برندهای مطرح سال 2018 در شبکه های اجتماعی

برندهای مطرح سال 2018 در شبکه های اجتماعی

در سال گذشته، وقایع بی‌شماری در شبکه‌های اجتماعی رخ داد: فیس‌بوک توانست تعداد نسبتا زیادی از کاربران اسنپ چت را به سمت اینستاگرام بکشاند، رئیس‌جمهور ایالات‌متحده آمریکا مواضع سیاسی رسمی خود را از توییتر به گوش همگان رساند و اپل نیز برنامه‌های خود برای تغییر نحوه تعامل ما با دستگاه‌های موبایل را اعلام کرد.

اما در سال 2018 قطعا شاهد تغییرات بسیار بیشتری در شبکه‌های اجتماعی خواهیم بود. زیرا که پیشرفت‌های صورت گرفته در فناوری روی شبکه‌های اجتماعی نیز تاثیر خواهند داشت. در ادامه 10 ترند برتر شبکه‌های اجتماعی در سال 2018 را با هم مرور خواهیم کرد.

1. رشد واقعیت افزوده

شرکت اپل در اولین مراسم خود در سالن تئاتر استیو جابز، دو گوشی آیفون 8 و X را معرفی کرد. هر دو این گوشی‌ها به چیپ‌هایی مجهز هستند که به کاربران امکان تجربه کردن واقعیت افزوده را می‌دهد. درحالی‌که واقعیت افزوده هنوز در ابتدای راه خود برای تأثیرگذاری روی گیمینگ موبایل قرار دارد، احتمالا این فناوری به‌زودی راه خود به سمت شبکه‌های اجتماعی را نیز پیدا خواهد کرد.

برای مثال، این امر محتمل است که سرویس‌هایی مانند اسنپ چت و اینستاگرام به‌زودی از فیلترهای پشتیبانی کنند که به کاربران اجازه می‌دهد از طریق واقعیت افزوده با یک دوست یا سلبریتی موردعلاقه خود سلفی بگیرند. همچنین، برندها نیز می‌توانند از طریق فیلترهایی خاص محصولات خود را درون خانه کاربران شبکه‌های اجتماعی به نمایش بگذارند.

2. افزایش محبوبیت استوری اینستاگرام

بر اساس آمارها، ماهیانه حدود 200 میلیون نفر از استوری اینستاگرام استفاده می‌کنند که این آمار حدود 50 میلیون نفر بیشتر از کاربران استوری اسنپ چت است. البته این را نیز باید مدنظر داشته باشید که استوری اینستاگرام فقط حدود یک سال و اندی است که به بازار عرضه شده است. اگر رشد بخش استوری به همین منوال ادامه داشته باشد، پیش‌بینی می‌شود که در پایان سال 2018 حدود نیمی از کاربران اینستاگرام از قابلیت استوری استفاده کنند. این به این معناست که برندهایی که می‌خواهند با کاربران اینستاگرام تعامل برقرار کنند، باید به درک کامل و جامعی از قابلیت استوری این شبکه اجتماعی برسند.

3. ادامه سرمایه‌گذاری روی بازاریابی اینفلوئنسر

حدود 90 درصد از بازاریابانی که به سراغ استفاده از استراتژی‌های بازاریابی اینفلوئنسر رفته‌اند بر این باورند که این استراتژی موفقیت‌آمیز بوده است. کمپانی‌هایی مانند North Face، هاب اسپات و رولکس از بازاریابی اینفلوئنسر در شبکه‌های اجتماعی برای ارتباط با مخاطبان جدید و بهبود تعامل با مخاطبان فعلی استفاده می‌کنند.

در سال گذشته شاهد بودیم برندهایی که به سراغ استراتژی‌های سنتی تبلیغات رفتند، برای ارتباط با کاربران شبکه‌های اجتماعی به مشکل خوردند. در سال 2018 پیش‌بینی می‌شود که برندهای بیشتری به منظور پیدا کردن راهی جدید برای ارتباط با مخاطبانی که تمایل به نادیده گرفتن استراتژی‌های سنتی دارند، به سراغ استفاده از بازاریابی اینفلوئنسر بروند.

4. تمرکز روی نسل Z

تحقیقی که به‌تازگی توسط گولدمن ساکس انجام شده است نشان داد که نسل Z به نسبت نسل هزاره برای سازمان‌ها ارزشمندتر بوده است. امروزه، پیرترین‌های نسل Z فقط حدود 22 سال سن دارند. این نسل هنوز در ابتدای راه ورود به بازار کار است و گاهی نیز قدرت خرید بالایی دارد.

برندها به زودی متوجه این موضوع خواهند شد و سر پیکان استراتژی‌های شبکه‌های اجتماعی خود را به سمت نسل Z خواهند چرخاند. ما انتظار داریم که شبکه‌های اجتماعی مانند اسنپ چت و اینستاگرام در سال 2018 و سال‌های بعدازآن حساب ویژه‌ای روی نسل Z باز کنند.

5. افزایش مشارکت برندها در پلتفرم‌های پیام‌رسان

حدود 2.5 میلیارد نفر در سرتاسر جهان از پلتفرم‌های پیام‌رسانی مختلف استفاده می‌کنند و البته هنوز برندهای زیادی متوجه این سرمایه ارزشمند نیستند و همچنان برای ارتباط با مخاطبان خود دست از شبکه‌های اجتماعی بر نمی‌دارند. در سال 2018، انتظار می‌رود که برندها سرمایه و وقت بیشتری را روی ارتباط با مخاطبان از طریق اپلیکیشن‌های پیام‌رسان سرمایه‌گذاری کنند. هوش مصنوعی، دستیارهای صوتی و چت بات‌ها برندها را قادر می‌سازد تا تجربه‌ای شخصی‌سازی‌شده از خرید را در پلتفرم‌هایی مانند مسنجر، واتس‌آپ و کیک به مخاطبان خود ارائه کنند.

6. گسترس لایو استریم

لایو استریم که پیش‌ازاین یک نوآوری جدید محسوب می‌شد، اکنون به بخش لاینفک شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده است. امروزه، برندهای بزرگ و کوچک برای جلب‌توجه دنبال کنندگان به سمت استفاده از لایو استریم سوق پیدا کرده‌اند.

برای مثال، شرکت GORUCK که یک تولیدکننده کوله‌پشتی و سازمان دهنده مسابقات دوی استقامت است، نمونه‌ برندهای متوسطی است که توانسته با لایو استریم محتواهای جذاب در فیس‌بوک تعداد مخاطبان خود را بالا ببرد. برای مثال، هزاران دنبال‌کننده به مدت 48 ساعت آخرین مسابقه دوی استقامت پشتیبانی شده توسط این شرکت را تماشا کردند. در سال 2018 قطعا برندهای بیشتری بر اهمیت لایو استریم واقف می‌شوند و ویدئوهای زنده به بخشی از برنامه محتوایی ماهیانه آن‌ها تبدیل می‌شود.

7. بازاندیشی توییتر

توییتر در سال 2017 نتوانست تعداد کاربران خود را به میزان قابل‌توجهی افزایش دهد. درواقع، شبکه‌های اجتماعی مانند لینکدین، فیس‌بوک و اینستاگرام تماما دنبال‌کنندگان بیشتری به نسبت توییتر دارند. اما در سال 2018 احتمالا مدیران توییتر در مورد نحوه عملکرد این شبکه اجتماعی تجدیدنظرهایی را انجام دهند.

از جمله تغییرات محتمل در توییتر می‌توان به فروش آن به سرمایه‌گذاران خصوصی، تغییر در پلتفرم برای گنجاندن برخی عناصر اشتراکی دیگر و یا تجدیدنظر در مورد گزینه‌های تبلیغاتی اشاره کرد.

8. توجه بیشتر به پاتوق‌های دیجیتال

Houseparty یک پلتفرم ویدئویی است که روزانه توسط حدود یک میلیون نفر مورد استفاده قرار می‌گیرد. اغلب کاربران Houseparty را نسل Z تشکیل می‌دهند و از آن برای گپ زدن با دوستان خود استفاده می‌کنند. Houseparty چنان پلتفرم موفقی بوده است که حتی فیس‌بوک نیز اعلام کرده در حال تحقیق برای ایجاد قابلیتی مشابه در پلتفرم خود است.

همه ما می‌دانیم که اهمیت ویدئو در شبکه‌های اجتماعی به میزان چشمگیری افزایش یافته است و ویدئوهای گروهی زنده تکرار طبیعی این ترند هستند. قابل تصور است که در سال 2018 فیس‌بوک قابلیتی مشابه با Houseparty را معرفی کند و از این طریق بتواند کاربران زیادی را به سمت خود بکشاند. همان‌طور که اینستاگرام با معرفی قابلیت استوری چنین کاری را انجام داد.

9. معرفی قابلیت Spaces فیس‌بوک

فیس‌بوک فقط به قابلیت لایو استریم ویدئو علاقه‌مند نیست و این شرکت در حال کار روی پروژه‌ای به نام Spaces است که به افراد اجازه می‌دهد از طریق واقعیت مجازی با دوستان خود مرتبط شوند. این نکته را هم مدنظر داشته باشید که فیس‌بوک شرکت آکیلوس که یک شرکت فعال در زمینه سخت‌افزار و نرم‌افزار واقعیت مجازی است را نیز به تصاحب خود درآورده است و بنابراین عجیب نیست که این غول شبکه‌های اجتماعی در حال توسعه پلتفرمی برای بهره‌گیری از این فناوری جدید باشد.

فیس‌بوک احتمالا در سال 2018 از قابلیت Spaces رونمایی کند. اگر فیس‌بوک بتواند پروژه Spaces را با موفقیت به سرانجام برساند، این شبکه اجتماعی به اولین شبکه‌اجتماعی با محوریت واقعیت مجازی تبدیل می‌شود.

10. پذیرش بیشتر سیاست‌های دولتی از طرف شبکه‌های اجتماعی

بعد از وقایعی که در طی انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 آمریکا رخ داد، شبکه‌های اجتماعی دست دولت برای کنترل را بازتر گذاشته‌اند. برای مثال، فیس‌بوک به تازگی هزاران تبلیغات که به نظر می‎رسید با روس‌ها مرتبط هستند را غیرفعال کرده و سرمایه‌گذاری‌هایی را نیز روی هوش مصنوعی و اشکال انسانی مانیتورینگ انجام داده است.

با توجه به انتقادهای زیاد از شبکه‌های اجتماعی توییتر و فیس‌بوک در سال 2017، احتمالا این پلتفرم‌ها برای در امان ماندن از انتقادهای آینده، با آغوش بازتری سیاست‌های تحمیلی دولت را بپذیرند.

نتیجه‌گیری

تعداد ترندهای شبکه‌های اجتماعی که روی کاربران و برندها تاثیرگذار هستند در حال افزایش و قوی‌تر شدن است. احتمالا لایو استریم ویدئو و واقعیت مجازی به بازیگران اصلی صحنه شبکه‌های اجتماعی تبدیل شوند. همچنین، برندها به سمت استفاده از شبکه‌های اجتماعی جدیدتر مانند اینستاگرام و اسنپ چت سوق پیدا می‌کنند، زیرا که نسل Z بیشتر وقت خود را در این پلتفرم‌ها سپری می‌کند.

با معرفی آیفون‌های جدید، واقعیت افزوده این شانس را دارد که به بخشی از فرآیند شبکه‌های اجتماعی تبدیل شود. در نهایت، شبکه‌های مانند توییتر و فیس‌بوک برای در امان ماندن از گزند انتقادات سیاسی و ارائه تجربه بهتر به کاربران، خود را بیشتر با سیاست‌های دولت تطبیق خواهند داد.

استفاده از پارچه های طرح دار در دکوراسیون منزل

استفاده از پارچه های طرح دار در دکوراسیون منزل

دنیای پارچه‌ها، دنیای زیبایی است، پس از زیبایی آنها در دکوراسیون بهره ببرید. هر الگوی نقشینه‌ای دارای چهار بخش است: رنگ، مقیاس نقش یا اندازه نقوش، هم‌چنین نوع قالب شکلی آنها (نوع شکل هندسی‌ای که به آن نقش نزدیک است؛ مثلا دایره‌ای شکل‌اند یا…) و نوع جنس و بافت پارچه. برخی از نقوش، هندسی‌اند و برخی غیرهندسی و ارگانیک و یا نقوشی برگرفته از طبیعت هستند. نقوش چهارخانه را پیش از این بررسی کردیم و در اینجا با دو نقش پرطرفدار دیگر بیشتر آشنا می‌شویم: نقش هندسی راه‌راه و غیرهندسی گل‌دار.

نقوش گل‌دار یا طبیعت‌گرایانه (ارگانیک)

این نوع از الگوی نقشینه‌ای می‌توانند کاملا واقع‌گرایانه و یا ساده شده باشند. این نقش‌های دل‌انگیز در ترکیب با پارچه‌هایی با نقش هندسی از قبیل راه‌راه، زیگزاگ یا خال‌دار، جذابیت بسیاری برای چشم و دکوراسیون به ارمغان می‌آورند.

پارچه‌های گل‌دار به‌ویژه آنهایی که ریزنقش هستند، حال و هوایی زنانه و لطیف با خود دارند. از دیدگاه نمادشناسی، هر نقش گلی با خود پیامی دارد: گل‌های رز، پیام‌آور عشق و محبت‌اند به‌خصوص اگر به رنگ قرمز یا صورتی باشند. نقش لاله سفید، نماد بخشش و گذشت است، گل همیشه‌بهار و گل‌هایی شبیه به آن نماد بی‌گناهی، وفاداری و سرخوشی، نقش لیلی شیپوری، بیانگر عظمت و زیبایی، زنبق، نماد خبرهای خوش و خوش‌زبانی، هوشیاری، صبر و حوصله، گل‌های بنفشه، نماد سادگی، عشق و شفقت و شمعدانی‌ها نماد نجابت، اصالت، عزم و اراده هستند و گل میخک، سمبل غرور، افتخار و زیبایی. درهرحال، هر نقشی از گل، حاوی داستانی است که بر پارچه نشانده شده است،‌ ولی ویژگی لطافت در همه آنها مشترک است و همین حس را با خود به فضاهایمان می‌آورد.

اینجا، آنجا، هر جا گل!

اگر فرشی با گل‌های درشت در اتاقتان دارید و هم‌چنان می‌خواهید از پرده‌های گل‌دار استفاده کنید، بهتر است به پارچه‌هایی با نقش گل ریز و کوچک فکر کنید. به‌منظور تکمیل مجموعه زیبایتان، پوشش یکی از اجزای مبلمان را پارچه‌ای با نقش گل‌هایی در اندازه متوسط انتخاب کنید.

اگر گل‌های درشت و رنگین را ترجیح می‌دهید برای تکمیل دکوراسیون از پارچه‌های ساده در رنگی از رنگ‌های پارچه گل‌دارتان که بیشتر دوست دارید انتخاب کنید. از رنگ‌های خنثی موجود در زمینه پارچه برای رنگ‌آمیزی دیوار و دیگر اجزا و لوازم جانبی دکوراسیون استفاده کنید تا پارچه گل‌دارتان که این‌قدر دوستش دارید به زیبایی در فضایتان بدرخشد. اگر رنگ زمینه پارچه، تیره است، یکی از دیوارهای اتاق را (بهتر است کوچک‌ترین دیوار باشد) به آن رنگ درآورید.

راه دیگر انتخاب پارچه برای همراهی با پارچه گل‌دار این است که رنگی را برگزینید که بیشترین سهم را در رنگ‌آمیزی گل‌های پارچه دارد و پارچه‌ای در طرح ساده همان رنگ انتخاب کنید؛ برای مثال برای پرده‌هایتان. از پررنگ‌ترین رنگ موجود در پارچه گل‌دارتان به‌عنوان مزه یا تأکید بصری فضا بهره ببرید؛ مثلا در کوسن‌ها یا در عسلی یا پوف.

اگر هم زمینه پارچه گل‌دار و هم دیگر اجزای پارچه‌ای و یا بافت و منسوجات اتاق، رنگی روشن دارید با اضافه کردن یک جزء از اجزای مبلمان از جنس چرم با رنگی پرمایه و پررنگ‌تر ازگل‌های پارچه به وزن بصری فضایتان بیفزایید.

گل‌افشانی خانه!

تکرار الگوی نقشینه مهم‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین پارچه دکوراسیون در اندازه بزرگ‌تر یا کوچک‌تر را در فضایتان حفظ کنید. اگر دقیقا عین همان الگوی نقشینه را نیافتید، نزدیک‌ترین نقش گل به گل‌های پارچه اصلی را در نظر بگیرید و از آن برای پوشش کوسن‌ها، پوف، عثمانی و یا حتی به‌عنوان تابلو بر دیوار بهره بگیرید. می‌توانید از همان گل‌ها چه طبیعی و چه مصنوعی در گلدان هم بگذارید و از دیدن تکرار گل‌هایی که دوست دارید لذت ببرید.

اگر پارچه گل‌دارتان به نظر شلوغ می‌رسد، می‌توانید فقط بخشی از مبل، کاناپه یا پرده را به آن اختصاص داده و از رنگ زمینه یا یکی از گل‌ها به‌صورت پارچه ساده در بقیه ساختار مبلمان یا پرده استفاده کنید.

نقوش هندسی راه‌راه

این نوع از نقشینه‌ها از اواسط دوره رنسانس در تزئینات داخلی اروپا حضور پررنگی پیدا کرد، البته در ایران مجموعه نقوش هندسی در تزئینات داخلی، معماری و پارچه یا دیگر منسوجات، پیشینه طولانی‌تری دارد و همه ما با آن آشنا هستیم. در فضاهای مدرن از دهه‌های 60 و 70 میلادی، نقوش هندسی بسیار بیشتر موردتوجه قرار گرفت و بر روی سطوح بزرگ و کوچکی نیز دیده شد. در این میان پارچه‌هایی با نقش راه‌راه، انتخاب موردعلاقه بسیاری از دکوراتورها و مصرف‌کننده‌ها واقع شد. این نوع از نقش برای پرده و انواع مختلف آن انتخاب فوق‌العاده‌ای به‌حساب می‌آید. مزیت آنها سادگی بیشتر و درنتیجه وزن و تسلط بصری کمتر در فضای دکوراسیون است. نکته دیگر این است که حتی نسبت به پرده‌هایی که پارچه ساده‌ای دارند نیز سبک‌تر به نظر می‌رسند. مزیت‌های دیگر این نوع نقش پارچه، تنوع فراوان هم ازلحاظ رنگ‌بندی و هم پهنای نقش راه‌راه و نیز گستره وسیع در انتخاب آن است.

