از انسان دور میکند و این شما را به آدم شادتری تبدیل خواهد کرد.

4. بهترین دوست های آنها نیز افراد خوشحالی هستند

ساده ترین راه برای جذب عادت های پسندیده این است که افرادی را با این خصوصیات اخلاقی در کنار خود داشته باشید.

5. آنها خیلی کمتر از همسالان خود تلویزیون تماشا میکنند

هنگامی که شما تلویزیون تماشا میکنید، از قید زندگی واقعی خود رها می شود و این مانعی می شود برای برقراری ارتباط با همه آن چیزی که در زندگی روزانه شما اتفاق می افتد. از زندگی واقعیتان لذت ببرید و از صفحه نمایش تلویزیون دوری کنید.

6. آنها آدم کار نیمه نیستند

مردم خوشحال درک میکنند که بزرگترین موفقیت ها از یک کار بزرگ همه جانبه بدست میاید. آنها مطمئن هستند که در تمام جنبه های زندگی خود این رویه را پیش گیرند.

7. آنها در حفظ روابط شخصی معنادار  خود تلاش میکنند

هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که اطراف انسان را آدم های زیبا و به همان اندازه الهام بخش احاطه کرده باشد. اینگونه دوستی ها شما را در زمان فشار عاقل نگه میدارد.

8. آنها روال مختلفی برای تغییر دادن چیزها دارند

وقتی چیزی کار نمیکند، تنها افراد دیوانه به همان کار ادامه میدهند و انتظار نتیجه ای متفاوت دارند. تلاش برای چیزهای جدید آسانترین راه برای دیدن یک راه حل جدید برای رفع یک مشکل قدیمی است.

9. آنها در رها کردن چیزهای بی ارزش بسیار خوب عمل میکنند

رها کردن یک مهارت است. مهم نیست که چقدر این کار سخت است، تمرین بهترین راه حل برای رفع اثرات منفی این مشکل است.

10. آنها بسیار آمرزنده و مقاوم هستند

فرد بهتری بودن همیشه آسان نیست، اما معمولا به شما احساس سبکی بیشتری نسبت به همتایان ناخوشحال خود خواهید داشت.

11. آنها برای آنکه توسط دیگران دوست داشته شوند تلاش نمیکنند و به آن نیاز ندارند

دوست داشتنی بودن به صورت ظاهری، یک مانع برای لذت بردن واقعی از زندگی و در نتیجه شاد بودن است. افراد موفقی که به معنای واقعی شاد هستند، این موضوع را درک میکنند.

هوش هیجانی مهمتر است یا ضریب هوشی

هوش هیجانی مهمتر است یا ضریب هوشی

«فلانی ضریب هوشیش از انیشتین هم بالاتره» یا «ضریب هوشی فلانی در حد یه جلبکه»، حتما شما هم از این جملات استفاده می‌کنید. اگر از ضریب هوشی یا همان IQ خودمان در جملات قصار مثبت یا منفی‌تان، استفاده می‌کنید و آن را به عنوان تنها نماد موفقیت و توانمندی خارق‌العاده‌ی برخی از افراد می‌دانید، از موضوع مهم دیگری غافل هستید. بله، شما از «هوش هیجانی» غافل شده‌اید. در سال ۱۹۹۶، دنیل گلمن (Daniel Goleman)، برای اولین بار در کتابی به نام «هوش هیجانی» به اهمیت بالای این موضوع پرداخت. بسیاری از روان‌شناسان نیز معتقدند که ضریب هوشی به تنهایی تمام توانایی‌ها و ظرفیت هوشی انسان را بازگو نمی‌کند. در عوض هوش هیجانی و توانایی بروز احساسات نقش بسیار مهم‌تری در موفقیت‌های زندگی دارد.

تفاوت ضریب هوشی و هوش هیجانی چیست؟

برای بیان تفاوت میان ضریب هوشی و هوش هیجانی باید قبل از هر چیز به تعریف این دو بپردازیم. ضریب هوشی، نمره‌ای است که از یک آزمون استاندارد و مشخص هوشی کسب می‌شود و با تقسیم سن عقلی هر فرد بر سن تقویمی او و سپس ضرب کردن این مقدار در عدد ۱۰۰، حساب می‌شود. پس فردی با سن عقلی ۱۵ و سن تقویمی ۱۰، ضریب هوشی ۱۵۰ را خواهد داشت. برای احتساب ضریب هوشی، معمولا نمره هر فرد با سایر هم‌سالانش نیز مقایسه می‌شود. اما هوش هیجانی چیست؟ هوش هیجانی اندازه‌گیری واکنش‌های احساسی هر فرد است.

یعنی توان فرد در درک، کنترل، ارزیابی و ابراز احساساتش. محققانی چون جان می‌یر (John Mayer) و پیتر سالووی (Peter Salovey) نیز مانند دنیل گلمن، نقش برجسته‌ای در شفاف‌سازی و معرفی هوش‌ هیجانی داشته‌اند. هوش هیجانی کاربرد گسترده‌ای در تمام علوم‌ و‌ فنون دارد و به کمک همه‌ی افراد می‌آید. از رهبران کسب‌و‌کار تا مدیران حوزه‌های مختلف و سایر افراد. در دهه‌ی ۹۰ میلادی، هوش‌ هیجانی هنوز مبحثی مبهم و ناشناخته به شمار می‌رفت و رد‌پای آن تنها در مجلات علمی و آموزشی دیده می‌شد. اما امروز حتی در فروشگاه‌های اسباب بازی، با کالاهایی مواجه هستید که قادرند به افزایش هوش هیجانی کودک دلبند‌تان کمک کنند یا برنامه‌های آموزشی مختلفی تحت عنوان برنامه‌های تقویت مهارت‌های احساسی-اجتماعی (SEL) موجود است که مهارت‌های هوش هیجانی را تقویت می‌کنند. در برخی از مدارس ایالات متحده امریکا، تعلیمات احساسی-اجتماعی، یکی از مباحث اصلی آموزشی است.

ضریب هوشی مهم‌تر است یا هوش هیجانی

در گذشته ضریب هوشی به عنوان کلید اصلی موفقیت شناخته می‌شد و احتمال موفقیت افراد با ضریب هوشی بالا، بسیار زیادتر از سایرین برآورد می‌شد. دانشمندان سعی می‌کردند ارتباط میان میزان ضریب هوشی با ژنتیک و محیط را پیدا کنند. با این وجود تعدادی از دانشمندان منتقد شروع به تحقیق در زمینه‌ای جدید کردند. آنها عقیده داشتند که ضریب هوشی بالا لزوما ضمانتی برای موفقیت نیست و همه‌ی ابعاد شخصیتی یک فرد را پوشش نمی‌دهد.

البته شکی در این نیست که برای موفقیت، درآمد بیشتر و حتی سلامت بهتر، ضریب هوشی مناسبی لازم است، اما این نوع از هوش به هیچ وجه کافی نیست. برای مراودات روزانه، تعامل با دیگران و ابراز واکنش‌های احساسی به موقع، نیاز به نوعی دیگر از هوش است. هوش هیجانی در این مواقع به کمک شما می‌آید و هرچه مهارت و توانایی شما در موارد مرتبط با آن بیشتر باشد، موفق‌تر خواهید بود. مثلا در دنیای کسب‌وکار، هوش هیجانی تأثیرات فوق‌العاده مهمی از خود بر جای می‌گذارد. امروز، شرکت‌های بزرگ برای استخدام نیرو‌های خود از آزمون‌های هوش هیجانی بهره می‌برند. تحقیقات نشان می‌دهند، افرادی که ظرفیت بالقوه‌ی رهبری دارند، از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند.

شاید این سؤال به ذهن‌تان رسیده است که آیا می‌توان هوش‌ هیجانی را تقویت کرد یا آن را آموخت؟ طبق پژوهش‌های آماری که به بررسی برنامه‌های آموزشی احساسی و اجتماعی پرداخته‌اند، محققان دریافته‌اند که پاسخ به سؤال شما مثبت است. تقریبا ۵۰ درصد از کودکانی که در برنامه‌های (SEL) یا برنامه‌های تقویت هوش اجتماعی و احساسی شرکت می‌کنند، وضعیت تحصیلی و معدل بهتری دارند. این برنامه‌ها میزان توجه و عملکرد عمومی و انضباط دانش‌آموزان را تغییر می‌دهد.

نکات قابل توجه

شرکتی فعال در زمینه‌ی بیمه، دریافته است آن دسته از کارشناسان فروش که در رقابت‌های مرتبط با احساسات و کنترل آن مانند اعتماد به نفس، خلاقیت و همدلی با دیگران، مشکل داشتند، فروشی تقریبا معادل ۵۴۰۰۰ دلار کسب کردند. زیاد بد به نظر نمی‌رسد اما واقعیت این است که کارشناسان فروش با هوش‌ هیجانی بالاتر، فروشی بالغ بر ۱۱۴۰۰۰ دلار داشته‌اند که اصلا با رقم قبلی قابل قیاس نیست.

بر اساس تحقیقاتی در دانشگاه کارنگی (Carnegie)، بیش از ۸۵ درصد موفقیت هر فرد وابسته به هوش‌ هیجانی وی و مهارت‌های او در زمینه‌ی «مهندسی‌ انسانی» است. مهندسی انسانی، به معنای نوع شخصیت و توانایی ارتباط برقرار کردن با دیگران، توان مذاکره و رهبری است. برخلاف تصور عموم توانایی فنی و ضریب هوشی تنها ۱۵ درصد در موفقیت نقش دارد. دنیل کانمن (Daniel Kahneman)، برنده جایزه نوبل معتقد است افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند و می‌توانند اعتماد سایرین را بهتر جلب کنند، در فروش و کسب‌وکار موفق‌ترند؛ حتی اگر محصول یا خدمات‌شان در مقایسه با دیگران کیفیت کمتری داشته باشد.

ضریب هوشی به تنهایی کافی نیست. تلفیق آن با هوش‌ هیجانی می‌تواند شما را موفق‌تر و قوی‌تر کند. در واقع، روان‌شناسان می‌گویند سهم ضریب‌ هوشی در موفقیت ۱۰ درصد یا در بهترین حالت ۲۵ درصد است و مابقی اختصاص به هوش‌ هیجانی دارد.

در دنیای امروز با پیشرفت و توسعه‌ی علوم مختلف به ویژه روان‌شناسی، برای حکم دادن و قضاوت کردن درباره‌ی هوش انسان‌ها نیاز به تعمق و تفکر بیشتر داریم. باید کلیشه‌های رایج در زمینه‌ی هوش را کنار گذاشت. اهمیت صرف به علومی که مرتبط با ریاضیات هستند و فراموش کردن جنبه‌های متنوع روح و روان انسان‌ها بسیار نادرست است.

باید پذیرفت که هوش‌ هیجانی خیلی مهم و در برخی موارد حتی مهم‌تر از ضریب‌ هوشی در موفقیت و کامیابی است. پس این بار که خواستید در مدح یا ذم کسی از عبارات معروف ابتدای متن استفاده کنید، حتما هوش‌ هیجانی را هم لحاظ بفرمایید. مثلا به جای اینکه بگویید «فلانی آی‌کیوش در حد تیم ملیه» می‌توانید بگویید «بابا ای‌کیوت هم که مثه آی‌کیوت ترکونده». شاید کمی سخت به نظر می‌رسد، اما نگران نباشید عادت می‌کنید!

چگونه می توان یک محصول جدید را روانه بازار کرد؟

چگونه می توان یک محصول جدید را روانه بازار کرد؟

همیشه این جمله را می‌شنویم که: “سال‌های سال را برای کار کردن بر روی اختراعی وقت صرف کرده‌ام که در این بازار جریان بازی را تغییر می‌دهد – محصولی آن‌چنان بی‌عیب و نقص که در یک صنعت نیازمند به تغییر به‌شدت نیاز به آن احساس می‌شد.

اما مشکل اینجاست: شما هنوز در این صنعت و این بازار قرار نگرفته‌اید. شما در حال روانه کردن یک محصول کاملاً جدید به بازار هستید، پس بهتر است قبل از هر چیز موج‌هایی را به راه بیندازید. بهتر است فریاد بکشید، و بهتر است از ایجاد اندکی عدم آسایش و ناامنی برای برخی ترس به خود راه ندهید.

درحالی‌که فرایندهای پشتیبانی تولید، توزیع و بازاریابی همه و همه برای معرفی موفق یک محصول جدید به بازار از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، تمایز برند از دیگران مهم‌ترین عامل و معیاری است که موجب شکل گرفتن موفقیت برای برندهای چالش گر می‌شود. یک ابداع و اختراع که موجب ایجاد تغییر در بازار و الگوهای حاکم در آن می‌شود، اگر کسی پیش از معرفی در مورد آن حرفی نزند، در بازار هیچ معنایی ندارد و درواقع محصول هیچ‌وقت نور و روشنایی و موفقیتی که مستحق آن در بازار هست را نمی‌بیند و فقط و فقط در اداره ثبت اختراع باقی‌مانده و خاک می‌خورد.

البته نکته مهم این است که این مسئله بسیار بیشتر ازآنچه تصور کنید، اتفاق می‌افتد. محصولاتی که اتفاقات و موفقیت‌های مهمی در انتظار آن‌هاست عموماً به‌صورت طرحی ساده و اولیه به بازار معرفی می‌شوند، که به‌مراتب بهتر از معرفی به‌صورت تکمیل‌شده به بازاری است که از ایده‌ها و محصولات مختلف اشباع‌شده و این موضوع باعث می‌شود که مخاطبین و مشتریان فعلی بازار دیگر به این محصول جدید و البته تکمیل‌شده توجهی نکنند.

اما این مسئله به چه معناست: برند محصول جدید شما باید جهت جلب‌توجه مخاطب و مشتری باید چیزی متفاوت و جدید باشد، تیز و برنده باشد تا این‌گونه بهتر به چشم آمده و توجه مخاطبین را به خود جلب کند. برند باید کاملاً متفاوت از محصولی باشد که در حال معرفی آن به بازار است.

اما مشکل این حالت چیست: در این حالت شرکت مادر و دارنده برند اصلی، تیم همکاران و سرمایه‌گذاران ممکن است از متفاوت بودن برند به‌نوعی احساس تهدید و ناامنی بکنند.

در ادامه سه ذهنیت مختلف را معرفی می‌کنم که موجب نابودی تمایز شده و باید پیش از معرفی و روانه شدن محصول به بازار مورد رسیدگی و توجه جدی قرار بگیرد. پس در طی بررسی و جلسات خود با اعضای تیم همکاران متوجه باشید که هیچ‌یک از این ذهنیت‌ها را پیش از معرفی محصول مشاهده نکنید.

“ما در حال از دست دادن مخاطبین مهم خودمان هستیم.”

نه، اصلاً این‌چنین نیست. شما احتمالاً این محصول جدید را به این منظور ساخته‌اید که مشکل و مسئله‌ای را حل و رفع کند یا یک تجربه جدید و منحصربه‌فرد را برای گروه خاصی از مصرف‌کنندگان نهایی فراهم آورد. پس برند معرفی کننده محصول را با توجه به ارتباط بیشتر و بهتر با مشتریان احتمالی و مخاطبین ویژگی‌های این محصول انتخاب کنید و آن را هماهنگ با انگیزاننده‌هایی قرار دهید که بیش از هر چیز موجب تأثیرگذاری بر روی این گروه از مخاطبین است. انتخاب یک برند مطرح‌تر تنها به دلیل مخاطبین بیشتر به‌ندرت موجب اثربخشی شده و فقط و فقط شانس دیده شدن محصول توسط مخاطبینی که از احتمال بیشتر برای خریدن محصول برخوردار هستند را کاهش می‌دهد.

اگر با برند جدید فلان فرد/برند را عصبانی کرده یا از خود برنجانیم، چه می‌شود؟

خیلی هم خوب است. ایجاد تمایز نیازمند این است که در برابر یک جریان فکری موجود و باثبات و پرفروش در بازار و صنعت قرار بگیرید. همیشه چیزهای جدید و به‌طور کل تغییر موجب ایجاد ناامنی و ناراحتی در عده‌ای می‌شود. در این مورد نباید نگرانی داشته باشید، اگر دلیلی که در پشت ارائه محصول شما به بازار موجود است، با تحقیق و بررسی کامل انتخاب‌شده باشد، پس از مدتی بازار به آن روی خوش‌نشان داده و دیگران هم به پیروی از گروه‌های اول به سمت محصول جذب می‌شوند.

محصول ما از فلان محصول موجود در بازار است و ما باید به همه دلیل این برتری را بگوییم.

نه نیازی به این کار نیست. شما باید به مخاطب خود بگویید که چرا محصول شما نسبت به چیزی که در حال حاضر از آن استفاده می‌کنند، متفاوت است؛ چراکه در غیر این صورت در بازار دیده نمی‌شوید. بر ویژگی‌ها و عملکرد و کاربرد محصول تمرکز نکنید و تنها بالاترین و بهترین مزیت ارائه‌شده توسط محصول خودتان را اطلاع‌رسانی کنید. تفاوت موجب شکستن و کنار زدن بی‌تفاوتی مصرف‌کننده می‌شود. تفاوت بیشتر در رسانه‌ها بازتاب پیدا می‌کند. تفاوت موجب می‌شود تا در مورد شما صحبت کنند.

کارهایی که اعتماد به نفس شما را بیشتر می کند

کارهایی که اعتماد به نفس شما را بیشتر می کند

هر کس در این دنیای پهناور استعداد هایی دارد اما به دلیل عدم اعتماد به نفس خود را دست کم گرفته و آنها را باور ندارد. در مقابل افراد موفقی هستند که کارشان را از یک ایده ی ساده شروع کرده و به درجات بالایی از موفقیت رسیده اند. عامل مشترکی که میان این کارآفرینان وجود دارد اعتماد به نفس بالای آنهاست. خوشبختانه راه هایی برای بالا بردن این ویژگی وجود دارد که در زیر به آنها اشاره می شود:

1. نهادینه کردن رفتار خوب

جملاتی مانند «من نمی توانم» یا «مطمئنا شکست می خورم» یا «هیچ کس دوست ندارد به حرف های من گوش دهد» ناشی از فکر منفی ذهن شماست. این صدای درون اصلا به شما کمکی نخواهد کرد و مانع از رسیدن به رویاهای تان می شود.

افکار منفی را به مثبت تغییر دهید

برای این کار باید فکرهای مثبت را به ذهن راه دهید. می توانید از جملاتی مانند «من این کار را امتحان می کنم»، «در کارم موفق می شوم» یا «مردم به حرف های من گوش خواهند داد» استفاده و هر روزتان را با القای حرف های مثبت شروع کنید.

به هنگام هم زمانی خطور افکار مثبت و منفی، به مثبت ها توجه کنید

فضای بیشتری از مغزتان را به افکار مثبت اختصاص دهید. هر چه بیشتر افکار مثبت را به ذهن خود راه داده و از منفی بافی دوری کنید، زودتر این عادت برای ذهن شما ایجاد می شود.

با افراد مثبت اندیش معاشرت کنید

از میان دوستان یا اعضای خانواده با کسانی بیشتر معاشرت کنید که حال تان را بهتر می کنند. در این مورد به این نکات توجه بیشتری کنید:

از دوستانی که مدام شما را به نقد کشیده یا نقاط ضعف تان را برجسته می کنند، اجتناب کنید.
حتی نیت مثبت برخی افراد که مدام به شما می گویند چه باید بکنید، به اعتماد به نفس تان ضربه می زنند.
هر چه قدم های بیشتری در مسیر رسیدن به اهداف تان بردارید، افراد منفی باف بیشتر به شما موج منفی می دهند. برای بالا بردن اعتماد به نفس رابطه ی خود را با این افراد کم کنید.

از چیزهایی که حس بدی به شما می دهند دوری کنید

از دیدن اشیا یا رفتن به مکان هایی که شما را به یاد خاطرات بد گذشته می اندازند، اجتناب کنید. برای مثال لباس هایی که دیگر اندازه ی شما نیستند را در کمد نگه ندارید. به افراد بدی که پیرامون خود دارید یا شغلی که دیگر به آن علاقمند نیستید فکر کنید و در صورت امکان تغییرات لازم را بدهید.

استعداد یابی کنید

هر کسی استعدادهایی دارد. ببینید چه کاری را بهتر از دیگر کارها انجام می دهید. با غرور به آن کار ادامه دهید. به دنبال آنچه که علاقه دارید بروید: هنر، نقاشی، نویسندگی، گویندگی و … می توانند مثال هایی از آن باشند.

هر چه استعداد و هنر بیشتری داشته باشید با آدم های جدید و متنوع تری ارتباط پیدا می کنید.
اگر در زمینه ی علاقه ی خود کار کنید، هم از نظر روحی-جسمی به خود لطف کرده اید هم حس کارآمدی که به شما می دهد در بالا بردن اعتماد به نفس تان اثر می گذارد.

به خود افتخار کنید

از یک سو باید به استعداد های خود افتخار کنید و از سوی دیگر خودسازی کنید. شاید متوجه خیلی از مهارت های خود نباشد از این رو پیشنهاد دیجیاتو به شما این است که کارهایی که به خوبی انجام می دهید را روی کاغذ بنویسید. مثلا مهربانی کردن، خوب گوش دادن، مدیریت بحران و … نمونه هایی از مهارت های افراد هستند.

تعاریف دیگران را با گشاده رویی بپذیرید

کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند از تعاریف خوش شان نمی آید. آنها فکر می کنند گوینده یا دروغگو است یا اشتباه می کند. در مقابل کسانی نیز وجود دارند که به خاطر غرور منفی، به هنگام شنیدن تعرف خوبی شان، با سردی رفتار می کنند. بهترین رفتاری که در اعتماد به نفس شما اثر گذار است بدین صورت است:

تعریف را با تمام وجود بپذیرید، لبخند زده و به خوبی تشکر کنید.
تعریف یاد شده را به لیست خوبی های تان اضافه و از آن برای بالا بردن اعتماد به نفس تان استفاده کنید.

در آیینه به خود لبخند بزنید

تحقیقاتی در مورد «تئوری بازخورد صورت» انجام شده که در آن اثرات مثبتی که فرد با لبخند زدن در آینه در مغز ایجاد می کند، به وضوح آمده است. هر روز در آیینه به خود نگاه کنید و لبخند بزنید تا شادتر از قبل شوید. خود را همان طوری که هستید بپذیرید و بدانید با این کار اعتماد به نفس تان بیشتر از همیشه می شود.

همیشه با لبخند به دیگران بنگرید، چرا که آنها نیز با لبخند جواب شما را خواهند داد و این به اعتماد به نفس شما بیشتر کمک می کند.

2. کنترل احساسات

برخی فکر می کنند افراد با اعتماد به نفس اصلا نمی ترسند. اشتباه است. زیرا ترس معقول نشان دهنده ی رشد فکری است. صحبت کردن در عموم، آشنا شدن با غریبه ها یا درخواست افزایش حقوق می توانند مثال هایی از ترس باشند.

روبه رو شدن با ترس، اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد.
کودکی که به تازگی راه رفتن یاد گرفته را در نظر بگیرید، ابتدا با ترس راه می رود زیرا موانع و مشکلات زیادی در راه دارد، اما به محض اینکه کنترل را به دست می گیرد، لبخندی بر لبانش می نشیند. مانند شما، ترس تان را پشت سر بگذارید و به موفقیت دست پیدا کنید.

صبور باشید

هیچ کس در یک شبانه روز با اعتماد به نفس نمی شود. ممکن است به ترس غلبه کنید اما به هدف تان نرسید، اشکالی ندارد. حتما از اشتباهات تان درس بگیرید و بار دوم آنها را تکرار نکنید. برای مثال زمانی که به درخواست افزایش حقوق تان جواب رد داده می شود برگردید و به گذشته نگاه کنید، آیا کاری بوده که به اشتباه انجام داده باشید؟

متعادل باشید

اعتماد به نفس پایین از رسیدن شما به اهداف تان جلوگیری می کند اما نباید رویایی فکر کرده و زمان نامعقولی برای رسیدن به اهداف تان تعیین کنید.

خود را با دیگران مقایسه نکنید

برای بالا بردن اعتماد به نفس باید تلاش کنید بهترین زندگی را برای خود بسازید نه اینکه زندگی برادر بزرگ تر، ورزشکاران یا هنرندانی که در تلویزیون می بینید را کپی کنید. زیرا دست بالای دست بسیار است و همیشه افرادی پیدا می شوند که در زمینه هایی از شما بهتر باشند.

متاسفانه رسانه های اجتماعی باعث شده اند مردم خود را با دیگران مقایسه کنند و از آنجایی که آنها تنها لحظات خوب خود را به معرض می گذارند، ممکن است باعث سرخوردگی دیگران شود.

از اشتباهات تان درس بگیرید

هیچ کس عالی نیست. حتی بهترین افراد نیز عیب هایی دارند. مهم این است که بدانید چه اشتباهی کرده اید و چرا؟ آیا به دلیل وجود کسی بوده که همراهی تان کرده یا نصیحت مناسبی دریافت نکردید و…؟

شاید در رابطه ای شکست خورده یا از کار اخراج شده باشید، مهم این است که از آن درس گرفته و دیگر اشتباه تان را تکرار نکنید.

قرار نیست همه چیز عالی باشد

این حقیقت است و اگر آن را قبول نکنید و بخواهید همه چیز به بهترین شکل ممکن انجام شود، هرگز از موقعیت خود راضی نخواهید بود و هیچ وقت شاد نخواهید بود، متعاقبا اعتماد به نفس تان نیز پایین می آید.

شکرگذار باشید

اغلب ریشه ی اعتماد به نفس پایین، فکر کردن به نداشته هاست. لیستی از داشته های تان بنویسید و هر روز یک مورد را به آن اضافه کنید. نهایتا روزانه برای آنها شکرگزار باشید. این داشته ها می تواند از دارایی و دوستان گرفته تا سلامتی و یک حس خوب باشد.

3. مراقبت از سلامتی

مرتب به حمام بروید، مسواک بزنید، نخ دندان بکشید و غذاهای خوشمزه ی سالم بخورید. همچنین برای خود وقت بگذارید.

با رسیدگی به خودتان به ارزشمندی خود پی برده و به این شکل اعتماد به نفس تان بالا می رود.

به ظاهر تان برسید

حتما نباید مانند برد پیت باشید تا اعتماد به نفس تان بالا باشد بلکه می توانید با حمام کردن، مسواک زدن روزانه و پوشیدن لباس های مناسب، شخصیت تان را به خود و دیگران نشان دهید.

مرتب ورزش کنید

ورزش برای هر کسی فرق می کند. با توجه به شرایط بدنی و سنی ورزش مناسب خود را انتخاب کنید. مثلا برای یک نفر، قدم زدن و برای دیگری 50 مایل دوچرخه سواری ورزش روزانه محسوب می شود. از هرجایی که می توانید شروع کنید.

تحقیقات زیادی نشان داده اند که ورزش باعث حفظ ظاهر فرد می شود. با ظاهر خوب اعتماد به نفس تان نیز بالا می رود.

خوب بخوابید

7-9 ساعت خواب خوب شبانه در ظاهر و سلامتی روحی شما اثر بسیار مثبتی می گذارد. خواب خوب حتی در مدیریت استرس نیز به شما کمک می کند.

4. هدف گذاری و ریسک پذیری

هدف های کوچک و دست یافتنی برای خود بگذارید

زمانی که اهداف تان دست یافتنی نباشند بعد از مدت کوتاهی سرخورده می شوید و به دنبال آن، اعتماد به نفس تان پایین می آید.

اهداف بزرگ را به هدف های کوچک تر تقسیم کنید.
فرض کنید می خواهید در مسابقات دو ماراتن شرکت کنید. اگر اصلا دونده نیستید، نمی توانید یک روزه 26 مایل بدوید. پس هدف تان را یک مایل در روز قرار دهید سپس به مرور زمان آن را بیشتر کنید.
اگر میز کار به هم ریخته ای دارید، از برداشتن کتاب ها و گذاشتن شان در قفسه ی کتاب ها شروع کنید. سپس کاغذها را روی هم گذاشته تا بعدا به آنها رسیدگی کنید.

کار جدیدی انجام دهید

کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند، از قرار گرفتن در موقعیت های ناآشنا و جدید اجتناب می کنند. زمان آن رسیده که دیگر به خود شک نکنید و کارهای جدید و متفاوتی انجام دهید. اگر نمی توانید دل به دریا بزنید با کسانی همراه شوید که این جرات را دارند. با این کار شما آمادگی بیشتری پیدا می کنید در نتیجه اعتماد به نفس تان بیشتر می شود.

 با برنامه ریزی میزان پیشرفت تان را ارزیابی کنید

برخی از خصوصیات مانند قد و رنگ پوست تان را نمی توانید تغییر دهید اما در مقابل خصوصیاتی مانند خجالتی بودن، بی نظمی و غیره را می توانید. برای این کار باید برنامه ریزی کنید. شاید نهایتا محبوب ترین دانش آموز مدرسه یا منظم ترین فرد نشوید اما با رسیدن به آنچه که خواسته اید اعتماد به نفس تان بالا می رود.

خیلی به خود سخت نگیرید. اگر مایلید عادت های خوب زیادی را در خود بسازد، یکی از آن عادت ها را شروع و بقیه را به دنبال آن ایجاد کنید.

روند پیشرفت تان را یادداشت کنید تا متوجه تغییر ایجاد شده در خود بشوید.

به دیگران کمک کنید

زمانی که با یک تشکر ساده از کسی که برای شما چایی می آورد حس خوبی در او یا با کمک به دیگران تغییری در زندگی آنها ایجاد می کنید، احساس مفید واقع شدن به شما دست می دهد. از این رو اعتماد به نفس تان بالا می رود. سعی کنید کمک کردن را جزء کارهای هفتگی تان قرار دهید. چرا که با این کار به خود ثابت می کنید که چه توانایی هایی دارید.

افراد خانواده یا دوستان در اولویت لیست شما قرار دارند. اگر آنها به کمک نیاز نداشتند به خیریه ها، شیرخوارگاه ها و… بروید.

مثلث طلایی فروش چیست؟

 مثلث طلایی فروش چیست؟

اساس این فرمول بر تجربه‌ی متصدیان ممتاز فروش جهان استوار است. در طول سالیان دراز با هزاران مشتری مصاحبه شده و به شکل خاصی از آن‌ها پرسش به‌عمل‌آمده است که تفکر آن‌ها درباره بهترین فروشندگانی که با آن‌ها تماس گرفته‌اند چیست. آن‌ها به‌طور مرتب و همیشگی در تمام صنایع سرتاسر جهان، در توضیح خود راجع به فروشندگان ممتاز، سه عنوان را ذکر نموده‌اند: به‌عنوان دوست، مشاور و معلم.

دوست

مشتریان، فروشنده را به‌عنوان دوستی تلقی کرده‌اند که واقعا حتی بیشتر از فروش به آن‌ها به‌ عنوان مشتری، دلواپس سلامتی آنان بوده‌اند. هنگامی‌که مشتریانتان شما را به‌ عنوان یک دوست شخصی خودشان تلقی می‌کنند که صرفا برحسب اتفاق روزگار در کار تجاری فروش محصول یا خدمتی است که آن‌ها می‌خواهند خریداری کنند، آن‌ها نیز تا هنگامی‌که شما آن محصول یا خدمت را عرضه می‌کنید نسبت به شما وفادار خواهند بود. در اینصورت تقریبا غیرممکن است که رقیب شما با قیمت یا پیشنهاد بهتر به آن مشتری دست پیدا کند.

چنانچه شکسپیر می‌نویسد هنگامی‌که دوستانتان را امتحان کردید آن‌ها را با «تسمه‌هایی از جنس فولاد» به خود ببندید و گرفتار و اسیر خود کنید. وقتی که با مشتری، طرح دوستی حقیقی بستید یک تعهد غیرقابل قطع از روی وفاداری با او ایجاد می‌کنید که سبب می‌گردد مشتری سال‌های طولانی برای خرید کردن از محصولات و خدمات شما نزد شما بیاید.

مشاور

مشتریان در این فکر بوده‌اند که بهترین فروشنده، یک متخصص قابل‌اعتماد است که هم در زمینه محصول یا خدمتی که خود او می‌فروشد و هم در سایر زمینه‌ها، توصیه‌های خوبی دارد که به آن‌ها کمک می‌کند در زندگی و کارشان بهبود یابند. هنگامی‌که مشتریان، شما را برای خودشان به‌منزله یک مشاور تلقی نمودند، درنهایت به نقطه‌ای می‌رسند که از هیچ جای دیگری به‌جز شما خرید نخواهند کرد.

از کجا می‌توانید بگویید که آیا مشتریان، شما را به‌عنوان یک مشاور قلمداد می‌کنند یا خیر؟ ساده است. هنگامی‌که رقیب‌تان به همراه محصول یا خدمتی مشابه با محصول یا خدمت قابل‌فروش شما به مشتریان می‌رسد مشتری شخصاً با شما تماس خواهد گرفت تا شما درباره محصول فرد رقیب به او توصیه‌های لازم را بنمایید. آن‌ها می‌دانند که شما همیشه حقیقت را خواهید گفت و آن‌ها را راهنمایی خواهید کرد تا بتوانند تصمیم صحیح را اتخاذ کنند. هنگامی‌که مشتری با شما تماس می‌گیرد و درباره رقیبتان از شما درخواست توصیه می‌نماید بدانید که در چنین موقعیتی، چه بر اساس نتایج فروش و چه بر اساس درآمد؛ شما در حال صعود به طرف ۱۰ درصد فروشندگان حرفه‌ای و ممتاز هستید.

معلم

مشتریان، به فروشندگان ممتاز به چشم معلمی می‌نگرند که به آن‌ها یاد می‌دهد چگونه به بهترین شکل ممکن از محصول یا خدمتی که آن‌ها می‌فروشند استفاده ببرند. بهترین فروشندگان حتی بیشتر از این‌ها نیز به زحمت خود می‌افزایند و مشتریان را در مورد زمینه‌های مربوطه و موضوعات جانبی وابسته به انتخاب بهترین‌ها آموزش می‌‌دهند، در فروش مدرن، این کشف بزرگ و حائز اهمیتی است که در مدت‌زمان باقیمانده از حرفه شما بر روی نتایج‌تان اثر خواهد گذاشت.

 مثلث طلایی فروش چیست؟

اساس این فرمول بر تجربه‌ی متصدیان ممتاز فروش جهان استوار است. در طول سالیان دراز با هزاران مشتری مصاحبه شده و به شکل خاصی از آن‌ها پرسش به‌عمل‌آمده است که تفکر آن‌ها درباره بهترین فروشندگانی که با آن‌ها تماس گرفته‌اند چیست. آن‌ها به‌طور مرتب و همیشگی در تمام صنایع سرتاسر جهان، در توضیح خود راجع به فروشندگان ممتاز، سه عنوان را ذکر نموده‌اند: به‌عنوان دوست، مشاور و معلم.

دوست

مشتریان، فروشنده را به‌عنوان دوستی تلقی کرده‌اند که واقعا حتی بیشتر از فروش به آن‌ها به‌ عنوان مشتری، دلواپس سلامتی آنان بوده‌اند. هنگامی‌که مشتریانتان شما را به‌ عنوان یک دوست شخصی خودشان تلقی می‌کنند که صرفا برحسب اتفاق روزگار در کار تجاری فروش محصول یا خدمتی است که آن‌ها می‌خواهند خریداری کنند، آن‌ها نیز تا هنگامی‌که شما آن محصول یا خدمت را عرضه می‌کنید نسبت به شما وفادار خواهند بود. در اینصورت تقریبا غیرممکن است که رقیب شما با قیمت یا پیشنهاد بهتر به آن مشتری دست پیدا کند.

چنانچه شکسپیر می‌نویسد هنگامی‌که دوستانتان را امتحان کردید آن‌ها را با «تسمه‌هایی از جنس فولاد» به خود ببندید و گرفتار و اسیر خود کنید. وقتی که با مشتری، طرح دوستی حقیقی بستید یک تعهد غیرقابل قطع از روی وفاداری با او ایجاد می‌کنید که سبب می‌گردد مشتری سال‌های طولانی برای خرید کردن از محصولات و خدمات شما نزد شما بیاید.

مشاور

مشتریان در این فکر بوده‌اند که بهترین فروشنده، یک متخصص قابل‌اعتماد است که هم در زمینه محصول یا خدمتی که خود او می‌فروشد و هم در سایر زمینه‌ها، توصیه‌های خوبی دارد که به آن‌ها کمک می‌کند در زندگی و کارشان بهبود یابند. هنگامی‌که مشتریان، شما را برای خودشان به‌منزله یک مشاور تلقی نمودند، درنهایت به نقطه‌ای می‌رسند که از هیچ جای دیگری به‌جز شما خرید نخواهند کرد.

از کجا می‌توانید بگویید که آیا مشتریان، شما را به‌عنوان یک مشاور قلمداد می‌کنند یا خیر؟ ساده است. هنگامی‌که رقیب‌تان به همراه محصول یا خدمتی مشابه با محصول یا خدمت قابل‌فروش شما به مشتریان می‌رسد مشتری شخصاً با شما تماس خواهد گرفت تا شما درباره محصول فرد رقیب به او توصیه‌های لازم را بنمایید. آن‌ها می‌دانند که شما همیشه حقیقت را خواهید گفت و آن‌ها را راهنمایی خواهید کرد تا بتوانند تصمیم صحیح را اتخاذ کنند. هنگامی‌که مشتری با شما تماس می‌گیرد و درباره رقیبتان از شما درخواست توصیه می‌نماید بدانید که در چنین موقعیتی، چه بر اساس نتایج فروش و چه بر اساس درآمد؛ شما در حال صعود به طرف ۱۰ درصد فروشندگان حرفه‌ای و ممتاز هستید.