پارچه‌های راه‌راه می‌توانند جهت افقی و یا عمودی داشته باشند. به راه‌راه افقی اصطلاح «راه آهنی» داده‌اند که یادآور چوب‌هایی است که به‌صورت افقی به دنبال هم قرار می‌گیرند و ریل‌های موازی آهن بر روی آنها می‌نشینند. این نوع از پارچه‌های راه‌راه به عرض جایی که پوشش داده‌اند پهنای بصری بیشتری می‌بخشند و راه‌راه‌های عمودی به ارتفاع بصری می‌افزایند. این نقش، هم با فضاهای مدرن و هم با دکوراسیون رسمی هم‌خوانی دارد؛ بسته به نوع پارچه و پهنای باندها.

معمولا راه‌راه‌های پهن‌تر به‌ویژه اگر بر روی پارچه‌ای از قبیل ساتن یا ابریشم نقش زده شده باشند، به کار مبلمان و پرده‌های کلاسیک و رسمی می‌آیند. در این صورت ترکیب رنگ آن شامل دورنگ خواهد بود. راه‌راه‌های باریک‌تر و رنگین‌تر با دکوراسیون مدرن و بارنگ‌های بسیار ملایم آبی، سفید، خاکستری و کرم به سبک اسکاندیناوی و ترکیب رنگ آبی‌های متنوع، ولی پررنگ در کنار سفید به سبک ساحلی و ویلایی نزدیک می‌شود. الگوی نقش راه‌راه می‌تواند مبنای تزئین موفق یک فضا باشد. اگر برای روکش کاناپه و مبل، طرحی کلاسیک و رسمی به کار رود به آن هویتی تاریخی می‌دهد؛ درحالی‌که هم‌چنان شیک به نظر می‌رسد. پارچه‌های راه‌راه به فضای دکوراسیون تحرک بصری می‌بخشند و به زیبایی بر انواع صندلی و عثمانی یا پوف‌ها خودنمایی می‌کنند.

نقش راه‌راه الزاما از خطوط صاف تشکیل نشده است. راه‌راه می‌تواند در شکل زیگزاگ یا خطوط مواج نیز دیده شود، ولی درنهایت همان ویژگی راه‌راه‌های خطی صاف را دارد و حرکت و جنبش بصری به فضا هدیه می‌کند.

گامهای استراتژیک برای ساخت تجارت عالی

 گامهای استراتژیک برای ساخت تجارت عالی

رقابت زیادی در دنیای کسب و کار برای همه وجود دارد. در هر صنعتی همین طور است. مگر اینکه کسب و کار شما آنقدر خوش شانس باشد که توانسته باشد اسمی از خود در کند و در اولین مورد جست و جوی گوگل ظاهر شود. در غیر این صورت باید با رقبای زیادی که محصولات و خدمات مشابهی ارائه می کنند، رقابت کنید. چطور می خواهید متمایز باشید و مطمئن شوید که برندتان همیشه در ذهن مشتریان باقی می ماند؟ هر کسب و کار در ابتدای شروع به کار با این مسئله ترسناک رو به رو شده است؛ هر کسی می خواهد که بخش قابل توجهی از بازار را به دست آورد.

در بسیاری از مواقع، موفق ترین کارآفرینان کسانی هستند که می توانند به برندشان، که هنوز خلق نشده است، معنا ببخشند. به عبارت دیگر، ایجاد یک برند برای کسب و کاری که می خواهید شروع کنید، تمرینی است که می تواند شما را به زودتر به موفقیت برساند. این نگرش «شروع از صفر» مزایای زیادی دارد. نیاز به نوآوری، نقش زیادی در توانمندسازی کسب و کارتان دارد، چرا که انگیزه بیشتری نسبت به رقبایتان به شما می بخشد. همچنین این نیاز به آن معناست که شما باید به دیگر کسب و کارهای موجود در بازار نگاهی بیندازید، نقاط ضعف و قدرتشان را بشناسید و برای بهتربودن نسبت به آنها نقشه راه استراتژیک و خلاقانه ای داشته باشید. صنایع مختلف به وسیله بازاریابی خلاقانه، اشکال مختلفی به خود می گیرند. در این مقاله به پنج روشی اشاره می کنیم که به وسیله آنها می توانید کسب و کارتان را سر زبان ها بیندازید!

1. تمام مخاطبان احتمالی خود را بشناسید.

زمانی که می خواهید برند خود را تعریف کنید، مطمئن شوید که نام برند و شعارهای تبلیغاتی احتمالی تان را با دقت و احتیاط انتخاب می کنید. آیا نام برندتان قابل ترجمه است؟ آیا در بازارهای دیگر نیز قابل استفاده است؟ آیا تنها مختص مخاطبان محدود یا خاصی است یا می توان آن را در سطح جهانی تبلیغ کرد؟ اگر می خواهید برندی از صفر ایجاد کنید، در ابتدا باید مخاطبان احتمالی خود را بشناسید و به ایجاد ارتباط با آنها بپردازید. این کار را بارها و بارها انجام دهید!

2. خود را محدود به یک منطقه نکنید.

زبان انگلیسی و الفبای لاتین رایج ترین شکل برقراری ارتباط در سراسر دنیاست. اما کشورهای زیادی در سراسر دنیا وجود دارند که زبان انگلیسی در آنها به شکل گسترده ای استفاده نمی شود. حتی ممکن است نام برندتان در زبان های دیگر معنایی کاملا متفاوت داشته باشد. زمانی که می خواهی با مخاطبانی ارتباط برقرار کنید که هم زبان شما نیستند، حواستان را جمع کنید تا بتوانید ارتباط درست و معناداری را با آنها برقرار کنید. کمپین بازاریابی خود را به شکلی راه اندازی کنید که مخاطبان جهانی داشته باشد؛ به خصوص اگر کسب و کاری آنلاین دارید. اگر برند خود را به عنوان برندی جهانی به مخاطبان بشناسانید، رشد سریع تری را به ویژه در مورد کالاهای مجازی، تجربه خواهید کرد.

3. از به چالش کشیدن بزرگان نترسید.

اگر سعی تان بر این است که در صنعت خود بهترین باشید، کم کم با سایر رقبا و در نهایت با رقیب اصلی رو به رو خواهید شد. اگر جدیت و اعتماد به نفس کافی در زمینه رویکرد بازاریابی تان داشته باشید، می توانید مشتریان را به خرید کالای خود ترغیب کنید. اما این موضوع باعث می شود که رقبای بزرگ‌‎ترتان شما را زیر ذره بین قرار دهند. از این موضوع نترسید و سعی کنید که بر رقیب اصلی تان در بازار غلبه کنید. اگر آنها از شما می ترسند و محصولاتشان را با کالاهای شما مقایسه می کنند، باز هم به نفع شماست؛ چرا که به حایی رسیده اید که با بزرگان مقایسه شوید.

4. روی مزایای خود مانور بدهید.

چه کاری را می توانید بهتر از بقیه انجام دهید؟ آیا ارزش بیشتری به مشتری ارائه می کنید؟ آیا انطباق پذیری بیشتری دارید؟ آیا بیشتر از رقبایتان به مشتریان سازمانی تان کمک می کنید تا به برندهای بزرگی تبدیل شوند؟ اگر بتوانید با محصولات یا خدماتتان در وقت و هزینه کارآفرینان، افراد خلاق و پیشگام صرفه جویی کنید. آنها سپاسگزار شما خواهند بود و به این شکل شما یک مشتری مادام العمر به دست خواهید آورد. بررسی کنید که چه چیزی باعث تمایز کسب و کار شما نسبت به بقیه می شود. زمانی که کسب و کار نوپای خود را راه اندازی می کنید، سعی کنید فقط به مشتریان فعلی تان تکیه نکنید و به دنبال مشتریان بزرگی باشید که می توانید از آن خود کنید.

5. اشانتیون یا هدیه بدهید.

کمپین های خلاقانه بازاریابی داشته باشید. روابط مستحکمی با دیگران ایجاد کنید. به دنبال افراد دیگری باشید که می توانند از هدیه شما به خوبی استفاده کنند. هدایا و اشانتیون های خلاقانه تان را به افرادی بدهید که به کسب و کار شما نیاز دارند. هر چیزی را بی دلیل به عنوان اشانتیون ندهید، بلکه به دنبال روش های نوآورانه ای باشید و مخاطب مناسبی را برای هدیه های تبلیغاتی تان پیدا کنید.

بودجه کمی دارید؟ شخصی را در کسب و کاری مکمل یا مرتبط پیدا کنید و با کمک او کمپین بازاریابی راه بیندازید. موفقیت شریکتان وابسته به موفقیت شما خواهدبود. برندسازی فقط تلاشی برای جاانداختن خودتان در ذهن مشتری نیست، بلکه باید تمام سعی تان را بکنید تا ارتباطی ماندگار با مردم خلق کنید.

کلیدهای طلایی برای رسیدن به هدفهایمان

کلیدهای طلایی برای رسیدن به هدفهایمان

یکی از بزرگترین مشکلات برای پیگیری و پیش برد اهداف این است که آن‌ها را به صورت پیوسته و ممتد دنبال نمی‌کنیم، اکثر مردم با توجه به غفلتی که برای اجرای اهداف به سراغ‌شان می‌آید، از هدف‌ها و آرمان‌های خود دور می‌مانند.

 کلیدهای طلایی برای رسیدن به موفقیت

در این مقاله سعی شده است که شما را با روش‌های مختلف پیگیری و پیش‌برد اهداف آشنا کنیم تا با پیروی از آن بتوانید با زحمت کمتری به هدف خود برسید. توجه داشته باشید، شما برای رسیدن به هدف باید چیزی برای پیگیری و ردیابی داشته باشید تا بتوانید با توجه به خواسته‌های خود اهداف خود را پیش ببرید. سعی کنید قبل از اجرای اهداف خود درباره سود و یا زیان آن‌ها به اندازه کافی تفکر و تامل کرده باشید و پس از مطمئن شدن از نتیجه آن برنامه خود را برای رسیدن به اهدا‌‌فتان پیاده کنید.

استفاده از روش‌های جدید

یکی از دلایلی که باعث می‌شود مردم نتوانند اهداف خود را دنبال کنند، این است که ما تمایلی برای امتحان کردن یک روش جدید برای پیاده کردن هدف خود نداریم و به طور معمول از رفتار دیگران کپی برداری می‌کنیم و با توجه به تجربه آن‌ها سعی می‌کنیم مسیرمان را ادامه دهیم. شاید هدفی که شما در ذهن دارید به آسانی قابل دستیابی باشد اما استفاده از روش‌های نادرست برای رسیدن به این چنین هدفی باعث می‌شود تا از مسیر اصلی‌تان گمراه شوید و در نهایت به هدف خود نرسید.

یادتان باشد برای رسیدن به هر هدفی ابتدا باید برنامه ریزی داشته باشید و سپس این برنامه ریزی را به طور منظم و مستمر اجرا کنید. یادتان نرود راه‌های زیادی برای رسیدن به اهداف‌تان وجود دارد، فقط کافی است قبل از اقدام، کمی درباره آن راه‌ها و روش‌ها فکر کرده باشید و با توجه به شرایط خود هدف‌تان را پیگیری کنید.

اهداف خود را منظم مرور کنید

سعی کنید به صورت روزانه درباره کاری که انجام می‌دهید، فکر کنید و زمان خاصی از طول شبانه روز را برای بررسی اهداف خود قرار دهید. این کار باعث می‌شود تا بتوانید بهتر در مورد کاری که انجام می‌دهید، تمرکز داشته باشید. حتما پیگیر اهداف‌تان باشید. سعی کنید تمامی اهدافی که دوست دارید طی زمان خاصی پیاده کنید را درون یک دفترچه و یا در سیستم کامپیوتری خود ثبت کنید و در روزهایی که زمان کافی در اختیار دارید، اهدافی را که یادداشت کرده‌اید بخوانید و از خودتان بپرسید که این اهداف چگونه می‌توانند در آینده روی زندگی‌تان تاثیر گذار باشند. دانستن این موضوع به شما کمک می‌کند تا با رغبت بیشتری پیگیر اهداف‌تان باشید.

درباره هدف‌هایتان فکر کنید

سعی کنید عملکرد خود را برای پیش‌برد هدف‌تان بسنجید، تا با استفاده از جوابی که به دست می‌آورید بتوانید زمان باقی مانده تا رسیدن به هدف‎تان را حدس بزنید. به طور مثال اگر کم کاری کرده‌اید، زمان بیشتری برای پیش برد اهداف‌تان در نظر بگیرید و یا اگر از برنامه خود جلو افتاده‌اید، شاید بتوانید یک هدف جدید را در برنامه روزانه خود لحاظ کنید.

با این کار از هدر رفت وقت خود در طول شبانه روز جلوگیری می‌کنید و همین امر نشانه آن است که شما برای رسیدن به هدف‌تان کاملا جدی هستید. در ضمن فکر کردن بر روی اهداف می‌تواند مسیرهای دیگری را پیش روی‌تان باز کند که با پیروی از ‌آن‌ها راحتر به مقصودتان برسید. چنین رفتارهایی به مرور زمان باعث می‌شوند تا ذهنتان به طور خودکار روش‌های جدید و تازه‌ای را برای پیش برد اهداف‌تان در اختیارتان قرار دهد.

زمانبندی درستی داشته باشید

دیده شده که بسیاری از مردم تمام وقت‌شان را برای رسیدن به یک هدف صرف می‌کنند و به دیگر هدف‌های ضروری زندگی کاری ندارند. برای رسیدن به یک هدف بزرگ ابتدا باید آن هدف را به اهداف کوچکتر تقسیم کرد و به مرور زمان به تمامی اهداف که در اصل یک هدف بزرگ است، دست یافت.

چرا که دست یابی به اهداف کوچک خیلی راحت تر است تا دست یابی به یک هدف خیلی بزرگ. برای مثال برای شروع یک کسب و کار، کارهای زیادی وجود دارد که باید انجام گیرند. لزومی ندارد که شما حتما در یک مقیاس بزرگ کسب و کار را شروع کنید. برای کسب و کار شما با موارد بسیار زیادی همچون؛ تهیه مواد اولیه، خدمات پس فروش، لیست اقلام مورد نیاز، نیاز بازار و غیره… روبه‌رو می‌شوید. این کار اگر قرار باشد در یک فروشگاه بزرگ صورت گیرد بدون شک از عهده یک نفر چه از نظر توانایی جسمی و چه از نظر زمانی بر نخواهد آمد. اگر هم شخصی بتواند از عهده این گونه کارها در حجم بزرگ بر بیاید بدون شک ظرف مدت کوتاهی خسته شده و مجبور می‌شود یا کار را رها کند و یا با دیگران تقسیم کند.هر کاری اصول خاص خود را دارد، شما نمی‌توانید با اعتماد به نفس بالا تمام کارها را پیش ببرید.

اگر در انجام چنین کارهایی ممارست کنید، در نهایت شکست خواهید خورد. توجه داشته باشید وقتی شما بخشی از کار را که توانایی انجام آن را دارید انجام می‌دهید، بدون شک به مرور زمان در آن کار خبره خواهید شد. لزومی ندارد که ما از تمام کارها و حرفه‌ها سر در بیاوریم، مهم این است؛ کاری که از ما خواسته می‌شود را به نحو احسن انجام دهیم. این کار در کل به نفع ما خواهد بود. البته کمی مطالعه درباره کارهای غیر تخصصی چیزی از ارزش ما کم نمی‌کند. بلکه بر دانسته‌ها و ارزش ما نیز می‌افزاید. یادتان نرود برای رسیدن به هر هدفی که دارید، ابتدا باید قدم‌های کوتاه و مطمئن بردارید تا بتوانید به مرور زمان پیشرفت کنید.

هدف‌تان را به نتایج تبدیل کنید

سعی کنید هدف‌تان را قابل اندازه گیری کنید و آن را به صورت یک عدد در بیاورید. به عنوان مثال اگر هدف شما کم و یا زیاد کردن وزن‌تان است، تعداد کیلو گرم‌های کم و یا زیاد شده وزن‌تان را در طول یک هفته یادداشت کنید و یا اگر قصد کتاب‌خواندن دارید، تعداد صفحاتی که می‎توانید در طول یک شب بخوانید را در گوشه‌ای یادداشت کنید و اما اگر هدفتان صرفه جویی در مخارج منزل و یا مخارج شخصی است، سعی کنید مقدار پولی که در طول یک ماه خرج می‌کنید را یادداشت کنید و یا از یک کارت اعتباری استفاده کنید و پرینت خرج کرد را نزد خود نگه دارید.

این اعداد به شما کمک می‌کنند تا بتوانید راحت‌تر بفهمید که به صورت عرف در هدف‌تان پیشرفت کرده‌اید یا پس رفت. چنین داده‌هایی پس از گذشت چند ماه می‌توانند سندهای ارزشمندی از کارهای شما، به خودتان ارائه دهند، با این همه داده با ارزش می‌توانید در صورت نیاز، رویکرد خود برای انجام هر چه بهتر به ثمر رساندن هدف‌تان تغییر دهید. چرا که خودتان از عملکرد و کارایی خودتان بیشتر از هر شخصی اطلاعات کافی در اختیار دارید. این مقدار داده به راحتی نشان می‌دهد که روش شما برای به ثمر رسیدن هدف‌تان مفید است یا باید روش خود را تغییر دهید.

پیگیری هدف

اهدافی در زندگی وجود دارند که نمی‌توان آن‎ها را با استفاده از اعداد اندازه گیری کرد. چرا که چنین اهدافی با توجه به‌ساختاری که دارند معمولا با روش عددگذاری قابل اندازه گیری نیستند. اهدافی مانند تغییر در رفتار شخصی، داشتن یک ذهنیت مثبت، نمی‌توانید از اعداد برای محاسبه پیشرفت در انجام آن‌ها استفاده کنید. در چنین مواردی باید از میزان زمان صرف شده استفاده کرد تا بفهمید که به چه میزان برای رسیدن به آن هدف خاص وقت صرف کرده‌اید.

بالا بردن انگیزه برای شروع کار جدید

بالا بردن انگیزه برای شروع کار جدید

در طول 20 سال فعالیت ورزشی خود و حضور مجدد در المپیک سال 2008، من با برخی از بهترین مربیان جهان کار کرده‌ام. اما وقتی که می‌خواستم شرکت خودم را راه‌اندازی کنم تا دانش خود را درباره روانشناسی انگیزشی و آموزش با دیگران به اشتراک بگذارم، آنقدرها هم که فکر می‌کردم کار ساده‌ای نبود.

راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید آسان نیست و شما باید از بسیاری از تفریحات خود اجتناب کنید تا بتوانید به دنیای ناشناخته‌ها و موارد غیرقابل‌پیش‌بینی قدم بگذارید. بسیاری از چیزها مانند ترس و ناامیدی انسان را از جهش بازمی‌دارند. اما یک‌چیز در این زمینه بیشترین نقش را دارد: انگیزه

وقتی به روزهای دوران ورزشی‌ام نگاه کردم، متوجه شدم که چه چیزی تغییر کرده است. به یاد می‌آورم که چه چیزی یا چه کسی باعث می‌شد حتی وقتی‌که نمی‌خواهم، بیشتر به خودم فشار بیاورم. به‌عنوان یک ورزشکار، تفاوت آن بود که من روزهای ساختار‌بندی شده داشتم و البته یک مربی که باید به او گزارش می‌دادم. ساختار داشتن ما را متمرکز نگه‌ می‌دارد و یک مربی نیز می‌تواند به ما فشار آورد و ما را به چالش بکشد.

خوشبختانه من این مراحل را پست سر گذاشتم و Onbotraining را تأسیس کردم که یک سرویس مربی آنلاین است و به افراد کمک می‌کند که به اهدافشان برسند. من تصمیم گرفتم درس‌هایی که در این مسیر آموخته‌ام را با دیگران نیز به اشتراک بگذارم. این ها سخنان خانم اینگا*، ورزشکار موفق در زمینه پرتاب نیزه است. در ادامه 10 راهکار برای رسیدن به هر آنچه در زندگی می‌خواهید از زبان این ورزشکار آورده شده است.

1. روی تعهد تمرکز کنید و نه انگیزه

شما چقدر به اهداف خود متعهد هستید؟ این مورد چقدر برای شما اهمیت دارد و برای رسیدن به آن حاضر هستید چه چیزی را قربانی کنید؟ اگر خود را کاملاً متعهد بدانید، انگیزه نیز به دنبال آن ایجاد خواهد شد.

2. به دنبال دانش باشید و نه نتیجه

اگر روی هیجان کشف، بهبود، کاوش و تجربه کردن تمرکز کنید، انگیزه شما همیشه در بالاترین سطح خود قرار خواهد داشت. اما اگر تمام تمرکز خود را متوجه نتایج بسازید، انگیزه شما مثل آب‌وهوا می‌شود- ناپایدار و در لحظه‌های طوفانی از بین می‌رود. بنابراین کلید ماجرا این است که روی سفر تمرکز کنید و نه مقصد. به این فکر کنید که در این مسیر در حال یادگیری چه چیزهایی هستید و چه چیزهایی را می‌توانید بهبود دهید.

3. سفر را سرگرم‌کننده کنید

این‌یک بازی فوق‌العاده است. زمانی که این سفر را بیش‌ازحد برای خود سخت و جدی می‌کنید، باعث ایجاد یک وزنه احساسی می‌شوید و چشم‌انداز را نیز از دست خواهید داد.

4. از شر افکار رکودی خلاص شوید

افکار بر احساسات تاثیر می‌گذارند و احساسات دید شما نسبت به کار را مشخص می‌کنند. شما قطعا افکار زیادی در ذهن خود دارید و همیشه در این فکر هستید که باید روی کدام‌یک از آن‌ها تمرکز کنید. آن فکری که شما را در یک مخمصه گیر می‌اندازد (مانند ترس یا شک) و یا آن احساسی که شما را به سمت جلو سوق می‌دهد (هیجان، تجربه کردن، تست کردن چیزهای جدید، قدم گذاشتن به خارج از منطقه راحتی)

5. از تخلیل خود استفاده کنید

گام بعدی بعد از خلاص شدن از افکار منفی آن است که از تخیل خود استفاده کنید. وقتی‌که کارها خوب پیش می‌رود، شما پر از انرژی مثبت هستید و وقتی‌که سختی‌ها را تجربه می‌کنید، شما نیاز دارید که بیشتر انرژیک باشید. بنابراین شرایط خود را بازتعریف کنید. اگر مدام با خود بگویید که «من از کارم متنفرم» حدس بزنید که این کلمات چه احساسی را تحریک می‌کنند؟ همه‌چیز به تخیل شما بازمی‌گردد. حتی از بدترین رئیس جهان در خسته‌کننده‌ترین شغل دنیا نیز همیشه می‌توانید چیزهای جدیدی یاد بگیرید. من یک تمرین خوب برای شما دارم: برای سه روز، فقط به افکار مثبت فکر کنید و حرف‌های مثبت بزنید. خواهید دید که چه رخ می‌دهد.

6. آسان‌گیری نسبت به خودتان را متوقف کنید

انگیزه به معنای عمل است و عمل نتیجه را به دنبال دارد. گاهی اوقات اعمال شما نتایج دلخواه را به بار نمی‌آورد. بنابراین شما به خودتان آسان می‌گیرید و خودتان را در شرایط سخت قرار نمی‌دهید. شما درحالی‌که خود را به سمت رکود و حتی گاهی اوقات افسردگی سوق می‌دهید، همیشه منتظر یک‌زمان یا فرصت مناسب هستید. این کار را متوقف کنید. خودتان را به چالش بکشید. آن کاری که قلبا می‌خواهید را انجام دهید، حتی اگر ترس وجود شما را فرا گرفته است.

7. از حواس‌پرتی‌ها اجتناب کنید

چیزهای بی‌معنی و حواس‌پرتی‌ها همیشه سر راه شما قرار دارند. به‌خصوص آن چیزهای آسان و معمول که ترجیح می‌دهید بجای تمرکز روی چالش‌های جدید و پروژه‌های بامعنی روی آن‌ها کار کنید. یاد بگیرید که روی موارد مهم تمرکز کنید. لیستی از کارهایی که باعث هدر رفت زمانتان می‌شوند را بنویسید و نسبت به انجام ندادن آن‌ها متعهد باشید.

8. به دیگران تکیه نکنید

هیچ‌وقت نباید انتظار داشته باشید که دیگران کاری را به‌جای شما و برای شما انجام دهند. تمام افراد مشغله‌های خاص خودشان را دارند. هیچ‌کدام از آن‌ها نمی‌تواند شما را خوشحال کند و یا بجای شما به اهدافتان برسد. همه‌چیز به خود شما بستگی دارد.

9. برنامه داشته باشید

همیشه سعی کنید سه قدم جلوتر از خود را از پیش بدانید. به بیشتر از این هم نیازی ندارید. تقویم هفتگی خود را خالی کنید. در آن بنویسید که در چه زمانی، چه‌کاری را چگونه انجام می‌دهید. چه زمان، چه‌کاری و چگونه برای برنامه‌ریزی زمانی بسیار مهم هستند. در پایان هفته ببینید که هرروزتان به چه‌کاری گذشته است و مواردی که می‌توانید بهبود دهید را بازبینی کنید.

وقتی‌که بیش‌ازحد انگیزه دارید، فرسوده‌شدن آسان‌تر می‌شود. همیشه برای شناسایی نشانه‌های خستگی، خود را زیر نظر داشته باشید و همواره زمانی را به استراحت اختصاص دهید. مغز و بدنتان زمانی می‌تواند استراحت کند که شما زمان‌های تفریح و استراحت را در برنامه زمانی خود قرار داده باشید. کارهای متنوع انجام دهید، بین کارهای خلاقانه و منطقی جابجا شوید، ورزش کنید، مکان خود را تغییر دهید، مدیتیشن کنید، نفس عمیق بکشید، چشمانتان را ببندید و یا فقط به مدت پنج دقیقه روی یک‌چیز تمرکز کنید. تمام این کارها از شما در برابر فرسودگی محافظت می‌کنند.

نتیجه‌گیری

فقدان انگیزه به این دلیل نیست که شما تنبل هستید و یا هدفی ندارید. حتی بزرگ‌ترین ستاره‌ها، ثروتمند‌ترین افراد و بهترین ورزشکاران نیز گاهی اوقات کم می‌آورند. آن چیزی که باعث ایجاد انگیزه برای آن‌ها می‌شود، کنجکاوی آن‌ها در مورد این است که چقدر می‌توانند بهتر یا سریع‌تر به‌پیش بروند. بنابراین فارغ از تمامی موارد ذکر شده در بالا، کنجکاو باشید و این می‌تواند شما را به اهداف و موفقیت برساند.

راههای اصلی برای موفقیت در ارائه محصولات جدید

راههای اصلی برای موفقیت در ارائه محصولات جدید

هر شرکتی که می‌خواهد درآمد خود را افزایش دهد، باید محصولات یا خدمات جدیدی راه‌اندازی کند. طبق تحقیقات موسسه مک‌کینزی، بیش از ۲۵ درصد کل درآمد و سود صنایع از راه‌اندازی محصولات جدید به دست می‌آید.همچنین تحقیقات اخیر نشان داده شرکت‌هایی که بر تولید محصولات و خدمات جدید متمرکز می‌شوند و همزمان قابلیت‌های هسته‌ای خود را هم حفظ می‌کنند، سریع‌تر از همتایان خود رشد می‌کنند. وقتی شرکت‌ها رشد آینده خود را در نظر می‌گیرند، بیشترشان انتظار دارند چنین رشدی از تولید محصولات، خدمات یا مدل‌های کسب‌وکار جدید به دست آید.

شرکت‌هایی که به دنبال رشد هستند، از سال ۲۰۰۵ هزینه‌های سالانه تحقیق و توسعه را افزایش داده‌اند که اکنون این رقم در سطح جهان به ۵/ ۱ تریلیون دلار رسیده است (معادل تولید ناخالص داخلی کانادا). با این حال، با وجود این سرمایه‌گذاری و اهمیت توسعه محصولات جدید موفق، تحقیقات نشان داده که بیش از ۵۰ درصد اقداماتی که برای راه‌اندازی محصول می‌شود، نمی‌تواند اهداف کسب‌وکار را محقق کند.

چرا راه‌اندازی یک محصول یا خدمات جدید دشوار است؟

تکنولوژی روند راه‌اندازی مناسب یک محصول خوب را چالش‌برانگیزتر کرده است. تکنولوژی موانع توسعه محصول را کم کرده و به شرکت‌ها و استارت‌آپ‌ها امکان داده روند راه‌اندازی را سریع‌تر و ارزان‌تر طی کنند. به‌طور خاص، تکنولوژی‌های دیجیتال به شرکت‌ها امکان‌ داده‌اند خدمات جدید را – از برنامه‌های وفاداری تا حمایت از محصولات موجود – بسنجند و هدایت کنند.فراتر از اینها، هزاران پلت‌فرم دیجیتال، از ارسال ایمیل گرفته تا اسنپ‌چت، امکان ارسال رگباری پیام و برقراری ارتباط را فراهم کرده است. این واقعیت می‌گوید که چرا خانواده‌های آمریکایی‌ خرید همان ۱۵۰ محصولی را که ۸۵ درصد نیازهای خانوار را تشکیل می‌دهد، تکرار می‌کنند.

موسسه مک‌کینزی در تحلیل روند راه‌اندازی محصول و خدمت جدید در صنایع مختلف، به متغیرهای متعددی از نظر تناوب، متوسط هزینه و نوع راه‌اندازی برخورده است؛ به‌ویژه در میان محصولات جدید. با وجود این متغیرهای متعدد، متوسط نرخ شکست نسبتا بالا و بیش از ۴۰درصد است که تولیدکننده‌های کالاهای مصرفی و خرده‌فروشی بدترین عملکرد و داروسازی بهترین عملکرد را دارند. جالب این است که این نرخ شکست در مورد انواع روند راه‌اندازی متفاوت است.

همه انتظار داریم راه‌اندازی یک محصول کاملا جدید، به خاطر پیچیدگی‌های تغییر عادت مصرف‌کننده موفقیت کمتری داشته باشد، درحالی‌که نرخ شکست این کار با ایجاد تغییرات بزرگ در محصولات مشابه قابل مقایسه است. واضح است که پیچیدگی محصول تاثیری بر روند راه‌اندازی آن ندارد.در مورد هزینه هم همین‌طور است. تحقیقات نشان داده بین مبلغ سرمایه‌گذاری شده برای راه‌اندازی یک محصول جدید و نرخ موفقیت آن، رابطه مستقیمی وجود ندارد. همچنین بین متوسط تناوب راه‌اندازی محصول هم همین‌طور. داده‌ها نشان می‌دهند زیاد تولید کردن یک محصول، صرفا به معنای آن نیست که عملکرد خوبی در روند راه‌اندازی آن دارید.

قهرمانان تولید محصول جدید

چیزی که واقعا اهمیت دارد داشتن یکسری قابلیت‌های کلیدی خاص است که مهم‌ترین آنها عبارت است از: همکاری تیمی، در نظر گرفتن دیدگاه‌های بازار، برنامه‌ریزی برای راه‌اندازی‌های آینده و رشد دادن استعدادها (نمودار زیر).

به هر حال، بیشتر کسب‌وکارها در هر بخشی نمی‌دانند چه قابلیت‌هایی برای راه‌اندازی محصول بیشترین اهمیت را دارد و نیز برنامه‌ای سیستماتیک برای سرمایه‌گذاری در آن ندارند. موضوع نگران‌کننده‌تر این است که بسیاری از شرکت‌ها در قابلیت‌های مهم و کلیدی مورد نیاز برای راه‌اندازی محصول، در رده عملکرد ضعیف قرار می‌گیرند و تنها تعداد بسیار کمی از شرکت‌های داروسازی عملکرد خوب دارند.  کارهایی که بهترین شرکت‌ها برای راه‌اندازی محصول یا خدمات انجام می‌دهند تا به موفقیت برسند عبارت است از:

۱) ایجاد سازمانی برای همکاری

در نظرسنجی مک‌کینزی، مهم‌ترین عاملی که برای راه‌اندازی‌های تجاری موفق شناسایی شد همکاری تیمی بود، به‌خصوص توانایی هم‌جهت کردن اعضای تیم و مدیریت کردن آنها. تحقق این سطح از همکاری در بیشتر کسب‌وکارها دشوار است، چون کارکردهای مختلف با ساختارهای گزارش‌دهی مختلف، مسوول عوامل مختلف راه‌اندازی محصول هستند.

شرکت‌هایی که بهترین عملکردها را دارند، برای مقابله با این مساله، واحدی با کارکردهای مختلف ایجاد می‌کنند تا فعالیت‌ها را در بخش‌ها و موقعیت‌های جغرافیایی با هم هماهنگ کند. این بخش مثل مرکزی کار می‌کند که بر کل پرتفوی فرآیند راه‌اندازی نظارت دارد و مکانیزمی برای گرد هم آوردن افراد مناسب است؛ از جمله بازاریاب‌ها، کارشناسان رسانه‌های اجتماعی، توسعه‌دهندگان، کارکنان بخش خدمات به مشتری، طراحان و…

به عنوان مثال، یک شرکت بسته‌بندی آلمانی یک تیم راه‌اندازی را تشکیل داده که ذی‌نفعان فنی، تجاری و منطقه‌ای را تحت مدیریتی قوی در ابتدای فرآیند توسعه محصول ترکیب می‌کند.

این کار باعث می‌شود فرآیند تسریع شود، چون افرادی که می‌توانند تصمیم‌گیری کنند همه با هم کار می‌کنند. این نوع همکاری تخصصی و تبادل ایده، به تفکرات خوبی برای راه‌اندازی محصول جدید منجر می‌شود.  واحد راه‌اندازی محصول، معمولا با تصویب مستقیم مدیر بازاریابی یا گاهی خود مدیرعامل، اقدام به تخصیص بودجه می‌کند و مدیرانی را برای هر یک از راه‌اندازی‌ها تعیین می‌کند که آنها اختیار تصمیم‌گیری دارند.

۲) برتری در استراتژی و برنامه‌ریزی

راه‌اندازی محصول عمدتا پیچیده و گران است و هزینه‌های سرسام‌آوری دارد. بنابراین، داشتن یک استراتژی دقیق و برنامه واضح ضروری است. یک استراتژی باید دقیقا تبیین کند که کسب‌وکار چه چیزی می‌خواهد از آن محصول یا خدمت جدید به دست آورد؛ از جمله اینکه کدام مشتریان را هدف قرار دهد، چه پیام‌های کلیدی را بفرستد و کدام سه یا پنج تصمیم حیاتی به چنین دستاوردهایی منجر می‌شود.

این تصمیم‌های استراتژیک در فرآیند توسعه باید آنقدر زود اتخاذ شوند تا تیم راه‌اندازی بداند هدف اصلی راه‌اندازی محصول جدید چیست. مثلا وقتی شرکت فیات محصول فیات ۵۰۰ را راه‌اندازی کرد، قصد داشت دیدگاه‌ها را از خودرویی صرفا کاربردی دور کند و آگاهی را نسبت به ظاهر خودروهای فیات بالا ببرد. تیم راه‌اندازی محصول تصمیم گرفت از مشتریان در مورد طراحی خودرو و داخل آن نظرسنجی کند. این تیم قصد نداشت اطلاعات زیادی در مورد طراحی به دست آورد، چون انعطاف زیادی برای تغییر وجود نداشت. هدف این بود که توجه مردم به ظاهر خودروهای فیات هم جلب شود. به همین منظور، تیم راه‌اندازی باید در مراحل اولیه فرآیند توسعه خودرو وارد می‌شد.

یک استراتژی ثابت، مبنایی برای یک برنامه راه‌اندازی با جزئیات است که مسیرهای مهم، منابع و تصمیم‌های مورد نیاز برای موفقیت را شناسایی می‌کند. بهترین شرکت‌ها برای توسعه برنامه راه‌اندازی خود، تمرکز دقیقی بر بازدهی سرمایه دارند تا مشخص کنند که فعالیت‌های مرتبط با راه‌اندازی محصول ارزش ایجاد می‌کند.

همچنین یک طرح راه‌اندازی خوب، بین دفاتر مرکزی و تیم‌های مسوول در سطح کشوری که مسوولیت ساخت و اجرا را بر عهده دارند، شفافیت ایجاد می‌کند. سطوح بالای شفافیت به‌ویژه برای راه‌اندازی‌های بزرگ در سطح جهانی اهمیت دارد. در چنین سطحی معمولا ۶۰۰ یا ۷۰۰ آیتم مثل پیام‌دهی، بروشورها، کوپن‌ها و کمپین‌های اینترنتی در روند راه‌اندازی محصول دخیل می‌شوند. یک طرح خوب باید تشخیص دهد کدام فعالیت‌ها چه زمانی باید رخ دهند و چه کسی مسوول هر کدام است.

همچنین طرح مذکور باید سناریوهای ریسک احتمالی را شناسایی کند. مثلا اینکه اگر رقیبی یک کمپین برای همان محصول قبل از معرفی به بازار راه‌اندازی کند، چه اتفاقی می‌افتد؟

شرکت بسته‌بندی آلمانی که در بالا به آن اشاره شد، استراتژی و برنامه‌ریزی را با سازماندهی یک فرآیند راه‌اندازی دقیق ترکیب می‌کند که باعث می‌شود پیشرفت تجاری و فنی سنجیده شود. پیشرفت تجاری با مطرح کردن ایده‌های بزرگ، تعریف مشتری هدف و استراتژی ورود به بازار پیگیری می‌شود. این فرآیند به رهبری سازمان امکان می‌دهد وقتی مشکلات یا فرصت‌هایی پیش آمدند، به سرعت دخالت کند.