معلم

مشتریان، به فروشندگان ممتاز به چشم معلمی می‌نگرند که به آن‌ها یاد می‌دهد چگونه به بهترین شکل ممکن از محصول یا خدمتی که آن‌ها می‌فروشند استفاده ببرند. بهترین فروشندگان حتی بیشتر از این‌ها نیز به زحمت خود می‌افزایند و مشتریان را در مورد زمینه‌های مربوطه و موضوعات جانبی وابسته به انتخاب بهترین‌ها آموزش می‌‌دهند، در فروش مدرن، این کشف بزرگ و حائز اهمیتی است که در مدت‌زمان باقیمانده از حرفه شما بر روی نتایج‌تان اثر خواهد گذاشت.

کارهایی که بعد از خوردن غذا نباید انجام داد

کارهایی که بعد از خوردن غذا نباید انجام داد

بسیاری از مردم در سراسر جهان عادت دارند که بلافاصله پس از صرف وعده غذایی ناهار یا شام دراز کشیده و مشغول تماشای تلویزیون شوند. اما این عادتی ناسالم محسوب می شود.

بسیاری از مردم در سراسر جهان عادت دارند که بلافاصله پس از صرف وعده غذایی ناهار یا شام دراز کشیده و مشغول تماشای تلویزیون شوند. اما این عادتی ناسالم محسوب می شود و می تواند سلامت ما را تحت تاثیر قرار دهد.

پس از خوردن غذا این کارها را انجام ندهید

بی تحرکی و لم دادن پس از صرف غذا تنها عادت بدی نیست که مردم دارند و در ادامه با چند کاری که نباید پس از غذا خوردن انجام دهید، بیشتر آشنا می شویم.

سیگار کشیدن

اگرچه مردم از مضرات سیگار کشیدن برای سلامت کلی خود آگاه هستند، اما همچنان این کار را ادامه می دهند و حتی آن را پس از صرف یک وعده غذایی انجام می دهند. اگر قادر به ترک سیگار نیستید، بهتر است پس از غذا خوردن چند ساعت صبر کنید و سپس سیگار بکشید زیرا نیکوتین موجود در آن با اکسیژن اضافی مورد نیاز برای گوارش پیوند تشکیل می دهد و از این رو، بدن مواد سرطان‌زای بیشتری را نسبت به حالت عادی جذب می کند. چندین مطالعه نشان داده اند که سیگار کشیدن پس از یک وعده غذایی می تواند معادل کشیدن ۱۰ نخ سیگار به طور همزمان باشد. افزون بر این، این کار خطر ابتلا به سرطان های روده و ریه را افزایش می دهد.

میوه خوردن

اگر قصد دارید میوه بخورید بهترین زمان برای انجام این کار پیش از یک وعده غذایی و با معده خالی است زیرا گوارش میوه به آنزیم های متفاوتی نیاز دارد و قندهای ساده موجود در میوه به زمان بیشتری برای جذب کامل نیاز دارند. افزون بر این، هنگامی که معده خالی است، شما از تمام مواد مغذی، فیبر و قندهای ساده موجود در میوه بهره خواهید برد. در مقابل، مصرف میوه در زمانی نزدیک به یک وعده غذایی یا پس از آن می تواند به آروغ زدن، سوزش سر دل، سوء هاضمه و بسیاری ناراحتی های دیگر منجر شود.

خوابیدن

اگر بلافاصله پس از یک وعده غذایی به خواب بروید، احتمال تجربه نفخ، ناراحتی و الگوهای خواب عجیب نیز افزایش می یابد زیرا سوزش معده در طول شب را به همراه دارد. نتایج یک مطالعه نشان داد افرادی که پس از صرف غذا مدت زمان بیشتری پیش از به خواب رفتن صبر می کنند، احتمال کمتری دارد سکته مغزی را تجربه کنند. بر همین اساس، چند ساعت پیش از خواب نباید غذای سنگین بخورید.

دوش گرفتن

هرگز بلافاصله پس از صرف یک وعده غذایی دوش نگیرید زیرا جریان خون به سمت دست ها، پاها و بدن افزایش می یابد و از این رو، میزان جریان خون به سمت معده کاهش می یابد. در نتیجه، سیستم گوارش تضعیف و ناکارآمد می شود و این شرایط به درد معده منجر می شود.

چای نوشیدن

بلافاصله پس از صرف یک وعده غذایی چای ننوشید زیرا در جذب آهن اختلال ایجاد می کند. اسید تانیک موجود در چای با پروتئین و آهن پیوند تشکیل می دهد و از جذب موثر آنها توسط بدن جلوگیری می کند. کمبود آهن در بدن انسان می تواند به کم خونی یا آنمی منجر شود و از این رو، درد سینه، سردی دست ها و پاها، شکنندگی ناخن ها، بی اشتهایی، پوست رنگ پریده، خستگی شدید، ضعف و سرگیجه را موجب شود.

داستان هایی از چند برند مشهور که کسی نمی داند

داستان هایی از چند برند مشهور که کسی نمی داند

ما چگونه به وجود آمدیم، ما چه کار کردیم تا به این جا رسیدیم و ما چه نامیده می شویم. برای هر یک از ما این داستان متفاوت است. برخی از آنها خسته کننده است، برخی هم به اندازه کافی جالب هستند تا درباره آنها مطلب نوشته شود. و درباره برخی از مشهورترین برنده های موجود نیز این موضوع صادق است. در این جا به چند اتفاق و حقیقت کمتر شناخته شده درباره بزرگ ترین برندهای جهان می پردازیم:

1. یک آخر هفته خوش یمن در لاس وگاس FedEx را نجات داد

در اوایل دهه 1970، تنها چند سال بعد از شکل گیری شرکت FedEx، این شرکت نوپا در تنگناهای شدید قرار داشت و در یک ماه یک میلیون دلار ضرر کرده بود. در آن وضعیت، به نظر می رسید آنها قادر نیستند تعهدات مالی خود را برآورده کنند. فِرد اسمیت، موسس این شرکت، بدون ترس از این مسئله امیدوار به پرواز به لاس وگاس بود، جایی که او در بازی Blachjac بیست و هفت هزار دلار برنده شده بود. با این پول شرکت نجات پیدا کرد و فرد اسمیت یک داستان استثنایی برای تعریف کردن داشت.

2. وجود خودروهای مسابقه لامبورگینی به افتخار اِنزو فراری است

لامبورگینی در اصل یک شرکت تولیدکننده تراکتور بود. فروچیو لامبورگینی، مالک این شرکت، به اتومبیل های لوکس علاقمند بود به ویژه به فراری ها. در یک بازرسی عادی او پی برد که کلاچ اتومبیل فراری خود شکسته است و کشف کرد که کلاچ استفاده شده در این اتومبیل مشابه با تراکتورهای تولیدی خود است. وقتی او از انزو فراری، موسس شرکت فراری یک کلاچ جایگزین بهتر درخواست کرد، فراری درخواست او را رد کرد و به او گفت که تو یک تولیدکننده تراکتور هستی و هیچ چیز درباره خودروهای مسابقه ای نمی دانی. حدس می زنم ما همگی بدانیم که ماجرا به کجا ختم شد.

3. به دلیل شکست آلمان در جنگ جهانی اول شرکت BMW به یک سازنده اتومبیل تبدیل شد

شرکت BMW در اصل به عنوان یک شرکت سازنده هواپیما شروع به کار کرد. بعد از این که آلمان در جنگ جهانی اول شکست خورد تمام شرکت های تولید کننده هواپیما مجبور شدند تولید خود را متوقف کنند، که یکی از شرایط پیمان صلح ورسای بود. با توجه به این که این شرکت با ورشکستگی مواجه بود به تولید موتورسیکلت روی آورد و بلافاصله بعد از آن در سال 1928 به تولید اتومبیل مبادرت ورزید. لوگوی کنونی آنها به احترام میراث هوانوردی آنها است.

4. بدون تحریم آمریکا کوکا کولا (Coca-Cola) اکنون وجود نداشت

در ابتدا کوکا کولا توسط جان پمبرتون ایجاد شد، یک سرهنگ مجروح از جنگ های داخلی آمریکا که به دنبال جایگزینی برای اعتیاد خود به مورفین بود. او در ابتدا آن را شراب کوکای فرانسوی نامید، که یک نوشیدنی نیرو بخش اعصاب بود. وقتی آتلانتا قانون ممنوعیت نوشیدن آن را در سال 1886 تصویب کرد، پمبرتون مجبور شد تا فرمول آن را دوباره بسازد تا در واقع یک محصول بدون الکل از نوشیدنی نیرو بخش خود تولید کند. او آن را نوشیدنی کوکا کولا نامید، نوشیدنی که ما همگی می شناسیم و دوست داریم.

5. لوگوی مک دونالد (McDonald’s) بر پایه شکل فروشگاه های آن است و نه بر اساس کلمه مک دونالد

لوگوی مک دونالد شاید بعد از کوکا کولا، یکی از شناخته شده ترین آرم های جهان است. حرف “M” برای مک دونالد است و بس. اما واقعیت این است که این لوگو از نام این شرکت الهام گرفته نشده است. معماری مغازه اولیه این شرکت دارای طاق های طلایی در هر طرف بود. صاحب مغازه آن را به این دلیل این گونه ساخته بود تا مردم بتوانند یک فروشگاه مک دونالد را از فاصله دور تشخیص دهند. بنابراین این شرکت در هنگام باز طراحی این لوگو از معماری نمادین این رستوان الهام گرفته است.

6. علامت نایک (Nike) یک تیک نیست

این شرکت که در ابتدا BRS (Blue Ribbon Sports) نامیده می شد، بعداً به نایک، الهه پیروزی بالدار یونانی، تغییر نام داد. نماد معروف ” swoosh ” که تاکنون لوگوی این شرکت بوده است، نشاندهنده بال ها و سرعت است.

7. لوگوی اپل (Apple) به افتخار آلن تورینگ نیست

اگرچه این می توانسته زیرکانه باشد، اما حقیقت چندان شاعرانه نیست. قابل قبول ترین فرضیه این است که میوه محبوب استیو جابز سیب بوده است. به همین دلیل است که اولین کامپیوتر این شرکت به نام سیب مکینتاش محبوب او نامگذاری شد. بله، این اولین لوگوی شرکت اپل بود.

8. UPS توسط دو نوجوان با یک دوچرخه و 100 دلار تاسیس شد

یونایتد پارسل سرویس یا شرکت UPS شروع بسیار حقیرانه ای داشته است. در سال 1907 فردی 19 ساله به نام جیمز کِیسی این شرکت را با یک دوچرخه و 100 دلاری که از دوستش قرض گرفته بود تاسیس کرد. این نوجوان همچنین عنوان مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره این شرکت را نیز بر عهده داشت. اکنون این شرکت بزرگ ترین شرکت پستی دنیا است. این برای یک نوجوان با یک دوچرخه چندان بد نیست.

9. ویرجین (Virgin – دوشیزه) به این دلیل نامیده شد که بنیان گذاران آن واقعاً دوشیزه ها بودند!

در این مورد داستان رایج عمومی واقعاً درست است. این عنوان در یک جلسه ایده پردازی توسط یک فرد پیشنهاد شد. دلیل آن چه بود؟ خوب، به این دلیل که آنها همگی تازه کار بودند و در هنگام شروع تجارت خود دوشیزه بودند.

10. Fanta در آلمان نازی تاسیس شد

در اوج جنگ جهانی دوم آلمان نازی هدف تحریم های تجاری متعددی قرار گرفت. به دلیل نبود مواد خام و عناصر سازنده لازم، ماکس کیت رئیس شعبه کوکا کولای آلمان تصمیم گرفت با موادی که داشتند یک نوشیدنی جدید برای بازار آلمان تولید کند – ” the leftovers of leftovers” ( ته مانده پس مانده ها). این نام  از یک کلمه آلمانی برای خیال پردازی گرفته شده است (Fantasie)، و آنها مجبور بودند تا از هر چیزی استفاده کنند تا بتوانند این نوشیدنی را تولید کنند.

11. Puma و Adidas به خاطر یک دشمنی خانوادگی به وجود آمدند

در دهه 1920 برادران رادولف و آدولف آدی دِسلر یک شرکت موفق تولید کننده کفش به نام برادران دِسلر را اداره می کردند. اما  در طول جنگ جهانی دوم به دلیل یک سوء تفاهم، اختلاف بین این دو برادر شکل گرفت.

بعدها، بعد از اوج گیری جنگ رادولف توسط سربازان آمریکایی دستگیر شد و به عضویت در شاخه نظامی Waffen SS متهم شد. رادولف مطمئن بود که برادرش در این موضوع نقش داشته است. سرانجام آن دو از هم جدا شدند، در حالی که رادولف شرکت Ruda که بعداً به Puma تغییر یافت و آدی شرکت Adidas را تاسیس کرد. این دو هرگز با هم آشتی نکردند. جالب این است که هردو در یک مقبره دفن شده اند ولی تا حد ممکن دور از یکدیگر!

اشتباهات در استفاده از شبکه های اجتماعی

اشتباهات در استفاده از شبکه های اجتماعی

اینستاگرام، فیس بوک، توییتر، اسنپ چت، لینک و … راه های برقراری ارتباط با دیگران در شبکه های اجتماعی بی شمار هستند، اما اجازه ندهید که زندگی اینترنتی شما بر زندگی واقعی تان تاثیر منفی بگذارد. در اینجا فهرستی از کارها را فراهم کرده ایم که نباید انجام دهید.

تصاویر افراد را بدون اجازه آنها به اشتراک نگذارید

هنگامی که سخن از به اشتراک گذاری تصاویر در شبکه های اجتماعی سخن به میان می آید، افراد بسیار سخت گیر می شوند. وقتی شما نمی خواهید یک دوست یا یکی از اعضای خانواده، بدون اجازه شما، عکسی از شما را به اشتراک بگذارد، پس چرا باید این کار را بکنید؟ راشل ساسمن، یک درمانگر و متخصص در این زمینه اینطور توضیح می دهد که در حالی که شما ممکن است ارسال یک عکس را مسئله مهمی نپندارید، اما برای دیگری ممکن است ناراحت کننده باشد. او می گوید فقط کافی است قبل از به اشتراک گذاشتن از آنها، بپرسید و سپس عکس را به اشتراک گذاشته و تگ کنید.

هنگام عصبانیت از شبکه های اجتماعی استفاده نکنید

شبکه های اجتماعی هرگز نباید برای آزار و اذیت دیگران مورد استفاده قرار گیرند؛ و ارسال نظرات شرورانه و تند و تیز نه فقط به خاطر مضر بودن، مسئله است، بلکه باعث بدنامی و بی اعتبار شدن شما نیز خواهد شد. آیا واقعا می خواهید تمام دنیا بداند که شریک زندگی خود را فریب داده اید؟ ساسمن توصیه می کند که شبکه های اجتماعی را به عنوان ابزاری برای گسترش خوبی ها استفاده کنید. او می گوید «من واقعا از دیدن پست های مربوط به تولد و یا زمانی که افراد جملات قصار پر مفهوم می گویند، لذت می برم». اگر ناراحت هستید تلفن همراه، رایانه، و یا تبلت خود را خاموش کرده و عصبانیت خود را به شیوه دیگری خالی کنید. با رعایت این آداب معاشرت در هنگام ناخرسندی در شبکه های اجتماعی، ایمن خواهید ماند.

از ارسال عجولانه بپرهیزید

مطمئنا شما سرمست جشنی که برگزار کرده اید هستید، اما به اشتراک گذاری یک سلفی سرخوشانه با مهمانانتان ممکن است بهترین ایده نباشد؛ زیرا می تواند احساسات دوستانی که دعوت نشده بودند را جریحه دار کند. و در حالی که عکس شما در حال سرمستی ممکن است برای هم خوابگاهی های قدیمی تان بامزه به نظر برسد، اما واکنش کارفرمایان آینده شما ممکن است دقیقا اینگونه نباشد. ساسمن می گوید «همیشه، همیشه، همیشه به کاری که انجام می دهید فکر کنید».

استن تتکین، نویسنده و پژوهشگر، روانشناس و مشاور خانواده، و بنیانگذار برنامه «رویکرد روانشناسانه به درمان زوج ها» ((PACT)) می گوید «چون در گذشته به مقصد رسیدن نامه هایی که مردم می نوشتند هفته ها و ماه ها طول می کشید، افراد باید مطمئن می شدند که نوشته آنها واقعا هوشمندانه است، و برای همین، پیش از ارسال آن را بازخوانی می کردند». «اما اکنون مردم در هر حالتی می نویسند و به اشتراک می گذارند». پیام همچون تیری است که از کمان رها شده است. پس پیش از فشار دکمه «ارسال»، به تاثیرات منفی این پیام بر زندگی خود و یا دیگران خوب بیاندیشید.

تماس در شبکه های اجتماعی را با تماس واقعی انسانی اشتباه نگیرید

صحبت کردن با یک شخص از طریق شبکه های اجتماعی همانند صحبت چهره به چهره و یا تلفنی نیست. به گفته کیت میلر، درمانگر زوج ها و نویسنده عشق در دست تعمیر: «چشمان ما برای نگاه کردن در چشمان دیگران سیم کشی شده اند». «نخستین چیزی که مغز کودک برای آن طراحی شده است، پیدا کردن چشمهای کسی دیگر و برقراری ارتباط با آن است». به اعتقاد میلر، برقراری ارتباط حضوری با یک نفر، بسیار سودمند تر از ارتباط از طریق اینستاگرام و یا توییتر است.

درست است که می توانید رابطه ای را از طریق شبکه های اجتماعی آغاز کنید، اما باز هم زمانی فراخواهد رسید که خواهان و حتی نیازمند ارتباط فیزیکی انسانی خواهید بود. در پایان، شما نمی توانید از راه رایانه دستان کسی را بگیرید یا او را در آغوش بکشید. میلر می گوید «ما برای پی بردن به تاثیراتی که شبکه های اجتماعی بر روی ما دارند زمان بسیار دشواری خواهیم داشت». «این یک ارتباط مجازی است که واقعی نیست». شبکه های اجتماعی از جهات بسیاری جهان ما را به مکانی بهتر تبدیل کرده اند، اما ما هنوز هم نیازمند لمس انسانی هستیم.

به چگونگی تاثیری که شبکه های اجتماعی بر شما می گذارند توجه کنید

آیا می دانید شبکه های اجتماعی چگونه خلق و خوی شما را تحت تاثیر قرار می دهند؟ یا حتی چرا آن را استفاده می کنید؟ اینها سوالات مهمی هستند که باید از خود بپرسید، به ویژه هنگامی که بسیار آسان، زمان خود را در سایت های شبکه های اجتماعی هدر می دهید: 30 دقیقه خیلی زود به یک ساعت تبدیل می شود، و مورد دیگری که متوجه آن می شوید این است که تا قبل از رفتن به رختخواب، تمام وقت خود را به پرسه زدن در اینستاگرام گذرانده اید. به گفته میلر «معمولا بیشتر افراد هیچگاه از خود نمی پرسند که “آیا شور این قضیه را درآورده ام؟”». او برای مشاهده تاثیر مثبت یا مخرب شبکه های اجتماعی بر روی زندگی، خود-ارزیابی های مستمر را پیشنهاد می کند.

گذراندن مدت زمان طولانی در شبکه های اجتماعی می تواند به اعتیادی ناسالم منجر شود؛ اما عهد بستن به پرهیز از شبکه های اجتماعی، هراس از آن، و تلقی آن به عنوان شر مطلق نیز به همان اندازه ناسالم خواهد بود. میلر می گوید «من فکر می کنم یکی از مسائل مهم ارتباطی، هراس از شبکه های اجتماعی و پلیسی عمل کردن در مورد آن است». «اینکه شبکه های اجتماعی را صرفا مخرب بدانیم، دیدگاهی افراطی است و خود یک یک مشکل واقعی محسوب می شود». مانند تمام ابعاد زندگی، هر چیز باید در حد اعتدال استفاده شود، و این شامل شبکه های اجتماعی نیز می شود.

شبکه های اجتماعی جایی همگانی بوده و یک فضای مخفی یا یک دفتر خاطرات محسوب نمی شوند. بنابراین اطلاعات خصوصی را نباید در جهان مجازی به اشتراک گذاشت. تمام کارشناسان هم رای هستند که شما و شریک عاطفی زندگی، دوستان، و خانواده به طور جدی باید مراقب نشر اطلاعات بیش از حد باشید. دکتر تکتین به طور ویژه هشدار می دهد این امکان وجود دارد که با اشتراک بیش از حد اطلاعات، عزیزان خود را به طور تصادفی آزرده خاطر کنید. برخی از نمونه هایی که او ارائه می دهد عبارتند از «پست های توییتری و فیسبوکی از چیزهایی که امری خصوصی میان زن و شوهر محسوب می شوند و هیچ کس دیگری نباید بداند؛ یا هرگونه نوشته یا پیام فیسبوکی با پدر و مادر در مورد شریک زندگی، بدون توجه به اینکه که طرف مقابل ممکن است آن را ببیند، و برای او تحریک کننده و آزار دهنده باشد».

هر رابطه ای ویژگی های خاص خود را دارد؛ بنابراین پیش از به اشتراک گذاری هر چیزی که گمان می کنید ممکن است ورود به حریم دیگران باشد، با کسانی که آنها را دوست دارید صحبت کنید. به اشتراک گذاشتن اطلاعات بیش از حد، یکی از عادت های گوناگونی است که می تواند اعتماد در روابط شما را از بین ببرد.

دروغ نگویید

دروغ گفتن به طور کلی مشکل ساز است، اما هنگامی که در شبکه های اجتماعی دروغ می گویید، به احتمال زیاد برایتان گران تمام خواهد شد. برای مثال، به کسی نگویید که در جای خاصی هستید، و سپس از طریق پست های خود خلاف آن را نشان دهید. زیرا قطعا گیر خواهید افتاد. گاهی با یک دروغ ساده دچار مشکلاتی خواهید شد که هرگز فکرش را هم نمی کرده اید.

از فاش کردن زودهنگام اخبار دوری کنید

شغل جدیدی به دست آورده اید؟ یک ماشین نو خریده اید؟ باردار هستید؟ دوباره ازدواج کرده اید؟ یا تصمیم به نقل مکان دارید؟ پیش از برداشتن گوشی خود برای توییت کردن و یا مخابره اخبار خود به جهان، ابتدا آن را با عزیزان خود در میان بگذارید. دکتر تکتین می گوید «در اینجا جنبه ای خیانتکارانه وجود دارد که، اگر افراد حق برخورد با آن را نداشته باشند، می تواند ادامه پیدا کند». «یک رابطه عاشقانه اساسا مبتنی بر اطمینان و امنیت است»، و محرم کردن آنها به اسرار، بخش مهمی از آن به شمار می رود. هنگامی که اتفاق مهمی در زندگی شما می افتد، ابتدا باید آن را با عزیزان خود در میان بگذارید. به علاوه، اگر مستقیما سراغ شبکه های اجتماعی بروید، پس چه چیزی رابطه شما با خانواده، شریک عاطفی، و دوستان نزدیکتان را متمایز می کند؟ این نشانه ها استحکام روابط شما را تایید می کنند.

بهترین مارکهای عینک آفتابی در جهان

بهترین مارکهای عینک آفتابی در جهان

وقتی صحبت از عینک آفتابی می شود معمولا فصل تابستان برای همه تداعی می شود، اما شاید کمتر کسی از لزوم استفاده همیشگی از عینک آفتابی باخبر باشد. عینک آفتابی تابستان و زمستان نمی شناسند و از آن مهم تر کیفیت و عملکرد  آن برای حفظ سلامت چشم هاست. چگونه عینک آفتابی زیبا و در عین حال باکیفیت انتخاب کنیم؟ متن زیر را بخوانید.

یکی از پرطرفدارترین اکسسوری های مورد استفاده برای صورت که علاوه بر زیبایی نقش مهمی در حفظ سلامت چشم ها ایفا می کند، عینک آفتابی است.

عینک آفتابی اگر درست انتخاب شود به صاحبش یک وجهه و اعتبار ویژه می بخشد. بسیاری از سلبریتی ها از جمله «تام فورد» علاوه بر استفاده از بهترین برندهای عینک آفتابی خود نیز برند شخصی با نام خود تولید کرده اند.

استفاده از عینک آفتابی مناسب و استاندارد به عنوان یک ضرورت در حفظ سلامت چشم ها مطرح شده است و باعث محافظت چشم در مقابل نور شدید خورشید و اشعه فرابنفش موجود در آن می شود و به بهتر شدن دید و پشیگیری از صدمه به عدسی و شبکیه چشم کمک می کند. در مقابل استفاده از عینک های تقلبی سبب بسیاری از عوارض چشمی از جمله کاهش بینایی، آب مروارید و بیماری شبکیه می شود.

یک عینک استاندارد باید یو وی 400 باشد و چشمان شما را در برابر نور شدید خورشید، نورهای زننده و خیره کننده و اشعه ماوراءبنفش محافظت کند و وضوح و کنتراست را بهبود بخشد. یک عینک ارزان قیمت و بی کیفیت معمولا از مزایای یاشده بی بهره است. از شدت نور می کاهد ولی اشعه ماوراءبنفش را حذف نمی کند.

از این رو عنبیه چشمان به واسطه کاهش شدت نور منبسط تر و بازتر شده و اجازه می دهد اشعه ماوراءبنفش بیشتری به آن ها برسد که سبب آسیب به شبکیه چشم و در پی آن ابتلا به آب مروارید و حتی سرطان چشم می شود. بنابراین حتما از عینک های آفتابی دارای حداقل حفاظت UV- 400 با مارک های معتبر استفاده کنید و استفاده از آن را تنها منحصر به روزهای آفتابی و گرم تابستان ندانید.

مثل کرم ضدآفتاب که در تمام فصل ها باید مورد استفاده قرار بگیرد، عینک آفتابی هم باید در تمام فصل ها استفاده شود بخصوص در روزهای پاییزی که آفتاب مایل تر می تابد و روزهای زمستانی که برف همه جا نشسته و انعکاس نور خورشید در روز بعد دوچندان می شود. بعد از انتخاب یک برند معتبر گام بعدی توجه به سن، جنسیت، بافت و استخوان بندی صورت، رنگ پوست و سلیقه شخصی است.

اگر تمام این موارد به دقت در نظر گرفته شوند می توانید همچون یک سوپرمدل بدرخشید. البته نکات دیگری هم هستند از جمله فصل مورد استفاده یا شرایط آب و هوایی ناحیه مورد استفاده که در رنگ شیشه و قاب عینک تاثیر بسزایی دارند و بعضی افراد متمول براساس لباسی که می پوشند عینک آفتابی خود را تغییر می دهند و به اصطلاح عینکشان را با لباسشان ست می کنند.

در سال 2016 ده برند برتر عینک آفتابی توسط خبرگزاری مش نیوز اعلام شده که با هم به مرور آن ها و ویژگی های هرکدام می پردازیم:

10- «Dolce & Gabbana»:

طراحان ایتالیایی «Domenico Dolce» و «Stefano Gabbana» از سال 1985 میلادی کمپانی خود را در شهر لنیانو تاسیس کردند و به یکی از قدرتمندترین و چشم گیرترین برندهای مطرح در جهان تبدیل شدند و طرفداران زیادی از سرتاسر جهان پیدا کردند. در این بین عینک آفتابی های این برند از محبوبیت ویژه ای برخوردارند و واجد ویژگی های یک عینک آفتابی چشم گیر و جذاب اند.

9- «Burberry»:

این برند محبوب انگلیسی را با لباس ها، عطرها، خانه مد لاکچری اش، لوازم آرایشش و عینک آفتابی هایش می شناسند و مورد توجه  زیاد خانم ها و آقایان است. این کمپانی براساس درخواست متقاضیانش طرح های ستودنی را ارائه می کند. عینک آفتابی این برند برای تکمیل تیپ و شخصیت استفاده کننده به طرز کاملی انجام وظیفه می کند.

8- «Versace»:

این کمپانی ایتالیایی با نام کامل Gianni Versace S.P.A، در سال 1978 توسط Gianni Versace تاسیس شد. این برند را بیشتر با مجموعه لباس هایش و به ویژه جین هایش و همین طور مجموعه های متفاوت عینک آفتابی اش می شناسند. شهرت این برند بیشتر به خاطر استفاده از مواد و جنس با کیفیت عالی در تهیه محصولاتش است و بین قیمت محصولاتش با زیبایی خیره کننده آن ها تناسب زیادی برقرار است.

7- «Emporio Armani»:

یکی از مشهورترین برندهای ایتالیایی که سال هاست با لباس های آماده، لوت کوتور، محصولات چرمی، دکوراسیون داخلی منزل، اکسسوری، ساعت، جواهرات و سایر محصولات شناخته شده است. عینک های آفتابی این برند شامل طرح هایی خیره کننده بله لحاظ دیزاین و البته قیمت در هر دو جنس خانم ها و آقایان است. این برند عینک با شکل های بی همتا و راحتش مقام هفتم این فهرست را در سال 2016 کسب کرده.

6- «Prada»: یکی از لاکچری ترین برندهای ایتالیایی که در سال 1913 توسط Mario Prada تاسیس شد و به خاطر اکسسوری ها، ساعت ها، چمدان ها، کفش ها، عینک های آفتابی، عطرها و سایر محصولاتش مشهور است. عینک آفتابی های دلربای این برند از سال 1913 جزء محبوب ترین ها بوده اند چون این برند تمام گروه های سنی را در محصولاتش در نظر می گیرد. کمپانی های ممتاز زیادی در سرتاسر جهان وجود دارند ولی هیچ کدام در نحوه ارائه خدمات و سرویس دهی نمی توانند با این برند رقابت کنند.

5- «Gucci»:

این برند ایتالیایی در سال 1921 توسط Guccio Gucci در فلورانس و تحت نظارت کمپانی فرانسوی Kering تاسیس شد. این برند به یکی از خواستنی ترین برندهای جهان تبدیل شده و عینک های آفتابی اش بیشتر در مهمانی های عصر مورد استفاده قرار می گیرند و در هر موقعیتی از آن ها می توان استفاده کرد.

4- «Fendi»:

این برند به خاطر طرح های خلاقانه اش، تنوع عینک های آفتابی و اش و استفاده از آخرین تکنولوژی میکرو فیبر در کریستال جهت ایجاد دید واضح و شفاف از ارزش و اهمیت زیادی در بازار رقابت بین برندها برخوردار است و متقاضی فراوانی از سرتاسر جهان و هر دو جنس خانم ها و آقایان دارد.

3- «Maui Jim»:

این کمپانی در سال 1980 توسط Bill Capps در لاهاینای هاوایی واقع در ایالات متحده آمریکا تاسیس شد.

معروف است که مجموعه عینک های آفتابی این برند برای هر رویداد و فصل قابل استفاده هستند ولی سلبریتی ها معتقدند که به خاطر خوش ژست بودن این برند برای مهمانی های رده بالا مناسب است. طراحان آمریکایی در ساخت عینک های این برند از لنزهای پولاریزه فوق نازک استفاده می کنند که باعث مراقبت و نگهداری ویژه از چشم ها می شود.

2- «Ray Ban»:

این برند که در بین ایرانیان به ویژه جنوبی ها از محبوبیت بالایی برخوردار است، جذاب ترین برند بین مردان است که جوان ها و پیرمردها را به یک اندازه راضی می کند.

کمپانی آمریکایی Bausch & Lomb این برند را در سال 1937 بنا کرد و از آن موقع تاکنون در اقصی نقاط جهان توسعه یافته است. عینک های سبک خلبانی و رهنوردی اش بیشترین متقاضی را بین افراد سرشناس و تابع مد دارند. این برند همیشه بالاترین قیمت ها را داشته است و در سال 1999 در گروه ایتالیایی Luxottica فروشی معادل 640 میلیون دلار داشت و رکورد زد.

1- «Oakley»:

این برند مشهور آمریکایی به خاطر طرح های شهوت انگیزش برای هر دو جنس خانم ها و آقایان معروف است. این برند علاوه بر عینک آفتابی محصولات ورزشی از قبیل تخته اسکی و اسنوبرد، کوله پشتی، کلاه های لبه دار ورزشی، قاب های نوری، ساعت ها، لباس ها، کفش ها و سایر چیزها را تولید می کند. کیفیت بی نظیر، طرح های مدرن و سازگاری با انواع فرم های صورت از ویژگی های منحصر به فرد این برند عینک آفتابی است و به همین سبب مقام اول جهان در سال 2016 را به خود اختصاص داد.

حالا که با انواع عینک آفتابی و برندهای برتر امسال آشنا شدید می توانید با یک انتخاب هوشمندانه و با توجه به جیب و سلیقه تان تبدیل به یک سوپر مدل شوید آن هم تنها با یک عینک آفتابی. انتخاب با شماست.

مسافرت خارج از کشور ایرانی ها در فصل زمستان

مسافرت خارج از کشور ایرانی ها در فصل زمستان

در قرآن فرمان «سیروا فی الارض» شش بار آمده است اما با این حال تعداد کمی از ما حاضریم از گرفتاری های روزمره فاصله بگیریم و دل به سفر دور و دراز بسپاریم.

پاییز و زمستان اصولا فصل سفر نیستند. معمولا در این فصول همه ترجیح می دهند به کار و فعالیت بپردازند و اگر فرصتی هم پیدا کردند آن را به استراحت در منزل شان اختصاص بدهند.

کمتر بودن تعطیلی ها و مدرسه بچه ها هم دلیل مضاعفی است برای این کسادی بازار گردشگری. با این حال پیش از فرا رسیدن فصل امتحانات محصلان و دانشجویان و البته فصل سرما، تقریبا آخرین فرصت های سفر در سال 95 هم در پیش است.

اگر تاب صبر کردن تا عید نوروز یا تابستان را ندارید و به دنبال مکانی برای سفر می گردید، این گزارش را بخوانید. اگر قصد سفر هم ندارید شاید بعد از خواندن این گزارش تصمیم بگیرید و مثل ما وسوسه آب و هوایی عوض کردن به سرتان بزند.

ییلاق و قشلاق، همچنان مد روز

اصل اول گردشگری عوض کردن آب و هواست. به همین دلیل است که این روزها مشاوران تورها، کشورهای استوایی را پیشنهاد می دهند. به عبارت دیگر حالا فصل کشورهای گرمسیری است. البته همچنان درخواست ها برای ترکیه، استانبول، ارمنستان، آذربایجان و گرجستان بیشتر از بقیه نقاط دنیا است. اگر سرمای این کشورها را به جان می خرید، دیگر برای ویزا و هزینه سفر چندان به مشکل بر نمی خورید.

ترکیه

استانبول و دیگر هیچ. این قسمت اروپایی ترکیه همیشه در صدر مقاصد مهم گردشگری ایرانیان قرار دارد. کودتای ترکیه نتوانست این میل را خاموش کند چه برسد به سرمای هوا. اگر قصد دارید به ترکیه بروید اما از استانبول خسته شده اید می توانید برای این روزها قونیه را امتحان کنید.

در این شهر تورهای مناسبتی برای بزرگداشت مولوی برگزار می شود و بازدید از مقبره این شاعر بلندآوازه ایرانی در برنامه ها قرار دارد. البته هزینه شرکت در مراسم بزرگداشت مولوی بر عهده خود گردشگران است. در شهرهای دیگر ترکیه، اگر برای تان مهم باشد، در آنتالیا هم این روزها نمایشگاه کشاورزی برقرار است، ما هم که همه کشاورز.

گرجستان

آذربایجان و ارمنستان که غیر از تفریحات شان تقریبا حرفی برای گفتن ندارند اما گرجستان تورهای اختصاصی برای بازدید از طبیعت و امان تاریخی دارد. برای سفر به تفلیس، پایتخت گرجستان و باتومی، معروف ترین شهر آن، باید هزینه ای کمی بیشتر از ترکیه و البته کمتر از کشورهایی مثل چین و هند بپردازید.

جنوب شرق آسیا، گرم و مطبوع

برای فرار از سرما کشورهای غربی و شمالی پیشنهاد نمی شوند. روسیه و یونان از کشورهای جالبی هستند که در این دسته قرار می گیرند و این وقت سال نمی شود روی شان حساب کرد. در عوض کشورهای جنوب شرق آسیا می توانند میزبانان خوبی برای تغییر اقلیم باشند. تایلند، اندونزی، مالزی، سنگاپور، مالدیو و سریلانکا پیشنهادهایی برای سفر به این منطقه گرمسیری هستند. البته می توان روی خط استوا حرکت کرد و روی دیگر نقاط کمربند زمین هم دست گذاشت اما با جهش اساسی در هزینه ها.

تایلند

پاتایا و حاشیه های زشت و منحوسش را از سرتان بیرون کنید. تایلند می تواند اوقات خوشی را برای خانواده ها هم رقم بزند. بانکوک و پوکت شهرهای دیگر تایلند هستند که طبیعت بکری دارند و برای مسافرت خانوادگی مناسب هستند. در تورها می توان اول به هر کدام از این دو شهر سفر کرد و بعد با هواپیما به دیگری رفت. بسته به تغییرات قیمت هتل ها، هزینه سفر به تایلند تقریبا سه میلیون تومان است.