۳) سرمایه‌گذاری در دیدگاه‌هایی برای بهینه‌سازی برنامه‌ها

یک استراتژی راه‌اندازی متفاوت بر شناخت دقیق بازار، مشتری و موقعیت رقابتی متکی است. بدون آن، شرکت‌ها فقط به شعارهای کلی و پیام‌رسانی متکی خواهند بود که ارزش چندانی برای بازگرداندن مشتری ندارد. تحلیل‌های جمعیت‌‌شناختی اولیه و آنلاین شروع خوبی است، اما بهترین شرکت‌ها از این هم فراتر می‌روند تا دیدگاه‌ها را به رفتارهایی از بخش‌های کوچک مشتریان هدف تبدیل کنند.

به عنوان مثال، یک تولیدکننده خودروی بزرگ آماده تولید خودروی جدیدی در چین بود و مشتریان هدف خود را خانواده‌های جوان قرار داده بود. طرح اصلی راه‌اندازی محصول جدید، بخش زیادی از هزینه‌های تبلیغات را به آگهی‌ در تلویزیون و روزنامه اختصاص داده بود و کمتر بر فعالیت اینترنتی متمرکز شده بود. اما تحلیل‌ها نشان داده خانواده‌های جوان بیشتر از اینکه بخواهند تلویزیون نگاه کنند، در وب‌سایت‌ها می‌چرخند. در نتیجه، این شرکت آگهی‌ در تلویزیون و روزنامه را کم کرد و هزینه‌های بیشتری را به وب‌سایت‌هایی که محوریت خانواده داشتند اختصاص داد. همچنین آنها بر مناسب‌سازی رویدادهای شخصی که خانواده‌های جوان بیشتر در آن حضور می‌یافتند، متمرکز شدند. این باعث شد که مثلا طراحی جدید آیتم صندلی‌های مخصوص کودک را در خودروهایی که در مجتمع‌های تجاری بزرگ قرار می‌دادند، به نمایش بگذارند.

۴) ایجاد استعدادهای راه‌اندازی محصول

معمولا در شرکت‌های بزرگ صدها نفر درگیر راه‌اندازی تجاری یک محصول جدید می‌شوند. یک اشتباه در این فرآیند می‌تواند کل آن را به خطر بیندازد. شرکت‌های موفق می‌دانند که باید روی استراتژی کار کنند و به همین دلیل روی آموزش و توسعه کارکنان خود سرمایه‌گذاری می‌کنند. این سرمایه‌گذاری فقط به‌منظور جذب استعدادهای خوب نیست، بلکه روی ارزش‌گذاری و اهمیت دادن به نقش تیم راه‌اندازی هم باید تاکید داشته باشد. شرکت‌هایی که عملکرد خوب دارند، مسیرهای شغلی اختصاصی برای راه‌اندازی محصول جدید ایجاد می‌کنند و معیارهای مشخصی برای ارتقا و پاداش‌های مناسب در نتیجه عملکرد خوب تعیین می‌کنند.

مدیران عامل با دخالت فعالانه، از معرفی محصول گرفته تا مرور برنامه‌ها با هیات‌مدیره، می‌توانند جایگاه آن محصول یا خدمات را بالا ببرند. همچنین آنها از طریق برقراری ارتباط با تیم‌های موفق، نقشی محوری در بزرگ کردن موفقیت روند راه‌اندازی دارند. به این ترتیب، آنها حتی می‌توانند الگوهای خوبی برای دیگران باشند.

شروع کار

ایجاد قابلیت یک فرآیند خوب راه‌اندازی محصول، تلاشی مهم است. این فرآیند به تعهد رهبری و سرمایه‌‌گذاری در قابلیت‌های پشتیبانی نیاز دارد. تجربه نشان داده توسعه یک قابلیت راه‌اندازی قوی نیازمند این است که مدیران به این مجموعه سوالات پاسخ دهند:

• توسعه محصول/ خدمت جدید چه نقشی در استراتژی شرکت من دارد؟

• از چه اهرم‌هایی می‌توانم استفاده کنم تا ارزش بیشتری از راه‌اندازی محصول/ خدمت جدید به دست آورم؟

• میزان بازدهی سرمایه راه‌اندازی محصول/ خدمت جدید چقدر است؟ آیا رقبا عملکردی بهتر یا بدتر از ما دارند؟

محصولات منبع رشد اصلی کسب‌وکارها هستند. اما تا زمانی که شرکت‌ها نتوانند بر روند راه‌اندازی محصول تسلط کامل داشته باشند، کل ارزش آن محصول دور از دسترس خواهد بود.

چگونه می توان با هزینه کم برندسازی کرد؟

 

چگونه می توان با هزینه کم برندسازی کرد؟

به نظر می رسد کلمه «برند» در دنیای بازاریابی بسیار مورد استفاده قرار می گیرد: برند شخصی، برند کسب و کار، برند پیشتاز،… اما معمولا ابهامی در مورد معنای این کلمه در میان کارآفرینان وجود دارد. «برند» دقیقا چه مواردی را در بر می گیرد؟ آیا باید متخصصی را استخدام کنم؟ برندسازی کار پرهزینه ای است، مگر نه؟

در مورد پرهزینه بودن باید بگوییم که لزوما این طور نیست. روش های خلاقانه زیادی وجود دارد که بتوانید بدون هزینه زیاد به برندسازی کسب و کارتان بپردازید. اگرچه باید زمان نسبتا زیادی را به این کار اختصاص دهید. اما به هر حال نتیجه ملموسی خواهیدگرفت. حتی در برخی شرایط این کار به صرفه جویی مالی بیشتر نیز خواهدانجامید. پس به خواندن ادامه دهید و ببینید چطور می توانید همین امروز برندسازی را شروع کنید:

1. شخصیت مشتریان خود را بشناسید

تصادفی نیست که 82 درصد از شرکت هایی که ارزش بیشتری به دست آورده اند، به شخصیت شناسی مشتریانشان پرداخته اند. نیازها، اهداف و رفتار مشتریان احتمالی تان است که نشان می دهد چگونه باید محصول و خدماتتان را به آنها عرضه کنید. درک این مسائل به شما کمک می کند تا متوجه شوید که مشتریانتان از چه رسانه ای استفاده می کنند، چه چیزی به آنها انگیزه داده و به هیجان می آوردشان و در چه شبکه های مجازی ای عضویت دارند. به راحتی می توانید متوجه شوید که چرا این اطلاعات به ایجاد برندی رقابتی و کارآمد می انجامد؛ چون باعث می شود به افراد مناسبی دست پیدا کنید.

درک این موضوع هم لزوما برایتان هزینه بردار نخواهدبود. روشی عالی برای انجام این کار استفاده از پرسشنامه ها یا کمک گرفتن از بخش فروش شرکتتان برای گردآوری بازخوردهای مشتریان و ارزیابی نظرات آنهاست. برای این کار زمان بگذارید.

2. یک هویت و لحن به خصوص ایجاد کنید

زمانی که شخصیت منحصر به فرد مشتریانتان را مشخص کردید، برندتان کم کم می تواند شکل بگیرد که این مسئله شامل ایجاد هویتی به خصوص برای برند، یعنی چیزی که مشتریان برند را با آن بشناسند نیز می شود. همچنین باید لحن بیان برند را نیز مشخص کنید و در هر شبکه ارتباطی با آن لحن مخاطبانتان ارتباط برقرار کنید.

من به عنوان یک نویسنده عاشق بخش «لحن» هستم. اما شما چطور؟ پیدا کردن لحن به خصوص برای برندتان فرآیندی متفاوت تر نسبت به درک شخصیت مخاطبانتان دارد؛ درواقع به جای پاسخ دادن به سوالاتی در مورد مشتریانتان باید به سوالاتی پاسخ دهید که بیشتر در مورد خودتان و برندتان است. اینکه چه ارزش هایی را دنبال می کنید؟ چه چیزی ارائه می دهید؟ دوست دارید مردم چطور در مورد شما صحبت کرده و تعریفتان کنند؟

3. حضور فعالی در شبکه های اجتماعی داشته باشید

خب تا به اینجا متوجه شدید که مشتریانتان چه شخصیتی دارند و می دانید که قرار است چه هویتی از خود نشان دهند و با چه لحنی با مخاطبانتان صحبت کنید. اما مخاطبانتان را کجا می توانید پیدا کنید؟

به دلیل اینکه احتمالا تصویر شفاف و اطلاعات نسبتا دقیقی از مخاطبان خود دارید، پس باید این را نیز بررسی کنید که آنها بیشتر وقت خود را چطور و در کجا می گذرانند؛ منظور ما به ویژه شبکه های اجتماعی است.

توجه زیادی به اطلاعاتی که به دست آورده اید بکنید. شاید بیشتر مخاطبانتان به یک شبکه اجتماعی به خصوص علاقه مند باشند، البته این بدان معنا نیست که نباید در شبکه های دیگر فعالیت کنید، بلکه این موضوع به شما کمک می کند تا بیشتر وقت و انرژی و بودجه خود را صرف شبکه اجتماعی پرطرفدارتر (در میان مخاطبان خود) بکنید.

زمانی که در این شبکه ها حضور یافتید، حضورتان را حفظ کنید. فعالیت داشته باشید، به طور مرتب محتوایی ارسال کنید و با مخاطبان نیز ارتباط برقرار کنید. در غیر این صورت تاثیر مثبتی روی مخاطبانتان نخواهیدداشت.

4. وبلاگ نویسی کنید

بارها در مورد اهمیت وبلاگ نویسی و تولید محتوای ارزشمند صحبت کرده ایم، اما هر چقدر از اهمیت این موضوع بگوییم باز هم کم است. این هسته روش ما، به ویژه برای جلب نظر مخاطبان است؛ چیزی که غریبه ها را به بازدیدکنندگان همیشگی وب سایتتان تبدیل می کند.

درواقع شاید وبلاگ نویسی اساسی ترین قدم در استراتژی بازاریابی تان باشد زیرا محتوایی را در دسترس مخاطبان قرار می دهد که در اینترنت به دنبال آن بودند.

5. خدمت رسانی به مشتری را به اولویت نخست خود تبدیل کنید

برند زاپوس به «خدمت رسانی بی بدیل به مشتریان» مشهور است. این وب سایت فروش پوشاک آنلاین خدمت رسانی به مشتریان را به مهم ترین ارزش خود در کسب و کار تبدیل کرده است. چرا این موضوع این قدر مهم است؟ خدمت رسانی عالی به مشتریان باعث شده که زاپوس پول زیادی در بخش بازاریابی و تبلیغات صرفه جویی کند. زیرا مشتریان فعلی و احتمالی به اندازه کافی به وسیله بازاریابی دهان به دهان برای این برند تبلیغ می کنند.

باید روشی چشمگیر داشته باشید و تجربه ای عالی برای مشتریان خلق کنید. طوری که آنها با کمال میل بخواهند در مورد تجربه فوق العاده خریدشان از شما با دوستان و آشنایانشان حرف بزنند.

6. دست به کار شوید

شاید برندسازی اقدام فوق العاده دشوار و بزرگی به نظر برسد و باعث ترس شما شود، آن همه به ویژه زمانی که بودجه محدودی در اختیار دارید. اما همانطور که دیدیم، روش های اقتصادی زیادی وجود دارد که نه تنها می توانید برای شروع از آنها استفاده کنید، بلکه مطمئن باشید نتیجه خوبی هم از آنها می گیرید و اسمتان سر زبان ها خواهدافتاد.

یک نکته دیگر، از این فرآیند لذت ببرید. البته که باید استراتژی ها و منطق خاصی به کار ببرید، اما به وسیله ابزارهایی که امروز در اختیارتان قرار گرفته، می توانید تا حدودی مطمئن باشید که کار خیلی سخت و پیچیده ای پیش رو ندارید. این کار فقط یک تمرین خلاقانه است. پس از نوآوری ها و بازی های ذهنی تان لذت ببرید.

با کمبود جا در خانه های کوچک چه کنیم؟

با کمبود جا در خانه های کوچک چه کنیم؟

این روزها بیشتر از هر زمانی شاهد تغییر سبک و شیوه زندگی در کشورمان هستیم. تغییراتی که برخی از قسمت‌هایش مفید و کاربردی است و برخی دیگر نیز با حال و هوای ما ایرانی‌ها سازگاری زیادی ندارد. یکی از تغییراتی که نسبت به گذشته اتفاق افتاده و به‌وضوح شاهد آن هستیم، کوچک‌تر شدن فضای خانه‌ها و گسترش آپارتمان‌نشینی است.

از آنجایی‌که خانه، محل مأوا گرفتن و آرامش است، باید برای زیبایی فضای داخلی آن تلاش کرد و به چیدمان و دکوراسیون آن توجه ویژه‌ای داشت، پس دیگر زیاد مهم نیست که خانه‌مان بزرگ و ویلایی باشد یا کوچک و آپارتمانی. این نفس کار است که دارای اهمیت بوده و باید برای انجام آن کوشید. در این مطلب می‌خواهیم با چند پیشنهاد دکوراسیونی برای فضاهای مختلف خانه‌های کوچک در خدمت شما شما عزیزان  باشیم.

نشیمن

بدون شک اولین فضایی که در هر خانه‌ای به چشم می‌آید فضای نشیمن و پذیرایی است. نشیمن نقش اساسی و مهمی را در تبیین کلی دکوراسیون داخلی خانه ایفا می‌کند. حال ببینیم که برای دکوراسیون نشیمن کوچک و چیدمان وسایل آن، چه باید کرد؟

    انتخاب مبل: مبلمان L شکل یکی از بهترین انتخاب‌ها برای فضاهای کوچک  مربع شکل هستند. حتی شاید با داشتن یکی از آنها نیازی نباشد که از صندلی و یا مبل دیگری در این فضا استفاده کنید؛ بنابراین از شلوغ شدن فضا نیز جلوگیری خواهید کرد.  از طرفی هم شاید به مبل‌های دسته‌دار علاقمند باشید. برای این منظور بهتر است مبلمانی را انتخاب کنید که دسته‌های لاغر و کم‌جایی دارند. کمتر شدن عرض دسته‌ مبل‌ها به داشتن فضای بیشتر در خانه کمک می‌کند.

  انتخاب رنگ: برای اینکه کوچک بودن فضای خانه‌تان کمتر به چشم بیاید از رنگ سفید در طراحی دکوراسیون داخلی خانه‌ خود بهره بگیرید. رنگ سفید و خنثی نور را بیشتر منعکس کرده  و به دلیل روشنایی که در فضا ایجاد می‌کند به بزرگ‌تر جلوه دادن آن کمک خواهد کرد.

    استفاده از آیینه: آیینه با انعکاس تصاویر و رنگ‌ها، کمک بسیار زیادی به بزرگ‌تر نشان دادن فضاهای مختلف خانه می‌کند. به این منظور می‌توان یکی از دیوارهای نشیمن خانه را آیینه‌کاری نمود  و یا از آیینه‌های قدی و دیواری بزرگ استفاده کرد.

آشپزخانه

ازآنجایی‌که آشپزخانه یکی از مهم‌ترین بخش‌های هر خانه‌ای به‌حساب می‌آید، باید برای دکوراسیون و چیدمان آن نهایت دقت و تمرکز را به خرج داد. با انجام این پیشنهاد‌ها دیگر لازم نیست نگران کوچک بودن آشپزخانه‌ خود باشید.

    استفاده از سطوح براق و سفید: با کمک سرامیک‌، سنگ‌ و کابینت‌های براق و سفید می‌توانید جذابیت خاصی به آشپزخانه خود ببخشید. هم‌چنین این سطوح باعث انعکاس نور در فضا شده و آشپزخانه را نیز بزرگ‌تر نشان خواهند داد.

    استفاده از کابینت با در شیشه‌ای: استفاده از در شیشه‌ای کابینت باعث می‌شود تا وسایل داخل کابینت دیده‌شده و از طرفی هم از گردوخاک گرفتن و کثیفی آن جلوگیری شود. این کار نیز به بزرگ‌تر دیده شدن آشپزخانه کوچک شما کمک زیادی خواهد کرد.

    بین کابینتی آیینه‌ای: می‌توان با  استفاده از یک آیینه‌ بزرگ و کشیده در دیوار بین کابینت، باعث انعکاس نور و تصاویر در آن شد و به این وسیله به بزرگ دیده شدن آشپزخانه هم کمک کرد.

اتاق‌خواب

اگرچه دکوراسیون فضای اتاق‌خواب بسیار سلیقه‌ای است، اما می‌توانید برای بزرگ‌تر دیده شدن فضا به انجام این دو پیشنهاد کاربردی بپردازید:

    تخت‌خواب تاشو: این نوع تخت‌ها در دو نوع تاشو به‌صورت افقی و عمودی در بازار موجود هستند. شما می‌توانید با توجه به فضای موجود در اتاقی که قرار است تخت در آن نصب شود نوع مناسبی از آن را انتخاب کنید. زمانی که از تخت تاشو استفاده‌ای نمی‌شود به‌راحتی و زیبایی تاشده و این امکان را می‌دهد که در اتاق و فضای کوچک خود از میز یا هر وسیله‌ای دیگر که نیاز شد استفاده کنید.

    تابلوهای عمودی: اگر به نصب تابلوهای هنری و یا عکس‌های شخصی خودتان در اتاق‌خواب کوچک خانه‌ خود علاقمند هستید، پیشنهاد ما به شما این است که ترجیحاً  از تابلوهای عمودی استفاده کنید تا ارتفاع دیوارها بلندتر به نظر بیاید. هم‌چنین از نصب تابلو در مرکز دیوار خودداری کنید، چراکه باعث می‌شود نگاه به آن نقطه متمرکز شده و کوچکی دیوار و اتاق بیشتر به چشم بیاید.

بالکن

بالکن در هر خانه‌ای فضایی برای لذت بردن از منظره‌ بیرونی و… به‌حساب می‌آید. در ابتدا این نکته‌ مهم را به‌طور پیش‌فرض ذهنی خود داشته باشیم که بالکن، انباری خانه و یا جای خشک کردن لباس‌ها نیست! پس در ابتدا و قبل از هر کاری باید ضایعات را از فضا حذف نموده  و به‌جای بند رخت از رخت‌آویزهای تاشو استفاده کرد.

   فلاورباکس و گلدان‌های کوچک و رنگی: حضور گیاهان و ایجاد فضای سبز در بالکن بسیار مهم و ضروری است. برای این منظور می‌توان از گلدان‌های کوچک و رنگی استفاده کرد، آنها را در کف بالکن قرار داد، به دیوار نصب کرد و یا   از نرده و دیواره‌ بیرونی بالکن آویزان نمود.

  میز و صندلی کوچک: شاید بیشترین خواسته‌ ما از فضای بالکن این باشد که در آن به استراحت و کسب آرامش بپردازیم. به همین منظور ایجاد فضایی برای نشستن ضروری است. برای بالکن‌های کوچک هم  می‌توان از میز و صندلی ترجیحاً گرد استفاده کرد. اگر فضا بسیار کوچک باشد استفاده از بالشت یا نیمکت چوبی هم نیاز ما را برطرف خواهد کرد.

سرویس بهداشتی

ترفندهای دکوراسیونی، همیشه می‌تواند راهگشای فضاهای کوچک دکوراسیونی شما باشد. زمانی که فضای سرویس بهداشتی‌تان کوچک است نیز با کمک ترفندهای طراحی هوشمندانه می‌توانید به‌سادگی فضای آن را دو برابر کنید. کافی است این ترفندهای هوشمندانه را بشناسید و برای دکوراسیون سرویس بهداشتی کوچک خود از آن استفاده نمایید.

استفاده از شیرآلات و فلاش تانک توکار:  استفاده از شیرآلات، لوله‌کشی و فلاش تانک توکار باعث می‌شود تا هم آشفتگی‌های بصری فضا حذف شود و هم سرویس بهداشتی بزرگ‌تر به چشم بیاید.

    تلفیق حمام و توالت: در سرویس بهداشتی‌های کوچک معمولاً فضای حمام و توالت مشترک است. در این صورت می‌توان این دو فضا را با استفاده از دیوار شیشه‌ای از هم تفکیک کرد.

آیینه بزرگ: از یک آیینه‌ بزرگ در سرویس بهداشتی کوچکتان استفاده کنید، چراکه این کار باعث می‌شود که سرویس بهداشتی خانه شما بزرگ‌تر به نظر برسد. تصویر درون آیینه به فضای شما عمق می‌دهد و کمک می‌کند تا احساس بهتری در آن فضا داشته باشید.

کدامیک از شبکه های اجتماعی برای بازاریابی خوب است؟

کدامیک از شبکه های اجتماعی برای بازاریابی خوب است؟

امروزه با گسترش شبکه های اجتماعی،حضور در آنها برای هر برندی به دغدغه ای مبدل گشته که افراد سعی میکنند به هر طریقی که شده برند خود را در آن به مخاطبانشان معرفی کنند. قرار گرفتن در شبکه های اجتماعی فرصت مهمی است که باید درست و به جا از آن استفاده شود. هوشیار نبودن در این فضا ممکن است برند ها را با تهدید روبه رو کند.این یک واقعیت است که حضور شما در شبکه های اجتماعی سبب میشود تا نسبت به گذشته 60%بیشتر به چشم بیایید و مخاطبان شما را ببینند و اینگونه است که شانس خود را برای فروش و ارائه خدمات افزایش میدهید.اما باید حرفه ای عمل کنید!

برخی از بازاریابان و مشاورین برند و فعالان در حوزه دیجیتال مارکتینگ از توصیه قدیمی مشاورین مالی و سهام بازان که همه تخم مرغ ها را نباید در یک سبد گذاشت، برای حضور در شبکه های اجتماعی استفاده میکنند یعنی بجای آنکه به صورت تخصصی محتوایی منحصر به فرد برای هر شبکه تولید کنند،محتوایی یکسان با تعداد بالا تولید می کنند و در کلیه شبکه ها به اشتراک میگذارند.این شیوه ی تولید محتوا و بازاریابی مانند رها کردن تیری در تاریکی است و اصلا هدفمند نیست.

در فضای پر رقابت کنونی در کلیه زمینه های بیزینسی، تیری در تاریکی انداختن جواب نمیدهد و نتیجه عکسی را به دنبال خواهد داشت. در بازار یابی دیجیتال و فعالیت در شبکه های اجتماعی، نکته حائز اهمیت انتخاب مخاطب هدف است. در ابتدا باید مخاطب هدف خود را شناسایی کرده و رفتار مصرفی وی را دنبال کنید با تحلیل نتایج به دست آمده است که میتوانید شبکه ای که مخاطب هدف شما در آن حضور  پررنگ تری را دارد، شناشایی کنید و همراستا با آن محتوا تولید کنید.

به جای آنکه در همه جا باشید، در یک یا دو فضا، حرفه ای حاضر شوید! امروزه در بازاریابی تنها مخاطب هدف ملاک نیست بلکه افرادی هستند که خاطب هدف شما را همراهی میکنند و مخاطب هدف با تاثیر گرفتن از وی اقدام به خرید میکند.بگذارید مثال واضح تری بزنم: فرض کنید شما چای برای فروش دارید و با تحلیلی که در بازار انجام داده اید مخاطب هدف را مردانی با میانگین سن 40 به بالا تعیین کرده اید؛ کسی که چای شما را مصرف میکندمردان با این رده سنی هستند اما با توجه به اینکه خریداران مایحتاج یا تصمیم گیرندگان نهایی همسران این افراد هستند شما نباید این گروه را نادیده بگیرید چرا که تاثیر به سزا و عمده ای را بر روی مصرف کنندگان محصول شما دارند. بنابراین برای آنکه شانس خود را افزایش دهیدبانوان در این گروه سنی را نیز باید مخاطب قرار دهید.

مراحل  انتخاب بهترین شبکه اجتماعی متناسب با کسب و کار شما :

شناسایی مخاطب هدف
تحلیل رفتار مخاطب هدف
شناسایی شبکه هایی که مخاطب هدف در آن حضور پررنگ تری دارد.
شناسایی  پتانسیل های شبکه اجتماعی منتخب
تولید محتوا متناسب با مخاطب هدف و فضای حاکم بر آن شبکه اجتماعی

هنگام معرفی محصول و اقدام برای برندینگ باید چند سوال از خود بپرسید:

1- محصول من چه نیازی را مرتفع میکند؟

2- چه کسانی از محصول من استفاده میکنند؟

3- من میخواهم محصولم را چه کسانی مصرف کنند؟

پاسخ به سوالات فوق به شما کمک میکند چه شیوه بازاریابی/ تبلیغات و چه بستری را برای معرفی محصول خود انتخاب کنید.

هنگام انتخاب رسانه مناسب برای معرفی برند خود از اینفوگرافی+آمار هایی که رفتار مصرف کننده را در هر یک از شبکه اجتماعی نشان میدهد استفاده کنید.

پس از بررسی رفتار مصرف کننده و مخاطب هدف باید دانش خود را نسبت به آن شبکه اجتماعی بالا ببرید تا بتوانید همراستا با فضای حاکم در آن شبکه و سیاست های موجود محتوا تولید کنید.برای مثال:اگر یک نوع محتوای متنی تولید کنید و بخواهید در شبکه های اجتماعی اعم از تلگرام+سایت+آپارات+لینکدین استفاده کنید اشتباه است زیرا تلگرام متن کوتاه با مضمون خبر در جهت افزایش آگاهی عمومی را می طلبد و در وبلاگ سایت برای تاثیرگذاری و اعتبار بخشی به سایت باید از محتوای طولانی استفاده کرد و در فضایی مانند آپارات متن کارایی ای نخواهد داشت و مخاطب به دنبال دیدن ویدئو است.

از مثال بالا می توان نتیجه گرفت که هیچ بهترینی وجود ندارد و این هوش شماست که بهترین شبکه اجتماعی را متناسب با کسب و کار خود انتخاب کنید.

تمیز کردن وسایل چوبی منزل

تمیز کردن وسایل چوبی منزل

لوازم چوبی از مبل گرفته تا میز، کمد و تخت خواب بعد از مدتی آن جلا و تازگی خود را از دست می دهند و برای بازگرداندن تازگی و شیکی روزهای اولیه، باید با طرز تمیز کردن وسایل چوبی به روشی کارآمد و بدون ضرر برای خود چوب، آشنایی کامل داشته باشید.

وسایل چوبی درست مانند هر وسیله گران قیمت دیگری، نیاز به نگهداری و مراقبت بالا دارند تا سلامت و زیبایی ظاهری خود را حفظ کنند. این موضوع از این جهت مهم است که تمیزی وسایل چوبی، نه تنها روی ظاهرشان، بلکه بروی کارایی و عملکرد آنها نیز تاثیر می گذارد.

مراقبت بد و نا آشنایی با طرز تمیز کردن وسایل چوبی می تواند منجر به خشکی زیاد، شکستی، پوسته پوسته شدن و همینطور تاب برداشتن چوب شود.

وقتی برای مبلمان چوبی منزل چنین اتفاقی بیافتد، یقینا دیگر آن زیبایی و کارایی اولیه را نخواهند داشت و بخاطر غبر قابل تعمیر بودنشان، چاره ای جزء تعویض وسایل خانه باقی نمی ماند. بنابراین از لحاظ اقتصادی هم بنفع خانه دار است که توجه بیشتری به وسایل چوبی خود داشته باشد. در این پست متوجه خواهید شد که این کار ساده تر از آنچیزی است که فکرش را می کردید.

اولین کار، مشخص کردن زمان مناسب برای تمیز کردن وسایل چوبی است. توصیه می شود پروسه تمیز کردن وسایل چوبی را حداقل دو یا سه ساعت قبل از استفاده مجدد از آنها شروع کنید. مثلا شب ها وقتی قرار نیست برای زمان طولانی از مبل یا کمد چوبی استفاده شود، بهترین موقع برای شروع تمیز کاری وسایل چوبی است. این موضوع به این خاطر است که روغن جلا دهنده کاملا به خورد چوب رفته و از روی سطح پاک نشود. شکل های زیر نشان می دهد که با یک دراور کثیف و کهنه طرف هستیم.

همانطور که مشخص است، نقطه نقطه های سفیدی روی سطح دراور دیده می شود، حال در ادامه مشاهده خواهید کرد وقتی کاملا با طرز تمیز کردن وسایل چوبی آشنا باشید، چه بلایی به سر این لکه ها می آید!

فک کنم همه می دانیم که وقتی نوبت به تمیز کردن وسایل چوبی می رسد، باید خیلی حواسمان را جمع کنیم. چوب و آب به یکدیگر نمی سازند. پیشنهاد می شود از آب خیلی داغ و کف دار استفاده کنید، برای کف دار کردن مقدار متوسطی (نه کم و نه زیاد) مایع ظرفشویی در آب داغ ریخته و هم بزنید. بعد با یک دستمال نرم نخی، آماده شروع کار می شویم. توجه داشته باشید که دستمال نخی را بعد از خیس کردن حتما بچلانید تا آب اضافی آن خارج شده و دستمال فقط حالت تری به خود بگیرد.

حال با این دستمال تر، سطح چوب را دستمال بکشید. جهت کشیدن دستمال باید در جهت بافت یا گره های طبیعی چوب باشد. این روش بهتر سطح چوب را تمیز خواهد کرد.

در سطح های کوچک کار کنید، یعنی بهتر است هر سری فضایی در حدود ۳۰ در ۳۰ سانتی متر را تمیز کنید. بعد از خیس کردن این محدوده، بلافاصله با دستمال نرم نخی خشک، به خشک کردن همان محدوده بپردازید.

بعداز تمیز کردن سطح چوب، مشاهده می کنید که هنوز هم روی سطح چوب لکه های سفید رنگ و روشنی دیده می شود. حال نکته اصلی در طرز تمیز کردن وسایل چوبی همینجاست، یک روغن چوب یا پولیش چوب باکیفیت می تواند ظاهر چوب را مثل روز اولش کند.

بعداز خشک شدن وسیله، نوبت به استفاده از روغن یا پولیش چوب می رسد.

طرز تمیز کردن وسایل چوبی به روشی آسان و بسیار تاثیر گذار

طرز تمیز کردن وسایل چوبی به روشی آسان و بسیار تاثیر گذار

مقدا کمی از روغن چوب را بروی یک دستمال نخی نرم و تمیز بریزید.

دستمال چرب را درست همانند سری قبل در جهت بافت طبیعی چوب بکشید. هر وقت احساس کردید روغن کم است، دوباره دستمال را آغشته به روغن کنید. جالب است بدانید میزان نیاز شما به روغن، به تشنگی چوب بستگی دارد، هر چه چوب قدیمی تر و کهنه تر باشد، میزان بیشتری روغن نیاز خواهد داشت.

بهتر است دستمال را به صورت مداوم و با یک حرکت ثابت روی چوب بکشید و مرتب جلو بروید. با انجام درست این حرکت سریعا متوجه درخشش چوب خواهید شد.

حواستان باشد تمام سطح چوب را پولیش بکشید. پولیش کشیدن فقط برای زیبایی ظاهری نیست، بلکه نقش مهمی در نگهداری و افزایش طول عمر چوب دارد. هر چه چوب سالم تر باشد، زیباتر هم دیده خواهد شد.

اگر دراور را تمیز می کنید، پشت تمام کشوها را نیز دستمال بکشید.

زیر دستگیره ها عمدتا از مکان هایی است که هنگام دستمال کشیدن فراموش می شود.

همانطور که در شکل زیر مشاهده می کنید، پس از پولیشکاری، تمام آن لکه ها سفید و روشن از روی چوب محو شده اند و در عوض چوب با تمام زیبایی و بافت طبیعی اش می درخشد. (البته در عکس زیر روغن هنوز به طور کامل خشک نشده و به همین خاطر سطح چوب خیس دیده می شود.)

و در نهایت تصویر کلی از یک دراور چوبی ساخته شده با چوب درخت گردو. توصیه می کنم تمام وسایل چوبی خود را به صورت مرتب بعداز طی شدن یک دوره مشخص، با روغن چوب پولیش کنید. با این کار نیاز به تمیز کردن چوب با دستمال خیس و آب نیز کمتر می شود. هر چه چوب و آب کمتر با هم تماس داشته باشند بهتر است.

فکر می کنم در پایان کاملا با طرز تمیز کردن وسایل چوبی آشنا شده و از خواندن این مطلب لذت برده باشید. مطمئنا بعداز تمام شدن کار، از دیدن وسایل چوبی براق خود در خانه لذت خواهید برد.

کارآفرینانی که از دانشگاه فارغ التحصیل نشدند

کارآفرینانی که از دانشگاه فارغ التحصیل نشدند

آیا تحصیلات رسمی واقعاً لازم است؟ اگر می خواهید کسب و کار موفقی بسازید، حتماً باید به دانشگاه بروید؟

بیشتر مردم با این باور بزرگ می شوند که رفتن به دانشگاه، گرفتن نمره های خوب، خیلی سخت کار کردن و به دست آوردن شغلی خوب، گام هایی هستند که برای موفق شدن باید طی کنید. ولی امروزه، کم کم همه به این نتیجه رسیده اند که تحصیلات خوب و شغل پر منفعت دیگر فرمولی ثابت برای دستیابی به ثروت و موفقیت نیست.

تحصیلات بدون شک جایگاه خود را دارد و فاقد سزاواری و شایستگی نیست، ولی با این وجود همه اوقات لازم نیست. کارآفرین های بسیاری وجود دارند که تحصیلات رسمی زیادی ندارند، ولی توانستند به موفقیت های بسیاری دست پیدا کنند.

این مطلب در مورد شخصیت هایی است که علی رغم نداشتن تحصیلات رسمی، نامی برای خود در جهان دست و پا کردند. زندگی این افراد را مطالعه کنید تا ببینید که آیا برای ساختن کسب و کاری سودآور نیاز به رفتن به دانشگاه دارید یا نه.

1. استیو جابز (Steve Jobs)

شاید کمتر کسی در جهان باشد که با داستان استیو جابز یکی از مؤسسان اپل آشنا نباشد. با اینکه جابز از دبیرستان هوم استید در سال 1972 فارغ التحصیل شد، ولی از کالج رید ترک تحصیل کرد، در حالی که والدین او به سختی می توانستند از پس خرج تحصیلات کالج او برآیند.

در زمان مرگ جابز در سال 2011، ارزش خالص او 11 میلیارد دلار بود. مسلماً در مورد کسی که دانشگاه را ترک کرده رقم بدی نیست! گفته می شود ارزش خالص استیو وازنیک همکار خوش فکر جابز 100 میلیون دلار است، و البته او هم هرگز کالج را به اتمام نرساند.

2. ریچارد برانسون (Richard Branson)

ارزش خالص ریچارد برانسون تقریباً بالغ بر 4.9 میلیارد دلار تخمین زده می شود. برانسون که بنیانگذار خطوط هوایی ویرجین آتلانتیک، ویرجین رکوردز، ویرجین موبایل و ویرجین برندز است، هرگز دبیرستان را به اتمام نرساند و در سن 16 سالگی ترک تحصیل کرد. علاوه بر این، او دچار اختلال خوانش پریشی (dyslexic) بود و عملکرد آکادمیک ضعیفی هم داشت. ولی این موضوع باعث نشد که او نتواند نامی برای خود دست و پا کند. امروز، برانسون حامی سرسخت اهمیت تحصیلات است و به شدت معتقد است که مدارس و دانشگاه ها باید کمک بیشتری به کارآفرین ها کنند و برای آن ها منابع مالی تأمین کنند.

3. دیو توماس (Dave Thomas)

دیو توماس، مؤسس و مدیرعامل امپراتوری فست فود وندیز (Wendy’s)، از دبیرستان ترک تحصیل کرد تا به طور تمام وقت در رستوران هابی هاوس کار کند. با اینکه توماس در سال 2002 درگذشت، ولی گفته می شود ارزش خالص او 99 میلیون دلار بود.

توماس اولین شعبه وندیز را در سال 1969 افتتاح کرد، ولی رستوران های رنجیره ای او دچار فراز و نشیب های بسیاری شد تا اینکه شروع به حضور در صدها تبلیغ تلویزیونی کرد، و بالاخره علاقه بینندگان تلویزیونی را به دست آورد و در دهه 1990 شهرت زیادی پیدا کرد.

4. دیوید گرین (David Green)

دیوید گرین که ارزش خالص او نزدیک به 6 میلیارد دلار است، هرگز به دانشگاه نرفت. این مؤسس هابی لابی (فروشگاه های زنجیره ای آثار هنری) دیپلم دبیرستان دارد، ولی از خیر تحصیلات مقاطع بالاتر گذشت تا کسب و کار خانگی خود را در سال 1970 با وامی 600 دلاری شروع کند. تا سال 1972، این کسب و کار به اندازه ای موفق شده بود که او توانست اولین فروشگاه خرده فروشی خود را افتتاح کند.

گرین به عنوان فردی نیکوکار شناخته می شود. او نیمی از مجموع درآمدهای کمپانی خود را وقف امور خیریه می کند. گفته می شود که تا سال 2012، او تقریباً 500 میلیون دلار وقف خیریه کرده بود.

5. لری الیسون (Larry Ellison)

لری الیسون، مدیرعامل سابق شرکت اوراکل، از دو دانشگاه ترک تحصیل کرد. ارزش خالص او 54 میلیارد دلار است. بعد از ایجاد دیتابیس هایی برای سازمان سیا، الیسون به همراه دو شریک خود در سال 1977 شرکت SDL را تأسیس کرد. این کمپانی در نهایت در سال 1982 تبدیل به شرکت نرم افزاری اوراکل شد.