اندونزی

جاکارتا پایتخت و بالی معروف ترین جزایر اندونزی هستند. اندونزی را به دلیل تنوع خدمات دهی در آن پیشنهاد می دهند. این که هر نوع سلیقه ای را راضی نگه می دارد و البته برای مسافرت های خانوادگی هم گزینه مناسبی است. برتری اندونزی به کشورهای دیگر این لیست، نباریدن باران در آن است که می تواند هر سفری را به نشستن در هتل یا رستوران همراه با عذاب هدر رفتن پول تان تبدیل کند.

سریلانکا

سریلانکا را به خاطر مراسم سال نو در آن پیشنهاد می دهند. شهرهای کلمبو، پنتوتا و کندی در این کشور آب و هوایی شبیه آفریقا دارند اما مزیت آن سرعت و سهولت صدور ویزا است. برای گشت و گذار در طبیعت جنگلی و ساحلی سریلانکا باید حدود هفت میلیون تومان کنار بگذارید.

مالزی

هوای معتدل مالزی هم دلیل خوبی است برای سفر به این کشور، البته برای ایرانی ها شاید ورزشگاه عبدالرحمن که بازی تیم های سوریه و ایران در آن برگزار شد، بهترین جذابیت طبیعی این کشور باشد. اگر به این کشور سفر کردید باید انتظار باران های سیل آسا را داشته باشید. هر چند هوای گرم می تواند از سختی سفرتان بکاهد. فصل باران هم در حال تمام شدن است.

مالدیو

چند سال است که مالدیو را به جز تعداد گل های زیاد خورده در فوتبال و با عکس های زیبای طبیعتش می شناسیم. مالدیو کشوری جزیره ای است که البته همین نکته می تواند پاشنه آشیل برای بعضی از مسافران باشد. به عنوان یک زوج جوان می توانید در این کشور لحظات خوشی را تجربه کنید اما اگر بچه همراه تان داشته باشید باید فقط مواظب باشید که در آب نیفتد.

هند

اگر کمی روی پول سفرتان بگذارید می توانید از زیبایی های تاریخی بی شمار هندوستان لذت ببرید. هند دو گزینه پیش روی شما می گذارد. شهر بمبئی و جزیره گوا که می توانید یکی یا هر دوی آنها را انتخاب کنید. بیشتر دارای ویژگی های طبیعی و سواحل زیبا هستند.

هزینه این شهرها برای هفت شب و هتل چهار ستاره در حدود سه میلیون و هفتصد هزار تومان است. اگر از ساحل خسته شده اید یا ترجیح می دهید در مسافرت خارجی چیز بیشتری به دست بیاورید که در کشور خودتان نیست، باید با حدود چهار میلیون تومان هزینه به مثلث طلایی هند سر بزنید. شهرهای دهلی، آگرا و جیپور. این شهرها دارای بافت تاریخی هستند و برای گردشگری حرفه ای مناسب تر به نظر می رسند.

چین

قیمت تورهای چین از سه میلیون تومان برای یک هفته در پکن و شانگهای شروع می شود. چین مقصد گردشگری تجاری هم هست و از این نظر می تواند با ژاپن و کره جنوبی در یک دسته قرار بگیرد.

دبی

کشور امارات در این فصل سال برعکس تابستان آب و هوای مناسبی دارد و البته مثل همیشه پر از نمایشگاه برای خرید است. با توجه به هزینه پایین، سفر به دبی هم می تواند از گزینه های خوب باشد. یادتان باشد روابط سیاسی این کشور با ایران به تازگی خصمانه شده است.

اروپا

کشورهای ایتالیا، اسپانیا، پرتغال، فرانسه، یونان و … همیشه برای ایرانی ها جذاب هستند و با توجه به قرار گیری در سواحل مدیترانه آب و هوای مناسب تری نسبت به کشورهای شمال اروپا دارند. البته در کنار این جذابیت ها باید اشاره کنیم که گرفتن ویزای کشورهای اروپایی سخت و زمان بر است. به غیر از آن هزینه هایی که از پنج میلیون برای یونان شروع می شوند و تا هشت یا نه میلیون برای فرانسه می رسند می توانند به کل اروپا را از میان گزینه های سفر اقشار متوسط جامعه حذف کنند.

آفریقای جنوبی

تور آفریقای جنوبی یک تور لوکس به حساب می آید. هم به دلیل هزینه های بالا و هم به دلیل خدمات کامل که در آن ارائه می شود. در 9 شب سفر به آفریقا که با پرواز قطری انجام می شود، می توانید از پارک حیات وحش، معادن طلا، موزه، پارک آبی، سافاری و کلبه جنگلی استفاده کنید. البته برای این سفر پرماجرا به ژوهانسبورگ و کیپ تاون باید در حدود 10 میلیون تومان هزینه هم بپردازید که تقریبا بیشترین هزینه در بین کشورهای معرفی شده است.

اتفاقی که بعد از روشن گذاشتن موبایل می افتد؟

اتفاقی که بعد از روشن گذاشتن موبایل می افتد؟

وقتی وارد هواپیما شده و همه مسافران در جای خود مستقر می شوند، مهماندار در میان جملات همیشگی و تکراری خود، از مسافران درخواست می کند تا در طول پرواز تلفن های هوشمند خود را خاموش کرده و تا توقف کامل هواپیما بر روی زمین، آن را روشن نکنند.

اما آیا تاکنون فکر کرده اید که اگر از این تقاضا سرپیچی کرده و این کار را نکنید، چه اتفاقی برای آن روی خواهد داد؟

یکی از دلایل ذکر شده برای تاکید روی این امر این است که موبایل ها در ارتفاع ۱۰ هزار پائی، سیگنال های قوی تری ارسال می کنند که ممکن است روی سیستم الکترونیکی هواپیما اختلال ایجاد نماید.

البته، یکی از مهندسان سابق بوئینگ به نام «کنی کرچوف» در این رابطه گفته است: «اسمارت فون ها فی نفسه موجب سرنگونی یا سقوط هواپیما نمی شوند. بلکه سیگنال های آنها می توانند در سیستم های الکترونیکی پرواز اختلال ایجاد کرده و موجب سردرگمی، یا ایجاد کار مضاعف برای خلبان در طول انجام بخش های مهم پرواز یعنی تیک آف و فرود آمدن بشوند.»

شایان ذکر است که پیرو پیشرفت های اخیر فناوری، خطرات این موضوع به کمترین میزان خود رسیده است. در حقیقت باید گفت در سال ۲۰۱۴، آژانس امنیت پرواز اروپا اعلام کرد که دیوایس های الکترونیکی هیچ گونه خطری برای پرواز ندارند و این مشکلات مستقیما به سیستم های پرواز خطوط هوائی مختلف مربوط است.

حتی باید بدانید این روزها برخی از خطوط هوائی  اجازه برقراری تماس تلفنی در طول پرواز را از طریق شبکه های مخابراتی برون مرزی همانند AeroMobile  و On Air به مسافران می دهند. این هواپیمائی ها شامل امارات، ویرجین، بریتیش ایرویز و ۲۷ کمپانی دیگر هستند.

با تمامی این تفاسیر، آژانس های امنیت پرواز  FAA و FCC همچنان برقراری تماس صوتی از طریق تلفن همراه در طول پرواز را ممنوع اعلام کرده اند. البته به گفته یکی از کارکنان بخش ارتباطات خارجی FAA به نام الیزابت ایشام، با اینکه برقراری تماس صوتی از طریق هر دیوایسی در طول پرواز ممنوع است اما این موضوع به خود خطوط هوائی بستگی دارد که تشخیص دهند که آیا سیگنال های موبایل روی سیستم پرواز آنها تاثیر خواهد داشت یا خیر.

همچنین به واسطه تحقیقی که در سال ۲۰۱۲ صورت گرفت، اعلام شد به موجب وجود ایستگاه های تلفن های مخابراتی آنبورد، هیچگونه اشکالی در سیستم پرواز هواپیماها به واسطه سیگنال های موبایل پیش نخواهد آمد.

این ایستگاه های مینیاتوری «پیکوسلز» نام دارند و به مسافران امکان برقرار تماس تلفنی بدون این که روی سیستم های آنبورد تاثیری داشته باشند را می دهند.

همچنین ، «آلیسون مارکی» متخصص امنیت هوائی نیز بیان داشته که بسیاری از دیوایس های الکترونیکی امروزی، خودشان محافظ هایی برای پیشگیری از ایجاد اختلال دارند. با اینکه FCC با این مساله موافق است اما هنوز معلوم نیست که آیا اجازه استفاده از موبایل را به کاربران خواهد داد یا خیر.

قانون کنونی FCC مبنی بر ممنوعیت استفاده از اسمارت فون در هواپیما از ۲۰ سال پیش به منظور محافظت در برابر تداخلات رادیویی در شبکه های موبایل روی زمین وضع شده است. به گفته همین آزانس، فناوری ای که مستقیما روی هواپیما نصب شده و از چنین تداخلاتی پیشگیری می نماید، در حال حاضر موجود است و در بسیاری از کشورهای دنیا مورد استفاده قرار می گیرد.

این یک تصمیم فنی است و اگر انجام شود، شرکت های هواپیمائی خواهند توانست امکان برقراری تماس تلفنی در طول پرواز که سال هاست به آن می اندیشند را برای مسافران خود مهیا نمایند.

البته FCC در مورد اینکه بسیاری از مسافران ترجیح می دهند که اجازه برقراری تماس تلفنی به آنها داده نشود. زیرا این مساله بسیار آزاردهنده به نظر می رسد. مخصوصا اگر مثلا کنار دستی شما با صدای بلند در تمام طول پرواز بخواهد در مورد مسایل کاری اش بحث کند.

در آخر هم بگویئم با تمامی این تفاسیر، هیچ دلیل روشنی برای خاموش نگه داشتن موبایل در طول پرواز ارائه نشده است.

روش هایی برای رسیدن به بارزاریابی موفق

روش هایی برای رسیدن به بارزاریابی موفق

بسیاری از مدیران بنا به ماهیت شغل و حرفه‌شان نمی‌توانند از روش‌های پرهزینه‌ی بازاریابی و تبلیغاتی برای معرفی شرکت خود و محصولات‌شان استفاده کنند.

بر این اساس استفاده از روش‌های کم‌هزینه برای مدیران بازاریابی این کسب و کارها یک ضرورت حیاتی است. در این اثر سعی شده روش های کم‌هزینه‌ای معرفی شوند که برای هرکسی در هرحرفه و شغلی می‌تواند مفید باشد.

در ادامه ۹ روش مطمئن و کم‌هزینه برای بازاریابی موفق آمده است :

۱. بهترین آگهی‌های‌تان را به صورت کارت چاپ کرده و برای مشتریان در بازار هدف ارسال کنید.

مشتریان کارت‌هایی را می‌خوانند که کوتاه و خلاصـه باشد. یک آگهی کوچک روی یک کارت پستال می‌تواند بازدیدکنندگان زیـادی را به وب‌سـایت شما بیاورد و این خـود می‌تـواند باعث افـزایش فـروش شـود. هزینه‌ی این کار معمولاً زیاد نیست.

۲. یک روش بازاریابی برای همیشه و برای همه‌ی کسب و کارها موفق نیست، بنابراین روش‌های بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روش‌ها خلاق باشید.

اگر متن آگهی شما عوض نشود مشتریان شما خسته می‌شوند، البته خود شما هم از این تکرار خسته خواهید شـد. بـازاریابی می‌تواند مفرح باشد اگر از مزیت‌های اسـتفاده از روش‌های متنوع بازاریابی برای برقراری ارتباط با مشتریان خود استفاده کنیـد.

در انتخاب روش‌های بازاریابی خـود دقت کنیـد. همیشه برای یک بازاریابی موفق باید بر اساس یک طرح بازاریابی عمل کرد. سعی کنید در طرح بازاریابی خود از روش‌های متنوع استفاده کنید. همیشه نظـر مشـتریان خـود را در مورد روش‌هایی که به کار برده‌اید جویا شوید. این نظریات می‌توانند موفقیت طرح بازاریابی شما را تضمین کنند.

۳. به مشتریان برای یافتن محصولات و خدمات مناسب کمک کنید.

اگر می‌خواهید برای مشتری خـود بروشـور معرفی محصولات بفرستید، می‌توانید بروشور یا کارت محصول یا خدماتی را بفرستید که فکر می‌کنید برای مشتری شما مفید است. این کار می‌تواند به مشتری شما در یافتن محصولات مناسب کمک زیادی بکند و مشتری شما را راضی نگه دارد. اگر نگران فروش محصول خود هستید، می‌توانید قبل از این کار با تولید کننده‌ی آن محصول هماهنگی کنید و از این فرصت استفاده کنید. مثلاً درصدی از فروش را برای خود در نظر بگیرید یا اینکه تخفیف خاصی را برای مشتری خود از فروشنده بگیرید.

۴. جواب تلفن‌های خود را متفاوت بدهید.

سعی کنید سفارش‌های خاصی را در هر مکالمه‌ی تلفنی، به مشتری ارائه کنید. به عنوان مثال می‌توانید بگویید روز بخیر؛ من … هستم. از من درباره‌ی خدمـات جدید سؤال کنید. با این پیام، تلفن‌کننده با دریافت پیام، علاقه‌مند می‌شود یا ناگزیر است که از شما در مورد این خدمات سؤال کند.

بیشتر شرکت‌ها پیام‌هـایی از پیش ضبط شده دارنـد کـه وقـتی مشتری پشت خط می‌مانـد آن را بـرای مشـتری پخش می‌کنند. شما می‌توانید این کار را خودتان انجام دهید. از نظر مشتری تفاوتی ندارد که این پیام از قبل ضبط شده یا اینکه زنده ارائه شده است.

برای استفاده از این روش مطمئن شوید که پیام شما برای مشتریان جذاب باشد. اگر مشتری شما از راه دور تماس می‌گیرد، با ارائه آگهی‌های طولانی، وقت و پول مشتری خود را به هدر ندهید.

۵. استفاده از دست‌نوشته.

سعی کنید در تمام نامه‌هایی که برای مشتری خود می‌فرستید، از دست‌نوشته و یا مُهرهای مخصوص یا برچسب‌های خاص استفاده کنید. توجه داشته باشید که دست نوشته‌ی روی نامه در اولین بار که نامه دیده می‌شود خوانده می‌شوند. به خاطر داشته باشید این نوشته‌ها در صـورتی بـه طـور کـامل خوانـده می‌شوند که خلاصه و کوتاه باشند به طوری‌که بیننده بتواند آن را درکمتر از ده ثانیه بخواند.

۶. یک پیشنهاد فروش برای مشتری خود بفرستید که تازه از شما خرید کرده است.

اگر به عنوان مثال مشتری شما لباسی از شما خریده است، می‌توانید نامه‌ای برای او بفرستید و ضمن تشکر از خرید قبلی به اطلاع او برسانید که برای خـرید بعـدی به طـور مثال از تخفیف ۲۰ درصدی برخوردار است. برای اینکه بتوانید این پیشنهاد را به فروش نزدیک کنید، برای پیشنهاد خود زمان تعیین کنید.

۷. خبرنامه.

آیا می‌دانید هزینه‌ی فروش به یک مشتری جدید شش برابر بیشتر از فروش به مشتری قدیمی است؟ شما با استفاده از خبرنامه می‌توانید بازاریابی را بر روی مشتریان قدیمی خود متمرکز کنید. اگر هزینه‌ی خبرنامه‌ی چاپی برای شما زیاد است، می‌توانید با استفاده از پست الکترونیک این کار را با هزینه‌ی بسیار پایینی انجام دهید. در خبرنامه می‌توانید همیشه پیشنهاد فروش ویژه‌ای را به مشتری قبلی خود ارائه کنید.

۸. بازاریابی مشترک.

اگر فکر می‌کنید به تنهایی قـادر بـه تحـمل هزینه‌ی بـازاریابی نیستید، به دنبال شریکی باشیدکه محصول او هم مناسب مشتری شماست یا اینکه محصـولات شـما مکمل یکدیگرند. با ارائه‌ی طرح بازاریابی مشترک می‌توانید در هزینه‌های بازاریابی صرفه‌جویی کنید. علاوه بر این، با این روش خدمات بهتری را هم به مشتریان خود ارائه می‌کنید.

۹. بروشورها و آگهی‌های خود را در تمام نامه‌های ارسالی شرکت قرار دهید.

این کار هزینه‌ی زیادی برای شما ندارد و شما از نتیجه‌ی کار قطعاً متعجب خواهید شد که ببینید این پیشنهادهای شما به دست چه افرادی می‌رسد و سفارش خرید به شما می‌دهند.

اگر فکر می‌کنید به تنهایی قادر به تحمل هزینه‌ی بازاریابی نیستید، به دنبال شریکی باشیدکه محصول او هم مناسب مشتری شماست یا اینکه محصولات شما مکمل یکدیگرند.

توصیه طلایی : روش های بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روش‌ها خلاق باشید

چه کسی اولین بار به مریخ می رود؟

چه کسی اولین بار به مریخ می رود؟

مطمئنا تعجب خواهید کرد اگر بدانید این دختر ۱۵ ساله تقریبا در تمام عمر خود رویای سفر به مریخ را در سر می پرورانده است و حالا شواهد حاکی از تحقق رویای اوست!

 دختر ۱۵ ساله؛ اولین فردی که پا بر روی مریخ خواهد گذاشت!

آلیسا کارسون، دختر ۱۵ ساله ای که به شدت علاقه مند به سفر به مریخ به عنوان اولین نفر است، تصمیم بر عملی کردن این رویا گرفته است. در حقیقت، اگر بخواهیم بر اساس میزان تعهد و انگیزه او برای این اقدام قضاوت کنیم، از میزان شانس بالای او برای این کار مطلع می شویم.

او در حال حاضر اولین فردی است که در همه اردوگاه های فضایی ناسا در سراسر جهان شرکت داشته است و نیز جوان ترین فردی است که تا کنون دوره آکادمی فضایی پیشرفته را با موفقیت به پایان رسانده است و اکنون در حال مطالعه کلاس های درسی در سطح کالج از کلاس ۱۰  در چهار زبان زنده دنیاست!

آلیسا گفت: من برای اولین بار و زمانی که تنها ۳ سال داشتم، به رفتن به مریخ علاقه مند شدم. این واقعیت دارد که من همه کارهایی را انجام می دهم که هر بچه دیگر در سن و سال من انجام می دهد؛ با این تفاوت که من در حال آموزش دیدن برای تبدیل شدن به فضانورد و رفتن به مریخ هستم و این مسئله بزرگ ترین تفاوت من با آن ها را نشان می دهد!

این در حالی است که اخیرا او به جوان ترین فردی تبدیل شده که تا به حال در برنامه پروژه PoSSUM (علوم قطبی زیرمداری در مزوسفر بالا) پذیرفته شده است که یک برنامه تحقیقاتی غیر انتفاعی در مطالعه لایه ی بالایی اتمسفر است و افرادی که در این برنامه گواهینامه دریافت می کنند، می توانند به فضانورد تبدیل شوند و به فضا سفر کنند. به همین راحتی!

در بالا، لیستی از دستاورد های آلیسا را در مسیر سفر به مریخ بررسی کردیم و قاعدتا نباید سختی و پیچیدگی راه او را نادیده گرفت. در حقیقت، تبدیل شدن به یک فضانورد به این راحتی ها هم نیست و شما باید لیست بلندبالایی از توانایی ها و اطلاعات را تیک بزنید تا بتوانید به رویایتان جامه عمل بپوشانید. در همین باب، آلیسا یک به یک در حال تیک زدن این نیازمندی هاست تا رویای او دیگر یک رویا نباشد!

جالب این جاست که بعد از مشاهده صحبت های او در برنامه های TEDx، دیگر هیچ کس در رسیدن او به رویایش تردید ندارد.

پل فورمن، افسر روابط عمومی مرکز فضایی Stennis ناسا می گوید: او نگرش ذهنی مثبتی را در اختیار دارد و برای تحقق رویای خود و سفر به مریخ به عنوان اولین فرد، از انجام هیچ تمرین و اقدامات فیزیکی بر روی زمین فروگذار نمی کند.

شایان ذکر است که مراحل بعدی آموزش ها و تمرین های آلیسا در رابطه با تحمل میزان اکسیژن کم و غواصی پیشرفته ( اسکوبا دایوینگ) است که در آن آلیسا در زیر آب به غواصی می پردازد؛ اما هبچ گونه کپسول اکسیژنی به همراه ندارد و تنها با لوله ای که به دهان او متصل است و بالای آن روی آب قرار می گیرد، می تواند تنفس کند.

پس از آن، او برای ادامه تحصیل در دانشگاه کمبریج در انگلستان برنامه ریزی هایی را  در برنامه خود دارد تا یک مدرک کارشناسی ارشد در رشته مهندسی فضا در دانشگاه بین المللی فضایی در فرانسه دریافت کند و سپس با راهیابی به دانشگاه MIT به مطالعه اخترزیست شناسی – بپردازد. بنابراین هنوز یک راه بسیار طولانی و بسیاری از کار های سخت و دشوار وجود دارد تا او به تمام رویاهای خود برسد.

حداقل می توان خوش بین بود که سن آلیسا برگ برنده ای برای او محسوب می شود؛ ناسا در حال برنامه ریزی برای راه اندازی و شروع ماموریت ها به مریخ از سال ۲۰۳۰ است که تا آن زمان او ۲۹ ساله خواهد بود و تنها چند سال نسبت به سن و سال متوسط برای انجام این کار کم خواهد آورد!

اگر می خواهید از میزان پیشرفت او در این هدف آگاه باشید و در جریان کارهای آلیسا قرار بگیرید و او را الگوی خود قرار دهید، می توانید با وب سایت NASA Blueberry ارتباط برقرار کنید.

در حالی که پدر آلیسا، آقای برت کارسون یکی از حامیان پر و پا قرص آلیسا در طول این مسیر بوده است و می گوید باورش نمی شد که تا این حد توانسته راجع به فضا اطلاعات کسب کند! البته نباید از عواطف پدرانه آقای کارسون سرسرانه گذشت. او هنوز هم وقتی به این فکر می کند که قرار است روزی به دختر خود یک خداحافظ طولانی مدت و شاید برای همیشه بگوید، عواطف بر او غلبه می کنند و این نکته غم انگیز ماجراست.

او در مصاحبه ها اذعان داشت که جدایی از آلیسا بسیار سخت است، اما برای این که او به هدفش برسد باید به او کمک کند و حامی او باشد و به او اجازه بدهد به سمت رویای خود پرواز کند.

البته اگر اولین سفر به مریخ، همان گونه که اکثر کارشناسان براورد کرده اند، یک سفر یک طرفه باشد، آلیسا به ابدیت خواهید پیوست.

آلیسا خاطر نشان کرد: همه ما می دانیم که رفتن به مریخ و عملی کردن این اتفاق بسیار خطرناک است، اما من باور دارم که نتایج و دستاورد های این سفر واقعا به خطر آن می ارزد و بسیار با ارزش است.

تلفن همراه خطرناک برای سلامتی

تلفن همراه خطرناک برای سلامتی

شاید در گذشته نه چندان دور باور این موضوع برای بشریت سخت و غیرقابل هضم بود که روزی فرا رسد که قریب به 5 میلیارد نفر در جهان از وسیله ای به نام موبایل استفاده خواهندکرد، وسیله ای که اکثر ما حتی حاضر نیستیم لحظه ای آن را از خود جدا کنیم. حال شاید وقت آن فرا رسیده که با دانستن این موضوع که چقدر این وسیله می تواند برای سلامتی شما خطرآفرین باشد، راضی شوید کمتر با گوشی موبایلتان وقت سپری کنید.حال تصور کنید که ما در چه دنیای از امواج تلفن های همراه زندگی می کنیم.

میزان جذب امواجی که از تلفن همراه به سمت گوش می آید، با توجه به فاصله تلفن همراه از گوش و فرکانس موجود متفاوت است ولی به طور معمول بیش از 70 درصد امواج به وسیله بافت جمجمه و مغز جذب می شود و به شکل انرژی حرارتی درمی آید. اگرچه عوامل گوناگونی از جمله فاصله تلفن همراه از گوش و میزان فرکانس در جذب امواج موثرند اما اثر زیانبار صحبت بی وقفه با تلفن های همراه آشکار و بدیهی است.

امواج تلفن همراه در هنگام مکالمه به شدت افزایش یافته و در همه جهات در فضا منتشر می شوند. هرچه به تلفن همراه نزدیک تر شویم دامنه انرژی و شدت امواج افزایش می یابد که این امواج می توانند آثار بسیار خطرناک و جبران ناپذیری به بافت های حساس بدن علی الخصوص مویرگ های مغزی داشته باشند.

در این مطلب سعی داریم با نکاتی که باعث کاهش آسیب های جسمی استفاده از تلفن همراه می شود بپردازیم، در ابتدا تعدادی از مضرات استفاده زیاد از این وسیله را می شماریم:

1- افزایش احتمال ایجاد و گسترش تومورهای سرطانی و آسیب پذیری بدن در برابر عوامل بیماری زا.

2- اختلالات خواب، فراموشی، سردرد و افسردگی.

3- احساس داغی در داخل سر و نزدیک محل نصب موبایل.

4- افزایش احتمال ابتلا به آلزایمر و پارکینسون.

5- مسمومیت خونی.

6- بروز مشکلات ژنتیک.

7- احساس خستگی.

8- افزایش شانس ابتلا به دو نوع تومرو مغزی تا 50%

9- بروز اختلالات جنسی و کاهش توازن باروری و نهایتا ناباروری.

10- کمبود و اختلالات خواب.

نکاتی که باید در استفاده از تلفن همراه رعایت شوند:

1- مدت زمان مکالمه تان را کاهش دهید:

بهترین راهکار این است که مدت زمان تماس و مکالمه با تلفن همراه تان را کاهش دهید. مطالعات نشان می دهد که اگر شما بیش از دو دقیقه با تلفن همراه صحبت کنید، امواج مغزی شما تحت تاثیر امواج تلفن همراه قرار می گیرد.

2- کودکان فقط در مواقع اورژانس:

این به هیچ وجه درست نیست که کودکان یک تلفن همراه مخصوص خودشان داشته باشند چون مغز کودکان در حال رشد است و اثر امواج تلفن همراه بر آن بیشتر است. بهتر است کودکان جز در موارد اورژانس با تلفن همراه خود صحبت کنند.

3- تلفن همراه را در جیب شلوارتان و یا روی کمربندتان قرار ندهید:

بهتر است تلفن همراه رادر جیب شلوارتان قرار ندهید چون بافت های بخش پایینی بدن بیشتر از بافت های سر و صورت، اشعه های مضر تلفن همراه را جذب کرده و آسیب می بینند. نتایج یک مطالعه نشان می دهد مردانی که تلفن همراه را در جیب شلوارشان قرار می دهند تعداد اسپرم هایشان 30 درصد کاهش پیدا می کند.

4- اول بگذارید ارتباط برقرارشود:

اگر شما از هدست یا گوشی استفاده نمی کنید وقتی شماره می گیرید اجازه دهید اول تلفن همراه تان وصل و ارتباط با طرف مقابل برقرار شود سپس آن را روی گوش تان قرار دهید در این صورت تحت اشعه مضر کمتری قرار می گیرید. شما می توانید برقرار شدن ارتباط را روی صفحه تلفن همراه تان ببینید.

5- تلفن همراه تان را داخل پوشش های فلزی و محفظه های در بسته فلزی قرار ندهید:

برای موبایلتان پوشش های فلزی نخری و آن را درون بسته های فلزی قرار ندهید. این محفظه های فلزی مانند یک گیرنده عمل کرده و اثر امواج تلفن همراه را که به سمت بدن شما می آیند تشدید می کنند.

6- تلفن همراهی با میزان اس. اِی. آر پایین تر (تلفن همراهی با جذب پایین اشعه برای بدن) بخرید:

هنگام خرید تلفن همراه به میزان س. ای. آر آن توجه کنید. این عدد به طور معمول به وسیله شرکت سازنده تلفن همراه روی گوشی و یا کاتالوگ آن درج می شود و نشان می دهد که هنگام استفاده از تلفن همراه چه مقدار از امواج جذب بدن شما می شود. هرچه این عدد در یک گوشی تلفن همراه پایین تر باشد آن گوشی ایمن تر است و بیشتر شما را از آثار مخرب اشعه های تلفن همراه مصون نگه می دارد.

7- از هدست استفاده کنید:

برای اینکه امواج تلفن همراه هنگامی که آن را روی گوش تان قرار داده اید مغز شما را نشانه نروند باید آن را از سرتان دور کنید. بهترین کار این است که به جای قرار دادن تلفن همراه روی گوش تان از یک «هندزفری» یا «هدست» استفاده کنید. این کار موجب می شود امواجه تلفن همراه به سمت مغز شما نیایند و فقط بتوانید با هندزفری مکالمه خودتان را انجام دهید.

8- از هندزفری های بلوتوث دار استفاده کنید:

گرچه این مدل از هندزفری ها هم امواجی را به سمت مغز ما می فرستد ولی محققان می گویند این امواج 100 مرتبه کمتر از امواجی هستند که هنگامی که گوشی تلفن همراه را روی گوش تان قرار می دهید، به مغزتان می رسد ولی فراموش نکنید آن را هنگامی که صحبت نمی کنید از گوش تان جدا کنید چون در این شرایط باز هم امواج بلوتوث به سمت مغز شما می آیند.

9- از هندست (هندزفری)هایی استفاده کنید که درونشان یک لوله توخالی به کار رفته است:

این هندزفری ها درست مانند هندزفری های معمولی هستند با این تفاوت که آن بخش از هندزفری که در مجاورت گوش قرار می گیرد از یک لوله توخالی که درون آن هیچ سیمی عبور داده نشده، تشکیل شده است. به این ترتیب صدا به طور مستقیم از هوای درون این لوله خالی و با ارتعاش مولکول ای هوا به گوش شما می رسد و امواجی را که به مغز می رسد کاهش می دهد.

10- از اسپیکر یا پخش صدا استفاده کنید:

یک راه آسان دیگر برای کاهش تماس با امواج مضر تلفن همراه این است که هنگام صحبت کردن با آن، اسپیکر یا پخش صدا استفاده کنید. فراموش نکنید در این شرایط تلاش کنید تا می توانید تلفن همراه را دورتر از بدن تان قرار دهید. با بیشتر شدن فاصله میزان امواج الکترومغناطیس به میزان زیادی کاهش می یابد.

چگونه یوگا به کاهش وزن کمک می کند؟

چگونه یوگا به کاهش وزن کمک می کند؟

در حالیکه شما قطعا می‌توانید با انجام یوگا بطور منظم وزن کم کنید، اما اضافه کردن یوگا به روال تمرینی‌تان تضمین نمی‌کند که شما وزن کم کنید. اینکه آیا شما با انجام یوگا وزن کم می‌کنید یا نه، به کل کالری سوزانده شده‌ی روزانه و کالری‌هایی که روزانه می‌خورید بستگی دارد.

کالری سوزانده شده با انجام یوگا

تعداد کالری که شما با انجام یوگا مصرف می‌کنید، به وزن و مدت تمرین شما بستگی دارد. اگر ۶۰ کیلو وزن داشته باشید، حدود ۱۲۰ کالری و اگر ۸۵ کیلو داشته باشید، ۱۷۸ کالری در ۳۰ دقیقه انجام یوگا خواهید سوزاند. اگر مدت تمرینتان را به یک ساعت افزایش دهید، مقدار کالری سوزانده شده، تقریبا دو برابر می‌شود. بنابراین اگر کالری مصرفی‌تان ثابت باشد و یک ساعت یوگا به روال روزانه‌تان اضافه کنید، باید آرام آرام شروع به از دست دادن وزن کنید.

کالری مورد نیاز برای کاهش وزن

تعداد کالری که می‌خورید اگر مهمتر نباشد، درست به اندازه تعداد کالری که با انجام یوگا می‌سوزانید، مهم است. برای کاهش وزن موثر، باید بیشتر از آنچه خورده‌اید کالری بسوزانید. انجمن قلب آمریکا پیشنهاد می‌کند که مقدار سالم کاهش وزن، نیم کیلو در هفته است، که اکثر مردم می‌توانند با سوزاندن ۵۰۰ کالری بیشتر از آنچه روزانه می‌خورند، به آن دست یابند. بعنوان مثال شما می‌توانید، کالری مصرفی روزانه‌تان را ۲۰۰ کالری کاهش دهید و ۳۰۰ کالری دیگر از طریق یک ساعت یوگا بسوزانید تا نیم کیلو در هفته، وزن کم کنید.

آیا کالری سوزانده شده در یوگا برای کاهش وزن کافی است؟

در حالیکه شما می‌توانید با انجام یوگا و کنترل دقیق کالری مصرفی‌تان وزن کم کنید، اما با انتخاب وزش‌های دیگر، سریعتر کالری خواهید سوزاند. انتشارات سلامت هاروارد می‌گوید بعنوان مثال یک فرد ۷۰ کیلویی، با انجام ۳۰ دقیقه یوگا، ۱۴۹ کالری مصرف می‌کند، اما می‌تواند با دویدن با سرعت ۱۰ کیلومتر در ساعت یا شنای کرال بمدت ۳۰ دقیقه، حدود ۴۰۰ کالری بسوزاند. با اینحال فقط به این خاطر که شما تمریناتی با کالری سوزی بیشتر انجام می‌دهید، به این معنا نیست که وزن بیشتری از دست خواهید داد، مخصوصا اگر کالری بسیار زیادی می‌خورید.

بهترین تمرینات برای کاهش وزن

صرفنظر از اینکه شما چه تمرینی را انتخاب می‌کنید، بهترین راه برای کاهش وزن موثر و حفظ آن، انتخاب برنامه‌ای است که بتوانید در دراز مدت به آن پایبند باشید. اگر دوست دارید، یوگا را وارد برنامه‌ی کاهش وزنتان کنید، اما برنامه تمرینی‌تان را بطور منظم تغییر دهید تا انواع تمرینات قلبی عروقی و تمرینات قدرتی را در بر گیرد. انجمن قلب آمریکا پیشنهاد می‌کند که برای کاهش وزن موثر، روزانه ۳۰ تا ۶۰ دقیقه تمرین ایروبیک با شدت متوسط انجام دهید و حداقل دو بار درهفته در تمرینات قدرتی شرکت کنید.

کنترل کالری

کاهش کالری مصرفی شما، یک جزء کلیدی از کاهش وزن موفق است، بخصوص اگر یوگا، ورزش اصلی شما باشد. استراتژی‌هایی که به کنترل کالری کمک می‌کنند، عبارتند از نوشیدن آب قبل از وعده‌های غذایی، خوردن مقدار زیادی سبزیجات با هر وعده غذایی، داشتن یک روزنگار غذایی و افزایش مصرف مواد غذایی سالم و غنی از پروتئین مانند سفیده تخم مرغ، سینه مرغ کبابی، غذاهای دریایی، گوشت گاو بسیار کم چرب، شیر کم چرب یا شیر سویا، ماست بدون چربی، پنیر کم چرب و حبوبات.

استفاده از گیاهان خوراکی در آشپزخانه

استفاده از گیاهان خوراکی در آشپزخانه

ظهر گرم تابستانی بود که به خانه دل‌انگیزم بازگشتم. مثل همیشه اول سراغ آشپزخانه رفتم تا سری به یخچال بزنم. می‌خواستم کمی آب خنک بنوشم بلکه تشنگی‌ام رفع شود. همان لحظه چشمم به گلدان لب پنجره افتاد؛ رنگ سبز و شادابش مرا به سمت خود می‌خواند! سراغش رفتم و چند برگ تازه و لطیف چیدم و آنها را شستم. شربت دلچسب سکنجبین و نعناع بیشتر از آنچه تصور می‌کردم تشنگی و خستگی روز را از تنم دور کرد.

باغچه‌ای با عطر و طعم تازه

اگر شما هم جزو افرادی هستید که به‌ تازگی سبزی‌ها و طعم‌دهنده‌ها اهمیت می‌دهید، می‌توانید همیشه آنها را کنار دست خود داشته باشید و قد کشیدن‌شان را به چشم ببینید. گیاهان آشپزخانه با نگهداری ساده ضمن اینکه فضا را زنده و شاداب می‌کنند، بسیار دوست‌داشتنی هستند.

آنها نیازمند صرف زمان و اطلاعات زیادی در مورد باغبانی نیستند؛ تنها اینکه بدانید چه زمانی تشنه‌اند یا بیمار نیستند، کافی است. گیاهان فضای داخلی معمولا تولیدات کمتری نسبت به انواع بیرونی دارند، ولی قطعا در کنار اینکه سالم‌تر هستند، طعم و مزه فوق‌العاده‌تری نیز به وعده‌های‌تان می‌دهند. در ادامه خواهید دید پرورش باغی از گیاهان با عطر و طعم دلنشین آن‌قدرها  هم که فکر می‌کنید، سخت نیست.

بستری نورانی و دنج

همه آنچه نیاز دارید فضای روشن و پرنور، واریته‌های گیاهی مناسب و حوصله است. آغاز رشد باغچه‌تان ممکن است چند هفته طول بکشد، ولی با جوانه زدن‌شان انرژی ای که به فضا وارد می‌شود را به‌خوبی حس خواهید کرد. برای اینکه ناامید نشوید و موفقیت حتمی داشته باشید، بهتر است از نشا استفاده کنید تا چند ماه جلو بیفتید.