امروز، این میلیاردر خودساخته از مقام خود به عنوان مدیرعامل کناره گیری کرده، ولی رییس هیئت مدیره و مدیر ارشد فناوری اوراکل باقی مانده است. هدف او هیچ وقت ثروتمند شدن نبود، بلکه می خواست محیط کاری ایجاد کند که خود او در آن لذت ببرد.

6. کوین رز (Kevin Rose)

این کارآفرین اینترنتی زیر 40 سال، شرکت های Revision3، Pownce و Milk را تأسیس کرد، ولی احتمالاً بیش از همه به خاطر وبسایت دیگ (Digg) شناخته می شود. او وارد دانشگاه نوادا در لاس وگاس در رشته علوم کامپیوتری شد، ولی بعد از دو سال انصراف داد.

امروز رز مدیرعامل HODINKEE، عضو هیئت مدیره Tony Hawk Foundation و یکی از مشاوران سرمایه گذاری گوگل است.

7. مایکل دل (Michael Dell)

مایکل دل همانطور که از نامش پیداست، بنیانگذار شرکت کامپیوترهای Dell است. ارزش خالص او بالغ بر 20 میلیارد دلار تخمین زده می شود. او وارد دانشگاه تگزاس شد، ولی در نهایت انصراف داد. در خوابگاه دانشگاه، او شالوده چیزی را طرح ریزی کرد که بعداً تبدیل به شرکت Dell شد. بعد از موفقیت در فروختن پکیج های آپگرید برای کامپیوترهای شخصی، او در ادامه کسب و کار بسیار بزرگتری را ایجاد کرد.

تا سال 1992، دل با 27 سال سن جوان ترین مدیرعامل در لیست فورچون 500 شده بود.

8. ریچل ری (Rachael Ray)

این نویسنده، کارآفرین و ستاره تلویزیونی برنامه های آشپزی هرگز به دانشگاه نرفت، و از هیچ گونه آموزش حرفه ای در هنر آشپزی برخوردار نیست. ارزش خالص او 60 میلیون دلار است، که مسلماً رقم بسیار خوبی برای کسی است که هیچ گونه مدرکی در زمینه کاری خود ندارد.

او بعد از اجرای اولین تاک شو یا برنامه گفتگومحور خود در سال 2006، آن را از طریق حضور در برنامه معروف اپرا وینفری تبلیغ کرد. او در برنامه های معروف متعدد دیگری نیز حضور داشته است.

حرف آخر؟

امروز در عصر اطلاعات، راه های بسیاری برای یادگیری و توسعه مهارت هایی که برای کارآفرین شدن نیاز دارید، وجود دارد. بیشتر کارآفرینان هم عقیده هستند که حمایت بیشتری به خصوص از طریق مؤسسات آموزشی می توانست برایشان وجود داشته باشد. ولی امروزه منابع بسیار و رایج تر از گذشته شده اند، به خصوص منابع آنلاین.

نصیحت داستان چیست؟ یک فرد با اراده همیشه راهی پیدا می کند. تحصیلات می تواند کمک یا مانعی در مسیر موفقیت باشد. اگر تحصیلات برایتان تبدیل به مانع شود، کسانی که روحیه کارآفرینی داشته باشند آن را کنار می زنند و مسیر خود را انتخاب می کنند.

چگونه می توان فرزندان کارآفرین تربیت کرد؟

چگونه می توان فرزندان کارآفرین تربیت کرد؟

والدین تمایل دارند کودکان‌شان مهارت‌های مختلف را بیاموزند و توانایی‌هایی داشته باشند. به خصوص در عصر حاضر رواج تک فرزندی منجر به تمرکز بیش از پیش والدین بر کودکان شده و بازار انواع کلاس‌های غیردرسی و مهارت‌آموزی کودکان داغ است. اما در این میان پدران و مادران چقدر به فکر تربیت کودکانی کارآفرین هستند؟

اگر شما جزء والدینی هستید که هوشمندانه به فکر تربیت کودکانی کارآفرین و خلاق هستید با ما با مرور نکاتی در این زمینه همراه باشید.

فعالیت‌های شجاعانه‌:

ابتدا کودک‌تان را به انجام فعالیت‌های کارآفرینانه در دسترس ترغیب کنید. مثلا از او سوال کنید آیا به کاشتن سبزی در باغچه‌ی منزل و فروش آنها به دوستان تمایل داره؟
داستان زندگی کارآفرینان موفق را با او در میان بگذارید‌. این کار برای کارآفرینی به او انگیزه می‌دهد.
با هدایت او به فعالیت‌های کارآفرینانه می‌توانید، مهارت‌های ارزشمند کسب و کار را به شیوه‌ای ملموس و لذت‌بخش به او بیاموزید.

مشاور او باشید!

بعد از اینکه کودک‌تان تصمیم به شروع گرفت، ابتدای کار درباره‌ی طرح کسب و کار با او صحبت کنید.

ممکن است طرح کسب و کار کودک‌تان بسیار ساده باشد. اما روش بسیار قدرتمندی برای آموزش مفاهیم اساسی چون سود و زیان و هزینه به کودک می‌باشد.
از کودک‌تان سوال کنید که چه‌طور می‌خواهد محصول یا خدماتش را تبلیغ کند و درباره‌ی امکان‌پذیر بودن و مناسب بودن روش‌های تبلیغی مورد نظرش به او کمک فکری کنید.
در نشست‌های خود و فرزندتان با او درباره درآمد و هزینه‌های طرح مورد نظرش صحبت کنید. در این هنگام در واقع شما در حال آموزش حسابداری به او هستید. چیزی که بسیاری از افراد در شروع کسب و کار با آن مشکل دارند.

مدیریت پول را به او بیاموزید:

مدیریت پول مهارتی است که جوانان و کودکان امروز دانش کمی درباره‌ی آن دارند. علی رغم ضرب‌المثل‌ها و تعارفات مرسوم درباره‌ی پول‌، همه می‌دانیم که “پول” برای یک زندگی ضروری است. بنابراین چه بهتر که از کودکی ارزش پس‌اندازکردن را به کودک‌ آموزش دهیم تا در بزرگسالی این مهارت به او کمک کند،‌ زندگی بهتری داشته‌باشد.
به فرزند خود پیشنهاد دهید که میزانی از پول توجیبی‌اش را به‌صورت ماهانه یا هفتگی پس‌انداز کند.

استفاده از کارت اعتباری بیش از پرداخت‌های نقدی افراد را برای خرید وسوسه می‌کند. در واقع اگر شما پول خریدتان را نقدا پرداخت کنید با احتیاط بیشتری خرج خواهید کرد. بنابراین این نکته را خودتان رعایت کنید و به فرزندان‌تان نیز بیاموزید.

از فرزندتان بخواهید برای پس‌اندازش هدف‌گذاری کند. یعنی در نظر بگیرد که این پس‌انداز را در چه‌کاری صرف خواهد کرد. این کار به او انگیزه می‌دهد تا بیشتر پس‌انداز کند و کمک می‌کند که رویاپردازی کند، علاوه بر این قدرت تصمیم‌گیری آنان را بهبود می‌بخشد.

هدف‌گذاری درباره‌ی پس‌انداز و رویاپردازی کودک به او حس شجاعت می‌دهد و باعث می‌شود احساس کند می‌تواند بخشی از خواسته‌های‌اش را خودش در طول زمان برآورده کند. این درواقع پرورش حس استقلال‌طلبی و اتکا به خود است که از ویژگی‌های بارز کارآفرینان است.

آخرین و مهم‌ترین نکته‌:

اگر می‌خواهید کودک‌تان برای زندگی‌اش رویاهای بزرگ داشته باشد به او احترام بگذارید.
احترام گذاشتن همان رفتاری است که به‌موجب آن احساس بزرگی و محترم بودن در فرد پدید می‌آید و در او باور خوبی نسبت به خودش ایجاد می‌شود و محصولات شیرینی چون عزت و اعتماد‌به‌نفس به بار می‌آورد.

فرزندانِ والدینی که به کودک‌شان احترام می‌گذارند، اعتماد به نفس بیشتری دارند.

یکی از پایه‌ای‌ترین پیش نیازهای موفقیت در هر شغل و حرفه‌ای وجود اعتماد به نفس کافی در شخص می‌باشد. بنابراین شما والدین گرامی با احترام گذاشتن و انتقال حس ارزشمندبودن به فرزندتان می‌توانید پتانسیل بسیار خوبی برای او فراهم کنید که قابل جایگزین با هیچ‌چیز دیگری نیست.

به یاد داشته باشید که سرمنشاء اتفاقات بزرگ زندگی فرزندتان در آینده همین توجه‌های به ظاهر کوچک امروز است.

با اعتیاد به گوشی موبایل چه باید کرد؟

با اعتیاد به گوشی موبایل چه باید کرد؟

درطول یک ساعت، چندبار موبایل‌تان را کنترل می‌کنید؟ 5بار؟ 15بار؟ 25بار؟ 30بار؟ چندبار سراغ اینترنت می‌روید و بی‌هدف در فضای تلگرام، اینستا و.. گشت می‌زنید؟

شب‌ها موبایل‌تان را خاموش می‌کنید یا اینکه موبایل روشن است و هر بار تکانی می‌خورید و چشم باز می‌کنید، آن را هم کنترل می‌کنید؟ حتما می‌دانید که این رفتارها نشان از اعتیاد به موبایل دارد. به‌نظرتان راهی برای رهایی از این وضعیت اعصاب‌خردکن وجود دارد؟ بله! دارد. به این نکته‌ها دقت کنید.

 1: یک بازی‌ جایگزین کنید

شما معتاد به وسیله‌ای شده‌اید که جای خالی سرگرمی را برای شما پر می کند. یک بازی فکری به شکلی که بتوانید آن را با وسیله‌ای شبیه به موبایل بازی کنید، انتخاب کنید. اصلا مهم نیست روزهای اول چند ساعت با این وسیله سرگرم هستید. این ‌کار به شما کمک می‌کند کمتر سر به موبایل بزنید.

 2:   از خودتان دور کنید

کاملا درست است که هرجایی بنشینید، به راحتی می‌توانید موبایل را هم کنارتان بگذارید؛ حتی اگر شارژ نداشته باشد و بخواهید آن را شارژ کنید، اما سعی کنید شارژ کردن موبایل را بهانه کنید و آن را به‌تدریج از خودتان دور کنید. شاید روزهای اول حداکثر چند دقیقه بتوانید آن را از خودتان جدا کنید؛ اما با تلاش، می‌توانید این فاصله را بیشتر کنید.

 3 : خاموش کنید

خیلی سخت است موبایل را خاموش کنید؛ برای شمایی که دچار اعتیاد ‌به تلفن همراه‌تان هستید! اما از اینجا شروع کنید. وقتی می‌خواهید موبایل را شارژ کنید، برای اینکه به دستگاه آسیب نرسد، آن را خاموش کنید. شاید روزهای اول پشیمان شوید و آن را روشن کنید، اما به‌تدریج می‌توانید از اینجا شروع کنید تا اینکه به خاموش کردن موبایل در طول شب یا زمان‌های استراحت برسید.

4: بهانه کنید

موبایل به جان‌تان بسته است؛ کاملا درست است. اصلا اگر از آن فاصله بگیرید، مضطرب‌تر می‌شوید، اما باید به‌خودتان کمک کنید. از این نقطه شروع کنید که وقتی برای خرید بیرون از خانه می‌روید، موبایل را خانه جا بگذارید. شاید مدت خرید شما10دقیقه باشد، اما همان مدت فاصله‌ گرفتن، شروع خوبی برای این جدایی است.

5: زمانبندی کنید

برای خودتان قانون بگذارید؛ برای مثال، صبح موبایل را کنترل کنید و پیغام‌ها را ببینید. زمان بعدی را به انجام یک کار موکول کنید. مثلا به‌خودتان قول بدهید بعد از بیدار شدن از خواب، تا قبل از خوردن صبحانه و آماده شدن برای بیرون رفتن از خانه، موبایل را کنترل نکنید. زمان بعدی را به رسیدن سر کار موکول کنید. زمانبندی بعد، کنترل کردن موبایل بعد از انجام یک کار در محل کار باشد. این زمانبندی کمک می‌کند از موبایل فاصله بگیرید.

6:خروج از گروه‌ها

عضو هزار و یک گروه هستید! طبیعی است هر چند دقیقه یک بار، یک نفر هم داخل گروه یا کانال پیغام بگذارد، حواس‌تان پرت می‌شود. از گروه‌ها ‌و کانال‌هایی که چیزی به معلومات شما اضافه نمی‌کنند، خارج شوید. فقط عضو چند گروه خوب بمانید. به این ترتیب می‌توانید آمار دفعات سر زدن به موبایل را کم کنید.

7: برنامه‌های واقعی

روزهایی که سرتان گرم است، بخواهید و نخواهید، کمتر موبایل را کنترل می‌کنید. بنابراین بیکار یا کم کار بودن شما، یکی از دلایل پناه بردن به موبایل است. بنابراین سعی کنید برای خودتان کار بتراشید تا موبایل را کنترل نکنید.

8: اینترنت را قطع کنید

بسیار کار سختی است! اصلا فکر کردن به آن هم اضطراب‌زاست! اما به‌تدریج وقتی قدم‌های اول را برداشتید، می‌توانید به این مرحله هم برسید که اینترنت سیار موبایل را قطع کنید. به این ترتیب حداقل ساعت‌هایی که بیرون از خانه هستید و دسترسی به اینترنت وجود ندارد، می‌توانید از موبایل فاصله بگیرید.

همه چیز درباره خودروهای مفهومی چینی

همه چیز درباره خودروهای مفهومی چینی

بیش از حد چین را دست کم گرفتن کاری است خطا و تبعات خوبی ندارد. صنعت خودروی این کشور با همه معایبی که اعم از ایمنی پایین، کیفیت ساخت نه چندان بالا و نیز کپی برداری آشکار در زمینه طراحی، به سرعت در حال رشد است و توانسته به خوبی سیر صعودی خود را حفظ کند. هر چه محصولات چینی بازار ایران را محصولاتی کم کیفیت و نه چندان معتبر تشکیل میدهند، اما برخی حرکات همین سازندگان نشان می دهد دست شان برای پیشرفت خالی نیست و کاملا با افق و راهبرد به سمت جلو حرکت می کنند. اگر گزاف نباشد، خودروهای مفهومی برندهای چینی این روزها در نمایشگاه‌های مختلف خودرو جولان می‌دهند و به محض رونمایی با موجی از استقبال، انتقاد و شایعات همراه می‌شوند.

موضوع اصلی اما تاثیرگذاری این کانسپت‌ها روی نگرش عمومی به سازندگان چینی است که در طول دو سه سال اخیر به شدت تغییر کرده و کم‌کم آنها را به گزینه‌های مقبول تر از قبل تبدیل نموده است. اینجا به طور مختصر با ۱۸ خودروی مفهومی اعم از سدان، کوپه و شاسی بلند که حاصل خلاقیت و تلاش شرکت های چینی از قبیل چری، لیفان، جک و … آشنا می شویم. این خودروها از آنجا برای ایرانی‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند که احتمالا به زودی شاهد ورود برخی از آنها به بازار کشور خواهیم بود، چه به صورت تولیدی و چه به شکل وارداتی. در قسمت اول با ۹ خودروی مفهومی چینی ها آشنا شوید.

چری تیگو نیو

چری خودروساز چینی به دنبال گسترش حضور خود در بازارهای جهانی است و می‌خواهد این کار را با محصولات جدیدی انجام دهد. یکی از این محصولات شاسی‌بلند کامپکتی خواهد بود که اولین نشانه‌ها از آن پدیدار گشته است. این خودرو در نمایشگاه خودروی فرانکفورت رونمایی خواهد شد و هم‌اکنون اسکچ های طراحی آن منتشر شده است.

هنوز نام این شاسی‌بلند مشخص نشده اما گفته شده که از فلسفه طراحی تکامل یافته کمپانی سود خواهد برد. این خودرو که نمونه مفهومی آن سال قبل در نمایشگاه خودروی پکن رونمایی شد از زبان طراحی جدیدی سود می برد که به طور اختصاصی به چری متعلق است گرچه برخی نشانه های برند تویوتا را نیز با خود دارد. مدل اف.وی۲۰۳۰ (FV2030) فرمی کوپه مانند داشته و طرحی رادیکال دارد و به لطف درب های نیمه شفاف، رینگ و لاستیک غول آسا، و نیز چراغ های ال ای دی ظاهری جسورانه دارد.

ارو کانسپت

این خودروی عجیب چینی توسط شرکت اس.دبلیو.ام موتورز که یکی از زیرمجموعه های برلیانس است طراحی شده و با بدنه دو رنگ، موتور برقی، سقف کوتاه کوپه مانند و نیز رینگ های بزرگ قادر است تا با گنجاندن۵ سرنشین بزرگسال، تجربه حمل و نقل با نیروی الکتریکی را به خریدارانش ارائه کند.

برلیانس برنامه دارد با کمک شاینری که از سازندگان مشهور موتورسیکلت در چین است، این خودروی جالب را روی خط تولید خود در مجموعه «جین بی» چین ببرد. گفته شده ارو به لطف تکنولوژی جدید خود با یک بار شارژ کامل تا ۵۸۰ کیلومتر برد خواهد داشت.

جیالینگ اس۳۳۰ یوشنگ

گرچه اسم خود را به شکلی موذیانه از روی برند آمریکایی مشهور یعنی جی.ام.سی کپی کرده اما زیرکانه با خلق یک حجم جدید، شباهتی جالب به نمونه آمریکایی پیدا کرده است. این خودرو با ظاهری که از مدل های تولیدی دور است سعی دارد تا در رده اس یو وی- پیکاپ های کوچک به رقابت پرداخته و سهم مناسبی از بازار چین را به خود اختصاص دهد. دو چراغ بزرگ جلو در کنار فرم عضلانی بدنه و جلوپنجره تیره این خودرو به بیننده حسی توام با هیجان را القا می کند. این خودرو احتمالا از موتور هیبریدی سود می برد و به آخرین تکنولوژی های ارتباطی روز مجهز است.

هونتنگ EV الکتریکی

به جگوار چشم دارد اما شبیه بورگوارد هم هست و در عین حال فرم کلی خود را دارد. کوچک و پویا و الکتریکی تعریفی بوده که احتمالا طراحان پیش از ساخت ان مد نظر داشته اند و در نهایت نیز کلیتی معقول را شکل داده اند. این خودرو به زودی روی خط تولید می رود.

هونگ کی کانسپت یو

نگاه شما به صنعت خودروی چین با این محصول تغییر می کند. هونگ کی از ۱۹۵۰ به ساخت خودرو مشغول است و نمادش نیز یک گل آفتابگردان است. مدل یو کانسپت هم چیزی بین یک اشکودای کاروک، یک لینکلن و حتی یک لکسوس است اما از نوع چینی. ظاهر دلفریب و لوکسی دارد که خشن هم هست و این یعنی چینی ها تلاش دارند به سمت تولیدات جدی تر گام بردارند. از حق نگذریم طراحی بدنه و اتاق خوب از کار درآمده و هونگ کی هم امید زیادی به موفقیت این خودرو دارد.