مکان مناسبی را برای آنها انتخاب کنید. سبزی‌های آشپزخانه اکثرا نیازمند پنج تا شش ساعت نور خورشید در طول روز، دمای 13تا24 درجه سانتی‌گراد و تهویه و گردش هوا هستند. بهترین مکان برای نگهداری از آنها نیز جلوی پنجره آشپزخانه است. عامل مهم دیگری که در انتخاب محل نگهداری گلدان‌ها باید به آن توجه کنید، درختان بیرون پنجره هستند؛ چراکه ممکن است سایه‌ بیندازند و از ورود نور جلوگیری کنند.

از گلدان‌های بزرگ و جادار با زهکش مناسب استفاده کنید تا ریشه گیاه رشد بیشتری داشته باشد. زمان آبیاری را می‌توانید با لمس خاک متوجه شوید. برای گیاه‌تان به خاک نرم و سبک نیاز دارید. اگر خاک فشرده یا حاوی رس سنگین باشد، با اضافه کردن کمپوست، پیت ماس، شن درشت و ذرات سبکی مثل پرلیت یا ورمی کولیت اجازه عبور آب اضافی را به گلدان بدهید. زمانی که خاک خشک بود و انگشت‌تان رطوبت را حس نکرد، بهترین زمان برای آبیاری است.

اعضای این باغ خوشمزه

1. ریحان: دارای انواع گوناگونی از نظر عطر، طعم و میزان رشد است. برای رشد بیشتر، برگ‌ها را هرس کرده و بچینید.

2. پیازچه: فرم علفی‌شکل داشته و طعم ملایمی از پیاز یا سیر دارد. در زمان برداشت برگ‌های آن را تا سطح خاک کوتاه کنید تا برگ‌های تازه دوباره رشد کنند.

3. گشنیز: عمر کوتاهی دارد و عطر آن ترکیبی از سبزی‌های دیگر است. با کشت بذر آن نتیجه بهتری می‌گیرید. این سبزی سریع رشد می‌کند ولی زمانی که برداشت شود، رشد دوباره‌ای ندارد. اگر می‌خواهید برداشت بیشتری داشته باشید چند گلدان در فواصل زمانی متفاوت بکارید.

4. شوید: سبزی معطری است که تنها برای مصرف برگ‌ها کاشته می‌شود. مانند گشنیز این سبزی را در چند مرحله و در گلدان‌های متفاوت بکارید و از واریته مناسب برای داخل خانه استفاده کنید.

5. مرزنجوش: از خانواده پونه کوهی است با طعمی شیرین‌تر و مطبوع‌تر. واریته شیرین آن اغلب در فضای داخلی استفاده می‌شود و واریته ایتالیایی کمی طعم تندتری دارد. این گیاه به علت فرم برگ‌هایش نمای دکوراتیو هم دارد.

6. نعناع: سبزی چندساله با عمری طولانی است. آن را در گلدان جداگانه‌ای قرار دهید؛ چراکه می‌تواند بر دیگر گیاهان غالب شود. بهتر است به‌صورت نشا و گیاهچه کشت شود.

7. پونه کوهی/ ارگانو: با برداشت برگ، رشدش را تشویق می‌کنید. به مدت دو سال محصول می‌دهد تا چوبی شود.

8. جعفری: واریته ایتالیایی گیاهی دوساله بوده و طعم قوی‌تری دارد و محبوب‌تر است. برگ‌های خارجی را هنگام برداشت بچینید. در این صورت از وسط دوباره رشد کرده و برگی جدید می‌دهد.

9. رزماری: چندساله است با طعم تند و عطری بی‌نظیر که در فضای سبز هم آن را استشمام می‌کنید! نوع فشرده آن با برگ‌های عمودی خوش‌طعم‌تر است. این گیاه از شرایط خشک لذت می‌برد ولی هرگز نگذارید خاکش کاملا خشک شود.

10. مریم‌گلی: برای نگهداری در گلدان از نوع مناسب و بدون گل خوراکی استفاده کنید. به علت فرم برگ‌هایش نمای دکوراتیو هم دارد.

11. آویشن: ادویه‌ای محبوب و خوش‌عطر است و از گونه‌های بسیار مناسب برای آشپزخانه محسوب می‌شود.

12. بادرنجبویه: از خانواده نعناع است و رشد خوبی دارد با بوی عالی مرکبات. آن را به‌صورت جداگانه در گلدان مخصوص قرار دهید.

13. ترخون: آن را از طریق بذر بکارید. به علت فرم برگ‌هایش نمای دکوراتیو هم دارد.

حمام آب و صابون

اگر گیاهانی در آشپزخانه دارید که به‌خوبی رشد نمی‌کنند یکی از دلایل آن قطرات چربی است که روی‌شان نشسته است. برای اینکه مشکل را حل کنید، برگ‌های‌شان را با آب و صابون ملایم با دمای محیط و با اسفنج پاک کنید. سپس دوباره آنها را با آب شست‌وشو دهید تا آلودگی و ذرات روی‌شان حذف شود.

بزرگترین ماشین آلات معدنی و راه سازی دنیا

بزرگترین ماشین آلات معدنی و راه سازی دنیا

ماشین‌آلات و وسایل نقلیهٔ‌ای که در زمینه‌های معدنی و راه‌سازی فعالیت می‌کنند مانند لودرها، بولدوزرها، بیل مکانیکی‌ها و… به دلیل حجم کاری بالا به‌طور طبیعی از ابعاد بزرگی برخوردارند؛ اما در بین این وسایل هم رکورددارانی وجود دارد.

وسایلی که ابعاد غول‌آسایی داشته و در نوع خود بزرگ‌ترین نمونه بشمار می‌روند؛ بنابراین در این مطلب به معرفی بزرگ‌ترین ماشین‌آلات معدنی و راه‌سازی حال حاضر دنیا می‌پردازیم.

بزرگ‌ترین بولدوزر Acco Super Bulldozer

بزرگ‌ترین بولدوزری که تاکنون ساخته‌شده است، Super Bulldozer نام داشته و ساخت شرکت ایتالیایی Acco است. قطعات فنی و پیشرانهٔ این بولدوزر متعلق به کاترپیلار است اما دیگر قطعات آن منحصراً توسط شرکت آکو ساخته‌شده است.

این کوه فولاد 183 تن وزن داشته و مجهز به دو موتور V8 ساخت کاترپیلار است که مجموعاً 1350 اسب بخار قدرت دارند. تیغهٔ این بولدوزر عظیم، 7 متر عرض و 2.7 متر ارتفاع دارد درحالی‌که طول کلی بولدوزر به 12 متر می‌رسد.

سوپر بولدوزر در اوایل دههٔ 80 جهت صادرات به لیبی برای توسعهٔ این کشور ساخته شد اما به خاطر مسائل تروریستی رئیس‌جمهور وقت لیبی یعنی معمر قذافی، این کشور مورد تحریم تجاری بزرگی قرار گرفت. به همین دلیل این بولدوزر هم هرگز به لیبی صادر نشد و در ایتالیا باقی ماند و همچنین هیچ‌گاه مورداستفادهٔ عملی قرار نگرفت. این بولدوزر به تولید انبوه هم نرسیده و فقط یک دستگاه از آن ساخته شد.

بزرگ‌ترین بولدوزر چرخ لاستیکی Western 2000

در سال 1961 شرکت پیمانکاری Western تصمیم گرفت با در اختیار گرفتن بزرگ‌ترین بولدوزر دنیا روند و سرعت کار خود را تا حد زیادی افزایش دهد. به دلیل اینکه امکان چنین بولدوزر غول‌پیکری توسط هر سازنده‌ای وجود نداشت، آن‌ها از شرکت مهندسی «C.W Jones» کمک گرفته و درخواست ساخت بولدوزر موردنظر خود را به آن دادند.

بدین ترتیب شرکت مذکور پروژه ساخت این وسیله را آغاز نموده و در بیش از دو سال بولدوزری کاملاً جدید ساخت. این بولدوزر که Western 2000 نام گرفت در سال 1963 آماده شد. وسترن 2000 برخلاف اکثر بولدوزرهای غول‌پیکر که از چرخ‌های زنجیری استفاده می‌کنند، مجهز به چرخ‌های لاستیکی است و به همین دلیل بزرگ‌ترین بولدوزر چرخ لاستیکی دنیا محسوب می‌شود.

این بولدوزر عظیم مجهز به چهار موتور دیزل ساخت جنرال موتورز شده بود که هر موتور در یکی از چرخ‌ها نصب‌شده بودند و بنابراین بولدوزر را تبدیل به نمونه‌ای چهارچرخ محرک می‌کرد. هر یک از این موتورها 400 اسب بخار قدرت داشتند که مجموع قدرت بولدوزر را به 1600 اسب بخار می‌رساندند؛ بنابراین وسترن 2000 قدرتمندترین بولدوزر دنیا هم محسوب می‌شود.

البته این بولدوزر از لحاظ ابعاد هم هرگز کوچک نیست و با 14 متر طول، 4.7 متر عرض و 4.6 متر ارتفاع تقریباً با آکو سوپر بولدوزر هم‌اندازه است. وسترن 2000 برای اولین بار در سد میلفورد مورداستفاده قرار گرفت.

بزرگ‌ترین گریدر Acco Super Grader

بزرگ‌ترین گریدر جهان نیز ساخت شرکت آکو ایتالیا بوده و Super Grader نام دارد. این گریدر هم مانند بولدوزری که در بالا معرفی شد، به سفارش دولت لیبی ساخته‌شده که البته بازهم به دلایل سیاسی و تحریم هیچ‌گاه به لیبی تحویل داده نشدند.

البته از سوپر گریدر برخلاف سوپر بولدوزر تعداد 6 دستگاه ساخته شد. این گریدر عظیم مجهز به دو موتور بود که هر دو ساخت کاترپیلار بوده و یکی در جلو دیگری در عقب نصب‌شده بودند. موتور جلویی کوچک‌تر بوده و 700 اسب بخار قدرت داشت درحالی‌که موتور بزرگ‌تر 1000 اسب بخاری در عقب نصب‌شده بود.

بدین ترتیب قدرت کل گریدر به 1700 اسب بخار می‌رسید. سوپر گریدر برخلاف دیگر گریدرها به چرخ‌های دوبل مجهز شده بود و به همین دلیل تعداد چرخ‌های آن به 12 عدد رسیده بود. این گریدر عظیم 160 تن وزن داشته و طول تیغهٔ آن به 11 متر می‌رسید.

بزرگ‌ترین کامیون Belaz 75710

تا چندی پیش رکورد بزرگ‌ترین کامیون‌های دنیا در اختیار کاترپیلار 797F و تِرِکس MT6300 بود تا اینکه شرکت بلاروسی بلاز در سال 2013 با معرفی کامیون کوه‌پیکر 75710 این رکورد را بنام خود ثبت نمود. این هیولا مجهز به دو موتور 16 سیلندر 65 لیتری ساخت کامینز است که هریک 2300 اسب بخار قدرت دارند و درصورتی‌که هر دو باهم کار کنند قدرت کامیون به 4600 اسب بخار می‌رسد.

البته درصورتی‌که ظرفیت کامیون کاملاً پُر نباشد می‌توان تنها از یک موتور استفاده نمود. این کوه متحرک 360 تن وزن داشته و می‌تواند تا 460 تن بار را حمل نماید. همچنین برخلاف دیگر کامیون‌های معدن، بلاز 75710 در هر دو محور مجهز به چرخ‌های دوبل است که تعداد چرخ‌های آن‌را به 8 عدد رسانده است. حداکثر سرعت این کامیون عظیم 64 کیلومتر در ساعت بوده و طول، عرض و ارتفاع آن به ترتیب برابر با 20.6، 9.87 و 8.16 متر است.

بزرگ‌ترین تراکتور Big Bud 747

بیگ باد 747 بزرگ‌ترین تراکتور دنیا است که در سال 1977 در ایالات‌متحده ساخته شد. این تراکتور غول‌پیکر در اصل به‌صورت سفارشی توسط «Wilbur Hensler» طراحی‌شده و توسط «Ron Harmon» و کارکنان شرکتش یعنی شرکت «Northern Manufacturing» ساخته شد.

این تراکتور تقریباً ابعادی معادل دو برابر تراکتورهای معمول داشته و هزینهٔ ساخت آن 300 هزار دلار عنوان‌شده است. مالکیت بیگ باد چندین بار جابجا شده و برای مدت زیادی از آن استفاده شد که بعضاً در برخی دوره‌ها استفادهٔ نامناسبی از آن به‌عمل‌آمده بود تا اینکه سرانجام در سال 2009 بازنشسته شده و به موزه منتقل شد.

این تراکتور مجهز به یک موتور 16 سیلندر ساخت دیترویت دیزل است که در ابتدا 760 اسب بخار قدرت تولید می‌کرد اما در طول زمان به 860 اسب بخار و سپس به 960 اسب بخار افزایش یافت. طول، عرض و ارتفاع بیگ باد به ترتیب معادل 8.2، 4 و 4.3 متر است و 45 تن وزن دارد.

بزرگ‌ترین لودر Letourneau L2350

رکورد بزرگ‌ترین لودر دنیا در اختیار لودر L2350 محصول شرکت Letourneau ایالات‌متحده است که نام آن در گینس نیز به ثبت رسیده است. این لودر عظیم 260 تن وزن داشته و مجهز به یک موتور 16 سیلندر 60 لیتری ساخت دیترویت دیزل است که 2300 اسب بخار قدرت تولید می‌کند.

این نیرو توسط ژنراتورهایی به برق تبدیل‌شده و سپس این برق لودر را به حرکت درمی‌آورد. این لودر جهت بارگیری کامیون‌های 400 تنی طراحی‌شده است به همین دلیل حجم بیل آن 40 مترمکعب بوده و 72 تن ظرفیت دارد. طول، عرض و ارتفاع لتورنئو L2350 به ترتیب برابر با 20.9، 6.7 و 6.4 متر است درحالی‌که باک سوختی به حجم 4 هزار لیتر دارد.

بزرگ‌ترین بیل مکانیکی Liebherr R9800

لیبهر R9800 را می‌توان بزرگ‌ترین بیل مکانیکی دنیا نامید که وزن خارق‌العاده‌ای معادل 793 تن دارد. این کوه فولاد مجهز به 2 موتور 16 سیلندر 60 لیتری است که هریک 2000 اسب بخار و مجموعاً 4000 اسب بخار قدرت دارند. حجم بیل R9800 برابر با 42 مترمکعب بوده و می‌تواند تا 80 تن بار را بلند کند.

این بیل مکانیکی غول‌پیکر طولی معادل 25.3 متر دارد درحالی‌که عرض و ارتفاع آن به ترتیب 8.88 متر و 10.33 متر است. حداکثر سرعت لیبهر R9800 تنها 2 کیلومتر در ساعت است و به همین دلیل جهت جابجایی‌های با مسافت بالا، بیل مکانیکی دمونتاژ شده و قطعات آن توسط تریلرهای کمرشکن حمل می‌شوند. سپس در مقصد دوباره آن‌ها را مونتاژ می‌کنند.

بزرگ‌ترین شاول هیدرولیکی Terex RH400

شاول‌های هیدرولیکی درواقع همان بیل مکانیکی‌هایی هستند که بیل آن‌ها به‌صورت برعکس نصب‌شده و همانند لودر اقدام به خاک‌برداری می‌کنند. شاول‌ها در دو نوع هیدرولیکی و کابلی ساخته می‌شوند. ترکس RH400 بزرگ‌ترین شاول هیدرولیکی دنیا است که 9 متر ارتفاع و 10.1 متر عرض دارد.

RH400 هم مانند لیبهر R9800 مجهز به دو موتور 16 سیلندر 60 لیتری است که مجموع قدرتی برابر با 4500 اسب بخار دارند. در چنین شاول‌ها و بیل مکانیکی‌های عظیمی نیروی موتور توسط دینام‌هایی به برق تبدیل‌شده و سپس این برق پمپ‌های هیدرولیک را به چرخ درمی‌آورند. وزن این شاول عظیم عدد خارق‌العادهٔ 1008 تن بوده درحالی‌که حجم بیل آن 50 مترمکعب است.

بزرگ‌ترین شاول کابلی P&H 4100XPB

تفاوت شاول‌های کابلی با شاول‌های هیدرولیکی در این است که بیل آن‌ها توسط کابل‌ها و بازوهای عظیمی حرکت می‌کند. اکثر شاول‌های بسیار بزرگ از نوع تمام برقی هستند و برق موردنیاز آن‌ها از طریق کابل‌های بسیار قطوری تأمین می‌گردد.

شاول 4100XPB محصول شرکت P&H ایالات‌متحده، بزرگ‌ترین شاول کابلی دنیا محسوب می‌شود که از نوع تمام برقی است. این شاول عظیم مجهز به 6 موتور الکتریکی است که مجموعاً 15 هزار اسب بخار قدرت تولید می‌کنند.

ظرفیت بیل 4100XPB معادل 67 مترمکعب بوده و می‌تواند تا 110 تن بار را بلند کند بنابراین ازآن‌جهت بارگیری کامیون‌های عظیم استفاده می‌شود. طول، عرض و ارتفاع این شاول کوه‌پیکر به ترتیب برابر با 22، 14.4 و 14.7 متر از درحالی‌که وزن خارق‌العاده‌ای معادل 1536 تن دارد.

بزرگ‌ترین حفار کابلی Bucyrus Big Muskie

حفارهای کابلی برخلاف شاول‌های کابلی، بازوی متحرک نداشته و بیل آن‌ها فقط به‌وسیلهٔ کابل حرکت می‌کند. از این وسایل جهت حفاری‌های بسیار عظیم و گسترده استفاده می‌شود. بزرگ‌ترین حفار کابلی دنیا ماشین خارق‌العاده‌ای محسوب می‌شود که در سال 1969 ساخته شد. این وسیلهٔ اعجاب‌آور توسط شرکت آمریکایی باکیروس ساخته‌شده و بیگ ماسکی نام داشت.

این ساختهٔ عظیم بشر 148 متر طول، 46.2 متر عرض و 67.8 متر ارتفاع داشت درحالی‌که وزن آن عددی باورنکردنی برابر با 12 هزار تن بود و از آن فقط یک دستگاه ساخته شد. به همین دلیل بیگ ماسکی یکی از بزرگ‌ترین ماشین‌های ساخت انسان بشمار می‌رود.

برای ساخت این حفار عظیم در سال 1969 حدود 25 میلیون دلار هزینه شد که با محاسبهٔ نرخ تورم، معادل 161 میلیون دلار امروز می‌شود. ساخت آن نیز در دو سال و با 200 هزار ساعت نفر کار انجام گرفت. بیگ ماسکی هم به‌صورت تمام برقی طراحی‌شده بود و مجهز به 18 موتور الکتریکی 1000 اسب بخاری و 10 موتور 625 اسب بخاری بود که مجموع قدرت آن‌ها به 24 هزار اسب بخار می‌رسید.

برق موردنیاز این وسیله 13,800 ولت بود که از طریق کابل بسیار ضخیمی تأمین می‌شد. حجم بیل آن 170 مترمکعب بود و ظرفیت حمل 300 تن خاک را داشت. شیوهٔ حرکتی این حفار نیز بسیار جالب است به‌گونه‌ای که فاقد چرخ بوده و مجهز به دو پایهٔ بزرگ است که همانند انسان قدم برمی‌دارند! به همین دلیل سرعت آن فقط 100 متر در ساعت است.

سرانجام به دلیل افزایش هزینهٔ برق و مخالفت‌های عمومی با استخراج معادن، بیگ ماسکی در سال 1991 از خدمت خارج شد و تلاش برای فروش آن نیز به دلیل هزینه‌های سرسام آورد دمونتاژ و مونتاژ مجدد بی‌نتیجه ماند.

سپس پس از 8 سال بلااستفاده ماندن به دلیل تصویب قانون نهایی سازمان حفاظت محیط‌زیستِ ایالات اوهایو درزمینهٔ کنترل معادن، بیگ ماسکی کاملاً غیرقابل استفاده شد. به همین دلیل علیرغم تماس‌های فراوان علاقه‌مندان و تاریخ‌نگاران مبنی بر انتقال این شاهکار صنعت به موزه، سرانجام بیگ ماسکی در اواخر سال 1999 اوراق‌شده و ضایعات آن به مبلغ 700 هزار دلار فروخته شد.

بزرگ‌ترین ماشین حفاری Takraf Bagger 293

بگر 293 یک ماشین حفاری چرخ‌بیل عظیم است که توسط شرکت صنعتی آلمانی تکرَف ساخته‌شده است. این حفار عظیم که هم‌اکنون در معدن ذغال سنگ آلمان مورداستفاده قرار می‌گیرد، دارای 18 بیل است که روی یک چرخ گردان نصب‌شده و با چرخش به حفاری معادن می‌پردازند.

بگر 293 طولی معادل 225 متر دارد درحالی‌که 96 متر ارتفاع داشته وزن آن نیز برابر با 14,200 تن است. هریک از بیل‌های این حفار غول‌پیکر 15 مترمکعب ظرفیت دارند که مجموع ظرفیت آن‌را به 270 مترمکعب می‌رساند. چرخ گردان آن نیز 21.3 متر قطر دارد. بگر 293 برای کار نیاز به 5 اپراتور دارد و در طول یک روز می‌تواند 240 هزار مترمکعب خاک را استخراج کند.

چه زمانی باید به کارمندان پاداش داد؟

چه زمانی باید به کارمندان پاداش داد؟

هر کسی پاداش را دوست دارد. بخشی از یک گروه خاص بودن و دریافت منافع کوچکی که از آن به دست می آید ما را تحریک می کند. شاید به همین دلیل است که شماره تلفن خود را به دیگران می دهیم یا از کارت عضویت خود در هر معامله ای که انجام می دهیم، اسکن می گیریم.

امکانات، بخشی از استراتژی شرکت ها شده اند. برخی شرکت ها ناهار رایگان می دهند؛ برخی کارمندان را با پایم های شرکت مسرور می کنند؛ برخی دیگر روزهای کاری را با میز پینگ پنگ یا زمین والیبال زنده می کنند. من عاشق ایده مزایای محل کار هستم.

آنها قصد مدیریت برای چیزی بیشتر از یک رییس بودن را نشان می دهند و فرق میان یک سازمان و یک بسته را نشان می دهند. من بار قهوه را مثل هر کس دیگری دوست دارم اما این را هم می دانم که استعدادهای برتر زیر کف لاته به دنبال فرهنگ کارمندمحور هستند که به معنای واقعی موجب رضایت آنها می شود. بعضی امکانات خاص باید در هر شرکتی استاندارد باشند. در اینجا پنج مورد هست که تمام سازمان ها به منظور نشان دادن ارزش قائل شدن برای کارمندانشان باید این امکانات را ارائه دهند.

1- کارآفرینان مراقب

تعجبی ندارد که کارآفرینان ماهر و دلسوز در بالای فهرست من قرار دارند چون همه چیز از رهبری و مدیریت کارآفرینانه اوج می گیرد و نزول می یابد. ده ها سال وقت صرف تدریس مزایای کارآفرینان متعهد و موثر به سازمان ها کردم، اما بسیاری از آنها هنوز هم این نکته را نادیده می گیرند.

کارآفرینان مراقب این عادت ها را دارند:

آنها افراد خود را تک به تک می شناسند.

آنها کارمندان و کارگران کارآمد را شناسایی می کنند و پاداش می دهند.

آنها به اعضای گروه قدرت می دهند تا کار خود را انجام دهند.

آنها افراد را در موقعیتی قرار می دهند که پیشرفت کنند.
آنها تشویق می کنند.

آنها ذهنیتی وافر دارند که خود را با بخشندگی نشان می دهد.

افراد بااستعداد اگر رهبر کسب و کار نباشد، پرسه نمی زنند. این گفته قدیمی حقیقت دارد: مردم مدیران را ترک می کنند، نه شرکت ها را. اگر برای بنای سازمانی برتر جدی هستید، باید با رهبری و کسب و کار آغاز کنید- و آن هم با شما آغاز می شود.

2- کار چشمگیر

دومین امکاناتی که مهم است، موقعیتی برای انجام کاری است که اهمیت بیشتری دارد. اگرچه حفظ دنیا ماموریت همه سازمان ها نیست، اما هر یک باید نگاهی به چیزی ورای پول درآوردن و انجام کارها داشته باشند.

وقتی تصویری بزرگ ارائه می دهید، باید جزییاتی را که در آن شرکت دارند هم شرح دهید و اگر نمی توانید توضیح دهید که چرا و چگونه آن موقعیت اهمیت دارد، در این صورت باید به سراغ چارت سازمانی و شرح وظایف بروید. به خاطر دارم که چند سال پیش دولت طی تقسیم بودجه، کار بزرگی در رابطه با تعدیل کارمندان غیرضروری انجام داد. با خودم فکر کردم، اگر آنها غیرضروری هستند، پس چرا کار دارند؟ هر گسی باید بداند بخش مهمی از یک کل بزرگ تر است.

به علاوه، شما باید روی قرار دادن افراد درست در شغل مناسب و درست کار کنید. من این را «نقطه شیرین» می نامم که در آن استعداد و علایق شخص، نیاز سازمان را برآورده می کند. وقتی افراد در کاری که انجام می دهند برتری می یابند، کار برایشان معنای بیشتری می یابد.

این فرآیند با کارمندان درون سازمان آغاز می شود که هدف شخصی شان با هدف سازمان همراستاست. اگر در گروه خود افرادی را دارید که ارزش های مشترک ندارند، همیشه با مشکل مواجه خواهید بود- کارمندان ناراضی (و مدیریت تلاش می کند تا با آنها همراستا شود) تغییرات بسیار و کاری کمتر از حد معمول از طرف افرادی که دل به کار نمی دهند.

3- جبران مناسب

این بارزترین راهی استکه نشان می دهد سازمان ها مراقب افراد خود هستند. هر سازمانی که در حقوق خساست به خرج بدهد، برای جذب و نگه داشتم افرادی با استعداد بالا در مشقت خواهد بود. در بسیاری از سازمان ها، بالاترین سطوح، اندوخته گنج دارند. به طور حتم مدیران اجرایی باید دریافتی خوب داشته باشند، اما هیچ شرکتی تنها رییس ندارد. شما باید ثروت را تقسیم کنید. به عنوان یک رهبر کسب و کار، باید مقداری از سهم خود را فدای افراد خود کنید که راهی طولانی برای اثبات وفاداری خود طی کرده اند.

حقوق تنها راه جبران نیست. بهترین مزایایی که می توانید ارائه دهید را فراهم کنید: بیمه درمانی یا پوششی سخاوتمندانه، سرمایه گذاری بازنشستگی که کارمندانتان را حفظ می کند، برنامه های ادامه تحصیل که باعث پیشرفت اعضای گروه یا فرندانشان می شود، و… هر وقت امکان داشت، برنامه های ویژه یا کار در منزل پیشنهاد دهید. این یک کار هوشمندانه است که نیاز افراد خود را ارزیابی کنید و گزینه های جذابی برای انجام کار به آنها پیشنهاد دهید.

4- محیط رشد

از میان تمام امکاناتی که یک سازمان می تواند ارائه دهد، این مورد همانی است که من بسیار دوستش دارم. من به تمام کارمندانی که برای کار به شرکت های من می آیند می گویم که به محیط رشدی وارد شده اند و من از آنها انتظار دارم به مرور زمان مهارت های خود را توسعه دهند. حتی دو بار در ماه جلسه ای با هدف خاص تقویت رشد داریم.

در این فرآیند، کار مسئولیتی دارند. ما باید راه هایی برای رشد ارائه دهیم؛ اگر می خواهیم آن افراد رشد کنند اما از تلاش های آنان برای این کار پشتیبانی نکنیم، همه را ناامید و خسته خواهیم کرد. در اینجا حوزه ها و راه هایی برای تامین پتانسیل رشد آورده شده اند:

پیشرفت درون شرکت.
ادامه تحصیل، به صورت رسمی یا مخصوص کار.
تشویق برای بسط خود ورای انتظارات.
چالش های جدیدی که محرک رشد هستند.

این امکان در کل شرکت جذب می شود. نه تنها کارمندانتان سرمایه گذاری در آن را مورد قدردانی قرار می دهند، بلکه سازمان هم از کارمندان راضی تر و هوشمندتر سود می برد. بازی برنده- برنده است.

خودروهای زشت ایرانی کدامند؟

خودروهای زشت ایرانی کدامند؟

هرکسی برای خرید خودرو معیارهایی دارد و برای خود به نقاط قوت خاصی می‌اندیشد! در کشور ما به دلیل سیاست‌های اتخاذ شده در روند حمایت از تولیدات ملی، خودروهای زیادی را نمی‌توان در بازار خودرو پیدا کرد. البته بازار خودرو چند سالی است که از انحصار خودروهای دو کمپانی ایران‌خودرو و سایپا خارج شده و با ورود محصولات چینی و کره‌ای و… کمی تکان خورده است. اما خب بازهم با این شرایط چشم بازار خودرو به جمال محصولات روز اروپا هنوز روشن نشده و جز چند ماشین چینی و ساده اروپایی محصول دیگری وارد ایران نشده است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک خودروی روز، ظاهر و جذابیت بصری آن است که خریدار را وادار می‌کند بر روی برخی از معایب آن سرپوش بگذارد و ظاهر زیبایش را به مسائل دیگر ترجیح دهد.

خب یک موضوع واضح و مبرهن این است که محصولات تولیدی ایران خودرو و سایپا اکثرا ظاهر جذابی نداشته و معمولا محصولاتی ساده و حتی زشت روانه بازار شده‌اند! گفتیم شاید برای شما جذاب باشد تا کمی در بازار خودروی کشور گشتی زده و این بار به زشت‌ترین خودروهای حال حاضر کشورمان اشاره‌ای داشته باشیم. البته پیش از شروع مطلب ذکر چند مورد مهم و ضروری است. در ابتدا باید بگوییم که ما سعی کردیم این محصولات را بین خودروهایی که در چندسال اخیر تولید می‌شوند انتخاب کنیم؛ پس اگر پراید یا پژو ۴۰۵ در این لیست دیده نمی‌شوند؛ علت این است که طراحی این محصولات به ۲۰ سال پیش باز می‌گردد و خب دلیلی برای ذکر آنها وجود ندارد.

مورد دوم، بحث سلیقه است! ظاهر هر خودرویی بنا به سلیقه افراد متفاوت است. ممکن است همان‌گونه که شما با دیدن یک پراید لبخنده تمسخر آمیزی بر روی نقش ببندد، فرد دیگری با دیدن همان پراید از زیبایی‌اش غش کرده و به کف خیابان بی‌افتد! البته مورد داشته‌ایم که دوستان عزیز، حتی ظاهر زانتیای دهه ۹۰ اروپا را با مثلا تویوتا کمری ۲۰۱۶ مقایسه کرده و به طراحی روز این کمپانی خرده می‌گیرند و می‌گویند زانتیا کلا سلطان خودروهای عالم است! لیست پیش روی شما، به ظاهر کلی چند محصولی که هم اکنون در بازار داخلی کشور حضور داشته و در خیابان‌ها تردد می‌کنند اشاره دارد. در این مطلب سعی شده است تا نقطه نظرات افراد مختلف نیز کسب شده و البته از دید زیباشناسی به موضوع نگاه شود. مجددا تاکید می‌کنیم که علاقه و یا عدم علاقه به ظاهر یک خودرو کاملا امری سلیقه‌ای است، پس اگر خودروی آرزوهای شما در این لیست قرار دارد، اصلا ناراحت نشوید! خودروی مورد علاقه خود را خریده و از آن لذت ببرید!

۱– رنو ال ۹۰

اگر بگوییم این محصول رنو در ایران هزاران عاشق و کشته و مرده دارد، اصلا بیراه نگفته‌ایم. برای اثبات این موضوع می‌توانید سری به کامنت‌های زیر این مطلب بزنید و به راحتی این موضوع را مشاهده کنید. اما باید پذیرفت که این خودرو در کنار موتور قدرتمند و مصرف پایینی که دارد؛ اصلا ظاهر و قیافه جذابی ندارد. طراحی پشت این خودرو به بدشکل‌ترین حالت ممکن صورت پذیرفته و معلوم نیست که مهندسین طراح ال ۹۰ یا همان لوگان هنگام طراحی این خودرو در حال فکر به چیزی بوده‌اند!‌

البته این عکس بالا نسخه اصلی Logan است که خدا رو شکر مهندسین عزیز به این نتیجه رسیده‌اند که محصول کمی زشت است و نسخه زیباتری را وارد کرده‌اند! عکس زیر شاهکار بعدی مهندسین کمپانی رنو است.

البته در این میان، ناگهان پارس خودرو تصمیم گرفت تا کمی این فاجعه طراحی را تغییر دهد! به همین دلیل با یک قلم و خودکار به جان صندوق عقب افتاد و محصولی با نام پارس تندر را ظرف چند دقیقه خلق کرد. البته این کار به صورت رایگان صورت نگرفته و شما برای همین چند تکه شبرنگ و پلاستیکی که به درب صندوق عقب اضافه شده است باید چند میلیونی پیاده شوید.

البته ال ۹۰ از جلو هم آن‌چنان تعریفی ندارد! اما خب ما به همان ظاهر عقبش بسنده می‌کنیم ….

۲– کیا سول

شاید خیلی سخت باشد که به سلیقه و طراحی کمپانی قدری چون کیا ایراد گرفت! اما از آنجا که ما با کسی تعارف نداریم، باید کراس اوور این روزهای کیا را با اقتدار در رتبه دوم قرار دهیم!

البته باز هم نقطه تمرکز ما طراحی عقب این خودروست! این شاسی بلند کوچک شهری از جلو ظاهر خوب، مناسب و شیکی دارد؛ اما وقتی از کنار و یا عقب به آن نگاه می‌کنیم، با چیزی شبیه به قوطی کبریت یا یک مستطیل بد قواره روبرو می‌شویم!

شیب ادامه دار سقف از جلو تا عقب به یک درب کاملا صاف منتهی می‌شود که با دو چراغ بزرگ ال‌ای‌دی مثلا تزیین شده است. احتمال اینکه عزیزان طراح کیا با طراحان قدر سایپا مشورتی کرده باشند اصلاً بعید نیست! وجود دو هالوژن گرد در قسمت پایین سپر نیز این دیزاین عجیب و غریب را کامل کرده است.

۳– رنو داستر

شاید خیلی از خریداران، توقع دارند وقتی به سراغ یک محصول شاسی بلند می‌روند حداقل ظاهر باکلاس و شیکی داشته باشد. رنو داستر که در اصل محصول داچیا به شمار می‌رود تا رنو، ظاهری نا مشخص و دیزاین نامتناسبی دارد. شاید این محصول خاص بازار کشوری مثل هند باشد! این محصول علاوه بر طراحی پشت ناموزون، از روبرو و حتی ظاهر جانبی نیز اصلاً دل‌نشین نبوده و با نگاهی به آن بیشتر یاد محصولات قدیمی بازار مثل رونیز یا حتی نیسان پیکاپ و … می‌افتید! حک شدن کلمه داستر به بزرگی هرچه تمام‌تر بر روی درب عقب و بهره‌گیری از دو چراغ ساده همانند پیکان وانت در دو سمت درب عقب همگی نشان از خلاقیت والای مهندسین داچیا دارد! تصویر زیر همان ماشین است با لوگو رنو :

البته مصیبت اینجاست که وقتی درون داستر می‌نشینید، با یک ال ۹۰ بزک کرده روبرو می‌شوید و انگار نه انگار که به سراغ یک محصول گران‌تر و شاسی بلند رفته‌اید!

۴– تیبا صندوق‌دار‌

خب گفتیم تا اینجا آمدیم نگاهی هم به محصولات بی نظیر داخلی بی اندازیم! البته در حوزه ظاهر محصولات داخلی، انتخاب یک خودروی زشت، کار بسیار سختی است، چون تمامی محصولات داخلی آن‌قدر بد قیافه هستند که هنگام انتخاب یکی به عنوان زشت‌ترین انسان حس می‌کند در حق مدل دیگری جفا شده است!

اما دل را به دریا زدیم! حتماً مینیاتور را به خاطر دارید. محصولی که اوایل هرچه در تلویزیون تبلیغ می‌شد آن را از بغل و جلو نشان می‌داد و اصلاً خبری از دیزاین پشت آن نبود. مهندسین خبره سایپا قصد داشتند تا محصولی زیباتر از پراید را روانه بازار کنند؛ خوب با نگاهی به انبار به این نتیجه رسیدند که می‌توانند با تلفیق این محصول و برخی قطعات ریو کاری کرد کارستان!

البته جلوی تیبا نیز تعریفی ندارد، اما خب طراحی پشت آن بیشتر یک فاجعه به شمار می‌رود. حال به دلیل عمق فاجعه دیگر وارد طراحی داخلی آن نمی‌شویم تا هموطنان عزیز صاحب این خودرو بیش از این حرص نخورند. البته باید گفت همانقدر که تیبا از عقب زشت است، تیبا ۲ زیبا و شیک طراحی شده است!

۵– لوبو

اصولا کمپانی‌های ایرانی وقتی می‌خواهند خودرویی وارد بازار کشور کنند، به سراغ ارزان‌ترین و زشت‌ترین محصولات کره زمین می‌روند تا مدام پس از قیاس آن با پراید و پژو، بگویند که خدا خیر ایران خودرو و سایپا بدهد!