چری تیگو۵ نیو

اما در حالی که همه منتظرند تا نسل جدید کراس‌اوورهای شرکت چری را در نمایشگاه فرانکفورت ببینند، قرار است تا ابتدای سال آینده نسل جدید چری تیگو ۵ به بازار ایران وارد شده و احتمالا روی خط تولید رود. این خودرو که با نمونه فعلی کاملا طرح متفاوتی دارد، از بدنه‌ای مدور و مواج بهره برده و به آخرین زبان طراحی چری مجهز شده است. البته در نمای جانبی چری Tiggo 5 جدید نمره خوبی نمی گیرد. طراحی شیشه‌ها تغییر کرده و خطی که سرتاسر نمای جانبی کشیده شده بود و به خودرو ظاهر عضلانی‌تری می‌داد نیز حذف شده است.

در قسمت عقبی خودرو اما چری کم‌کاری‌اش را جبران کرده است؛ سپر و چراغ‌های عقب کاملا جدید و زیباترند، محل پلاک نیز به پایین‌ترین قسمت درب صندوق آورده شده و جای خالی پلاک حالا با لوگوی چری پر شده است. رینگ‌های جدید ۱۸ اینچی، سقف دو رنگ و سانروف پانوراما با طول تقریبی ۱۰۰ سانتیمتر (حدود ۲۰ سانتیمتر بزرگتر از نسل قبل) آخرین مشخصات جدید تیگو ۵ مدل ۲۰۱۸ است.

فاو رنز

این خودرو که فاو چین آنرا با نام دقیق (Ranz RF-EA2 C) به کمک تویوتا ساخته به لطف طراحی متفاوت و البته متقارن خود توانست در نمایشگاه خودرو پکن در سال ۲۰۱۶ به خوبی بدرخشد و نگاه ها را به خود جلب کند. جلوپنجره رنز واقعا زیباست و در کنار چراغ های تیزی که در دو گوشه خودرو در درون هواکش های بزرگ سپر قرار گرفته فرمی پویا را به همراه اورده است. فعلا خبری از تولید این محصول نیست اما فاو بدش نمی آید در این حیطه نیز خود را محک بزند.

جک اس سی 5

ظاهر این خودرو هرچه در نسل قبل به محصولات هیوندای و آئودی شبیه بود، در نسل جدید از زبان طراحی اختصاصی خود سود برده و چهره خشنی به خود گرفته است. کانسپت این خودرو با نام اس‌سی۵ دارای نوارهای کرومی با طراحی خاص سپرهای جلو است که در نوع یک مد طراحی جدید و شایع در بین سازندگان چینی است و اخیرا به شکلی ویژه در شاسی بلندها و کراس اوورها به کار می رود. جک SC-5 مطابق مد روز طراحی شده و نوار کرومی که چراغ های عقب را به یک دیگر متصل می کند نیز در این خودرو تعبیه شده است.

البته چراغ های عقب بزرگ به تدریج در حال حذف شدن هستند اما جک در این مورد برخلاف مد پیش رفته و چراغ هایی بزرگ را در SC-5 تعبیه کرده که تقریبا تا وسط قسمت پشت آن کشیده شده اند. متاسفانه جک درهای این خودرو را باز نکرده و اطلاعاتی از جزئیات داخلی SC-5 منتشر نکرده است.

راههایی برای غافلگیر کردن مشتریان

راههایی برای غافلگیر کردن مشتریان

قبل از شروع هر کاری، از خود بپرسید «آیا کاری که می کنید قابلیت تاثیرگذاری بر مشتری ها را دارد؟» اگر نتوانید جواب این سوال را پیدا کنید، به احتمال زیاد کسب و کارتان مشتریان ثابتی نخواهدداشت.

براساس نوشته سایت کرون: «تاثیرگذار بودن یعنی محصولات و خدماتتان فراتر از حد انتظار مشتری ها باشد». شما به عنوان مدیران کسب و کارهای کوچک نسبت به رقیبانتان یک مزیت دارید، مشتری های شما کمتر هستند و راحت تر می توانید آنها را تحت تاثیر قرار دهید.

تاثیرگذار بودن کسب و کارهای کوچک به قدری مهم است که باید یکی از اصل های ارتباط شما و مشتری ها باشد. چرا؟ زیر اگر بتوانید آنها را تحت تاثیر قرار بدهید، مشتری های ثابتی پیدا خواهید کرد که آنها نیز با تعریف کردن از برند شما باعث جذب مشتری های جدید می شوند.

اکنون سوال اینجاست که چگونه مشتری ها را تحت تاثیر قرار دهید؟ اگر شما مشتری هایتان را بشناسید، متوجه می شوید چه چیزی آنها را شگفت زده می کند. با توجه به نکات زیر، شما می تواند عامل تاثیرگذار مخصوص کسب و کار خود را پیدا کنید:

1. استفاده از دست خط خودتان

چه چیزی به مشتری ها نشان می دهد که شما برای آنها وقت بیشتری گذاشته اید؟ یک دست نوشته! ما این روزها به ندرت یادداشت یا دست نوشته دریافت می کنیم؛ اما حتما به یاد می آورید که وقتی از دوستان کارت پستال یا نوشته ای دریافت می کردید، چقدر هیجان زاده می شدید. «ایتسی» سفارش من را با این یادداشت تحویل داد: «ممنون کیمبرلی، امیدوارم از خریدن لذت ببری!» من بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم و به سرعت عکسش را در «اسنپ چت» به اشتراک گذاشتم. این کار نیازمند اختصاص دادن وقت بیشتر برای هر مشتری است اما نتیجه بسیار خوبی خواهدداشت.

2. اهمیت بسته بندی

در سال 2016، 51 درصد از خریدها به صورت آنلاین بود. سفارش های آنلاین باید برای مشتری ها ارسال شوند، بنابراین بسته بندی آنها باید متفاوت باشد. کاری کنید که بازکردن بسته بندی به یک لحظه خاطره انگیز تبدیل شود. زمانی که از یک شرکت محلی جواهری خریدم، آن را در یک کیسه کوچک که در جعبه ای براق قرار داشت، به همراه یک بروشور کوچک درباره شرکت و چند برچسب تحویل دادند. همه چیز طوری طراحی شده بود که باز کردن بسته بندی را جذاب تر کند. شما هم با دقت در بسته بندی می توانید مشتری ها را تحت تاثیر قرار دهید.

3. اعتماد به مشتری

گاهی اوقات اعتماد کردم به مشتری ها می تواند بهترین راه برای تحت تاثیر قرار دادن آنها باشد. سرپرست بازاریابی ما، کوین اسرج، یک آباژور از یک شرکت لوازم خانگی خریده بود؛ بعد از باز کردن بسته بندی متوجه شد یکی از پایه ها کمی آسیب دیده است؛ او با شرکت تماس گرفت، در حالی که هنوز تردید داشت، زیرا به احتمال زیاد باید برای برگرداندن آن بسته بزرگ به شرکت هزینه ای پرداخت می کرد؛ اما در کمال تعجب آنها جنس جدیدی ارسال کردند و جنس قبلی را برای اثبات از مشتری نخواستند. آنها همه چیز را برای مشتری آسان کرده بودند. واضح است که این کار هر کسی را تحت تاثیر قرار می دهد و او را برای خریدهای بعدی مشتاق تر می کند.

4. هدیه ها تاثیرگذارند

مردم عاشق وسایل مجانی هستند، اما تاثیر یک هدیه دور از انتظار و هوشمند بسیار بیشتر است. سال گذشته یکی از دوستانم دندان عقلش را کشیده بود. کشیدن دندان معمولا تجربه جالبی نیست اما بسته ای که در روز بعد دریافت کرد این تجربه را برای او کمی خوشایندتر کرد. درون بسته یک کارت هدیه ده دلاری برای خرید ماست یخ زده و یک یادداشت از دندانپزشکش بود. او نوشته بود که ماست یخ زده به بهبود درد لثه هایش کمک خواهدکرد. حتما شما می توانید واکنش ما و دوستم را تصور کنید، بله ما بسیار شگفت زده شدیم.

5. و حالا کمی تفاوت

مردم زمانی تحت تاثیر قرار می گیرند که شما کارهای معمولی را به صورت خارق العاده انجام دهید. همه ما از خراب شدن وسیله محبوبمان پس از کمی استفاده ناامید می شویم. معمولا مشتری باید به دنبال رسید خرید بگردد تا اگر کاملا هنوز شامل گارانتی می شود آن را تعویض کند، اما یک کارخانه چاقوسازی در سن دیه گو (این کارخانه متعلق به دو فرد باتجربه است که برای ارتش چاقو می سازند) عکس العمل متفاوتی دارد؛ آنها به محصولات خود اعتماد زیادی دارند، بنابراین چاقوهای آنها گارانتی مادام العمر دارند؛ آنها با این تفاوت مشتری ها را تحت تاثیر قرار می دهند.

داشتن مشتری هایی که از کار شما راضی باشند خوب است اما داشتن مشتریانی که از کار شما لذت برده اند، لازمه رشد و توسعه کسب و کارتان است. بنابراین سعی کنید با شگفت زده کردن مشتری ها، آنها را خوشحال کنید و به یاد داشته باشید که تداوم این کار رمز موفقیت شماست.

در روز های تعطیل افراد موفق چه می کنند؟

 در روز های تعطیل افراد موفق چه می کنند؟

اکثر ما بر این باوریم که اگر هفته‌ سختی را پشت سر گذاشتیم، می‌توانیم در روزهای تعطیل استراحت مطلق داشته باشیم. اما افراد موفق همگی، یک ویژگی مهم‌ دارند. آنها از همه‌ روزها، از جمله روزهای تعطیل خود، نهایت استفاده را می‌برند. اگر می‌خواهید بدانید چه ویژگی‌هایی آنها را از دیگران متمایز می‌کند در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

برنامه ریزی می کنند

افراد موفق نه تنها برای روزهای کاری، بلکه برای روزهای تعطیل خود نیز برنامه ریزی می کنند. در واقع اگر آنها برای روزهای تعطیل از قبل برنامه ای نداشته باشند، احتمال این که در کار خود غرق شوند زیاد است. البته این برنامه ریزی خیلی دقیق نیست و انعطاف پذیری بیشتری دارد. به عنوان مثال آنها برنامه ریزی می کنند تا با فرزندان شان به گشت و گذار بروند اما این که دقیقا به کجا بروند، چندان اهمیتی و احتیاج به برنامه ریزی دقیق ندارد.

کارهایشان را قبل از تعطیلات به اتمام می رسانند

افراد موفق کارهای ضروری خود را قبل از شروع تعطیلات به اتمام می رسانند، بنابراین دیگر فکرشان درگیر کارهای عقب افتاده نبوده و به سادگی از تعطیلات شان نهایت لذت را خواهند برد.

از تکنولوژی به دورند

از آنجا که ما از صبح که چشم هایمان را باز می کنیم تا شب با تکنولوژی در تماس ایم، تعطیلات زمان خوبی است که خودمان را از آنها دور کنیم. بنابراین تلفن همراه و لپ تاپ خود را حتی برای نیمی از روز یا چند ساعت از خود دور کنید.

در زمان های استراحت، به صفحه مانیتور زل نزنید. هر چه از تکنولوژی دورتر باشید، استرس شما کمتر، ذهن تان آزادتر و خواب راحت تری خواهید داشت.

با دیگران کاری ندارند

زمانی که شما در مسافرت به سر می برید، امکان این که دوستان یا همکاران تان با شما تماس بگیرند، زیاد است. اگر کار واجبی با آنها ندارید، برای این که تا جای ممکن از تکنولوژی به دور بمانید، از آنها بخواهید که در تعطیلات شما را تنها بگذارند. شاید فکر کنید که آنها به این امر واقف اند اما گاهی لازم است که به گوش خودشان بشنوند تا عمل کنند.

مدیتیشن می کنند

برنامه ریختن برای تعطیلات خوب است اما این برنامه لزوما به معنای انجام دادن فعالیت خاصی نیست. به عنوان مثال شما می توانید برای خودتان برنامه بریزید تا هیچ کاری نکنید، تنها در فضایی سرسبز دراز بکشید و از آرامش محیط لذت ببرید. افراد موفق همانطور که از تک تک لحظات شان به بهترین شکل ممکن استفاده می کنند، به خوبی می دانند که استراحت و مدیتیشن نیز برایشان واجب است.

زمان شان را با خانواده می گذرانند

در طول هفته، به دلیل مشغله کاری، خیلی نمی توان زمان زیادی را به خانواده اختصاص داد اما تعطیلات زمان خوبی است تا این کمبود را جبران کرد. شاید شما دوستان زیادی داشته باشید و همیشه سرتان گرم باشد اما هیچکس جای خانواده را نخواهد گرفت.

ورزش می کنند

افراد موفق به اهمیت ورزش آگاهند. آنها می دانند که برای داشتن یک ذهن سالم و فعال، باید بدنی سالم داشت. بنابراین تنبلی نمی کنند و حتی در تعطیلات خود از ورزش و فعالیت بدنی غافل نمی شوند.

طبیعت گردی می کنند

تعطیلات زمان خوبی است تا به بیرون از خانه بروید و هوای تازه را نفس بکشید، به خصوص پس از یک هفته کاری شلوغ. مهم نیست که در چه ماهی از سال هستید، لباس هایتان را بپوشید و از طبیعت اطراف تان انرژی بگیرید. پابرهنه روی چمن ها راه بروید، کفش هایتان را در آورید و تنی به آب بزنید یا که برگ های درختان را لمس کنید. آنوقت خواهید دید که چقدر انرژی تان افزایش خواهد یافت.

به یک سفر کوتاه می روند

سفر رفتن یکی از کارهایی است که تاثیر زیادی بر روحیه افراد می گذارد. افراد موفق از کوچک ترین فرصت ها برای لذت بردن استفاده می کنند. به عنوان مثال آنها برای تعطیلات خود سفرهای کوتاه و ساده را انتخاب می کنند. برخی از سفرها خستگی ما را بیشتر می کند، اما اگر مکانی که تنها یک یا دو ساعت با شما فاصله دارد را انتخاب کنید، نه تنها خسته نمی شوید بلکه انرژی وافری نیز به دست خواهید آورد.

به علاقمندی هایشان می پردازند

فعالیت مورد علاقه شما چیست؟ ورزش، کتاب خواندن، خرید، نقاشی یا عکاسی؟ در روزهایی که زمان کافی دارید، سعی کنید کارهایی را که بدان علاقه دارید، انجام دهید، کارهایی که در طول هفته های شلوغ قادر به انجام آنها نیستید. با این کار خستگی اخیرتان به کل برطرف خواهد شد.

فکر کار را از سرشان بیرون می کنند

ذهن ما مدام در حال فکر کردن است به طوری که به سختی می توان فکرهای آشفته را از آن بیرون کرد، اما افراد موفق در این کار مهارت زیادی دارند. آنها در مورد اتفاق های آینده نگران نیستند یا به اشتباهاتی که در گذشته انجام داده اند، غبطه نمی خورند. به جای آن تمرکز خود را روی کارهایی که در حال حاضر باید انجام دهند می گذارند و از لحظه لحظه زندگی شان لذت می برند.

آنها به میزان کافی می خوابند

یدن ما احتیاج به استراحت دارد که این کار در طول هفته برایمان به اندازه کافی میسر نیست. افراد موفق از تعطیلات خود برای این کار استفاده می کنند. اگر چه آنها برنامه ریزی های خود را دارند اما از خواب شان نمی گذرند زیرا تا بدن انرژی از دست رفته خود را پس نگیرد، توان انجام فعالیت های دیگر را نخواهد داشت.

با تمرکز بالا کار می کنند

برخی از افراد موفق برای روزهای تعطیل خود به گونه دیگری برنامه ریزی می کنند. آنها از این فرصت استفاده می کنند و اگر برایشان امکان داشته باشد به محل کار می روند تا در سکوت و آرامش آنجا تمرکز بیشتری بر کارهایشان داشته باشند. در این شرایط بازدهی کاری که می کنند نیز دو برابر خواهد شد.

برای زمان شان ارزش قائلند

زمان چون برق و باد در حال گذر است، به همین دلیل باید قدرش را بدانیم. افراد موفق نیز برای تک تک دقایق شان ارزش قائلند. به عنوان مثال اگر برنامه ای را دوست نداشته باشند، رک و رو راست به آن «نه» می گویند. در واقع آنها به دنبال فعالیت هایی که شادشان می کنند می روند تا در آینده پشیمان لحظاتی که گذشت، نشوند.

از تنهایی خود لذت می برند

موفق ترین افراد، آنهایی هستند که قدر خود را می دانند و برای شادی خود تلاش می کنند. آنها به خوبی می دانند که هیچ فردی جز خودشان مسئول شادی آنها نیست، پس از تنهایی خود نیز نهایت لذت را می برند.

مشخصات جدول تناوبی

جزییات جدول تناوبی
جدول زن

جدول تناوبی عنصرهای شیمیایی، نمایش جدولی عنصرهای شیمیایی بر پایهٔ عدد اتمی، آرایش الکترونی و ویژگی‌های شیمیایی آن‌ها است. ترتیب جایگیری عنصرها در این جدول از عدد اتمی (شمار پروتون‌های) کمتر به سوی عدد اتمی بالاتر است. شکل استاندارد این جدول ۱۸ × ۷ است؛ دستگاه جدول زن

عنصرهای اصلی در بالا و دو ردیف کوچکتر از عنصرها در پایین جای دارد. می‌توان این جدول را به چهار مستطیل شکست، این چهار بلوک مستطیلی عبارتند از: بلوک اس در سمت چپ، بلوک پی در راست، بلوک دی (فلزات واسطه) در وسط و بلوک اف (فلزات واسطهٔ داخلی) در پایین. ردیف‌های این جدول، دوره و ستون‌های آن، گروه‌های جدول تناوبی نام دارند. همچنین گاهی برخی از این گروه‌ها نام‌های ویژه‌ای دارند. برای نمونه گروه هالوژن‌ها و گازهای نجیب از آن جمله‌اند. هدف از ساخت جدول تناوبی، چه به شکل مستطیلی و چه به شکل‌های دیگر، بررسی بهتر ویژگی‌های شیمیایی عنصرها بوده‌است. این جدول، کاربرد زیادی در دانش شیمی و پردازش رفتار عنصرها دارد. جدول زن

جدول تناوبی با نام دیمیتری مندلیف شناخته شده‌است، با اینکه پیشروان دیگری پیش از او وجود داشته‌اند. او این جدول را در سال ۱۸۶۹ منتشر کرد. این، نخستین جدولی بود که به این گستردگی مرتب شده بود. مندلیف این جدول را تهیه کرد تا ویژگی‌های دوره‌ای آنچه که بعدها «عنصر» نام گرفت را بهتر نشان دهد. وی توانسته بود برخی ویژگی‌های عنصرهایی که هنوز کشف نشده بود را پیش‌بینی کند و جای آن‌ها را خالی گذاشته بود. کم‌کم با پیشرفت دانش، عنصرهای تازه‌ای شناسایی شد و جای خالی عنصرها در جدول پُر شد. با شناسایی عنصرهای نو و گسترش شبیه‌سازی‌های نظری دربارهٔ رفتار شیمیایی مواد، جدول آن روز مندلیف بسیار گسترده‌تر شده‌است.