خودروی لوبو محصول کمپانی هافی یک محصول کوچک و جمع و جور برای استفاده‌های نا مشخص است. خودرویی شبیه به ماتیز خدا بیامرز و یا ام وی‌ام ۱۱۰ این روزها! به نظر می‌رسد که طراحی پشت این خودرو از هیچ اصولی بهره نبرده است و مهندسین طراح این شرکت تنها قطعات را به هم چسبانده‌اند و با قرار دادن دو چراغ بزرگ و بدقواره مثلثی، هنر خود را تکمیل نموده‌اند.

البته باید بگوییم که طراحی جلو نیز دست کمی از سایر قسمت‌ها ندارد. چراغ‌هایی نا متناسب با بدنه و بزرگ هنر این کمپانی را به رخ رقبایی چون فراری و پورشه می‌کشد!

۶– سانگ یانگ کایرون

همیشه زشت‌ها را نباید در محصولات ارزان قیمت و ساده جست و جو کرد؛ قبول ندارید؟ خوب این خودرو را نیز ببینید. البته این خودرو از جلو و بغل ظاهر بدی ندارد، اما جالب است بدانید در قسمت تبلیغات نماینده فروش این محصول نیز هیچ عکسی از عقب این گذاشته نشده است! احتمالاً مهندسین طراح سانگ یانگ به این نکته رسیده‌اند که چه کسی به پشت خودرو نگاه می‌کند؟ اصلاً مگر مهم است؟ مثلاً تیوولی که خوشگل است کجا را گرفته است؟

طراحی قسمت پشتی این خودرو، شما را یاد محصولات قدیمی دهه ۹۰ یا با ارفاق اوایل سال ۲۰۰۰ میلادی می‌اندازد! البته این طراحی زشت فقط خاص نمونه جدید این محصول نبوده و با جست و جویی در فضای اینترنت می‌بینیم که این محصول از ابتدا همین‌طور زشت و بدقواره بوده است و سانگ یانگ در طول این سال‌ها هرچه تلاش کرده است عقب این خودرو بدتر شده است! چراغ‌هایی بزرگ و نا متناسب با فضای پشت یک شاسی بلند قدرتمند، حس داشتن یک محصول لوکس و زیبا را از شما سلب می‌کند. البته ما میتوانستیم در این میان از ظاهر جلوی نسل پیشین اکتیون هم یادی کنیم! اما خب … کوتاه آمدیم

در پایان لازم است مجدداً عرض نمایم که علاقه به ظاهر هر خودرویی یک امر سلیقه‌ای است؛ شاید شما با دیدن لوبو قند در دلتان آب شود، اما این حق را باید به سایر دوستانتان نیز بدهید که معکوس این حس را داشته باشند!

ارزان ترین ماشین ها در سال 2016

ارزانترین ماشین ها در سال 2016

خرید خودروی ارزان در اکثر موارد یک معامله‌ی سودآور به نظر می‌آید اما همیشه هم این‌گونه نیست. ما درباره‌ی خودروهای ارزان صحبت می‌کنیم. آیا درسی برای یادگرفتن وجود دارد؟ آیا خودروهای ارزانی که برخی خودروسازان ارزان می‌کنند کاملاً ارزشمند هستند؟

خودروهای ارزان‌قیمت صفرکیلومتر از گارانتی کارخانه و اعتمادی بالاتر سود می‌برند. البته که ارزان‌ترین خودروهای جدید در مقایسه با خودروهای کارکرده‌ی ارزان، راه و روشی متفاوت را برای خرید طلب می‌کنند. در بازار انگلستان حداقل 6 هزار پوند برای خرید ارزان‌ترین خودرو نیاز دارید و البته باید این را هم گفت که این مدل‌ها انتظارات کاملاً متفاوتی را ایجاد می‌کنند.

خودروسازان مدل‌های پایه‌ی خودروهای ارزان را برای جلب‌توجه خریداران پیشنهاد می‌کنند و خریدار با مراجعه به نمایندگی‌ها و دیدن بروشورهای تبلیغاتی و همچنین نوشیدن یک فنجان قهوه تحت تأثیر قرار می‌گیرند و ممکن است که مدل گران‌تری را بخرند!

در بسیاری از نمونه‌ها، بزرگ‌ترین چالشی که خودروهای ارزان پیش روی خود می‌بینند، وجود خودروهای دست‌دوم با امکانات و تجهیزات بیشتر است که با قیمتی مشابه، عملکرد بهتری را ارائه می‌دهند. در این‌گونه موارد برخی نشان و تجهیزات بیشتر را ترجیح داده و خودرویی دست‌دوم می‌خرند اما افرادی هم هستند که گارانتی و قابلیت اعتماد خودروی صفرکیلومتر را اولویت اصلی خود می‌دانند.

خب با این تفاسیر ما ارزان‌ترین خودروهای انگلستان را برای شما لیست کرده‌ایم. خودروهایی که هم اکنون در حال فروش هستند. البته درنظر داشته باشید که قیمت خودروها در انگستان بالاتر از قیمت جهانی همین خودروهاست. با ما همراه باشید.

1. داچیا ساندرو – 5995 پوند (8560 دلار)

داچیا در سال‌های اخیر موفقیت‌های عظیمی را تجربه کرده است. برند موردحمایت رنو با پیشنهاد محصولاتی ساده و کم حاشیه به همراه قیمت‌هایی شگفت‌انگیز خریداران را راضی نماید.

ساندرو ارزان‌ترین خودروی انگلستان بوده اما سوپرمینی فول سایزی است که بسیاری از خودروهای شهری را پشت سر می‌گذارد. سادگی، راحتی و کاربردی بودن ساندرو موردعلاقه‌ی آن‌هایی است که خودروی بی حاشیه و بدون حیله‌ای را می‌خواهند.
فضای داخلی خودرو جادارتر از بسیاری از رقبای ساندرو است و هزینه‌های رانندگی خودرو هم پایین بوده و مسائل مکانیکی این خودرو نیز کم بوده که نشان می‌دهد ساندرو خودرویی قابل اعتماد است.

ریشه‌های ساندرو به نسل دوم رنو کلیو معرفی شده در سال 1998 بازمی‌گردد. اگرچه که این سخن به معنی شاسی قدیمی خودرو است اما پیشرانه‌ی خودرو از برخی تکنولوژی‌های جدید رنو استفاده می‌کند و باعث می‌شود تا این خودرو بسیار کم‌مصرف و پاک باشد.

2. رنو توئیزی – 6895 پوند (9840 دلار)

آیا توئیزی یک خودرو است؟ این وسیله‌ی نقلیه‌ی دو سرنشینه ی کوچک 4 چرخ، شبیه کانسپت های آینده‌نگرانه‌ است و برای راندن آن نیازمند گواهینامه رانندگی هستید. مدل پایه‌ی این خودرو دومین مدل ارزان‌قیمت بوده و 6895 پوند قیمت دارد.

توئیزی تنها 2.32 متر طول،1.19 متر پهنا و 1.46 متر ارتفاع دارد. توئیزی فاقد درب‌های جانبی است اما می‌توان درهای جانبی و پنجره‌های زیپی را برای آن سفارش داد. فضای بار 31 لیتری آن نیز تنها یک کیف‌دستی را در خود جای می‌دهد. علیرغم همه‌ی این موارد، توئیزی برای اکثر خریداران غیرعملی است.

توئیزی از پیشرانه‌ی الکتریکی 17 اسب بخاری با 57 نیوتون متر گشتاور استفاده می‌کند و سقف سرعت آن به 80 کیلومتر در ساعت می‌رسد. شارژ خودرو با برق خانگی در سه ساعت و نیم صورت می‌گیرد. تریم های Urban،Colour و Technic برای خودرو قابل سفارش هستند و رنو یک نسخه‌ی تجاری از این خودرو را نیز ارائه می‌کند!

3. داچیا لوگان – 6995 پوند (9990 دلار)

تعجبی ندارد که ساخته‌ی دیگری از داچیا را در این لیست ببینیم اما شوکه کننده آن است که لوگان MCV فضای بسیار زیادی را با پول پرداختی آن در اختیار شما می‌گذارد. لوگان ارزان‌ترین استیشن بازار انگلستان است و تریم پایه‌ی آن تنها 6995 دلار قیمت دارد.

نقطه‌ضعف خودرو این است که با این مقدار پرداختی باید از مواردی چون شیشه‌های برقی، رادیو و پشت‌سری‌های عقب چشم‌پوشی کنید مگر اینکه بخواهید به‌صورت آپشن آن‌ها را سفارش دهید. مدل‌های سطح متوسط نیز قیمت زیر 8 هزار پوند دارند و از تجهیزات بیشتری سود می‌برند. مدل فول آپشن لوگان نیز حول‌وحوش 9 هزار پوند قیمت دارد.

علیرغم این معامله‌ی ارزان، لوگان MCV هم شبیه سایر ساخته‌های این خودروساز است. لوگان سواری راحتی دارد و کنترل آن آسان است.
جذابیت دیگر این خودرو به کاربردی بودن آن بازمی‌گردد. لوگان فضای بار 573 لیتری دارد و اگر خواهان همین مقدار فضا در دیگر رقبا باشید، باید مبلغ بسیار زیادی را برای خودروهایی چون فولکس گل استیت و فورد فوکوس استیت بپردازید.

4. سوزوکی سلریو – 6999 پوند (9995 دلار)

این خودرو از اوایل سال 2015 در بازار حضور دارد و جایگزین هر دو خودروی شهری آلتو و اسپلش شده است. فضای داخلی سلریو بزرگ‌تر از اشکودا سیتی گو بوده و تجهیزات استاندارد بیشتری را نسبت به هیوندای i10 ارائه می‌دهد و هزینه‌های سواری آن از سئات Mii کمتر است. این آغاز خوبی است اما کیفیت و تجربه رانندگی سلریو در مرتبه‌ی پایینی قرار دارد.

قیمت خودرو از زیر 7 هزار پوند آغاز می‌شود و همه‌ی مدل‌ها به رینگ آلیاژی، سیستم تهویه، اتصال بلوتوث و رادیوی DAB مجهزند. با پرداخت مبلغ اضافی می‌توانید تریم SZ4 با شیشه‌های عقب برقی و سیستم صوتی با 4 بلندگو را به دست آورید. کیفیت خودرو در حد رقبای اروپایی نیست اما هیچ خودروی شهری موجود در بازار چنین تجهیزاتی را با این قیمت ارائه نمی‌کند.

پیشرانه‌ی 3 سیلندر بنزینی خودرو هم کم‌مصرف بوده و در هر صد کیلومتر 3.5 لیتر سوخت می‌سوزاند. همان‌طوری که انتظار دارید، پرفورمنس اولویت اصلی خودرو نیست و سلریو برای شهر طراحی شده است.

5. پروتون ساوی – 7995 پوند (11400 دلار)

قلب تپنده‌ی این خودرو پیشرانه‌ی 1.2 لیتری ساخت رنو است و با این قیمت کارایی برجسته‌ای را ارائه می‌دهد. سواری ساوی در اکثر اوقات پذیرفتنی است.

با کابینی جادار و موقعیت رانندگی مناسب، این خودروساز مالزیایی می‌تواند یک برنده باشد. متأسفانه کوچک‌ترین پروتون در جنبه‌های کلیدی‌ای چون کیفیت ساخت ناامیدکننده عمل می‌کند و گیربکس این خودرو نیز یکی از بدترین نمونه‌های آزمایش شده است.

خودروهای فرانسوی بخریم یا نه؟

خودروهای فرانسوی بخریم یا نه؟

اگر ایرانی‌ها عاشق صنعت لباس و مد فرانسه هستند یا ایرباس‌های فرانسوی را ستایش می‌کنند یا لوازم خانگی این کشور را می‌پسندند، اما‌ سال‌هاست که نگاه منفی نسبت به محصولات صنعت خودرو فرانسه دارند. البته چند سالی است کیفیت مناسب تندر‌90 کمی این ذهنیت بد را تغییر داده ولی همچنان مردم از خود می‌پرسند چرا صنعت خودرو ایران به سراغ صنعت خودرو فرانسه رفته است؟ و مثلاً چرا صنعت خودرو آلمان یا ژاپن را برای همکاری انتخاب نکرده؟البته یکی از دلایل اصلی نگاه منفی به صنعت خودرو فرانسه به ذات تولیدات این صنعت باز‌می‌گردد. فرانسوی‌ها در گذشته عادت داشته‌اند تا سود اصلی را از خدمات پس از فروش به دست بیاورند همین سیاست سبب شده تولیدات‌شان مثلاً در برابر خودروهای آلمانی ارزان‌تر باشد ولی به هر حال این سیاست سبب می‌شود خودروهای ساخت این کشور زودتر به خرج بیفتند و احتیاج به تعمیرات پیدا کنند. اما با توجه به این رویکرد چگونه صنعت خودرو فرانسه با صنعت خودرو ایران وارد تعامل شد.

کار بر روی داخلی‌سازی پژو 405 و خلق پژو پارس و سمند روی پلت‌‌فورم این خودرو سبب جهش ایران خودرو و صنعت خودرو ایران شد.

سیتروئن چگونه به ایران آمد؟

سنگ بنای اولیه شرکتی که امروزه به نام سایپا می‌شناسیم توسط یک ایرانی لبنانی‌الاصل به نام آنتوان آیسه در سال 1345 به زمین زده شد. اینکه چرا آنتوان آیسه از میان محصولات مختلف خودروسازان جهان، سیتروئن را برای مونتاژ انتخاب کرد، همواره محل پرسش بوده است. البته آیسه به دلیل اصالت لبنانی خود، روابط گسترده‌ای با فرانسوی‌ها داشت. در کنار این، بر اساس مستندات شرکت سایپا، فردی به نام کریستین اودس که از مدیران سیتروئن فرانسه و همکلاسی دوران تحصیل فرزند آیسه بود نیز در این میان نقش داشت و پدر همکلاسی سابقش را به تولید محصولات سیتروئن در ایران ترغیب کرد.

آیسه با جلب موافقت سیتروئن فرانسه و البته دولت ایران توانست مجوز تولید محصولات سیتروئن را در 1344 اخذ کند و در اواخر 1345 «شرکت ایرانی تولید اتوموبیل سیتروئن» (SAIPAC) به صورت رسمی ثبت شد. سیتروئن فرانسه به‌طور مستقیم در شرکت جدید سهامدار بود و بخش عمده‌ای از سهام نیز به خانواده آیسه تعلق داشت.شرکت جدید برای تولید، مدل 2CV  را از میان محصولات سیتروئن انتخاب کرد، خودرویی که 20 سال قبل از آن از سوی سیتروئن به عنوان خودرویی ارزان‌قیمت و برای مقابله با فولکس واگن بیتل تولید شده بود. این خودرو برای ورود به ایران نام ژیان را به خود گرفت و پس از آماده شدن سالن‌های تولید، نخستین خودروها خط تولید کارخانه را ترک کردند.

در شروع کار، ژیان در دو مدل سواری و وانت (با نام آکا) تولید شد. امکانات تولید بسیار ابتدایی بود و فضای تولیدی هم کوچک و البته فاقد هر‌گونه امکانات. به همین دلیل در سال نخست تنها 263 دستگاه آکا و 61 دستگاه ژیان سواری تولید شد. این خودروهای دو سیلندر برای آنکه بتوانند خود را در دل خریداران ایرانی جا کنند راه درازی در پیش داشتند؛ نه سیتروئن شرکت شناخته‌شده و بزرگی بود و نه ژیان خودرویی بود که بتواند با خودروهای آمریکایی و حتی اروپایی رقابت کند. اما این خودرو یک مزیت مهم داشت و آن قیمت پایینش نسبت به رقبا بود که باعث شد به آرامی قشر متوسط ایرانی به این خودرو روی خوش نشان دهند. قیمت خودرو در اوایل عرضه در حدود هشت هزار تومان بود هرچند در‌ سال‌های بعد و در دهه 50 به حدود 13 هزار تومان رسید. ژیان هم البته خودرو پیشرویی بود. سیستم تعلیق مستقل آن علاوه بر راحتی باعث پایداری خودرو می‌شد و ژیان را به خودرویی که هرگز چپ نمی‌کند، شهره کرد. ترمزهایش هیدرولیک بود و گیربکس چهار سرعته داشت و اگر می‌توانستید با گیربکس عجیبش که روی داشبورد قرار داشت کار کنید، با وجود موتور ضعیف به دلیل وزن کم به خوبی می‌توانست حرکت کند.

آنتوان آیسه بعد از ژیان بهترین محصول را برای سایپا رنو 5 تازه‌نفس یافته بود.

به مرور اعتماد به ژیان در بین خریداران افزایش پیدا کرد. این خودرو ساده و با‌دوام بود و همین خصوصیت‌ها آن را برای دورانی که نه تعمیرکار به تعداد کافی وجود داشت و نه راه‌های آسفالته زیاد بود، مزیتی مهم به حساب می‌آمد. برادران امیدوار، جهانگردان معروف ایرانی نیز در بخشی از سفر خود از ژیان استفاده کردند.با افزایش فروش، شرکت تصمیم به ایجاد تنوع در مدل‌ها گرفت و در سال 1350 ژیان مهاری جایگزین آکا شد و به دنبال آن مدل‌های پیکاپ در انواع معمولی، مسقف، دولوکس و کار نیز در کنار مدل سواری تولید شد. تولید ژیان تا سال 1359 ادامه داشت و در این مدت بیش از 123 هزار دستگاه از این خودرو تولید شد. در این مدت، شاهد صادرات ژیان به شیخ‌نشین ابوظبی نیز بودیم که می‌توان آن را جزو نخستین جرقه‌های صادرات خودرو در کشور دانست.ژیان هرچند فروش خوبی داشت اما هر‌چه بود در دهه 50 شمسی، خودرویی با تکنولوژی و طراحی بیش از 25 سال پیش بود و نمی‌توانست در مقابل رقبای به‌روزی که همزمان با ورود دلارهای نفتی به کشور، وارد بازار ایران شده بودند، رقابت کند. به همین دلیل شرکت تصمیم گرفت محصولی جدید این بار از رنو را وارد بازار کند و برای این منظور رنو‌5 انتخاب شد، خودرویی کوچک و سبک با موتوری به حجم 950 سی‌سی.

رنو و ورود به بازار ایران

آنتوان آیسه بعد از ژیان بهترین محصول را رنو 5 تازه‌نفس یافته بود. اما زمانی که سایپا قصد داشت تبدیل به شریک رنو در ایران شود، انقلاب رخ داد و پس از آن سایپا از اختیار بنیانگذار و صاحب این شرکت خارج شد.شرایط روزهای اولیه انقلاب و به دنبال آن آغاز جنگ و بحران ارزی کشور باعث شد تولیدات سایپا به شکل محسوسی کاهش پیدا کند و این شرکت وارد بحران مدیریت شود به طوری که در فاصله سال‌های 58 تا 63 این شرکت هشت مدیرعامل را به خود دید و حتی در مقاطعی هیچ‌کس حاضر نبود مدیریت این شرکت را بر عهده بگیرد.

شرکت سایپا در سال 64 با تغییراتی در رنو 5 و استفاده از موتور قوی‌تر تلاش کرد تیراژ این محصول را افزایش دهد، هرچند کمبود ارز و مشکلات واردات باعث شد تولید این خودرو از 10 هزار دستگاه در سال 63 به پنج هزار دستگاه کاهش پیدا کند. البته این فقط مشکل سایپا نبود چرا که ایرا‌ن‌خودرو نیز در همین مدت ناچار شد تولید پیکان را از 47 هزار به 22 هزار دستگاه برساند. پس از پایان جنگ، سایپا تنوع در تولید را در برنامه قرار داد و به دنبال آن رنو 21 را وارد ایران کرد که پس از تنها دوسال، تولید آن به دلیل عدم توافق دو شرکت خاتمه یافت. در آن زمان، رنو حاضر نبود نمایندگی انحصاری خود را در ایران به سایپا واگذار کند و سایپا هم به دنبال شریک مورد اعتماد‌تری رفت و با کیا‌موتور همکاری‌اش را آغاز کرد.خاطره نه‌چندان خوب رنو 21 و کیفیت نه‌چندان مناسب تاکسی‌های آن و همچنین بد قولی رنو در یاد مدیران صنعتی و مشتریان ایرانی تا‌ سال‌ها باقی مانده بود که در سال 81 سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران به ابتکار رضا ویسه طرحی را با نام پلت‌فورم مشترک آماده کرد. در آن‌ سال‌ها و بعد از اجرای پروژه سمند مشخص شده بود که بزرگ‌ترین ضعف صنعت خودرو ایران نداشتن دانش طراحی و ساخت پلت‌فورم است.

پلت‌فورم به اجزای اصلی خودرو مانند شاسی، موتور، گیربکس و سیستم تعلیق گفته می‌شود. در سمند همه این قطعات بر‌گرفته از پژو 405 بودند. همچنین در آن ‌سال‌ها پس از بررسی کارشناسان سازمان گسترش مشخص شده بود یکی از دلایل بد‌قولی شرکت‌های همکار خارجی مانند پژو و کیا‌موتور با صنعت خودرو ایران، عدم سرمایه‌گذاری این شرکت‌ها در ایران است. بر اساس این تجربه‌ها طرحی آماده شد و با وعده بازار رو به رشد ایران به شرکت‌های بزرگ ارسال شد. طرح مورد توجه چندین شرکت از جمله فولکس واگن و رنو نیسان قرار گرفت.در آن ‌سال‌ها رنو دچار تحولات ساختاری شده بود. این شرکت از اواسط دهه 90 سعی کرده بود به بازارهای خارج اروپا فکر کند. در مهم‌ترین اقدام رنو با خرید 44 درصد سهام نیسان عملاً سکان مدیریت این شرکت ژاپنی را در اختیار گرفته بود. در سال 99 نیسان یک شرکت ورشکسته بود. رنو در آن زمان کارلوس گون را به عنوان مدیر‌عامل نیسان راهی ژاپن کرده بود. گون هم طی چند سال نیسان را از ورشکستگی نجات داد و سود‌ده کرد و با این کار شهرتی جهانی به عنوان ناجی نیسان برای خود دست و پا کرد.

پژو 301 محصول ارزان‌قیمت شرکت پژو در کلاس C محسوب می‌شود.

در سال 81 با فعالیت‌های تنش‌زدای دولت اصلاحات چهره بین‌المللی ایران بسیار بهبود یافته بود و سرمایه‌گذاران خارجی هم به دنبال راهی برای ورود به ایران بودند، رنو هم که بازار ایران، خاورمیانه و آسیای مرکزی را بسیار مهم می‌دانست این فرصت را غنیمت شمرد و با طرح سرمایه‌گذاری مشترک در ایران وارد یک بازی خطرناک شد. این شرکت قصد داشت تقریباً همزمان با رومانی در ایران تولید جدیدترین محصول ارزان‌قیمت خود یعنی لوگان را آغاز کند. لوگان که در ایران ابتدا ال‌90 و بعداً تندر‌90 نام گرفت محصولی بر پایه پلت‌فورم نیسان میکرا بود که از موتور و گیربکس رنو مگان بهره می‌برد. این خودرو برای قشر متوسط در کشورهای توسعه‌یافته و اروپای شرقی طراحی شده بود. البته بعدها به دلیل استقبال این محصول وارد بازار اروپای غربی شد.

این خودرو قرار بود جایگزین پیکان شود، برای همین قیمت شش هزار و 700 یورو برای بازار ایران برای این خودرو در نظر گرفته شد که با حساب یورو آن ‌سال‌ها چیزی حدود هشت میلیون تومان بود اما افزایش قیمت یورو و تاخیرهای پیاپی در تولید این محصول این هدف را محقق نکرد.پلت‌فورم لوگان x90 نام داشت که قرار بود چندین محصول جدید روی آن طراحی شود. این پلت‌فورم همچنین به سایپا و ایران‌خودرو امکان می‌داد خودرویی با نشان خود را روی این پلت‌فورم طراحی و وارد بازار کنند.طرح پلت‌فورم مشترک این‌گونه بود که قرار بود حدود 50 قطعه‌ساز ایرانی که در ابتدا 50 درصد قطعات تندر را در ایران می‌ساختند، وارد زنجیره جهانی رنو نیسان و قطعات‌شان صادر شوند. قرار بود خودرو با ساخت داخل 50 درصد آغاز شود و ظرف چند سال ظرفیت ساخت داخل آن به 80 درصد برسد. قرار بود تولید در مدت چهار سال به 300 هزار دستگاه در سال برسد و رنو هم در فاز دوم کارخانه مستقل خود در ایران را با ظرفیت 200 هزار دستگاه راه‌اندازی کند.

قرار بود حداقل 20 درصد محصولات تندر‌90 که آن روز ال‌90 نامیده می‌شد، صادر شوند و ایران به پایگاه منطقه‌ای رنو نیسان در خاورمیانه و آسیای میانه تبدیل شود. حتی قرار بود مرکز طراحی رنو در آسیا در ایران دایر شود. برای شروع این طرح بلند‌پروازانه 5 /1 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری اولیه انجام گرفت که سهم رنو 51 و سهم طرف‌های ایرانی یعنی سازمان گسترش، ایران‌خودرو و سایپا 49 درصد بود. این سرمایه‌گذاری بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری خارجی در صنعت ایران پس از انقلاب است.در سال 83 شرکت رنو پارس تاسیس شد اما در سال 84 با تغییر دولت پروژه رنو وارد اولین دست‌انداز خود شد. برخی مقامات دولت وقت پروژه تندر‌90 را استعمار نوین فرانسه نامیدند و جلوی تولید و فعالیت‌های این شرکت تا سال 86 گرفته شد. در ادامه یک اصلاحیه توسط وزارت صنایع در آن زمان تهیه شد و به امضای دوباره مدیران رنو رسید، جالب آنکه در این اصلاحیه همان موارد قرار‌داد اولیه تنها یک بار دیگر تکرار شده بود.

به عنوان نمونه یکی از ایرادات گرفته‌شده ساخت داخل پایین بود. در حالی که در قرار‌داد اول بر تولید با ساخت داخل 50‌درصدی تاکید شده بود، در اصلاحیه هم دوباره تولید با ساخت داخل 50 درصد گنجانده شد.در سال 86 و با شروع دوباره پروژه به صورت جدی از طرفی چشم مدیران رنو ترسیده بود و از سوی دیگر وضعیت بین‌المللی برای ایران تغییر کرده بود و ایران به آرامی وارد فاز تحریم‌ها می‌شد. به دلیل این فضا و تاخیرهای رخ داده قیمت اولین تندر‌90‌ها بسیار بالاتر از پیکان بودند (در تیپ‌های مختلف بین 11 تا 14 میلیون تومان) برای همین پراید عملاً جایگزین پیکان شد. واحد طراحی رنو در آسیا به جای ایران از هند سر در‌آورد و فاز دوم برنامه رنو در ایران به فراموشی سپرده شد. با تغییر مدیران دو شرکت ایران‌خودرو و سایپا هیچ‌گاه خودرویی با نشان این شرکت‌ها روی پلت‌فورم تندر‌90 طراحی نشد و عملاً تیراژ پایین سبب شد صادرات توجیه‌پذیر نباشد. در رنو اما یک توفان مدیریتی به راه افتاد و کارلوس گون که مدیر نیسان بود همزمان مدیر رنو هم شد. وی پس از مدتی پیمان کارگر را که از مدیران نزدیک به وی بود برای نجات پروژه به ایران فرستاد.

در سال 89 پیمان کارگر برای نجات پروژه ایران راهی تهران شد. وی از نزدیکان کارلوس گون به شمار می‌رود و از استعدادهای مدیریتی این شرکت است. آخرین سمت پیمان کارگر قبل از ورود به ایران قائم‌مقام مهندسی،‌ تعمیرات و گارانتی محصولات رنو در حوزه خدمات پس از فروش رنو بود. یک سال پس از ورود پیمان کارگر به ایران تولید رنو به شدت افزایش یافت. او طرح شریک استراتژیک صنعت خودرو ایران برای رنو را پس از ناکامی ‌سال‌های پیش در سر داشت. قرار بود ایران پایگاه منطقه‌ای رنو شود و بخش اصلی قرار‌داد یعنی صادرات 20‌درصدی به تحقق بپیوندد. البته ابتدا می‌بایست نیاز بازار ایران تامین می‌شد. رنو در سال‌90 قصد داشت تولید سری جدید محصولاتش را هم در ایران آغاز کند. اما به ناگاه دوباره همه چیز دستخوش تغییر شد.  در سال 91 تحریم‌ها برای صنعت خودرو ایران بسیار جدی شد. در این سال ابتدا پژو ایران را ترک کرد و پس از آن کیا روابطش با شریکش را به حداقل رساند، حتی تویوتا و شرکت‌های خارجی حاضر در بازار ایران هم امتیاز را از نمایندگان فروش‌شان از ایران پس گرفتند.در این وضعیت نقل و انتقال پول پس از تحریم بانکی از ایران به فرانسه غیر‌ممکن شده بود، قیمت مواد اولیه در ایران هم به شدت افزایش یافته بود.

گام مهم رنو تولید کوئید به‌عنوان جایگزین پراید است.

رنو در این سال به دلیل پروژه ایران و زیان‌های ‌سال‌های گذشته اعلام 500 میلیون یورو زیان کرد اما چه می‌شد کرد، این شرکت از یک‌سو سرمایه‌گذاری بزرگی در ایران کرده بود، از طرف دیگر خود را تنها شرکت بزرگ غربی حاضر در بازار ایران می‌دانست که شاید اگر ورق باز‌می‌گشت قمار بزرگی را برده بود و بازار ایران را از چنگ شریک خانگی خود پژو در‌آورده بود.

پژو و بازار ایران

میرخانی‌رشتی مدیر‌عامل سابق ایران‌خودرو تعریف می‌کند که یک سال قبل از انقلاب خیامی تقریباً قرارداد با پژو را نهایی کرده بود. سالن تولید پژو هم در ایران‌ناسیونال آماده بود چون پیکان خیلی قدیمی شده بود و باید برای آن جایگزینی آورده می‌شد. بعد از انقلاب کارخانه‌ها ملی شدند. جو سیاسی مملکت چپ‌زده بود چون هم برخی روحانیون نظر خوشی به غرب نداشتند و هم نیروهای چپ خیلی قوی بودند نیروهای چریکی هم فعالیت خود را ادامه می‌دادند. در آن زمان من قرارداد 1989 با پژو 405 را بستم، روزنامه‌ها فحش می‌دادند که تو نوکر غربی و تولید پیکان را که خودرو ملی ماست باید ادامه داد.

برخی که تند‌تر بودند می‌گفتند ایران‌خودرو را باید خراب کرد و در زمین آن گندم کاشت. آنها می‌گفتند اگر بیل و کلنگ تولید کنیم بیشتر به نفع اقتصاد ماست تا اینکه به غرب برای خودرو وابسته باشیم و همین جو تند باعث توقف سه‌ساله این قرارداد شد و تولید پیکان برای حدود 15 سال دیگر ادامه پیدا کرد. این در حالی بود که در انگلیس برای تولید پیکان موانعی وجود داشت و باید در ایران نیز برای آن جایگزینی انتخاب می‌شد. به علت نوسانات بعد از انقلاب در ایران، تولید پیکان در کارخانه تالبوت که توسط پژو خریداری شده بود دیگر مقرون به صرفه نبود. تالبوت می‌خواست سالن‌های تولید پیکان را بکوبد تا پژو 405 تولید کند بنابراین به ما اخطار دادند که در انگلستان دیگر پیکان تولید نمی‌کنیم.

ایران‌خودرو 100 هزار دستگاه سی کی دی پیکان از تالبوت خریده بود اما مشکل ارزی داشتیم و نمی‌توانستیم از بندر ترخیص کنیم. وقتی متوجه تعطیلی سالن تولید پیکان در تالبوت شدیم برای خرید 1000 دستگاه از ماشین‌آلات خط تولید تالبوت، با این شرکت مذاکره کردیم. 10 کارخانه قطعه‌سازی با این 1000 دستگاه راه‌اندازی شد و به این ترتیب خط تولید قطعات پیکان و پژو 405 را راه‌اندازی کردیم. ارزش این خرید 13 میلیون دلار بود. حتی اگر آهن‌قراضه می‌خریدیم گران‌تر می‌شد. این 10 کارخانه حجم داخلی‌سازی را افزایش می‌داد. البته مخالفان می‌گفتند نباید پژو وارد ایران شود و به ما تهمت امپریالیستی بودن می‌زدند. وی می‌گوید: «سال 1368 قرار‌داد پژو توسط خود من بسته شد. البته به دلیل اینکه طی این قرارداد یک شرکت خارجی وارد کشور می‌شد به شدت مخالفان در برابر آن ایستادند و به این ترتیب اجرای این قرار‌داد سه سال به تعویق افتاد. حرکت‌های تند سیاسی علیه این قرارداد وجود داشت. بحث‌هایی پیش آمد که گفتند ما به عنوان کسانی که خواهان بستن این قرار‌داد بودیم، طرفدار استعمار و امپریالیسم هستیم و قرارداد ما تکرار ترکمانچای است!

و من همه اینها را تکذیب می‌کردم و می‌کنم. هرچند مسوولان صنعت خودرو کشور دل‌خوشی از پژو ندارند زیرا پژو نقشه‌های اشتباه را عمداً می‌فرستاد. با اینکه 20 سال محصولاتش را در ایران می‌فروخت و سود سرشاری می‌برد از نظر مهندسی هیچ کمکی به خودروسازان و قطعه‌سازان ایرانی نکرد. اما وقتی تلاش رنو در پروژه ال‌90 در بازار ایران را دید و شاهد بود مهندسان رنو اطلاعات فنی و مهندسی خود را در اختیار قطعه‌سازان ایرانی می‌گذارند، پژو هم به تمام تعهدات خود در زمینه 206 صندوقدار در قرار‌داد با ایران‌خودرو عمل کرد.»

خودرو فرانسوی بخریم یا نخریم؟

شرکت پژو به روایت بسیاری از قطعه‌سازان ایرانی تا زمانی که رقیبش رنو وارد بازار ایران نشده بود با طرف‌های ایرانی رفتار مناسبی نداشت و به بسیاری از قطعه‌سازان ایرانی حتی نقشه اشتباه می‌داد تا در روند داخلی‌سازی پژو 405 اخلال ایجاد کنند و خودش بتواند به ایران قطعه بفروشد. با این همه کار روی داخلی‌سازی پژو 405 و خلق سمند روی پلت‌فورم این خودرو بود که سبب جهش ایران‌خودرو و صنعت خودرو ایران شد. شرکت پژو پس از سمند کمی روابطش با طرف ایرانی تیره شد. البته سود بالایی که از بازار ایران می‌برد سبب می‌شد دست از بازار ایران نکشد. با این همه این شرکت به پیشنهاد‌های ایران‌خودرو پس از 206 برای تولید خودروهای دیگرش در ایران جواب منفی می‌داد. البته با ورود رنو سیاست این شرکت دستخوش تغییر شد و حاضر شد طرح پژو 206 صندوقدار را با ایران کار کند.

این محصول با پول ایران‌خودرو طراحی شد و قرار بود محصولی باشد با نام آریان که از ایران به زنجیره جهانی پژو صادر شود. پس از معرفی خودرو در نمایشگاه فرانکفورت که با حضور مدیر‌عامل ایران‌خودرو و پژو انجام گرفت، پژو نام خودرو را از آریان تغییر داد. در ادامه هم مانند گذشته و بدقولی‌هایش در زمینه صادرات پژو 206 از ایران طرح صادرات پژو 206 صندوقدار از ایران هم اجرا نشد. حتی این شرکت به جای پژو 207 واقعی محصول فیس‌لیفت‌شده پژو 206 را با نام پژو 207 در ایران تولید کرد.پژو حتی زمانی که ایران‌خودرو خود مستقیم پژو 206 را به روسیه صادر کرد دعوای حقوقی را علیه ایران‌خودرو به راه انداخت.  نظارت پایین پژو روی محصولات تولید‌شده در ایران هم سبب نارضایتی مشتریان بود. ارسال قطعات معیوب از سوی پژو به ایران تا آنجا پیش رفت که بحران آتش‌سوزی‌ پژو 405‌ها رخ داد.شاید بتوان گفت پژو و بدقولی‌هایش یکی از عوامل اصلی دلسرد شدن مشتریان ایرانی از صنعت خودرو فرانسه باشد.

اوج بد‌رفتاری و بدقولی‌های پژو هم به خداحافظی ناگهانی و یک‌طرفه این شرکت از ایران باز‌می‌گردد. در اواخر سال‌90 و اوایل سال 91، ایران‌خودرو 250 میلیون یورو را از طریق بانک تجارت به حساب سوسیته بانک پاریس واریز کرد، در مقابل، با وجود اینکه پول قطعات پژو در حساب این شرکت واریز شده بود، پژو از تحویل قطعه به ایران خودداری کرد و ده‌ها کانتینر از قطعات پژو که به وسیله ایران خریداری شده بود، مدت‌ها در یکی از بنادر بلژیک باقی ماند. در نهایت و با تلاش یک‌ساله طرف ایرانی و بانک تجارت، 250 میلیون یورو به حساب بانک تجارت برگردانده شد و هیچ‌گاه قطعات خریداری‌شده از پژو به ایران تحویل داده نشد.

در سال 1391 پژو، ایران را به دلیل تحریم‌های جهانی و خرید حدود هشت درصد سهامش از سوی شرکت جنرال‌موتورز ترک کرد. طرف ایرانی در حالی میلیون‌ها دلار صرف ساخت زیر‌ساخت‌های تولید محصولات پژو کرده بود که این شرکت فرانسوی سرمایه‌گذاری در ایران نکرده بود و بدون زیان مادی می‌توانست از ایران خارج شود. شرکت پژو در این مدت به ایران تنها به عنوان یک بازار پر‌سود نگاه می‌کرد که نیازی ندارد برای بهره بردن از سود این بازار، امتیاز چندانی به طرف ایرانی بدهد.

خودروهای فرانسوی و آینده بازار ایران

هم‌اکنون دو شرکت فرانسوی پژو و سیتروئن در کنار رنو از پیشگامان قرار‌دادهای صنعتی پس از برجام با ایران بوده‌اند.اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم پژو بارها زیر قول و قرارهای خود زده است. مدیران ایران‌خودرو با اطمینان از قول صادرات 30‌درصدی محصولات تولیدی پژو در ایران خبر داده‌اند در حالی که در گذشته هم خصوصاً در مورد پژو 206 صندوقدار پژو چنین قول‌هایی را به طرف ایرانی داده بود.

خودرو الیزه با موتور 1600 سی‌سی با قدرت 114 اسب بخار و جعبه‌دنده 5 سرعته دستی عرضه می‌شود.

با وجود این موارد نکته مثبت در قرار‌داد جدید، تاسیس شرکت مشترک بین ایران‌خودرو و پژو است. در گذشته بسیاری مطرح می‌کردند اگر پژو در ایران سرمایه‌گذاری مشترک می‌کرد مسوولیتش در قبال کیفیت بیشتر می‌بود و به راحتی هم نمی‌توانست زیر وعده‌هایش با طرف ایرانی بزند و ایران را ترک کند. هاشم یکه‌زارع مدیر‌عامل ایران‌خودرو به تجارت فردا گفته است شرکتی ایجاد می‌کنیم که 50 درصد سهامدار آن ما هستیم و 50 درصد دیگرش پژو است.دو سال مدیرعامل از طرف آنها، رئیس هیات‌مدیره از طرف ما و دو سال بعد بالعکس. در قرارداد جدیدی که با پژو بسته‌ایم این شرکت قبول کرده به صورت 50-50 با ما شریک شود و در ایران حدود 250 میلیون یورو سرمایه‌گذاری کند و محصول جدید به تولید برساند. بر اساس این قرارداد، 30 درصد محصولی که به تولید می‌رسد، از طریق شبکه پژو به خارج صادر خواهد شد.

البته سیتروئن همکار و خواهر خوانده پژو نیز روال مشابهی را برای کار با ایران در نظر گرفته است. منصور معظمی معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت گفته است: بر اساس قراردادی که میان سایپا و سیتروئن به امضا رسیده، این شرکت فرانسوی باید منابع مالی خارجی خود را به ایران آورده و شرکت ایرانی سایپا نیز سایت تولید خودرو خود در کاشان را به عنوان آورده پروژه، در اختیار سیتروئن قرار می‌دهد.در قراردادی که میان شرکت سیتروئن و سایپا به امضا رسیده، این شرکت فرانسوی قرار است ۵۰۰ میلیون دلار سرمایه را وارد ایران کند. قرار‌داد سایپا با سیتروئن بسیار شبیه به قرار‌داد ایران‌خودرو با شرکت پژو است. در هر دو قرار‌داد با مشارکت ۵۰‌درصدی طرف خارجی، شرکت مشترک شکل خواهد گرفت و در هر دو قرار‌داد قول صادرات خودرو از سوی طرف خارجی داده شده است. البته شباهت این قرار‌داد با قرار‌داد پژو با ایران‌خودرو از این حد هم فراتر می‌رود. گروه پژو-‌ سیتروئن قصد دارد با پلت‌فورم کلاس سی خود که pf1 نام دارد به ایران باز‌گردد. روی این پلت‌فورم خودروهای پژو ۳۰۱، ۲۰۰۸، ۲۰۸ و سیتروئن الیزه توسعه‌یافته‌اند، که قرار است هر چهار خودرو در ایران تولید شود.

بر اساس آخرین اطلاعات ایران‌خودرو تولید‌کننده اصلی‌ترین قطعات پلت‌فورم pf1 در ایران خواهد بود و این قطعات از طریق ایران‌خودرو به سایپا برای تولید خودرو سیتروئن الیزه تحویل داده خواهد شد. با این استراتژی دو شرکت ایران‌خودرو و سایپا می‌توانند روی یک پلت‌فورم تیراژ تولید خودرو را تا بالای ۲۰۰ هزار دستگاه افزایش دهند. که این روش ساخت قطعات این خودروها را در ایران اقتصادی می‌کند. گذشته از تولید محصولات پژو و سیتروئن در شرکت ایران‌خودرو و سایپا، این دو شرکت اجازه طراحی خودروهای خود روی این پلت‌فورم را هم دارند. در چند سال اخیر گروه پژو-‌ سیتروئن شکل گرفته است. این گروه سعی می‌کند در استراتژی خود روی پلت‌فورم‌های مشترک خودروهای متفاوت با نشان‌های پژو و سیتروئن را تولید کند. پژو-‌ سیتروئن حالا این استراتژی خود را در ایران تکرار خواهد کرد و محصولات خود با پلت‌فورم مشترک را با آرم پژو در ایران‌خودرو و با آرم سیتروئن در سایپا تولید می‌کند. خودرو سیتروئن سیتروئن C-الیزه جدید با موتور 1600 سی‌سی با قدرت ۱۱۴ اسب بخار و جعبه‌دنده پنج‌‌سرعته دستی یا CVT عرضه می‌شود.

نگاهی به مجموعه محصولات قرار‌داد جدید ایران‌خودرو با پژو نشان می‌دهد دو محصول یعنی مدل‌های 207 که در اصل 206 پلاس است و 308 قدیمی هستند و محصول 301 هم برای کشورهای جهان سوم توسعه پیدا کرده است. البته محصولات 208، 508، 2008 و 5008 جزو محصولات جدید پژو محسوب می‌شوند اما هر یک از این محصولات چه خصوصیتی دارند؟دکتر اوستا گودرزی می‌گوید خودرو پژو 207 آی تولیدی در ایران با پژو 207 عرضه‌شده در بازارهای اروپایی متفاوت بوده و در واقع همان 206 پلاس است. سه محصول دیگری که پژو سعی دارد در ایران تولید کند، خودروهای پژو 208، پژو 301 و پژو 2008 هستند. هر سه خودرو با اینکه کلاس متفاوتی دارند اما روی یک پلت‌فورم توسعه‌ یافته‌اند، پژو 301 و پلت‌فورم آن احتمالاً جایگزین پژو 405 و پلت‌فورم آن در ایران‌خودرو خواهند شد. الیزه همین وظیفه را برای پر‌کردن جای خالی زانتیا در سایپا بر عهده دارد. پژو 301 محصول ارزان‌قیمت شرکت پژو در کلاس سی محسوب می‌شود که در ایران با موتور 1600 سی‌سی بنزینی با 110 اسب بخار عرضه خواهد شد. برخی منابع خبری قیمت احتمالی این خودرو را بالای 60 میلیون تومان اعلام کرده‌اند این در حالی است که قیمت این خودرو در بازار جهانی حدود 10 هزار یورو است.

پژو 2008 که دیگر محصول پژو در ایران خواهد بود یک کراس‌اوور محسوب می‌شود. کراس‌اوور‌ها خودروهای ما بین شاسی بلند و خودروهای سواری هستند که معمولاً روی پلت‌فورم خودروهای سواری توسعه پیدا کرده‌اند. مهم‌ترین خصوصیت 2008 اشتراکات در پلت‌فورم با پژو 301 است. پژو با استفاده از پلت‌فورم 301 خودرو 2008 را توسعه داده است. این موضوع کمک می‌کند تا ایران‌خودرو راحت‌تر این خودرو را داخلی‌سازی کند چرا که اگر در ابتدا پژو 301 در ایران داخلی‌سازی شود به دلیل اشتراکات فراوان می‌توان 2008 را راحت‌تر در ایران داخلی‌سازی کرد.موتور این خودرو هم مانند پژو 301 حدود 110 اسب بخار قدرت دارد و از نوع 1600 سی‌سی است. قیمت احتمالی پژو 2008 بالای 90 میلیون تومان تخمین زده می‌شود.پژو 208 هم خودرو دو نسل جدید‌تر از پژو 206 است. این خودرو به همراه 2008 برای بازار کشورهای توسعه‌یافته و پژو 301 برای بازار کشورهای جهان سوم طراحی شده‌اند، پس می‌توان گفت تاکنون از چهار محصول جدید پژو برای بازار ایران دو محصول جزو محصولات درجه دو این شرکت هستند. از دیگر محصولاتی که پژو در ایران تولید خواهد کرد می‌توان به دو محصول پژو 5008 و پژو 508 اشاره کرد که داری پلت‌فورم متفاوتی با سه محصول دیگر هستند.

در گذشته هیچ‌گاه اتاق شماره 5 پژو در ایران تولید نشده است. این اتاق را می‌توان اتاق لوکس متوسط پژو دانست. اما نکته‌ای که درباره این اتاق مبهم به نظر می‌رسد این است که احتمالاً به دلیل قیمت بالاتر از 100 میلیون‌تومانی و تیراژ پایین امکان ساخت داخل این محصول در ایران فراهم نخواهد بود و ایران‌خودرو برای تولید این محصول دوباره دست به مونتاژ‌کاری کامل قطعات وارداتی پژو خواهد زد.پژو 308 که قرار است در ایران‌خودرو تولید شود خودرو جدیدی نیست ولی این خودرو چندین بار دچار تغییر شده که سبب شده هر بار عملکرد خودرو بهتر شود. در برخی از رده‌بندی‌ها هم وضعیت این خودرو خوب بوده است. به عنوان نمونه در سال 2014 برخی از نشریات اروپایی این خودرو را به عنوان خودرو سال معرفی کردند.

رنو و محصولات جدیدش در ایران

در میان شرکت‌های بزرگ خودروسازی در جهان به دلیل تنوع بالای محصولات و همچنین تجربه همکاری مشترک با دو خودروساز ایرانی رنو می‌خواهد همزمان با دو خودروساز بزرگ ایرانی کار کند به گونه‌ای که محصولات پلت‌فورم 52 خود را در سایپا و محصولات کلاس C خود را در ایران‌خودرو تولید کند.تفاوت بزرگ همکاری رنو با سایپا و ایران‌خودرو با همکاری پژو-‌ سیتروئن با ایران‌خودرو و سایپا در این است که پژو و سیتروئن هر دو خودروهایی را به طرف ایرانی داده‌اند که چندین سال از تولیدش می‌گذرد و در زمان شروع تولید در ایران از چرخه تولید جهانی خارج خواهند شد. اما قرارداد جدید سایپا با رنو و ایران‌خودرو با رنو شامل محصولاتی هستند که هم‌اکنون در حال طراحی هستند. البته در کنار این محصولات سه محصول دیگر رنو با نام‌های کیلیو، کپچر و کوئید هم قرار است در ایران تولید شوند که هر سه خودرو محصولات به‌روزتری هستند تا محصولات پژو.

تفاوت دیگر همکاری رنو با سایپا با همکاری پژو با ایران‌خودرو تفاوت نگاه رنو با پژو است. پژو با اینکه ‌سال‌های بیشتری نسبت به رنو در ایران حضور داشته ولی در زمینه سرمایه‌گذاری تجربه چندانی در ایران ندارد اما رنو در زمینه سرمایه‌گذاری با توجه به مشکلات 10ساله سرمایه‌گذاری مستقیمش در ایران دارای کوله‌باری از تجربه است، با همین تجربه است که رنو در قرارداد جدیدش با سایپا سهم خود در همکاری را به 60 درصد رسانده تا مدیریت را در اختیار داشته باشد، برخلاف پژو که قرارداد 50-50 با ایران‌خودرو بسته و مدیریت را با این شرکت تقسیم کرده است.رنو در قرارداد با ایران‌خودرو که پس از قرارداد با سایپا منعقد خواهد شد هم دقیقاً دنبال روندی مشابه و داشتن سهام مدیریتی است. چرا که می‌داند اگر مدیریت در تولید محصولاتش نداشته باشد احتمال کاهش کیفیت محصولاتش در ایران و نارضایتی مشتریان به دلیل مدیریت دولتی شرکت‌های خودروساز ایرانی وجود دارد. شرکت رنو قصد دارد بخشی از چند قطعه‌سازی ایران را بخرد و اگر به این شرکت بفروشند برنامه دارد یک واحد خودرو‌سازی در سایپا یا بخش شمالی کارخانه ایران‌خودرو در تهران را خریداری کند.

البته تاکنون دو شرکت ایران‌خودرو و سایپا حاضر به چنین کاری نشده‌اند. رنو قصد دارد کارخانه شمالی مگاموتور را بخرد تا در آن علاوه بر موتور تندر‌90 به ساخت موتور خودروهای جدید رنو در ایران یعنی کیلیو، کپچر و کوئید که از محصولات آینده این شرکت هستند، بپردازد. هم‌اکنون رنو حاضر شده سرمایه‌گذاری لازم برای تولید محصولات جدیدش در ایران‌خودرو را که رنو کیلیو و کپچر و در پارس‌خودرو داستر جدید است، بپذیرد.

با تولید این سه مدل تیراژ تولید رنو در ایران تا 500 هزار دستگاه افزایش خواهد یافت. اما گام مهم رنو تولید کوئید به عنوان جایگزین پراید است. هم‌اکنون این شرکت برای تولید این محصول در حال مذاکره با سایپا و ایران‌خودرو است و اگر با این دو شرکت به توافق نرسد یا به سراغ یک شریک جدید در ایران خواهد رفت یا خود اقدام به تولید این خودرو می‌کند. پیش‌بینی اولیه برای تیراژ تولید این خودرو که با قیمت 25 میلیون تومان قرار است عرضه شود 100 هزار دستگاه است که طی پنج سال به 300 هزار دستگاه خواهد رسید.

موتور این خودرو هم مانند خودرو ماتیز سه سیلندر و دارای حجم 800 سی‌سی یعنی نصف خودرو تندر‌90 است. این موتور 58 اسب بخار قدرت تولید می‌کند، که 50 اسب بخار کمتر از تندر‌90 است. با این همه باید منتظر بود و دید کدام یک از این خودروها تولیدی خواهند شد و کیفیت‌شان این بار چقدر با تولیدات مشابه در دیگر نقاط دنیا تفاوت خواهد داشت و آیا این بار هم این شرکت‌ها زیر وعده‌های صادراتی خود می‌زنند و آیا دوباره قیمت‌ها بیشتر از چیزی می‌شوند که قول داده شده؟ به این سوالات تنها زمان پاسخ خواهد داد.

تولید قرص هایی برای مقابله با پیری

تولید قرص هایی برای مقابله با پیری

به گفته محققان دانشگاه مک مستر کانادا، مکمل غذایی مورد مطالعه حاوی ترکیبی از ۳۰ ویتامین و مواد معدنی دارای پتانسیل کاهش روند پیشرفت بیماری های عصب شناختی نظیر آلزایمر و پارکینسون است.

طبق این مطالعات، مشخص شده است که این مکمل دارای ویژگی های قابل توجه ضدپیری است که می تواند از نابودی سلول های مغز پیشگیری کرده و حتی این روند را برگرداند.

جنیفر لمون، سرپرست تیم تحقیق، در این باره می گوید: «یافته های ما بسیار قابل توجه است. امیدواریم این مکمل بتواند موجب تعدیل برخی بیماری های بسیار جدی و نهایتاً بهبود کیفیت زندگی در دوران سالمندی شود.»

فرمول این مکمل ضدپیری شامل مواد متداولی نظیر ویتامین های B، C و D، اسیدفولیک، عصاره چای سبز، روغن کبد ماهی کاد، و سایر مواد مغذی دارویی است.

موش های مورداستفاده در این مطالعه، بیش از نیمی از سلول های مغزشان را از دست داده بودند، بطوریکه چندین منطقه از مغزشان تا سن یک سالگی به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بود که دقیقا شبیه به بیماری شدید آلزایمر در انسان بود.

به این موش ها در طول مدت چندماه، هر روز قطعات کوچک نان شیرینی حاوی مکمل مذکور داده شد. به مرور زمان محققان دریافتند نابودی شدید سلول های مغز کاملا برطرف شد و روند زوال شناختی متوقف شد.

به گفته این محققان، مرحله بعدی تحقیق آزمایش این مکمل غذایی بر روی انسان هاست که احتمالا تا دو سال آینده محقق می شود.

محققان که این مکمل را «قرص جوانی» می نامند معتقدند که آسیب ناشی از زوال عقل و سایر بیماری های مرتبط با سن با این مکمل غذایی قابل بازگشت است.

دوری از دانشگاه و کسب و کار در ایران

دوری از دانشگاه و کسب و کار در ایران

ارتباط میان دانشگاه و فضای کسب و کار دیگر به شیوه سنتی و کلاسیک آن مقدور نیست. تحصیلات دانشگاهی همه‌گیر شده و تقریباً صف پشت در دانشگاه‌ها (طبعاً دانشگاه‌های معتبر مد نظر نیستند) از بین رفته است. توسعه تکنولوژی‌های آموزشی و تنوع شیوهای یادگیری هم کمک کرده آدم‌ها بتوانند با شرایط مختلف و متناسب با نیاز خود از خدمات دانشگاهی بهره‌مند شوند.

از یک سو دیگر تنها هدف دانشگاه رفتن آماده شدن برای ورود به بازار کار نیست. امروزه افراد زیادی درس می‌خوانند صرفاً برای تفنن یا ارضای کنجکاوی و تنوع‌طلبی ذهنی. از سوی دیگر افرادی هم هستند که شغل مناسب دارند اما برای رشد شخصی یا غنی کردن زندگی شخصی، در کنار کار درس هم می‌خوانند.

سیلیکون ولی از طریق ارتباط با دانشگاه استنفورد به رشد و توسعه رسید

شیوه‌های تحصیل از راه دور، آموزش الکترونیکی و‌… همه چنین انتخاب‌هایی را ممکن کرده است. همچنین گسترش تحصیلات با هزینه شخصی هم باعث شده نتوان افراد را متهم به اتلاف منابع عمومی کرد. به هر حال تحصیل برای اشتغال دیگر یک الگوی قطعی و همه‌گیر نیست و به همین دلیل صرف کاربردی نشدن تحصیلات دانشگاهی در محیط کسب و کار را نمی‌توان یک نقیصه نامید.

اما برخی رشته‌ها هستند که کماکان برای کار خوانده می‌شوند. رشته‌های مهندسی، مدیریت کسب و کار، علوم عملی و تخصصی از این گونه هستند. کسی که مهندسی صنایع یا پزشکی یا MBA می‌خواند به احتمال قریب به یقین هدفش کسب موقعیت مناسب در بازار کار است. پس نمی‌شود دانشگاه‌ها را کلاً از وظیفه آماده کردن دانشجویان برای ورود به بازار کار معاف کرد.
در گذشته دانشگاه‌ها از طریق تقویت دروس عملی و تلاش برای منطبق کردن سرفصل‌های آموزشی و محتوای درسی با نیازها و مهارت‌های مشاغل مرتبط تلاش می‌کردند این وظیفه را انجام دهند.

اما امروزه دیگر این شیوه‌ها منسوخ شده است. مثلاً امروزه موسسات آموزشی غیردانشگاهی متولی آموزش مهارت‌های عملی هستند، موسساتی نظیر آموزشکده‌های فنی و حرفه‌ای و هزاران موسسه آموزشی فعال بخش خصوصی که با ارائه گواهینامه‌های غیردانشگاهی دوره‌های آموزشی دارند. همچنین امکانات آموزشی از راه دور و نیز تنوع شیوه‌های کارآموزی در حین کار باعث شده کمتر کسی مستقیماً از دانشگاه انتظار مهارت عملی داشته ‌باشد. در عوض دانشگاه‌ها اکنون متمرکز بر ایجاد بستری برای به اشتراک‌گذاری فرآیندهای تحقیق و توسعه و نوآوری با شبکه‌ای از افراد و کسب و کارها هستند.

هدف از ایجاد این بستر ایجاد ارتباط ارگانیک بین دانشگاه و بازار کسب و کار است. مثلاً ایجاد مراکز رشد و شتاب‌دهنده‌ها در مجاورت دانشگاه‌ها و حمایت دانشگاه‌ها از آنها به ویژه در رشته‌های مهندسی و علوم یکی از مصادیق بسترسازی برای رابطه دانشگاه و فضای کسب و کار است. دره سیلیکونی در آمریکا بدون ارتباط با دانشگاه استنفورد نمی‌توانست معنا پیدا کند. مجاورت جغرافیایی و ارتباط فرآیندی بین این دو نهاد باعث شده است دانشجویان تحصیل دانشگاهی را از طریق تمرکز بر نوآوری در فضای کسب و کار معنادار کنند. این ارتباط ارگانیک میان دانشگاه و فضای کسب و کار را می‌توان در سه سطح تحلیل کرد.

در سطح دانشجو ملموس‌ترین شکل ارتباط وجود دارد. به خصوص با توجه به روند عمومی شدن تحصیلات عالی و سهولت ورود به دانشگاه‌ها دیگر صرف دانشجو بودن برای بسیاری از افراد ارضا‌کننده نیست و تحصیل در یک دانشگاه معتبر الزاماً معادل یک زندگی موفق و پربار در آینده نیست و حتی نمی‌تواند منزلت و موقعیت اجتماعی فرد را تضمین کند. به همین دلیل افراد خلاق و بلندپرواز نیازمند منبع انرژی مکمل هستند. کارآفرینی و راه انداختن یک کسب و کار می‌تواند این منبع مکمل باشد. دانشگاه‌ها چاره‌ای ندارند غیر از اینکه این منبع را برای دانشجویان خود فعال کنند.

ایجاد نهادهای واسط میان بازار کسب و کار و دانشگاه‌ها نظیر مراکز رشد، پارک‌های فناوری، کمپ‌های نوآوری و شتاب‌دهنده‌های استارت‌آپی و نیز برگزاری رخدادهایی نظیر همایش‌ها و کارگاه‌هایی که دانشجویان را به فضای واقعی کسب و کار متصل کند، یکی از راه‌های خوب روشن نگه داشتن این منبع انرژی برای دانشجویان است. امروزه دانشجویان از دانشگاه انتظار دارند آنها را به دنیای رهبران کسب وکارهای موفق وارد کند. کمک به شبکه‌سازی و شکل‌دهی روابط حرفه‌ای یکی از مهم‌ترین کارکردهای دانشگاه‌های نسل جدید است.

در لایه دوم یعنی استادان دانشگاه هم این ارتباط وجوه مشخصی دارد. امروزه در نسل جدید دانشگاه‌ها دیگر استادان صرفاً گوینده و راوی علم (lecturer) نیستند بلکه آنها به نوعی مرشد (MENTOR) و مربی (COACH) دانشجویان هم هستند. دسترسی عمومی به منابع دانش به ویژه از طریق اینترنت باعث شده، سهم تدریس در وظایف استاد کمرنگ شده و در عوض نقش هدایت و حمایت او پر‌رنگ شود. یعنی دانشجو این روزها از استاد انتظار دارد که او را برای ورود به دنیای واقعی کار آماده کند و حامی او باشد، به او دلگرمی دهد و حتی شبکه ارتباطات خود را با او به اشتراک بگذارد.

چنین کاری برای استادان دانشگاه‌های نسل جدید هم جذاب‌تر است زیرا به آنها امکان می‌دهد به زندگی حرفه‌ای خود عمق و تنوع دهند. استادان هم دوست دارند فراتر از یک مدرس دانشگاه، موقعیت و منزلت داشته باشند. گسترش فضای ارتباط با دانشجو از کلاس درس به صحنه زندگی، به استاد امکان می‌دهد موقعیت مربی و مرشد را بهتر ایفا کند.

در لایه سوم، نهاد دانشگاه قرار دارد. دانشگاه‌های نسل جدید دیگر شامل تعدادی کلاس درس و کتابخانه و آزمایشگاه نیستند بلکه دانشگاه‌ها اکنون عرصه زندگی اجتماعی برای افراد خلاق و نوآور و در عین حال جویای دانش هستند. به همین دلیل از دانشگاه‌ها خواسته می‌شود به جنبه‌هایی نظیر ورزش، سرگرمی،  فرهنگ و فعالیت‌های عمومی و اجتماعی هم بپردازند. در این صوت دانشگاه می‌تواند وارد عرصه‌های متفاوت زندگی دانشجو شده و از این طریق دانشگاه را به بستر رشد شخصیتی دانشجو بدل کند.

دانشگاه‌ها صرفاً متولی آموزش علم به دانشجو نیستند بلکه در قبال عملیاتی شدن این علم و تبعات آن در جامعه و نیز تامین منابع انسانی متعهد و نوآور هم مسوولیت دارند. تعهد و نوآوری را نمی‌شود مطالعه و تلمذ کرد بلکه باید آنها را تجربه و درونی کرد. دانشگاه عرصه سرمایه‌گذاری حاکمیت بر منابع انسانی کشور است.

دانشگاهی که نتواند تعهد و نوآوری را در دانشجویان خود ایجاد و تقویت کند عملاً در به نتیجه رساندن سرمایه‌گذاری خود بر آن دانشجویان ناکام مانده است. مراکز رشد و شتاب‌دهنده‌ها از مهم‌ترین مصادیق گسترش زمینه ارتباط کسب و کار‌محور دانشگاه و دانشجو هستند. یعنی دانشگاهی که در ایجاد چنین فضاهایی در مجاورت خود کوتاهی کند مانند کشاورزی است که از آبیاری بذر به زمین پاشیده‌شده غفلت کرده است. او غفلت کند دیگرانی هستند که بذر او را ربوده و در زمین دیگری به محصول بنشانند.

از سوی دیگر فضای کسب و کار نیز نمی‌تواند بی‌توجه به شرایط دانشگاه‌ها باشد. به عنوان مهم‌ترین جنبه این ارتباط، امروزه تحقیق و توسعه در کسب و کارها به فرآیندی شبکه‌ای و سیال در فضای ارتباطی میان شرکت‌ها و ذی‌نفعان آنها بدل شده است. هر شکل ارتباط با ذی‌نفعان خود بالقوه می‌تواند آغاز‌کننده یک فرآیند تحقیق و توسعه باشد. دانشگاه‌ها به عنوان نهادهای تولیدکننده نیروهای متخصص یکی از مهم‌ترین ذی‌نفعان شرکت‌ها هستند. به همین دلیل تعمیق و گسترش ارتباط با دانشگاه‌ها می‌تواند به توسعه توان تحقیق و توسعه شرکت‌ها بینجامد.

ساخت کفشی که قادر به تولید الکتریسیته است

ساخت کفشی که قادر به تولید الکتریسیته است

به گزارش روزشنبه گروه علمی ایرنا از ستادویژه توسعه فناوری نانو، ویبرام (Vibram) یک شرکت ایتالیایی مشهور در حوزه تولید کفش است، این شرکت نمونه اولیه محصول جدید خود راکه قادر به تبدیل انرژی حرکتی به الکتریسیته است را رونمایی کرده تا از آن برای شارژ موبایل استفاده کند.
این کفش با فناوری انحصاری شرکت ویبرام ساخته شده و مؤسسه فناوری ایتالیا (IIT) نیز در این پروژه به ویبرام کمک کرده است، علاوه براین، شرکت این‌استپ نانوپاور (InStep Nanopower) نیز در تولید این محصول همکاری داشته است، این‌استپ یک شرکت آمریکایی است که از فناوری‌ نانو در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر استفاده می‌کند.

این دو شرکت ایتالیایی و آمریکایی با استفاده از فناوری‌ نانو، کفش‌هایی تولید کردند که می‌تواند حرکت کاربر را به انرژی الکتریکی تبدیل کرده و آن را ذخیره‌سازی کند.
از این انرژی می‌توان برای شارژ ادوات همراه نظیر موبایل استفاده کرد.،در مرکزاین کفش، یک قطعه الکترونیکی قرار داده شده‌است که می‌تواند انرژی الکتریکی تولید کند.

اگر کاربر با سرعت معمولی حرکت کند، این کفش قادر به تولید یک وات انرژی است، با 8 ساعت حرکت کردن می‌توان انرژی مورد نیاز تلفن همراه را تأمین کرد، البته وزن کاربر نیز در میزان انرژی تولید شده مؤثر است به طوری که با افزایش وزن و سرعت حرکت، میزان انرژی تولید شده نیز افزایش می‌یابد.

در این کفش یک تراشه قرار دارد که از طریق بلوتوث به ادوات الکترونیکی دیگر متصل می‌شود به طوری که امکان رصد شرایط کاربر نظیر دمای پا، موقعیت و تعداد قدم‌ها قابل کنترل است، همچنین اطلاعات مربوط به سطح باتری کفش با استفاده از این فناوری قابل کنترل است و می‌توان از طریق تلفن همراه این اطلاعات را به دست آورد.

علاوه بر شارژ، این تلفن به یک پورت میکروUSB مجهز است که از طریق آن، انرژی را می‌توان به ادوات دیگر منتقل کرد.

این شرکت ایتالیایی با شرکت لنوو (Lenovo) قرارداد همکاری مشترک منعقد کرده‌است تا از سیستم GPS در این کفش‌ها استفاده شود و این سیستم به ادوات لنوو قابل اتصال باشد.
علمی(1) ** 9340**1440

چگونه از افتادن در دام مرگ محصول جلوگیری کنیم؟

چگونه از افتادن در دام مرگ محصول جلوگیری کنیم؟

زمان عرضه ی محصولی که پس از ماه ها و در برخی موارد سال ها تلاش، به آن جان بخشیده اید، لحظه ی سرنوشت سازی است. اما به یکباره ممکن است هیچ چیز آنگونه که فکر می کردید پیش نرود. وقتی مشتری به سراغ محصولتان نیاید به نظر می رسد تمام تلاش هایی که برای تولید آن کرده بودید به هدر رفته است؛ اجازه ندهید محصولتان در دام مرگ بیافتد.

دیوید بلند چرخه ی عدم موفقیت در فروش اینترنتی یا نرم افزاری محصول را به خوبی به تصویر کشیده و آن را «چرخه ی مرگ محصول» نامیده است. این اتفاق زیاد روی می دهد و امری معمول است. اما بیایید ببینیم در صورت گرفتار شدن به این مشکل، چگونه می توان بر آن فائق آمد.

۱- آنچه که مشکل آفرین شده را تجزیه و تحلیل کنید

معمولاً مشخص است کجای کار ایراد دارد که مشتری فرایند خرید محصول را رها می کند، اما آیا چرایی آن را نیز می دانید؟ تنها راه برطرف کردن مشکل این است که اول بفهمید مشکل اساساً از کجا ناشی می شود. ابزار های تحلیلی شخص ثالث مثل Mixpanel، Google Analytics، Intercom یا غیره به شما اجازه می دهند کل مسیر طی شده توسط مشتری را ردیابی و نقاط انفصال آنها از این مسیر را شناسایی کنید.

بیشترین تعامل مشتری با محصول، هنگام چند برخورد اول با آن صورت می گیرد. این، فرایند آشنایی مشتری با محصول مورد نظر و مدت زمان رسیدن به آن را به عنصر بسیار ارزشمندی تبدیل می کند که باید روی آن متمرکز باشید و آن را پیگیری کنید.

ببینید مشتریان در چه نقاطی تعامل با محصول شما را کنار می گذارند، آیا اساساً محصول شما به دستشان می رسد و اگر می رسد، چقدر زمان می برد. هرچه این زمان کمتر باشد، موفقیت، رضایت و احتمال حفظ مشتری بیشتر خواهد بود.

۲- نظرات و بازخورهای مشتریان خود را جویا شوید

بازخور مشتریان را در رأس تحلیل های خود قرار دهید. هیچ بازخور تخصصی ای به اندازه ی بازخور مشتریان برای شما مفید نخواهد بود. در واقع، تنها نظری که واقعاً اهمیت دارد نظر مشتریان شماست.

یک اینکه باید رفتار آنها را با استفاده از ابزار های تحلیلی شخص ثالث تحلیل کنید. دو اینکه خیلی ساده تلفن را بردارید و با آنها صحبت کنید یا برایشان بنویسید.

در همین حال که نظرات و بازخور های مشتریان خود را جویا می شوید، انتظار نداشته باشید به شما راه حل ارائه دهند؛ پیدا کردن راه حل وظیفه ی شماست. به جای آنکه از آنها بپرسید محصولتان چه چیزی کم دارد، از آنها در مورد مشکلاتی که هنگام کار با آن با آنها مواجه می شوند سؤال کنید.

اما در آن واحد، به گفته ی لارا کلاین، نویسنده ی «تجربه ی کاربری برای استارتاپ های ناب»، پرسیدن سؤال های درست از کاربران مرتبط نیز اهمیت زیادی دارد. او می گوید: «اغلب اوقات کسانی که در ازای استفاده از محصول مورد نظر به شما پول پرداخت می کنند از آنهایی که رایگان از آن استفاده می کنند اهمیت بیشتری دارند».

۳- کاستی های محصول خود را برطرف کنید

قدم منطقی بعدی برطرف کردن کاستی هاست. باید حواستان را جمع کنید گرفتار دام دیگری به نام «دام ویژگی های بیشتر» نشوید. همیشه ممکن است اینطور فکر کنید که یک ویژگی جدید دیگر می تواند موفقیت محصولتان را تضمین کند؛ در حالی که لزوماً اینگونه نیست.

اینجاست که ابزارهای تحلیلی یک بار دیگر به کارتان می آیند و حرفی برای گفتن خواهند داشت. اگر بیشترین نرخ ترک محصول در مرحله ی ثبت نام اتفاق می افتد، شاید بد نباشد تجربه ی آشنایی مشتری با خودتان را مجدداً بررسی کنید. اینجاست که تغییر گردش کار، رابط کاربری و یا مراحل طراحی شده می تواند به حل مشکل کمک کند.

اگر مشکل از تجربه ی خود محصول اصلی باشد، بعید است اضافه کردن یک بخش یا ویژگی تازه بتواند کمکی به حل موضوع بکند. در این صورت شاید لازم باشد نگاهی به زمان دستیابی مشتری به محصول بیاندازید و یا ببینید نحوه ی حل مسأله تان مناسب بوده است با خیر.

۴- توزیع را سر و سامان دهید

خیلی مواقع مشکل لزوماً از خود محصول نیست. بازایابی تان نیز ممکن است منشأ مشکلات باشد. آیا مشتریان ایده آل خود را تعریف کرده اید؟ آیا می دانید کجا ها بیشتر ممکن است پیدایشان کنید یا مثلاً می دانید چه مطالبی می خوانند؟

استراتژی های اشتباه در توزیع و عدم درک یا تعریف مناسب مخاطب یکی از مرتبط ترین عوامل شکست محصول به حساب می آید چون همه چیز از اینجا شروع می شود. تا به سراغ افراد درست یا مربوطه نروید، بازخور های درستی درباره ی محصول خود دریافت نخواهید کرد.

بنابراین برای تعریف ویژگی های مشتریان ایده آل خود و پیدا کردن بهترین راه ها برای رسیدن به آنها زمان بگذارید.

نتیجه گیری

سیر تحول محصول، یادگیری، اکتشاف و اجرای مداوم را در بر می گیرد که همگی در جهت رشد بیشتر به کار گرفته می شوند. محصول خود را در آغاز راه با استفاده از اجزای مناسب بسازید و روی نسخه های آینده اش سرمایه گذاری کنید تا از موفقیت آن مطمئن شوید. به یاد داشته باشید که با عرضه ی محصول نباید دست از تلاش در این مسیر برداشت، این تازه آغاز راه است.

اشتباهات فروشنده ها که مشتریان را فراری می دهد؟

اشتباهات فروشنده ها که مشتریان را فراری می دهد؟

حتما دید‌ه‌اید که وقتی وارد فروشگاهی می‌شوید، فروشنده‌ای سمج سراغتان می‌آید و سعی می‌کند به شما کمک کند. شاید قصد فروشنده واقعا کمک باشد ولی اغلب خریداران دوست ندارند خود را تحت فشار احساس کنند.

یکی از مهم‌ترین مهارت‌های فروشنده آن است که شرایطی راحت برای خریدار ایجاد کند تا خریدار در آرامش تصمیم خرید خود را بگیرد. در کتاب بازاریابی عصبی توضیح داده‌ایم که اغلب خریداران خودشان دقیقا نمی‌دانند چه می‌خواهند.

وقتی از خریدار درباره جزئیات محصولی که می‌خواهد بخرد سوال می‌کنید او را با اضطراب و ترس تصمیم‌گیری مواجه می‌سازید که باعث فراری دادن خریدار می‌شود. بنابراین همیشه تا جایی به خریدار کمک کنید که او احساس اجبار نکند. اغلب بهتر است خریدار را به حال خود رها کنیم و به او اطمینان دهیم که درصورت نیاز به کمک آماده خدمت هستیم.

۲. تعریف و تمجید بی‌مورد

بسیاری از خریداران با تعریف‌های بی‌مورد درباره خریدار و همچنین محصول باعث سلب اعتماد خریدار می‌شوند. حتما پیش آمده که قیمتی محصولی را پرسیده‌‌اید و فروشنده می‌گوید: قیمت این محصول ۱۰۰ هزار تومان است ولی برای شما ۹۰ هزار تومان! با شنیدن این جمله چه حسی به شما دست می‌دهد؟ آیا احساس نمی‌کنید فروشنده شما را فریب می‌دهد؟ او شما را بسیار ویژه جلوه می‌دهد درصورتی که از شما هیچ چیزی نمی‌داند.

مطمئنید به خریدار بعدی هم همین حرف‌ها را خواهد زد. یا دیده‌اید که وقتی می‌پرسیم: آیا این محصول به درد من می‌خورد؟ فروشنده پاسخ می‌دهد: بله خیالتان راحت باشد. درصورتی که هیچ اطلاعاتی از ما ندارد که بداند محصول به دردمان می‌خورد یا نه.

امروزه خریداران بسیار باهوش هستند و عدم صداقت در صحبت‌های شما را متوجه خواهند شد و این کار باعث از بین رفتن اعتماد مشتری می‌شود.

همچنین تعریف بی‌مورد از محصول می‌تواند حس بدی ایجاد کند. در تعریف از محصول هیچگاه کلی‌گویی نکنید. مثلا خریدار می‌پرسد: آیا کیفیت این شلوار خوب است؟ شما هیچگاه نگویید: بله عالی است! با این کار اعتماد مشتری را از دست می‌دهید. همیشه جواب مشتری را درباره محصول با شواهد, اعداد، آمار و ارقام و موارد مستدل بدهید.

۳. تسریع فرایند فروش

هیچگاه از خریدار نپرسید: چی شد؟ تصمیمتان را گرفتید؟‌ آیا همین محصول را بدهم؟ فاکتور کنم؟ سوالاتی از این قبیل باعث افزایش اضطراب تصمیم‌گیری می‌شود و اغلب خریدار را منصرف می‌کند. در فروش عجله نکنید. به سوالات خریدار با حوصله و علاقه پاسخ دهید. سوالات خوب بپرسید. بگذارید خریدار خودش به این نتیجه برسد که می‌خواهد از شما خرید کند.

حتما برایتان پیش آمده که رفتید چیزی بخرید و وقتی از فروشنده می‌خواهید چند محصول بیشتر ببینید حالت چهره‌شان عوض می‌شود و طلبکارانه برخورد می‌کنند.

حتما این جمله را بارها شنیده‌اید: خریدار دوست ندارد به او فروخته شود، بلکه می‌خواهد خودش بخرد. به این جمله عمل کنید!

۴. توضیحات زیاد

اغلب فروشندگان فکر می‌کنند کارشان توضیح دادن است. تا با خریدار مواجه می‌کنند سعی می‌کنند از دید خودشان سنگ تمام بگذارند. تا خریدار اولین سوال را مطرح کرد شروع به ارائه توضیحات طولانی می‌کنند. معمولا این فروشندگان با سرعت بالا توضیح می‌دهند تا مخاطب نتواند حرفشان را قطع کند. همین باعث می‌شود خریداران فراری شوند. فروشنده هیچگاه نباید بروشور یا تبلیغ گویا باشد.

یعنی تمام توضیحات محصول یا خدمت را برای خریدار توضیح دهد. اول باید سوالات کافی پرسیده شود و سپس فقط به مواردی اشاره شود که برای خریدار جذاب است. همیشه فکر کنید برای هر کلمه‌ای که بر زبان می‌آورید باید ۱۰۰۰۰ تومان پرداخت کنید. در این صورت آیا بازهم دقیقا مثل الان با خریدار صحبت می‌کردید؟

۵. تحقیر مشتری

مشتری اغلب با محصولات و خدمات ما آشنایی کافی ندارد. ممکن است خیلی از سوالات مربوط به محصول یا خدمت در نظر فروشنده بسیار بدیهی به نظر برسد اما همه خریداران یا بهتر بگوییم همه ما به تمام اطلاعات دنیا اشراف نداریم. فروشنده باید تمامی سوالات خریدار را بسیار واضح و توام با ادب، احترام و صبورانه پاسخگو باشد.

اغلب فروشنده حرف نامناسبی نمی‌گوید، ولی با زبان بدن و حالت چهره به خریدار بی‌احترامی می‌کند و نشان می‌دهد که سوال خریدار بسیار پیش‌پا افتاده است.

گاهی فروشندگان خریدار را سر قیمت تحقیر می‌کنند. مثلا شاید خریدار قیمت محصولی را به جای ۱۲۰ هزار تومان اشتباها ۱۲ هزار تومان دیده و می‌پرسد: این محصول ۱۲ هزار تومان است؟ فروشنده با تحقیر می‌گوید: با ۱۲ هزار تومان به شما شکلات هم نمی‌دهند! این نوع برخورد خریدار را دلسرد می‌کند.

خریدار را هیچگاه از روی ظاهر قضاوت نکنید. گاهی فروشندگان با دیدن ظاهر خریدار با زبان بدن خود او را تحقیر می‌کنند. همیشه فرض کنید خریدار بسیار بسیار باهوش است ولی از محصولات و خدمات شما کاملا بی‌اطلاع است. اغلب فروشندگان متاسفانه دقیقا عکس این موضوع را فرض می‌کنند. یعنی خریدار را بسیار کم‌هوش و کاملا مطلع فرض می‌کنند.

بسیاری از این موارد اشتباه در فروشندگان به عادت تبدیل شده است. اگر فروشنده هستید و برخی از این اشتباهات را انجام می‌دهید بلافاصله نسبت به ترک این عادت‌ها اقدام کنید.

تغییر دکوراسیون منزل به رنگهای بهاری

تغییر دکوراسیون منزل به رنگهای بهاری

بهار است و رنگ های سرزنده اش! آدم دلش می خواهد تک تک این رنگ های ملایم چشم نواز را به خانه اش بیاورد، اما گاهی دردسرهای نقاشی ساختمان آن قدر زیاد و پرهزینه است که آدم را وادار به دست کشیدن از این همه لذت وصف نشدنی می کند، به همین منظور امروز ترفندهای مقرون به صرفه ای را با شما در میان می گذاریم تا به سادگی رنگ های بهاری را مهمان خانه ی خود کنید با ما همراه باشید.

رنگ های بهار غالبا تم آرامی دارند که حسی از سرزندگی و نشاط را القا می کنند، این رنگ ها گستره ای از زرد، سبز، صورتی، آبی و بنفش را در بر می گیرند که غالب آن ها تم کم رنگی دارند.

یک صندلی چوبی ساده هم می تواند بهار را به فضای شما بیاورد! فقط کافی است یک رنگ جذاب بهاری را مهمان آن کنید تا در فضای دکوراسیون شما بدرخشد.

شاید داشتن یک اتاق خواب بهاری آرزوی خیلی از ما باشد، با تعویض رو تختی خود می توانید خیلی ساده بهار را به اتاق خوابتان بیاورید توجه داشته باشید که تم های گل دار به خوبی می توانند برای اتاق خوابتان نقش بها را بازی کنند.

تعویض روکش صندلی با پارچه های بهاری

با تعویض روکش های صندلی های غذاخوری به خوبی می توانید بهار را مهمان دکوراسیون خود کنید، ترکیب گلدان های رنگی در این فضا می تواند این حس را در خانه ی شما قوی تر به نمایش بگذارد.

استفاده از پارچه های رنگی در فضای خانه می تواند یک تغییر اساسی در فضای شما ایجاد کند، این پارچه های زیبا را به سادگی می توانید با کوسن ها و سایر عناصر خانه ی خود هماهنگ کنید.

یک پوف رنگارنگ می تواند به خوبی دنیای شما را بهاری کند، کافی است آن را تهیه کنید و کنجی از خانه ی خود یا فضای داخلی خود قرار دهید حتی می توانید از آن به عنوان میز جلو مبلی خود استفاده کنید و لذت ببرید.

مبلمان قهوه ای معمولا محبوب ترین رنگ برای خرید در کنار سایر مبلمان است، اگر شما هم یک کاناپه ی قهوه ای دارید دلتان رنگ های شاد بهاری می خواهد کافی است کوسن های خود را به رنگ های بهاری انتخاب کنید و فضای بی نظیری را خلق کنید.

یک آباژور زیبا هم می تواند میزبان خوبی برای رنگ های بهاری باشد، نیازی نیست حتما نوع رنگی آن را تهیه کنید، کافی است آن را خودتان بسازید با هنر دکوپاژ طرح های شگفت انگیزی بهاری را روی آن ایجاد کنید و لذت ببرید.

اگر نمی توانید دیوارهایتان را تغییر دهید پس دست به کار شوید و کف را تغییر دهید! یک فرش یا قالیچه با رنگ های بهاری می تواند فضای دکوراسیون شما را متحول کند ترکیب آن با سایر عناصر مثل میز و یا صندلی نیز می تواند فضای جذابی را ایجاد کند.

در خانه ی همه ی ما لوازم دکوری جذابی وجود دارد که تنها کافی است کمی تغییر رنگ در آن ها ایجاد کنیم و آن را تبدیل به یک عنصر دکوراتیو جذاب کنیم، به اطراف خود دقت کنید و جزییات خاصی را بیابید و آن ها را به رنگ بهار در آورید.

یک دیوار بهار را مهمان خانیتان کنید! قاب های رنگارنگ، طرح هایی از بهار همه و همه می توانند ظاهری جذاب و بهاری به فضای شما بخشند .

اگر فرصت ندارید هیچ کدام از ایده های بالا را عملی کنید، استفاده از گل های بهاری در گوشه گوشه ی خانه ی خود فراموش نکنید، کافی است یک گلدان ساده تهیه کنید و آن را با سنگ های رنگی پر کنید و یک گلدان منحصر به فرد بسازید، از خلاقیت خود استفاده کنید هر چیزی می تواند جایگزین سنگ های رنگی باشد!

تعمیر مبلهای خراشیده شده در 5 دقیقه

تعمیر مبلهای خراشیده شده در 5 دقیقه

وسایل و مبلمان چوبی به خاطر زیبایی ظاهری و استحکام‌شان بسیار طرفدار دارند و مورد استقبال افراد هستند. تنها مشکل این‌گونه مبلمان و اثاثیه این است که دچار خراشیدگی می‌شوند. خراشیدگی‌های کوچک روی وسایل ممکن است زیبایی دکوراسیون داخلی خانه را تحت تاثیر قرار دهد اما ترفند‌ها و راه‌حل‌های سریعی وجود دارد که در عرض پنج دقیقه همه این خط و خراش‌ها را از بین می‌برد. اگر این مطلب را بخوانید با تمام این راه‌حل‌ها آشنا می‌شوید.

سس مایونز را فراموش نکنید

اگر چوب شکاف برداشته و خراشیدگی خیلی عمیق است، می‌توانید از مقداری سس مایونز استفاده کنید. سس مایونز را به آرامی در شکاف بریزید تا آن را پر کند و سپس مقدار اضافی را به آرامی پاک کنید. حالا اجازه دهید یک تا سه روز به حال خود باقی بماند تا به خوبی در شکاف رخنه کند و بعد از آن میزان اضافی را از سطح پاک کنید.

از گردوها کمک بخواهید

گردوها خراشیدگی‌های نسبتا عمیق را تعمیر و ترمیم می‌کنند. روغن طبیعی موجود در گردوها باعث می‌شود که نه‌تنها خراشیدگی‌های فعلی‌شان برطرف شود، بلکه مبلمان شما را در برابر خراشیدگی‌های بعدی هم مقاوم می‌کند.

خراشیدگی مبلمان زیر سیگاری‌های مناسب

از این به بعد به جای دور ریختن خاکستر سیگارها از آنها برای از بین بردن خراش‌ها استفاده کنید. به این صورت که مقداری واکس تیوبی مخصوص را روی خراشیدگی‌ها بزنید و سپس خاکستر گرم سیگار را روی آن بریزید و آن را فشرده کنید و بگذارید کمی بماند. سپس دوباره روی آن را واکس بزنید تا به سطحی صاف و هموار برسید.

مداد ابرویی برای پر کردن خراشیدگی مبلمان

لوازم آرایشی موارد استفاده دیگری هم دارند؛ مثلا از مداد ابروهای روغنی‌تان می‌توانید برای پر کردن خط و خراش‌های نسبتا نازک و نه چندان عمیقی که روی مبلمان‌تان افتاده استفاده کنید. مطمئن باشید تنوع رنگی مدادهای ابرو آنقدر زیاد است که به‌راحتی رنگی هماهنگ با مبلمان‌تان را پیدا می‌کنید.

چسب‌های پودری به کمک‌تان می‌آیند

مقداری چسب پودری را با آب مخلوط کنید و به آرامی روی سطح مورد نظرتان بکشید. دقت کنید که تمام خراشیدگی‌ها را پر کند.

از پاستل‌ها غافل نشوید

سازندگان مبلمان چوبی از پاستل‌های مخصوص چوب برای ایجاد رنگ، سایه و نقش روی چوب استفاده می‌کنند؛ پس چرا ما وقتی پاستل‌های رنگی در دسترس‌مان است، باید هزینه اضافی برای تعمیر این‌گونه وسایل بپردازیم؟ یک پاستل با رنگ متناسب و نزدیک به رنگ مبلمان یا وسیله چوبی‌تان انتخاب کنید و به آرامی و دقت آن را در محل خراشیده بکشید و بعد به وسیله دستمالی نرم آن را جلا دهید. فقط در انجام این کار افراط نکنید زیرا ممکن است خراش روی چوب نمایان شود.

به توانایی خمیردندان‌ها اعتماد کنید

استفاده از خمیردندان نیز راهکار دیگری است که اگر هیچ‌کدام از موارد بالا در دسترس شما نبود، می‌توانید حسابی روی توانایی‌شان حساب کنید.

شخصیت شناسی و شغل یابی از طریق شناخت طبع انسان

شخصیت شناسی و شغل یابی از طریق شناخت طبع انسان

دکتر محمد انصاری پور*: خیلی از ما دغدغه این را داریم که با یکسری فرم یا تست و سوال و جواب خودمان را بشناسیم و به عبارتی به مان دیکته شود که بهتر است سراغ فلان کار برویم چون در آن موفق تر هستیم.

اگرچه وجود یکسری فرم ها و تست ها در برخی مواقع می تواند راهگشا باشد ولی این همه ماجرا نیست و نباید بر اساس یکسری احتمالات کلی تصمیم های بزرگ و مهم بگیریم. به عنوان مثال، شما اگر می خواهید بدانید که برای چه شغلی مناسب هستید، نمی توانید فقط به آشنایی با طبع تان تکیه کنید چون حتما لازم است در کنار شناخت آن با یکسری از ویژگی های شخصیتی تان هم آشنا شوید؛ برای دانستن بیشتر در این باره به سراغ دکتر محمد انصاری پور، پزشک طب سنتی، MPH (پزشک خانواده) و محقق روانشناسی رفتیم و با او در این باره گفتگو کردیم.

کی؟ چه طبعی؟ چه کاری؟

به عنوان اولین سوال می خواستم ارتباط بین طبایع و تیپ های شخصیتی را بدانم و اینکه آیا می توان دسته بندی دقیق شغلی یا شخصی بر اساس طبایع داشت یا خیر؟

- درست است که طبایع روی شخصیت آدم ها اثر می گذارد و ممکن است ما بر اساس طبع بگوییم آدم های گرم برای مشاغل با روابط عمومی بالا خوب و مناسب هستند و طبع و مزاج های سرد برای مشاغلی خوب هستند که حوصله حرف زدن با مردم را ندارند و زود خسته می شوند ولی نکته مهم این است که خیلی از صفات و ویژگی ها، آموختنی است و ارتباطی به مزاج و طبع آدم ها ندارد. ما باید بدانیم خیلی از ویژگی های انسان ها آن چیزی است که بر اساس آن تربیت شده اند؛ بنابراین اینکه نسخه بپیچیم و بگوییم فلان افراد برای فلان کارها مناسب اند، رویه درستی نیست چون افراد با توجه به مهارت ها و دانشی که کسب می کنند انگیزه و مدل رفتارشان عوض می شود.

با در نظر گرفتن همین احتمالات، دسته بندی افراد بر اساس مزاج های شان و جایگاهی که دارند به چه صورت است؟

- تاکید می کنم که به طور کلی و نه قطعا، ضمن لحاظ کردن ویژگی های شخصیتی فرد، می توان طبایع را به دو بخش گرم (صفراوی ها و دموی ها) و سرد (سوداوی ها و بلغمی ها) تقسیم کرد و بعد گفت که طبایع گرم چون پر حرارت هستند، پر جنب و جوش اند و واکنش شان به اتفاقات سریع است و برای کارهای مدیریتی و کارهایی که احتیاج به انرژی، روابط عمومی و ارتباط قوی دارند، مناسب اند. البته این به معنی این نیست که یک فرد با مزاج سرد نمی تواند مدیر خوبی باشد چون ممکن است یک نفر طبعش سرد باشد ولی باهوش باشد و بتواند در حرفه مدیریتی خود موفق باشد- همانطور که اشاره کردم گرم ها خودشان به دو دسته دموی و صفراوی تقسیم می شوند؛ صفراوی ها معمولا ویزیتور یا بازاریاب های خوبی هستند، پر جنب و جوش و پرتحرک اند اما دموی ها ضمن اینکه ارتباط خوب برقرار می کنند، آرامش هم دارند؛ بنابراین برای حوزه مدیریت زود جوش نمی آورند و زود تصمیم نمی گیرند؛ به اصطلاح تعمق دموی ها از صفراوی ها بیشتر است.

 در مقابل، سردها که به دو دسته سوداوی و بلغمی تقسیم می شوند برای کارهایی مناسب اند که جنب و جوش و تصمیم گیری سریع نمی خواهد. این دسته از افراد برای کارهای انفرادی مثل نقشه کشی یا بایگانی و امثال آن مناسب اند. لازم است اینجا یک پرانتز باز کنم و بگویم که ما در حوزه روانشناسی می گوییم یک مثلث روانی برای افراد وجود دارد که یک رأس آن افکار، رأس دوم عواطف و احساسات و رأس سومش کردار و عملکرد آنهاست؛ بنابراین عملکرد ما به شدت تحت تاثیر افکار و عواطف و احساسات ماست و تکیه صرف روی مزاج افراد معمولا نتیجه مطلوبی نمی دهد.

یکی از مباحثی که در عصر فعلی خیلی روی آن تاکید می شود، «Life Skills» یا همان مهارت های زندگی است، به این معنا که ما باید در طول زندگی یکسری از مهارت ها مثل کنترل خشم و ناراحتی، بروز شادی و خوشحالی و چگونگی تصمیم گیری را یاد بگیریم. نکته مهم این بحث و ارتباطش با موضوع صحبت ما این است که روانشناسی و نظریاتش با بحث طبع و مزاج مکمل اند و با کنار یکدیگر قرار دادن آنها، ما می توانیم به یک جمع بندی برسیم. مثلا اینکه یک فرد با طبع سرد مدیر موفقی است یعنی اینکه او مهارت مدیر شدن را خوب یاد گرفته و این دو را در کنار هم سنجیده و عمل کرده و اتفاقا موفق هم شده است.

کی؟ چه طبعی؟ چه کاری؟

به همین دلیل ما معمولا به مراجعان مان می گوییم هر کسی با هر طبعی می تواند هر کاری انجام دهد به شرطی که از توانایی و پتانسیل هایش به خوبی استفاده کند.

یکی از سوالاتی که برای خیلی ها پیش می آید، این است که آیا این طبایع نسبت به یکدیگر برتری دارند؟ مثلا بگوییم که طبع های گرم چون پر جنب و جوش اند بهترند و بالعکس؟

- خیر، هیچ برتری نسبت به طبایع وجود ندارد، خداوند همه چیز را بر اساس حکمت آفریده است، جامعه همانطور که نویسنده می خواهد، مبارز هم می خواهد؛ همانطور که مدیر می خواهد، زیردست هم می خواهد. ما نمی خواهیم در جامعه همه یکدست و شبیه هم باشند بلکه می خواهیم که هر کسی در هر جایگاهی است، بهترین باشد. اگر بخواهیم این موضوع را با توجه به مزاج ها بگوییم بهتر است اینگونه بگوییم که ما نمی خواهیم هیچ کس از تعادل مزاجی اش خارج شود یا مزاجش را تغییر دهد.

مگر تغییر مزاج شدنی است؟

- بله ولی در طولانی مدت.

یعنی مثلا اگر یک فرد مزاجش سرد باشد و بخواهد خبرنگار یا مدیر شود، می تواند تغییر مزاج دهد؟

- بله، شدنی است ولی همانطور که تاکید کردیم یک مدیر یا خبرنگار خوب لازم نیست حتما و ضرورتا طبعش گرم باشد. چنین فردی بهتر است به جای تغییر مزاج خود، مهارت های مدیریت و برنامه ریزی را یاد بگیرد و بتواند افراد را کنترل و هدایت کند. حالا چنین فردی اگر فکر کرد که خیلی خوب نمی تواند با زیردستانش ارتباط برقرار کند، می تواند یک معاون با مزاج گرم برای خودش استخدام کند تا ضعف هایش پوشیده شود.

در مورد حرفه ای مثل بازیگری که طبع افراد یک چیز است ولی نقش شان چیز دیگری است ماجرا به چه صورت است؟

- در مورد چنین مشاغلی نمی توانیم بگوییم که چون بازیگری ارتباط خوبی می خواهد حتما همه بازیگران طبع شان گرم است چون در میان همین بازیگرها هم، هم بازیگر سردمزاج داریم و هم گرم مزاج. مثلا امین حیایی یا جواد رضویان همیشه در نقش های پرشور و حرارت و پرحرف هستند و احتمالا طبع شان گرم است ولی بازیگری مثل لیلا حاتمی که معمولا هم در نقش های آرام و منزوی است، احتمالا طبعش سرد است؛ بنابراین اینگونه نیست که ما همه را به یک چشم ببینیم و بگوییم که شاغلان فلان حرفه همگی گرم اند یا سرد.

کی؟ چه طبعی؟ چه کاری؟

با وجود صحبت های شما نقش طبایع در زندگی افراد چیست؟

- طبایع ما را میل می دهند به چیزهایی که دوست شان داریم. یک نفر عاشق مدیریت است و از این کار لذت می برد ولی یک نفر مدیر است و دائما دچار عذاب و استرس می شود. خب این فرد باید شغلش را تغییر دهد یا بالعکس یک نفر پزشک است و از شغلش لذت می برد در حالی که یک پزشک دیگر می گوید پزشکی را دوست دارد ولی حوصله ارتباط با مراجعه کننده را ندارد. به چنین فردی می گوییم باید بروی در مراکز تحقیقاتی کار کنی. نکته اصلی این ماجرا آنجاست که ما اگر بخواهیم جامعه را اصلاح کنیم باید آدم ها را خوب تربیت کنیم، نه اینکه بگوییم تو بر اساس طبیعت باید فلان جا باشی و فلان کار را بکنی.

خب، با این تفاسیر اگر فردی بخواهد ازدواج یا کاری را شروع کند، لازم است که نزد متخصص طب سنتی برود و مزاج خود را بشناسد تا بتواند موفق تر عمل کند؟

- قطعا مراجعه به متخصص کمک می کند و به نوعی راهنما است ولی نسخه صددرصدی نیست. فرد باید در کنار مراجعه به متخصص طب سنتی، نزد یک مشاور هم برود تا این دو در کنار همدیگر تکمیل شوند. فرد با مراجعه به متخصص طب سنتی می تواند مزاج خود و کارها و افرادی را که مناسب او هستند، بشناسد ولی برای چگونگی به کار گرفتن آنها باید نزد یک روانشناس و مشاور برود تا بداند چگونه رفتار کند و تصمیم بگیرد تا در زندگی اش موفق باشد.

توجه داشته باشید که یک نفر خودش نمی تواند دقیقا تشخیص بدهد که طبعش چیست چون مثلا تصور کنید بگوییم افرادی که زیاد تشنه می شوند طبع شان گرم است در حالی که ممکن است تشنگی فرد به علت دیگری که بعضا یک بیماری است ربط داشته باشد.
بنابراین ما فقط می توانیم یکسری علائم و نشانه را به فرد بگوییم تا طبعش را بشناسد. مثلا به او بگوییم اگر در حال قدم زدن با دوستانت هستی ولی مرتبا از آنها جلو می زنی یا مرتبا آنها را هدایت می کنی، طبعت گرم است.

چنین چیزی امکان دارد که یک نفر هم طبعش گرم باشد هم سرد؟

- خیر؛ افراد یا گرم اند یا سرد یا معتدل؛ کسی که هر کاری را می تواند انجام بدهد و به اصطلاح به درد هر کاری می خورد، طبعش معتدل است. آدم هایی با طبع معتدل معمولا افراد سازگاری اند که نه خیلی پر شر و شور هستند و نه خیلی آرام و ساکت. اتفاقا تعداد چنین افرادی کم هم نیست.

طبقه بندی خاصی وجود دارد که بیشتر افراد دارای چه طبعی هستند؟

- خیر، طبقه بندی خاصی نداریم. در کتاب حکما و اطبا هم به چنین چیزی اشاره نشده است. برای پاسخ به این سوال لازم است تحقیق صورت گیرد و بر اساس یکسری فرم های مزاج سنجی این موضوع را بسنجیم و ببینیم افراد یک جامعه بیشتر چه طبیعی دارند.

کی؟ چه طبعی؟ چه کاری؟

با این تفاسیر مشخص شد که به اعتقاد شما روانشناسی مدرن در تناقض با طب سنتی نیست و به نوعی مکمل یکدیگرند، درست است؟

- بله، من محقق روانشناسی هستم، از آن طرف هم پزشک طب سنتی ام. همه علوم جدید طب سنتی را تایید می کنند چون طب سنتی ریشه در حکمت دارد. حکمت هم شامل همه چیز می شود؛ روانشناسی، جامعه شناسی و … بنابراین این دو از هم جداشدنی نیستند. علاوه بر این جا دارد که همین جا اشاره کنم من اصطلاح «طب سنتی» را قبول ندارم و به نظرم «طب نیاکان» اصطلاح بهتری است چون نیاکان یعنی چیزی که از گذشته به ما رسیده و تا ابد هم وجود دارد ولی سنتی که می گوییم انگار در حال صحبت از یک چیز قدیمی و کهنه هستیم.

اتفاقا چند وقت پیش مقاله ای با عنوان «مدرنیته و سنت در پزشکی» نوشتم و در آن اشاره کردم کهی کی از مشکلات ما این است که امروزه ما در میدان غربی ها بازی می کنیم و می گوییم هر چه شما می گویید درست است. آنها ما را متهم به سنتی بودن می کنند و خودشان را مدرن می دانند و ما هم قبول می کنیم. باید این را باور کنیم که طب جدید پایش را روی شانه طب قدیم گذاشته است. 700 سال پیش کتاب های بوعلی سینا و علی بن عباس اهوازی در غرب آموزش داده می شد. امروزه طب تلفیقی مورد قبول همگان است یعنی چیزهایی را از طب قدیم و چیزهایی را از طب جدید بگیریم و بعد ببینیم که چگونه می توانیم بهترین خدمت را به بشر بکنیم.

* دکتر محمد انصاری پور از اعضای انجمن علمی طب سنتی ایران و محقق حوزه روانشناسی است. او علاوه بر اینکه در درمانگاه های طب سنتی به طبابت می پردازد، در حوزه خانواده هم مشاوره می دهد و پزشک خانواده است.

تاثیر آلودگی هوا در اعصاب و روان

تاثیر آلودگی هوا در اعصاب و روان

چتر دود دیگر فقط بر سر تهران گسترده نشده است و شهرهای بزرگ دیگری مثل اصفهان، اراک و حتی تبریز و ارومیه را هم در سایه تاریک خود پنهان کرده است. شرایط این روزها، شبیه فیلم های تخیلی است که افراد با ترس و لرز به مکان های دیگر سرک می کشند تا شاید جایی بهتر یا موقعیتی امن تر برای زندگی پیدا کنند، در صورتی که از دست دودهای دودهای حاصل از سوخت و آلودگی های دیگر که اکسیژن هوا را می بلعند و دی اکسید کربن و سرب به ما هدیه می دهند، نمی توان فرار کرد.

در کنار تمام معضلات جسمی که نتیجه آلودگی هوا است، روان ما نیز قربانی این چتر سیاه شده. در ادامه «حسن عسگری فر»، روانشناس در مورد این معضل بزرگ و مرگ و میرهای ناشی از این مشکل از جنبه روانشناسی صحبت می کند.

چرا مشکل برای همیشه حل نمی شود؟

مقاله ها، تحقیقات، پژوهش ها، سمینارها و گفتگوهای زیادی هر سال در مورد حل فقط همین یک معضل، نوشته و برگزار می شوند و روی کاغذ خروجی های بسیاری هم دارند اما معضل همچنان سر جای خودش باقی است. البته بی تردید این به معنای کار نکردن و مدیریت نکردن و به فکر نبودن مسئولین نیست بلکه حاشیه های بسیاری این امر را غیرممکن می کنند.

وسعت و گسترش شهرنشینی، کثرت خودروها و موتورهای فاقد استاندارد و پرمصرف، سوخت های غیراستاندارد و عدم توجه مردم به سالم بودن خودروی شان و محدودیت امکانات هم چاشنی های باقی ماندن این وضعیت مخرب هستند. همچنین این عوامل، مدیریت شرایط موجود را در هاله ای از ابهام فرو برده است و همین ابهامات و مجهولات تاثیر کلانی بر بهداشت روانی آدم ها می گذارد.

آیا بهداشت روانی دارید؟

بهداشت روانی یعنی قبول این امر که «من می توانم شرایط پیرامونم را کنترل و آن را مدیریت کنم.» اما خلاف این امر یعنی باور اینکه در کنترل شرایط ناتوانم و این ناتوانی باعث ایجاد ترس درونی می شود که به دنبال آن، این افکار هم در ذهن فرد نقش می بندد «باید بنشینم تا ببینم چه پیش می آید و چه بلایی بر سرمان نازل می شود.» این به معنی زندگی در شرایط یا موقعیتی پر استرس و استمرار این احساس است که ناشی از عدم تاثیرگذاری «من» است.

چطور روی خلق ما تاثیر می گذارد؟

شاید بارزترین و مشهودترین علائم قابل مشاهده در کلان شهرهای آلوده، بروز علائم خلقی و رفتاری است. کمبود اکسیژن ایجاد کننده رخوت، سستی و بی حالی در افراد است اما کمبود اکسیژنی که دی اکسید کربن جایگزین آن شده باشد، ایجاد مسمومیت می کند! این مسمومیت خود مولد تحریک پذیری، عصبانیت، خشم، نوسان خلق، عدم مدیریت و کنترل شرایط روحی و افزایش پرخاشگری می شود.

پرخاشگری در کلان شهرها بیداد می کند!

بر اساس پژوهش های مدون و مشهودی که به کرات از طرف سازمان های مرتبط صورت گرفته، بخصوص در کلان شهرهای ما پرخاشگری و عدم کنترل خشم و عصبانیت بسیار بالاست. البته این امر جدای از عامل های دیگری مثل فشارهای اقتصادی، بیکاری و ترس از آینده است که جزو سایر عوامل موثر بر خشم به شمار می آیند.

همچنین کاهش تحمل و تحریک پذیری، به انعطاف رفتاری و سازگاری آسیب می زند و افراد متاثر از شرایط مسموم محل رفت و آمد و زندگی شان، رفتارهایی پرتنش و پرخاشگرانه نشان می دهند که به معنای مسمومیت سیستم عصبی و جلوگیری از انتقال درست پیام ها به مغز است. به همین دلیل واکنش های رفتاری، خلقی، فیزیکی و هیجانی غیرمتعارف و نابهنجار از طرف ساکنین این موقعیت ها بروز می کند.

ترس پنهانی خطرناک است!

جالب تر از مواردی که تا اینجا گفته شد، ترس های پنهانی است که از آگاه شدن از شرایط موجودی که در آن زندگی می کنیم حادث می شود. می شنویم که در شرایط آلودگی هوا ممکن است دچار آسیب هایی چون سکته های قلبی یا مغزی، مشکلات تنفسی یا اختلالاتی مثل تندخویی، پرخاشگری، تحریک پذیری و شرایط دچار شدن به استرس و اضطراب و غیره شویم و خود این امر مولد ترس و استرس است. فراموش نکنیم استرس مستمر از عوامل بسیار موثر در تضعیف سیستم دفاعی بدن است و چون استرس محصول شرایط اضطرابی است، ممکن است فرد را با مشکل اساسی مواجه کند.

خودبیمارانگاری چیست؟

«خود بیمارانگاری» یعنی ترس از بیمار شدن یا بیمار بودن که یک بیماری عصبی است که به نگرانی مفرط در مورد بیماری یا تندرستی خود اطلاق می شود. به بیان دیگر، تغییر غیرواقعی احساس ها و علائم جسمی که باعث نوعی وسواس فکری در باب بیمار بودن یا بیمار شدن است که یک بیماری جدی اطلاق می شود (البته عمدتا هیچ نشانه یا علامت واقعی هم وجود ندارد و این بیماری جزو گروه بیماری های روانشناختی است و به معنای ترس بی دلیل روانی است که علل ریشه ای ناخودآگاه دارد اما در مبحث ما، منظور، ترس از بیمار شدن با وجود علائم قابل مشاهده است)؛ یعنی شرایط مبهم و مجهول توان مدیریت ما را بر موقعیتی که در آن زندگی می کنیم، تضعیف می کند چون پارامترهایی وجود دارد که دست ما نیستند و همین فقدان کنترل شرایط ما را در مدیریت بحران یا مدیریت شرایط بهداشت روانی، تضعیف می کند و باور به بیمار شدن خود یا عزیزانمان را قوت می بخشد.

از سوی دیگر ترس از آسیب پذیری عزیزانی مثل فرزندان یا همسر و غیره و بخصوص در زنان باردار، ترس از آسیب جسمی یا روانی کودکی که در رحم دارند یا سقط جنین، در صورتی که استمرار داشته باشد یا شرایط اضطرابی و استرسی تشدید شود، می تواند موقعیت های وسواسی، اضطرابی و فرسایشی ذهنی و روانی را به وجود آورد.

همچنین به دنبال این ترس ها، واکنش های رفتاری نابهنجار را که خود تحکیم بخش شرایط روانی غیرمتعارف است، برای فرد یا افراد رقم می زند. مطلع شدن از خبرهای ضد و نقیضی که از منابع رسمی و غیررسمی در مورد مرگ و میرهای حاصل از شرایط بد آب و هوایی شنیده می شود، در تشدید شرایط دخیل بوده و بهداشت روانی افراد را به خطر می اندازد.

شایعه پراکنی چه عوارضی را به دنبال دارد؟

تروما یعنی ضربه یا آسیب روانی که بر اثر تجربه یک موقعیت به شدت آسیب زا به وجود می آید. البته گاهی نه خود موقعیت بلکه خبرهای درست و غلطی که به لحاظ عدم اطلاع رسانی درست، شکل و شمایل دیگری پیدا می کند و ما به آن شایعه می گوییم در این امر دخیل هستند.

این شایعات آنقدر قوت و قدرت پیدا می کنند که شکل واقعی به خود می گیرند و چون منابع اصلی در مقابل شیوع شایعه سکوت می کنند، باورپذیری شایعه را شدت می دهند. به عنوان مثال، افزایش مرگ و میر در شرایط آلودگی هوا یا آسیب پذیری بسیار زیاد مادران باردار و فرزندی که در رحم دارند و موارد مشابه همگی با توجه به بالا بودن منابع خبری نامعتبر (سایت ها، اپلیکیشن ها و روزنامه های زرد و غیره) می توانند حکم تروما یا ضربه روانی مهلک را برای افراد داشته باشند.

محیط خانه را آرام نگه دارید!

کشور ما رتبه نخست مرگ و میر در باب سکته های قلبی را دارد و معنی آن این است که شناخت موقعیتی که در آن زندگی می کنیم، مهم است. طبیعتا در شهرهای بزرگ و پر جمعیت، جدای از آلودگی هوا، آلودگی های صوتی و دیداری هم جزو محرک های قوی هستند که می توانند شرایط روحی ما را تحت الشعاع قرار دهند، پس مدیریت ارتباط و مدیریت شرایط حضور در بیرون از خانه بسیار مهم است؛ یعنی شاید ما مجبور به کار کردن در بیرون از خانه باشیم اما باید سعی کنیم در شرایط اضطرار، موقعیتی را فراهم آوریم که حضور در منزل و در کنار هم بودن باب میل و جذاب باشد (یعنی برای فرار از منزل به محیط های آلوده پناه نیاوریم.)

اعضای یک خانواده باید مشوق و حمایتگر هم باشند، پس برای حضور کمرنگ تر در بیرون از منزل که گاهی اجتناب ناپذیر است، فضای خانه و ارتباطات بین فردی را گسترش بدهیم و پر رنگ کنیم. کنار گذاشتن گوشی های همراه در منزل و افزایش توجهات عاطفی، ارتباطات بین فردی اعضا را گسترش می دهد و خانه را محیطی امن و جذاب می کند. افراد و به خصوص آنهایی که بیرون از خانه کار می کنند، ناخواسته بیشتر در موقعیت های آسیب زا هستند، پس در صورت مشاهده تغییرات خلقی در آنها کمی صبور باشید تا شرایط خلقی افراد رد منزل ترمیم شود. همچنین نسبت به پرخاشگری های آنی و لحظه ای افراد در چنین موقعیت هایی مقابل به مثل نکنیم.

مراعات خانم های باردار لازم است

در صورتی که خانم بارداری در جمع حضور دارد از بیان اطلاعاتی که منبع مشخصی ندارند و صرفا شایعه محسوب می شوند به جد خودداری کنیم، چرا که این شایعات باعث بروز اضطراب در او می شود. تنهایی در روزهای آلوده به شما آسیب می رساند! زندگی شهرنشینی و وسعت مناطق آلوده، دیگر جایی به نام مناطق خوش آب و هوا برای ما باقی نمی گذارد، پس سعی کنید به جای بیرون رفتن از منزل، در جمع خانوادگی بودن را انتخاب کنیم.

فراموش نکنیم هر چه ما تنهاتر باشیم، آسیب پذیرتر هستیم و هر چه کثرت ارتباطی، به خصوص ارتباطات فامیلی داشته باشیم، احساس امنیت و رضایت بیشتری می کنیم و به همان نسبت ترس های پنهان مان، کمرنگ تر می شود.

از خودتان مراقبت کنید تا بقیه هم مراقب باشند

نکات زیادی برای داشتن خانواده آرام و خوشحال وجود دارد اما در شرایط بحرانی آلودگی هوا بعضی از این نکته ها بیشتر به کار می آیند. یک یاز مواردی که برای داشتن خانواده سالم و آرام به آن توصیه شده این است که هر یک از اعضای خانواده برای خودشان وقت بگذارند. در شرایطی که بحرانی است می توان وقت گذاشتن را به طور مشخص به معنی مراقبت از سلامت فردی تعبیر کرد. شاید فکر کنید هر کسی می داند که باید از خودش مراقبت کند اما وقتی پای خانواده وسط باشد معنی مراقبت از خود هم تغییر پیدا می کند.

اگر هر کدام از اعضای خانواده خودشان را موظف کنند تا نکات مربوط به سلامت را رعایت کنند در وهله اول ترسی که از بیماری خودشان دارند را کاهش خواهند داد و بعد باعث تخفیف این استرس در اطرافیان شان می شوند. با خودمراقبتی خیال همه اعضای خانواده راحت می شود که در مقابل هوای آلوده می توان خطرات تهدیدکننده خود و خانواده شان را کاهش دهند.

از طرف دیگر وقتی اعضای جوان تر و حتی کوچکتر خانواده شاهد دقت نظر و مراقبت های اعضای بزرگتر خانواده باشند نوعی فرهنگ سازی در آنها اتفاق می افتد که می تواند امنیت خاطر نسل بزرگسال بعدی، یعنی همین جوان ترهای امروزی را در شرایط بحرانی تامین کند.

هیچ چیز به اندازه احساس نداشتن راه حل نمی تواند ترس را در وجود افراد جا بیندازد و خودمراقبتی این ترس را از بین خواهد برد. در شرایط بحرانی نگذارید ترس و وحشت به دل تان رسوخ کند، توصیه های بهداشتی را رعایت کنید و علاوه بر اینکه این توصیه ها را به کار می گیرید بنشینید و با اعضای خانواده هم راجع به برطرف کردن نگرانی ها صحبت کنید. آرام شدن راحت تر از چیزی است که به نظر می رسد!

دانشمندان مشهور در سال 2015

دانشمندان مشهور در سال 2015

به روال هر سال، نشریه علمی «نیچر» 10 چهره برتر دنیای علم امسال را انتخاب کرد. در کنار هفت دستاورد تحقیقاتی شگرف (شامل اصلاح ژنتیکی جنین انسان، عصب های مصنوعی، ملاقات با پلونو، باستانشناسی ژنتیکی، ابررسانای گرم، زیست شناسی سنتزی برای تولید مواد مخدر و رهیافت جدید برای روش تحقیق)، سه موضوع به ظاهر غیرعلمی نیز جزو مهمترین رویدادهای علمی سال انتخاب شده اند: پیمان آب و هوایی پاریس، توافق هسته ای ایران با 1+5 و افشای آزارهای جنسی در دانشگاه برکلی. اگر شما هم مانند «کارل ساگان» فقید اعتقاد داشته باشید که «علم پیشگان، جهان اطراف را بررسی می کنند تا بشر بتواند بهتر زندگی کند»، با ما هم عقیده خواهید بود که سه مورد آخر، مهمترین دستاورد امسال دانشمندان، برای زندگی بهتر روی این سیاره خاکی است.

نگهبان اقلیم

کریستینا فیگوئرز/ دبیر اجرایی پیمان آب و هوایی، سازمان ملل متحد

پس از پنج سال تلاش، سفر به کشورهای مختلف و ملاقات با فعالان زیست محیطی، تجار و دولتمردان، «کریستینا فیگوئرز» (Christiana Figueres) توانست مقامات سیاسی 195 کشور جهان را در پاریس متقاعد کند که گرمایش زمین را به کمتر از دو درجه سانتیگراد محدود کنند. این موفقیتی عظیم برای این دیپلمات 59 ساله اهل کاستاریکاست.

سابقه سیاسی قوی خانواده فیگوئرز، کریستینا را مدیری بالفطره بار آورده است. پدرش پس از رهبری انقلاب مردمی سال 1948 (1327)، به عنوان نخستین رییس جمهور کاستاریکا سوگند یاد کرد. برادر کریستینا در دهه 1990 (1370) به ریاست جمهوری این کشور رسید و مادرش نیز چند دوره نماینده مردم در کنگره بود. با این حال کریستینا تصمیم گرفت از حاشیه امن خانواده اش در کاستاریکا دور شود و به حل معضلات زیست محیطی بین المللی بپردازد.

فیگوئرز در خاطراتش انقراض نوعی وزغ بومی کاستاریکا را عامل روی آوردن به فعالیت های زیست محیطی می داند و می گوید: «وقتی که جوان تر بودم این وزغ در منطقه حفاظت شده «جنگل ابر» (Monteverde) زندگی می کرد اما افزایش دمای محیط به نابودی آن انجامید. با خودم فکر کردم که دخترم دیگر نمی تواند این وزغ را ببیند. این شد که به مطالعه درباره این اتفاقات پرداختم و وقتی چشم باز کردم که زندگی ام با تغییرات اقلیمی عجین شده بود.»

البته فعالیت های زیست محیطی او همیشه با موفقیت همراه نبوده است. پس از بی توجهی دولت کاستاریکا و کشورهای منطقه به وضعیت محیط زیست، فیگوئرز به ایالات متحده رفت و سازمانی غیرانتفاعی در واشنگتن دی سی تاسیس کرد تا نمایندگان آمریکای لاتین را در معاهده آب و هوای تازه تاسیس سازمان ملل متحد شرکت دهد.

همزمان در نقش مذاکره کننده آب و هوایی غیردولتی به نمایندگی از کاستاریکا در جلسات معاهده حضور یافت و راه را برای حضور دیگر فعالان زیست محیطی در هیات های اعزامی کاستاریکا باز کرد. با افزایش فعالیت فیگوئرز در جمع منشیان و دبیران اداره کننده جلسات، آرام آرام به لقب «کار راه انداز» مشهور شد و در نهایت در سال 2010 (1379) به سمت دبیر اجرایی معاهده تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد منصوب شد.

فیگوئرز در شرایطی حساس و پس از کنفرانس مایوس کننده کپنهاگ 2009 (1388) هدایت فعالیت های آب و هوایی بین المللی را به عهده گرفت. تا پیش از آن، اغلب فعالیت های دبیرخانه معاهده آب و هوایی سازمان ملل متحد روی همکاری با دولت های مرکزی کشورها متمرکز بود اما فیگوئرز دامنه ارتباطات را به دولت های محلی و منطقه ای، سازمان های غیردولتی زیست محیطی و بخش تجاری گسترش داد و پس از پنج سال تلاش توانست اختلاف عمیق بین کشورهای ثروتمند و فقیر را که عامل اصلی شکست مذاکرات قبلی بود تا حد قابل توجهی در کنفرانس پاریس کاهش دهد. البته توافق اقلیمی پاریس هنوز با شرایط ایده آل فاصله دارد اما به مراتب بهتر از هیچ است.

سرآشپز ابررساناها

میخائیل ارمتس/ فیزیک ابررسانا، انستیتو ماکس پلانک، آلمان

در دهه های 1970 (1350) و 1980 (1360)، «میخائیل ارمتس» (Mikhail Eremets) پژوهشگر جوانی بود که در انستیتو فیزیک فشار بالا در خارج از مسکو فعالیت می کرد و از همان زمان به تکرار آزمایش ها و پژوهش هایش عادت کرد. او بارها و بارها محیط های بسیار پرفشار مانند مرکز زمین را شبیه سازی کرد تا بفهمند مواد در آن شرایط چطور رفتار می کنند. برای این کار او نمونه های کوچکی از مواد مختلف را بین دو سر الماس فشار می داد. نتایج این آزمایش های شگفت انگیز و طولانی، هرگز مورد توجه کمیته فیزیک جایزه نوبل قرار نگرفت.

در پاییز 2014 (1393) رمتس و همکارانش در انستیتو «ماکس پلانک» نشانه هایی ثبت کردند که سولفید هیدروژن (گاز بدبویی که عامل بوی تخم مرغ فاسد است) تحت فشار به ابررسانا تبدیل می شود و می تواند در دمای باورنکردنی 190 کلوس (منفی 83 درجه سانتیگراد) جریان الکتریکی را بی هیچ مقاومتی منتقل کند. در مرداد ماه گذشته او و همکارانش توانستند ابررسانایی سولفید هیدروژن را در دمای 203 کلوین (منفی هفتاد درجه سانتیگراد) آزمایش کنند. این دستاورد جهش بزرگی در دستیابی به ابررسانایی در دمای معمول است. برای مقایسه، گرم ترین ابررسانای شناخته شده سیستم اکسید مس تحت فشار است که تا دمای زیر 164 کلوین (منفی 111 درجه سانتیگراد) جریان الکتریکی را بی هیچ مقاومتی منتقل می کند.

هر چند هنوز هیچ گروه مستقل دیگری نتوانسته نتایج گروه ارمتس را تایید کند اما او و همکارانش در حال برنامه ریزی برای مراحل بعدی پژوهش خود هستند. این که چگونه می توان ترکیبات شیمیایی دیگری به سولفید هیدروژن افزود تا ابررسانایی در دمای اتاق اتفاق بیفتد و این ویژگی شگفت انگیز راه خود را به زندگی روزمره مردم باز کند.

شکارچی پلوتو

آلن استرن/ علوم سیاره ای، مرکز تحقیقاتی ساوت وست، کلرادو، ایالات متحده

پژوهشگر اصلی ماموریت «نیوهورایزنز» (افق های نو) ناسا، «آلن استرن» (Alan Stern) در تیر ماه گذشته شبی بیشتر از سه ساعت نمی خوابید. در چهاردهم ژوییه (23 تیر) گذشته، فضاپیمای کوچک ناسا پس از سال ها سفر میان سیاره ای، به سیاره کوتوله پلوتو رسید و در نزدیکترین حالت از فاصله 12 هزار و 504 کیلومتری سطح آن گذشت.

تصاویر، طیف نگاری ها و دیگر داده های علمی نیوهورایزنز، برای نخستین بار چشم بشر را به دنیای یخ زده و شگفت انگیز پلوتو و «کارن» باز کرد و خستگی ربع قرن تلاش های استرن را زدود.

استرن و همکارانش نخستین بار در سال 1989 (1368) برنامه ملاقات با پلوتو را به ناسا پیشنهاد دادند اما در سال 2000 (1379) ناسا به خاطر کسری بودجه طرح شان را رد کرد اما آنها مایوس نشدند و وقتی کنگره ایالات متحده بودجه ناسا را افزایش داد، گروه استرن طرح چند میلیارد دلاری اولیه را طوری تغییر دادند که با کمترین تجهیزات علمی و پایین ترین هزینه بتوانند آن را به نتیجه برسانند.

در ژانویه 2006 (دی 1384) فضاپیمای نیوهورایزنز با هزینه 720 میلیون دلار، سفر طولانی خود را آغاز کرد. مهمترین ابزار علمی نصب شده روی دستگاه، دوربین عکاسی با فوکوس لیزری بود که تصاویری با وضوح بالا تهیه می کرد. پس از 10 سال و نیم، نیوهورایزنز در چهاردهم ژوییه 2015 (23 تیر 1394) به پولوتو رسید و چشم انداز بی نظیر این دنیای یخ زده را آشکار کرد.

دانشمندان از دیدن کوه های یخی به ارتفاع چهار هزار متر، رمل های روان و جوی رقیق که آسمانی آبی رنگ در سطح پلوتو ایجاد می کند به وجد آمدند اما این قلب سفید پولوتو بود که مورد توجه عموم مردم قرار گرفت. دشتی صاف و پوشیده از یخچال های شش ضلعی، که شکل قلب را تداعی می کرد.

به خاطر محدودیت های ارتباطات رادیویی، ارسال اطلاعات گردآوری شده از پلوتو تا یک سال دیگر طول می کشد و پس از آن، تا اول ژانویه 2019 (11 دی 1397) که نیوهورایزنز به مقصد بعدی خود در «کمربند کوئیپر» می رسد، اتفاق خاصی در این ماموریت نمی افتد.

برخی پژوهشگران تیم نیوهورایزنز از هم اکنون به افسردگی پس از ملاقات با پلوتو (!) دچار شده اند؛ اما استرن با اشتیاق و انرژی بیشتر به فعالیت هایش ادامه می دهد. او پیوسته در کنفرانس های مختلف حاضر می شود و در مورد یافته های نیوهورایزنز صحبت می کند. علاوه بر آن به طور منظم به آژانس فضایی اروپا می رود تا با هدایت ابزار طیف نگار فرابنفشی که روی فضاپیمای «رُزنا» نصب کرده اسرار دنباله دارها را رازگشایی کند.

ویراستار جنین

جان جیو هوآنگ/ زیست شناسی مولکولی، دانشگاه سان یات سن، گوانگ ژو، چین

در فروردین ماه گذشته، «جان جیو هوآنگ» (Junjiu Huang) نخستین مقاله علمی جهان را با موضوع «نتایج تغییرات ژنتیکی در جنین انسان» منتشر کرد. خبر این پیشرفت شگرف در فناوری «ژن ادیتینگ» (gene-editting) به معنای «اصلاح ژنتیکی» به سرعت در صدر تیترهای خبری قرار گرفت و بحث های داغی را درباره اخلاقی بودن استفاده از این روش به راه انداخت اما برخلاف بسیاری از دانشمندان، هوآنگ که فردی فروتن و آرام توصیف شده، ترجیح داد خودش را از این بحث ها دور نگاه دارد.

هوآنگ و همکارانش در دانشگاه «سان یات سن» (Sun Yat-sen) در پژوهش خود از روش «CRISPR-Cas9» استفاده کرده اند؛ ابزاری پرقدرت که می توان آن را طوری برنامه ریزی کرد که دی ان ای را دقیقا در توالی های مشخص شده تغییر دهد و همین ویژگی باعث گسترش استفاده از این روش در آزمایشگاه های زیست شناسی شده است. هوآنگ با این هدف به بررسی اصلاح ژن های جنین انسانی پرداخت، روشی که به کمک آن، نه تنها می توان مشکلات ژنتیکی مربوط به بیماری هایی چون سرطان یا دیابت را آشکار کرد، بلکه می توان عملکرد ژن ها حین تحولات جنینی را نیز زیر نظر گرفت.

هوآنگ در آزمایش خود ژن مسئول اختلال خونی «تالاسمی بتا» را اصلاح کرد و از جنین هایی اضافی (در آزمایشگاه های ناباروری) بهره گرفت که به تولد نوزادان زنده منجر نمی شد. نتایج مقاله نشان داد که جهش های ژنتیکی غیرمنتظره متعددی در این روش اتفاق می افتد. هوآنگ می گوید: «هدف ما از انتشار نتایج این تحقیق این بود که همه بدانند این روش به چه اتفاقاتی منجر می شود و تا وقتی ایمن بودن آن اثبات نشده، جلوی استفاده گسترده از آن گرفته شود. ما می خواستیم کار به بحث های اخلاقی نکشد.»

اما آنچه اتفاق افتاد دقیقا خلاف انتظار هوآنگ بود. بحث های متعاقب انتشار مقاله، جامعه علمی را چند قطبی کرد و به شکل گیری چندین گردهمایی و هم اندیشی منجر شد که مهمترین آنها اجلاس بین المللی واشنگتن دی سی در دسامبر (آذر) گذشته بود. مهمترین نتیجه این اجلاس که مورد اجماع شرکت کنندگان قرار گرفت این بود که ژن ادیتینگ هنوز برای تغییرات در جنین های انسانی و تولد نوزدان اصلاح شده آماده نیست؛ ضمن آن که این نگرانی وجود داردکه برخی مراکز درمان ناباروری بدون مجوز از این روش تکمیل نشده استفاده کنند. هر چند برخی دانشمندان معتقدند می توان از این روش در پروژه های تحقیقاتی بهره گرفت اما در مقابل، عده ای خطر آن را به قدری زیاد می دانند که اصرار دارند برای پیشگیری از هر لغزش و اشتباهی استفاده از آن ممنوع شود.

هوآنگ پیش بینی می کند که به خاطر خطرهای احتمالی، پنجاه تا صد سال دیگر طول می کشد تا نخستین نوزاد اصلاح شده ژنتیکی به سلامت متولد شود اما از کجا معلوم که این پیش بینی درست باشد؟ تا همین 10 سال پیش، کسی حتی روش «CRISPR» را نمی شناخت.

زبان گویای زنان

جوآن شمِلز / دبیر کمیته وضعیت زنان، جامعه نجوم آمریکا

امسال برای «جوآن شملز» (Joan Schmelz) سال مهمی بود. این فیزیکدان خورشیدی در سال های 2009 (1388) سال 2015 (1394) دبیر کمیته وضعیت زنان در جامعه نجوم آمریکا بود. او با پرونده های متعددی از آزارهای جنسی زنان پژوهشگر سر و کار داشت اما امسال وضعیتش فرق می کرد چرا که بسیاری از دختران جوان قربانی فردی خاص بودند.

شملز پس از تلاش بسیار توانست چهار نفر از این دختران را قانع کند تا رسما شکایت کنند. ماجرا رسانه ای شد و در نهایت، «جف مارسی» (Geoff Marcy) اخترشناس معروف دانشگاه کالیفرنیا – برکلی و یکی از پیشروترین شکارچیان سیارات فراخورشیدی، مجبور به استعفا شد. هر چند امسال رویدادهای دیگری مثل اظهارنظر سخیف «نیم هانت» (برنده جایزه نوبل) درباره بانوان فعال در آزمایشگاه هم رسانه ای شد و هانت پس از اعتراض های گسترده جامعه علمی رسما پوزش خواست اما استعفای مارسی می تواند نقطه عطفی در جدال برای برابری جنسیتی در دنیای علم باشد.

تلاش های پشت پرده شلمز برای افشای آزارهای جنسی مارسی، موجی از بحث های اخلاقی را (حداقل در جوامع نجومی) به راه اندخته است. شملز که خودش هم قربانی آزارهای جنسی استاد راهنمایش بود، در سال 1991 (1370) و پس از این که یکی از نامزدهای دادگاه عالی ایالات متحده به اتهام آزار جنسی کناره گیری کرد، تصمیم گرفت هرگز در برابر این موضوع سکوت نکند.

تمام اینها در حالی بود که شلمز در پروژه های علمی متعددی نیز مشارکت داشت و هم اکنون چند ماهی است که در مقام جانشین مدیر رصدخانه «آریسیو» مسئولیت اداره بزرگترین رادیوتلسکوپ تک بشقابی جهان را به عهده دارد.

انقلاب تخمیر

کریستینا اسمولک/ زیست شناسی سنتزی، دانشگاه استنفورد، کالیفرنیا، ایالات متحده

اوایل سال 2015 (زمستان 1393) «کریستینا اسمولک» (Christina Smolke) در رقابتی تنگاتنگ با برترین آزمایشگاه های زیست فناوری، تلاش می کرد مخمرهای جدیدی بسازد که مواد مخدر تولید کنند. مخدرها یا همان داروهای قوی تسکین دهنده درد، کاربردی حیاتی در پزشکی دارند و در حال حاضر صرفا از گیاه خشخاش حاصل می شوند که بازدهی پیش بینی پذیری ندارد.

پژوهشگران در جستجوی روشی پایدار برای تولید مخدرها، با چالشی سخت روبرو شدند؛ کسی نمی توانست آنزیم تبدیل کننده «رتیکولین» (reticuline)، یکی از اجزای اصلی سازنده مورفین و دیگر مواد مخدر را شناسایی کند.

در حالی که بیشتر آزمایشگاه ها برای شناسایی رتیکولین، روی جدا کردن مستقیم آن از مواد مخدر متمرکز شده بودند، اسمولک و همکارانش در دانشگاه استنفورد، به سراغ بانک های اطلاعاتی ژنتیکی رفتند و به جستجوی توالی هایی پرداختند که به نظر می رسید در متابولیسم رتیکولین نقش دارند.

پس از بررسی چندین نوع خشخاش مختلف، آنها ژن مورد نظر را یافتند و نسخه مصنوعی از آن را با ماشین ساختند؛ به این شکل که ماشین، کد ژنتیکی مورد نظر را مولکول به مولکول کپی برداری کرد. در مرحله بعد، ژن مصنوعی به مخمر تزریق شد و مخمر، ماده مخدر ترشح کرد.

آزمایشگاه اسمولک توانست با شناسایی 23 ژن مختلف از گیاهان، پستانداران، باکتری ها و مخمرها، نخستین ماده مخدر را با استفاده از زیست شناسی سنتزی تولید کند. این، برای بانوی پژوهشگر 40 ساله موفقیت بزرگی است چرا که نشان می دهد چطور می توان میکروب ها را به کارخانه های داروسازی تبدیل کرد.

صد البته الین دستاورد نگرانی هایی را بابت سوءاستفاده های احتمالی برانگیخته اما کارشناسان، قوانین محدودکننده فعلی را تا آینده ای نزدیک کافی می دانند. برخی مخالفان می گویند وقتی طبیعت به خوبی چنین مولکول های پیچیده ای را در گیاهان تولید می کند، استفاده از روش های زیست شناسی سنتزی بی معناست؛ اما اسمولک امیدوار است با این روش، داروهای مخدر بدون عوارض جانبی مانند اعتیاد (!) تولید کند.

باستانشناس ژنتیکی

دیوید رایش/ ژنتیک، دانشکده پزشکی هاروارد، ماساچوست، ایالات متحده

تاریخ 30 ساله «ژنتیک باستانی» (باستانشناسی ژنتیکی) بیشتر به کشف نمونه های فوق العاده نادر استخوان با دندان سپری شده تا دی ان ای کافی برای مطاله انسان های باستانی یافت شود اما امسال «دیوید رایش» (David Reich) ثابت کرد که می توان با بررسی مجموعه های ژنتیکی باستانی به مرور تاریخ بشر نیز پرداخت.

رایش و همکارانش در دانشکده پزشکی ها وارد نشانه های مرتبط با مهاجرت های وسیع، گسترش کشاورزی و ریشه های زبان های مختلف را در ژنوم های باستانی آشکار کرده اند. در آبان ماه این گروه با انتشار اطلاعات ژنتیکی 230 انسان که طی هشت هزار سال گذشته در اروپا و خاورمیانه زندگی می کردند، به بررسی تغییرات رنگ پوست، ایمنی در برابر بیماری ها و دیگر ویژگی های افراد پرداختند.

رایش برای دستیابی به آنچه «نظریه وحدت بزرگ» می نامد، مسیری طولانی پیموده است. او در دوره کارشناسی از جامعه شناسی به فیزیک تغییر رشته داد. در دوره دکترا به زیست شیمی علاقه مند شد و با پژوهش هایش در «ژنتیک جمعیت انسانی» اسم و رسمی برای خود به دست آورد. در اواخر دهه 2000 (1380). با کاهش هزینه های استخراج توالی ژنتیکی و دیگر پیشرفت های این حوزه، استخراج و تحلیل دی ان ای های باستانی به مراتب آسان تر شد. رایش فهمید که با تحلیل ژنوم تعداد زیادی از انسان ها می تواند تاثیر مهاجرت و پیوند نژدادهای مختلف را روی تغییرات ژنتیکی افراد بررسی کند.

در سال 2013 (1392) رایش آزمایشگاه اختصاصی خودش را که در مقیاس صنعتی و ویژه استخراج توالی بقایای باستانی طراحی شده بود، افتتاح کرد. او و همکارانش با بررسی نمونه های 66 انسان که در روسیه امروزی زندگی می کردند به این نتیجه رسیدند که حدود پنج هزار سال قبل بخش عظیمی از مردم «یامنایا» (مربوط به عصر برنز) طی مهاجرتی عظیم به اروپای غربی رفته اند. به تازگی آنها این فرضیه را مطرح کرده اند که مهاجرت بزرگ یامنایا، می تواند انشعاب زبان های هند و اروپایی را در اروپا و آسیا توضیح دهد. برخی کارشناسان تاثیر باستانشناسی ژنتیکی نوین را به اختراع ابزارهایی چون میکروسکوپ تشبیه کرده اند.

انقلاب تحقیق

برایان نوزک/ روانشناسی تجربی، بنیانگذار مرکز علم آزاد COS

وقتی «برایان نوزک» (Brian Nosek) دانشجوی تحصیلات تکمیلی روانشناسی تجربی بود، روی آزمون «تداعی ضمنی» (Implicit-Association Test) پژوهش می کرد تا تمایلات و پیش فرض های ناخودآگاه افراد را آشکار کند. اجرای آزمون به این شکل است که مثلا وقتی اسم یک مرد روی نمایشگر ظاهر می شود، کلید سمت راست را فشار دهید و اگر نام یک زن ظاهر شد کلید سمت چپ. البته ساده ترین حالت آزمون نتیجه خاصی به همراه ندارد اما کافی استب رخی ویژگی ها یا شغل های معمول در مردان و زنان را در میان نام ها نشان دهید تا نتایج آرام آرام نمایان شوند.

مثلا در یک آزمون از داوطلبان خواسته شد برای عبارت «مدیر اجرایی» و نام «سوزان» کلید یکسانی را فشار دهند اما حتی لیبرال ترین داوطلبان هم مدتی مکث کردند تا بتوانند این کار را انجام دهند؛ به عبارت دیگر، هیچ کس نمی تواند صددرصد مستقل از پیش فرض هایش عمل کند.
آزمون های تداعی ضمنی، بسیار چالش برانگیز و مملو از اطلاعات اند، به همین دلیل توزک در سال 1998 (1377)، استادان راهنمایش را قانع کرد تا این آزمون را به شکل آن لاین برگزار کنند. هم اکنون سالانه بیش از یک میلیون نفر در این آزمون آن لاین شرکت می کنند و از نتایج آن، برای تحقیقات آموزش و مقاصد دیگر استفاده می شود.

اما توزک اهداف بزرگتری در سر داشت. او بارها دانشمندان را ترغیب کرده تا با استفاده از این آزمون، به پیش فرض های ناخودآگاه خود توجه کنند. او معتقد است اغلب پژوهشگران ناخودآگاه تحت تاثیر فرضیات خود قضاوت می کنند و رد پایاین پیش فرض ها را حتی می توان در تفسیرهای معمولی اطلاعات نیز مشاهده کرد. توزک در سال 2013 (1392) از هیات علمی دانشگاه ویرجینیا استعفا داد و مرکز علم آزاد COS را به راه انداخت، شرکتی غیرانتفاعی – که برخلاف تعریف رایج در کشور ما به شرکتی گفته می شود که قرار نیست سودرسان باشد – که روی بهبود روش های تحقیق تمرکز دارد. او همچنین برای بیش از پانصد نشریه علمی، راهنماهایی برای شفافیت و آزاد بودن دسترسی به اطلاعات تالیف کرده است.

اما چشمگیرترین دستاورد «سی او اس»، پروژه «بازتولید نتایج مقالات علمی» (Reproducibility Project) بود که با تکرار جزییات صد مقاله روانشناسی، اعتبار یافته های آنها را می سنجید. در پایان مشخص شد که هر چند 61 مورد از نتایج غیرقابل تکرار است اما اغلب یافته ها تکرارپذیرند. پروژه های بازتولید بعدی در حوزه های زیست شناسی سرطان، اکولوژی و علوم کامپیوتر انجام می شود.

دیپلمات هسته ای

علی صالحی/ رییس سازمان انرژی اتمی، ایران

در 23 تیر ماه 1394، جمهوری اسلامی ایران با شش قدرت جهانی و اتحادیه اروپا بر سر برنامه هسته ای این کشور به توافق رسیدند. اجرای کامل توافق مشهور به «برجام» از جانب طرفین، نه تنها به ادعاهای دروغین درباره برنامه هسته ای ایران پایان می دهد که این کشور را به یکی از بازیگران مهم در دنیای بین المللی علم بدل خواهد کرد. یکی از مهمترین عوامل دستیابی به این توافق، علی اکبر صالحی رییس سازمان انرژی اتمی ایران بود که در همکاری نزدیک با همتای آمریکایی خود، «ارنست مونیز» (وزیر انرژی) توانست جنبه های فنی این توافق را تثبیت کند.

صالحی که دانش آموخته دانشگاه آمریکایی بیروت و ام آی تی است، پس از پیروزی انقلاب در سال 1357 (1979) به ایران برگشت و به عضویت هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف درآمد اما فعالیت های دانشگاهی، مانع از حضور او در مشاغل دولتی نشد تا جایی که در دهه 2000 (1380) صالحی به چهره بین المللی برنامه هسته ای ایران بدل شد. علی اکبر صالحی به غایت مذهبی و مورد اعتماد نظام جمهوری اسلامی ایران است. او همچنین جزو معدود افرادی است که توانسته در دولت های راستگرا، میانه رو و اصلاح طلب پست های عالی دولتی داشته باشد.

دیپلمات های غربی، او را فردی به شدت وفادار به وطن و در عین حال مردی منطقی توصیف می کنند که در شرایط بحرانی می توان با او به مذاکره نشست. این چهارچوب فکری منطقی نوین و استعداد ذاتی او در «تعامل متقابل» بود که از طریق زبان علمی مشترک، امکان همکاری تاثیرگذار با ارنست مونیز را فراهم آورد.

ارباب مواد

ژنان بائو/ مهندسی شیمی، دانشگاه استنفورد، کالیفرنیا، ایالات متحده

در یک کلام «ژنان بائو» (Zhenan Bao) در حال تلفیق الکترونیک با بدن انسان است. این مهندس شیمی، یکی از بنیانگذاران حوزه مدارهای الکترونیک آلی انعطاف پذیر و نازکی است که امید می رود به زودی در ساخت اندام های مصنوعی و ابزارهای پزشکی به کار گرفته شوند.

بائو جزو نخستین دانشمندانی است که توانسته پوست مصنوعی را به حس لامسه مجهز کند. مقاله او و همکارانش که در اکتبر (هر) گذشته منتشر شد، از پوست انسان الهام گرفته بود که عصب های اختصاصی لامسه اش، با افزایش فشار، اطلاعات عصبی را سریع تر تولید می کنند و مغز این کد الکتریکی را به لامسه تفسیر می کند.

حسگرهای لامسه مصنوعی پیشین، نیازمند ابزارهای خارجی پرمصرفی برای تولید این کدهای الکتریکی بودند اما در مدل بائو، فشار حاصل از لامسه در فرکانس نوسان ریزمدارهای نانولوله های کربنی اختلال ایجاد کرده و خود به خود سیگنال های مناسب را تولید می کند.

این فناوری فقط منحصر به ساخت پوست مصنوعی نیست و می توان از آن برای ابزارهای پزشکی هم بهره گرفت؛ مثلا برچسبی نازک و تقریبا بی وزن از جنس نانولوله های کربنی ساخت که مثل چسب زخم به مچ دست بچسبد و ضربان قلب فرد را کنترل کند.

آمار جالب از بازی های کامپیوتری در ایران

آمار جالب از بازی های کامپیوتری در ایران

سایت تکنولوژیک Techcrunch اقدام به انتشار آماری جالب توجه از بازار بازی های موبایل در ایران کرده است که داده های آن را از طریق بررسی 837 گیمر موبایل و طراحان بازی موبایل بر روی شبکه پیام رسان لاین در تاریخ 2 تا 10 ژانویه به دست آورده است.

نکته ای که البته این سایت ذکر کرده است این است که بیشتر شرکت کنندگان در این پژوهش ناچار به استفاده از VPN بودند زیرا دسترسی به سرویس Survey Gizmo که برای این بررسی از آن استفاده شده است. به گفته این سایت نگاهی اولیه به این بازار مبهم- ایران- چندان جالب توجه و تاثیرگذار نیست.

تخمین ها نشان می دهد که در سال 2015 درآمدهای حاصل از بازی های موبایل طبق گزارش Newzoo تقریبا در حدود 39 میلیون دلار بوده است. این نشان دهنده آن است که از مجموع درآمدهای حوزه بازی در ایران که برابر با 194 میلیون دلار بوده است، سهم پلتفرم موبایل در حد 20 درصد بوده است که بسیار پایین تر از میانگین 30 تا 35 درصدی جهانی است. اما گویا این برآورد خوش بینانه است.

براساس همین محاسبات، به نظر می رسد که درآمد بازی های موبایل در سال 2016 به 44 میلیون دلار خواهد رسید. برای درک بهتر این موضوع، کافی است 100 میلیون  دلار دیگر به آن اضافه کنید تا به رقم درآمدهای حاصل از بازی های موبایل در کشور ترکیه در همسایاگی ایران و تقریبا با همان نسبت جمعیتی برسید. درآمدهای ترکیه تقریبا سه تا چهار برابر بیشتر از بازار ایران است.

اکثریت جمعیت 80 میلیون نفری ایران (در حدود 60 درصد) زیر 30 سال هستند در نتیجه چندان تعجبی ندارد که 67 درصد گیمرهای موبایل زیر 24 سال باشند. ایران همچنین بالاترین نرخ سواد نسبت به جمعیت را در دنیا دارد در نتیجه باز هم تعجبی ندارد که 63 درصد از گیمرهای موبایل در ایران دانش آموز باشند. 80 درصد از این افراد مجرد بوده و ازدواج نکرده اند و گزارش ها حاکی از آن است که در حدود نیمی از آنها (47 درصد) درآمدی کمتر از 571 دلار در ماه دارند.

این ها همه نشان می دهد که مقایسه بازار ایران در بازی های موبایل با عربستان سعودی نیز چندان چنگی به دل نمی زند. آمار ایران بیشتر به مصر نزدیک است که شباهت بسیاری به ایران در جمعیت و قدرت مصرف دارد. اما بخشی از این موضوع به طراحان و توسعه دهندگان بازی (در سطح جهانی) باز می گردد که محصولات خود را به زبان مادری ایران یعنی فارسی ارائه نمی کنند. 87 درصد از گیمرهای ایرانی اشاره کرده اند که بازی های خود را به زبان انگلیسی انجام می دهند. این موضوع به نظر ارتباط زیادی با فاکتورهای اقتصادی- اجتماعی دارد.

در مورد درآمدها و پرداخت های حاصل از بازی، طراحان بین المللی به دلیل تحریم ها قادر به محلی سازی درگاه های پرداخت در ایران به ویژه شتاب و شاپرک نیستند. این موضوع مشکلات زیادی را برای گیمرهای ایرانی که اغلب جوان، مجرد و کم درآمد هستند ایجاد کرده است.

تقریبا یک نفر در هر پنج نفر- حدود 19 درصد- از گیمرهای ایرانی هر ماه اقدام به انجام خریدهای داخل بازی یا in-game می کنند. سایر تراکنش ها از طریق فروشگاه های ثانویه ای صورت می گیرد که به نوعی با درگاه های پرداخت محلی ایران همگام هستند. 60 درصد از این گیمرها در ماه کمتر از پنج دلار و 19 درصد بین پنج تا 20 دلار در ماه برای بازی ها هزینه می کنند.

یک درصد از گیمرها بین 85 تا 142 دلار در ماه و تنها یک درصد بیش از 285 دلار در ماه هزینه بازی کردن می کنند و در فاصله بین این دو دامنه تقریبا هیچ چیزی وجود ندارد. بازار بازی های پولی اما به نظر وضعیت بهتری دارد زیرا 30 درصد از گیمرها اشاره کرده اند که به این بازی ها مشغول هستند و حدود 30 درصد دیگر نیز اشاره کرده اند که حداقل ماهی یک بار این دست از بازی ها را انجام می دهند.

در مورد مجموع کل استفاده از بازی های موبایل، 67 درصد از گیمرهای ایرانی چندین بار در روز مشغول بازی کردن هستند و 19 درصد حداقل روزی سه ساعت بازی می کنند و 34 درصد بین یک تا سه ساعت مشغول بازی هستند. 84 درصد این گیمرها از دستگاه اندروید استفاده می کنند و 13 درصد از دستگاه های iOS.

عوامل مهم انتخاب بازی از سوی گیمرها عبارتند از: توصیه ها زبانی و کلامی است (حدود 52 درصد)، رنکینگ یا رتبه بندی بازی (47 درصد) و اخبار و مقالات در مورد آن بازی (28 درصد) است.

ژانر انتخاب بازی ها نیز به ترتیب عبارت است از اکشن (52 درصد) و استراتژی (49 درصد). در ادامه نیز ژانرهای ورزشی (30 درصد)، مسابقه (23 درصد)، پازل (17 درصد) و ژانر arcade (15 درصد) قرار دارند.