همهٔ عنصرهای شیمیایی از عدد اتمی ۱ (هیدروژن) تا ۱۱۸ (اوگانسون) شناسایی یا ساخته شده‌اند. دانشمندان هنوز به دنبال ساخت عنصرهای پس از اوگانسون هستند و البته این پرسش را پیش رو دارند که عنصرهای تازه‌تر چگونه جدول را اصلاح خواهند کرد. همچنین ایزوتوپ‌های پرتوزای بسیاری هم در آزمایشگاه ساخته شده‌است.

25 عادت که برای رسیدن به موفقیت باید ترک کنید

25 عادت که برای رسیدن به موفقیت باید ترک کنید

موفقیت حقی است که می توان برای تمام انسان ها قائل بود. در واقع هر کسی شایسته و سزاوار رسیدن به موفقیت است.

فقط کافی است که شرایط و موقعیت دست یافتن به موفقیت را برای خود آماده و مهیا کنیم. پس باید یاد بگیریم که چگونه برخی موانع و عوامل بازدارنده را کنار بگذاریم و سعی کنیم به چیزهای که در زندگی خود می خواهیم برسیم.

بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم تا اتفاقات خوب و تازه را در زندگی خود وارد کنیم، این است که اتاق های فکری خودمان را برای این اتفاقات به بهترین شکل بسازیم.

دقیقا همانطور که خانه و محل کار خود را هر چند وقت یک بار تمیز می کنیم و موارد به درد نخور و غیر مفید را از محیط زندگی و کارمان دور می کنیم، باید هر عادت و رفتاری که برای رسیدن به موفقیت به ما کمکی نخواهد کرد را نیز کنار بگذاریم.

برای اینکه یک شروع خوب دراین زمینه داشته باشیم و با قدم های استوارتر به سمت موفقیت حرکت کنیم، در ادامه برخی از این موارد ساده و قابل اصلاح را بررسی می کنیم.

1. ایده آل گرایی بی مورد

ایده آل گرایی همیشه احتمال شکست را افزایش می دهد. لازم نیست همیشه سعی کنید بی نقص و بدون اشتباه باشید، فقط کافی است راهی را انتخاب کنید که از طریق آن خود واقعی درونتان را بروز دهید. مطمئنا هیچکدام از ما کامل و بی عیب نیستیم. پس دلیلی برای تلاش بی مورد در جهت ایده آل گرایی هم وجود ندارد.

2. تفکرات محدود و کوچک

افق های دید خود را گسترش دهید. بزرگ بیاندیشید و فکر خود را وسیع تر کنید. گاهی اوقات این فرایند، تبدیل به امری دشوار و سخت می شود، اما مطمئن باشید که ارزش این میزان سختی را دارد.

3. صادق نبودن با خودتان

شاید علم به آسیب پذیر بودن و دانستن ایرادات خودمان، مسئله ای دردناک و رنج آور باشد، اما راستی و درستی را به همراه خواهد داشت، و احساس شجاعت را تقویت می کند. شجاعت و صداقت همیشه حس راحتی و آسودگی را با خود به همراه نمی آورند، اما می توانند به طور شگفت آوری قدرتتان را افزایش دهند.

4. منتظر ماندن برای شانس

بنای شانس و اقبال بر آمادگی و آگاهی بنا شده است. اگر به دنبال فرصت های خوب و ایده آل هستید، باید بدانید که کجا به دنبال آن ها بگردید و آماده یافتنشان باشید. وقتی در جای درست و صحیحی قرار گرفتید، می توانید منتظر کمی شانس و اقبال هم باشید.

5. انتظار برای چیزی که اتفاق نیفتاده است

اگر تصور می کنید که همیشه باید منتظر بهترین زمان و بهترین شخص باشید تا به موفقیت برسید، سخت در اشتباه هستید. فرصت ها درست در جاهایی به دست می آیند که شما به دنبالشان می گردید. پس این شما هستید که باید به دنبال بهترین موقعیت ها باشید.

6. تایید شدن از جانب دیگران

هرگز به خودتان اجازه ندهید که پیرو نظر دیگران باشید. در واقع برای آنکه عملی را به سرانجام برسانید و فرد موفقی شوید نیاز به مجوز و کسب اجازه از هیچکس ندارید.

7. اصرار بر تنها انجام دادن کارها

حتی اگر احساس می کنید که به تنهایی از انجام امور برمی آیید، سعی کنید از کمک دیگران استفاده کنید. یادتان باشد که اگر کاری که می توانید با شخص دیگری انجام دهید را به تنهایی به سرانجام برسانید، در واقع دو برابر کار بیشتر را به عهده گرفته اید و لذت انجام آن کار را به نصف میزان واقعی اش کاهش داده اید. پس کار گروهی را در اولویت قرار دهید.

8. دادن قول های بی مورد

تا وقتی که از انجام کاری به طور صد در صد مطمئن نیستید به هیچ کس قولی بر انجام آن ندهید.

9. تاکید بر نقاط ضعف خود

همه ما نقاط ضعفی داریم که بر آن ها آگاه و مسلطیم. سعی کنید روی این نقاط ضعفتان کار کنید؛ اما همیشه باید تاکیدتان روی توانایی ها و نقاط قوت خودتان باشد.

10. سرزنش کردن دیگران

سرزنش کردن دیگران کاری بیهوده است که جز صرف زمان و انرژی هیچ سودی برایتان نخواهد داشت.

11. داشتن افکار منفی

احتمالا شما هم به این موضوع معتقد هستید که تعهد و مسولیت ما در قبال کارهایی است که انجام می دهیم، نه تفکراتی که در سر داریم. اما واقعیت این است که آنچه در عمل انجام می دهیم، برگرفته از افکار ما است.
پس تا زمانی که تفکرات منفی خود را کنار نگذاریم، نمی توانیم در انجام امور به موفقیت برسیم.

12. باقی ماندن در اتفاقات گذشته

یادتان باشد که آینده شما از همین حالا شروع شده است. گذشته را رها کنید.

13. تلاش برای خشنود نگاه داشتن دیگران

تنها چیزی که می تواند به طور جدی شکستتان را تضمین کند، این است که همیشه به فکر خشنود کردن دیگران باشید. سعی کنید همیشه به نحوی عمل کنید که تنها خودتان و افرادی که برایتان اهمیت دارند احساس رضایت و خشنودی داشته باشند.

14. داشتن اهداف کوچک

تعیین هدف های کوچک همیشه به نتایجی کوچک و ناچیز منجر می شوند. اما اهداف بزرگ پیامدهایی بزرگ و حتی عظیم به دنبال خواهند داشت.

15. پافشاری بر کینه و ناراحتی

تکرار مداوم دلخوری ها و کینه ها چیزی جز اتلاف وقت برایتان نخواهد داشت. یادآوری اینگونه ناراحتی ها بزرگترین قاتل خوشحالی و انرژی مثبت شما در راه رسیدن به موفقیت است.

16. اجتناب از پذیرش تغییر

تغییرات زندگی گاهی با خواست خودتان و گاهی بدون اجازه و خواست شما اتفاق می افتند. سعی کنید بروز هرگونه تغییری را در زندگی خودتان مدیریت کنید و همیشه بهترین بهره را از تغییراتی که پیرامونتان رخ می دهد، ببرید.

17. مواجه نشدن با اشتباهات

دوری از ریسک و عدم پذیرش اشتباهات به خودی خود بزرگترین اشتباهی است که می توانید مرتکب شوید.

18. گفتن جمله “من نمی توانم”

هرگز به خاطر دشوار بودن کارها تسلیم نشوید، و هیچوقت جملات منفی همچون “نمی توانم”، یا “توانایی انجام این کار را ندارم” را به خودتان نگویید.

19. دست کم گرفتن خودتان

هیچ گاه توانایی خودتان را در انجام امور نادیده نگیرید. مطمئن باشید این کار هیچ کمکی نه به شما نه به هیچ کس دیگری نخواهد کرد.

20. بدگویی کردن

یادتان باشد که همیشه افراد کوچک در مورد دیگران بدگویی می کنند، و افراد بزرگ در مورد ایده ها و نظرات خودشان سخن می گویند. هر گاه در مورد شخصی صحبت می کردید، سعی کنید از خوبی هایش بگویید و حرف هایتان رویکرد حمایتی داشته باشد.

21. مقایسه کردن خودتان با دیگران

مقایسه بی مورد، یکی دیگر از قاتلان شادی و خوشبختی شما است. هیچ گاه به کارهایی که دیگران در زندگی خودشان انجام می دهند، بیش از حد اهمیت نشان ندهید.

22. صرف زمان با افراد منفی باف

هر گاه فکر کردید که افراد پیرامون شما با تفکرات و حرف های منفی خود، باعث می شوند از اهدافتان دست بکشید، باید چاره ای بیاندیشید و از آنها فاصله بگیرید.

23. شکایت کردن و غر زدن

اگر وقت زیادی را به شکایت کردن و نالیدن در مورد مسائل گذشته خود اختصاص دهید، زمان کافی برای ساختن فردایی بهتر نخواهید داشت.

24. منفعل بودن

سعی کنید در مورد دغدغه ها و اهداف خودتان منفعل نباشید. شکست ها هنگام زمین خوردن اتفاق نمی افتند، بلکه هر شکستی بخاطر انجام ندادن کاری که باید می کردید اتفاق می افتد.

25. فکر کردن به اینکه توانایی ایجاد تغییر را ندارید

هر کدام از ما به اندازه کافی توانایی ایجاد تغییرات را داریم، و البته اگر با یکدیگر همراه و همگام شویم، می توانیم تغییرات به مراتب بزرگتری را ایجاد کنیم.

همه ما ویژگی‌ها، تفکرات و عادت های خاصی داریم که اگر بتوانیم آن ها را کنار بگذاریم یا بهبودشان دهیم، قادر به انجام کارهای بسیار بزرگتری هستیم. موفقیت چیزی متعلق به تمام افراد است و اگر هر کسی بتواند شرایط لازم را آماده کند، می تواند به موفقیتی که انتظارش را می کشد برسد. پس با کنار گذاشتن جنبه ها منفی درون خود، به چیزهایی که واقعا در زندگی استحقاقش را دارید، نزدیک تر شوید.

بعد از پیشرفت با همکار حسود خود چه کار کنیم؟

بعد از پیشرفت با همکار حسود خود چه کار کنیم؟

موفقیت، موفقیت می‌آورد، و متاسفانه حسادت!

طی موفقیت‌ها و پیشرفت‌های‌تان در فضای کار، احتمالا دوستان و دشمنان زیادی دورتان جمع شده‌اند. این دشمن‌ها که همیشه هم ناچارا با آنها روبرو می‌شوید، اغلب سعی می‌کنند شما را به زیر بکشند یا کارها و دست‌ آوردهای شما را کوچک و بی‌ارزش جلوه بدهند. این دشمنان یا ملایم تر بگوییم، این همکاران حسود می‌تواند شما را از پیشرفت در کارتان بازبدارند و حتی در مسیرتان دام‌هایی بگسترانند.

حسودترین همکارتان را به راحتی می‌توانید شناسایی کنید چون همیشه در تمام رقابت‌ها و تلاش‌هایی که انجام می‌دهید فقط شما را نشانه خواهد گرفت. زیرک ترین دشمن معمولا منتظر فرصت می‌ماند تا بابت هر شکست یا اشتباه‌تان بدگویی و عیبجویی کند.

دو روش اساسی برای برخورد داشتن با همکاران حسو وجود دارد: ۱- خنثی کردن حسادت آنها و ۲- مقابله کردن با تلاش‌های آنها.

خنثی کردن حسادت

بابت رفتارتان سرزنش‌تان می‌کند؟ کاری کرده‌اید که برایش حسادت برانگیز بوده است؟ دیگران را تحقیر کرده‌اید یا موفقیت‌های خودتان را به رخ کشیده‌اید؟

اینها سوالاتی است که باید از خودتان بپرسید چون قرار نیست دست دیگران بهانه بدهید که از شما متنفر باشند. اگر متوجه شدید رفتار نادرستی دارید باید اصلاحش کنید. در واقع باید با محبت و صمیمی و متواضع باشید تا محبوب دیگران شوید.

با شریک کردن همکاران‌تان در موفقیت‌های خود و یاد دادن چیزهای مفید به دیگران جهت موفق بودن، برای خودتان احترام و ارزش بخرید و اعتماد دیگران را جلب کنید. اگر در گذشته خود بزرگ بین بوده‌اید، تغییراتی در شیوه‌ی خود ایجاد کنید و سعی کنید با دشمنان‌تان با آرامش و متانت رفتار کنید، خلاصه اینکه از صمیم قلب، اساسی تغییر کنید!

به خاطر شغل‌تان، خوشنامی و شعورتان، باید از جدال یا بروز احساسات بیمارگونه در محل کار اجتناب کنید. اگر به دلیل ترس از کاری که ممکن است همکارتان به ضرر شغل و سمت‌تان انجام دهد، رفتارهای نامناسب داشته باشید، مطمئن باشید که این رفتارهای منفی فورا دیده خواهند شد. در عوض سعی کنید روی تغییر و اصلاح خودتان متمرکز شوید، این یک تاکتیک حرفه‌ای است.

جوری باشید که به شما احترام بگذارند

آیا شما را به عنوان کسی می شناسند که هیچکس را قبول ندارد و فقط به منافع خودش فکر می‌کند؟ برای تغییر و جبران اشتباهات هرگز دیر نیست، مردم می‌توانند هر تغییر اساسی را خوب ببینند. کسی باشید که به افراد تیم و کارمندانش اهمیت می‌دهد. اگر برای آنها احترام قائل باشید و نشان دهید که به نظرات و دغدغه‌های‌شان اهمیت می‌دهید، مطمئن باشید قوی‌ترین حمایت ممکن را از سوی آنها خواهید داشت. فرد حسود را مستثنی کنید، احتمالا او با مشاهده‌ی این رفتار شما، دیگ خشم و حسادتش به جوش خواهد آمد!

موقعیت خود را مانند یک تاجر حرفه‌ای بسنجید، موقعیت شناس باشید و زیرکانه رفتارها را موشکافی کنید. اگر متوجه شدید کسی ناراضی و پکر است و حس کردید او ممکن است شروع کند به متنفر شدن و حسادت کردن به شما، پیش دستی کنید. هر جا لازم است از اعتبارتان خرج کنید، متواضع باقی بمانید اما نه تا حدی که اعتماد بنفس و جذبه‌ی خودتان آسیب ببیند. تشخیص به موقع شروع یک حس ناخوشایند نسبت به خودتان، خیلی مهم است.

موفقیت‌های همکاران‌تان را جشن بگیرید. سعی کنید خودتان هم حسود نباشید چون این احساس‌ها به راحتی توسط دیگران شناسایی می‌شوند. اگر هر گونه حس حسادتی داشته باشید یا رفتارهای منفی از خود بروز بدهید، واکنش‌های مشابهی دریافت خواهید کرد.

مقابله کردن با تلاش‌های آدم حسود

اگر قادر نیستید حسادت‌های همکارتان را بی‌اثر کنید، مجبور هستید حرکتی برای حفظ اعتبار و نام‌تان در فضای کار، انجام دهید. کاری که باید انجام دهید، کنترل آسیب است چون هیچکس از مشاجرات و کلنجارهای زشت و ناخوشایند، سودی نخواهد برد.

اگر تهمتی علیه شما توسط یک همکار حسود، همه جا پخش شد، این وظیفه‌‌ی شماست که خلاف آن را ثابت کنید، به آن فرد حمله نکنید، چون با این کار فقط خطای او را تقویت خواهید کرد. تشویق و احترام به دیگران را ادامه دهید، همیشه لبخند بزنید و سرحال باشید، به سختی کار کنید و از داخل شدن به هرگونه گفتگوی بیخود و خبرچینی‌هایی که پیرامون‌تان روی می‌دهد اجتناب کنید.

از میان مقام‌های بالاتر برای خود حامی پیدا کنید

یکی از اولین کارهایی که برای دفاع از خودتان لازم است انجام دهید، پیدا کردن چند حامی و طرفدار است. این حامی‌ها هر چه بلند رتبه‌تر باشند، بهتر است. پیدا کردن پشتیبان و همراه قدر و موثر می‌تواند جلوی اقدامات منفی دشمنان‌تان را بگیرد. حتی اگر رقبای حسودتان احساس کنند توانایی درافتادن و دست و پنجه نرم کردن با شما را دارند، اما اگر پای یک شخص عالی‌رتبه‌تر هم وسط باشد و به عنوان حامی شما حضور داشته باشد، شاید دیگر اینقدرها مشتاق دردسر آفرینی نباشند.

چاپلوسی و خود شیرینی نکنید و خود را ضعیف و حساس جلوه ندهید. پشت درهای بسته به شیوه‌ای رسمی با حامی‌تان بنشینید و نگرانی‌های‌تان را در مورد موقعیت پیش آمده با او درمیان بگذارید و او را از هرگونه رشد و پیشامدی که دارید آگاه کنید.

هر گونه تخلف و سرپیچی را پیگیری کنید

برای هر تخلف و مقابله‌ای که فر حسود در رابطه با شما انجام داده، سند و مدرک جمع کرده و سعی کنید چند شاهد هم پیدا کنید. سعی کنید حرفه‌ای باقی بمانید؛‌اگر او رفتار زشتی کرد، مثل خودش جواب ندهید، ممکن است او هم به دنبال مدرک جمع کردن باشد. اگر ایمیل ناخوشایندی دریافت کردید، نگهش دارید و به آن جواب ندهید، اگر لازم شد موردی را پیگیری کنید این کار را شخصا انجام دهید.

به فرد حسود، برای عقب نشینی فضا بدهید

سعی کنید مخالف‌تان را در موضع دفاعی قرار ندهید، بلکه کاری کنید که هشدار بگیرد و ناامید شود. یادتان باشد؛ شما دارید تلاش می‌کنید تا از ضربه‌های بزرگ اجتناب کنید، پس هر وقت که ممکن شد به حسود فرصتی برای عقب نشینی بدهید.

از هرگونه اعتراف و تصدیق کوچکی برای کمک به بهتر شدن روابط‌ تان استفاده کنید. مثلا اگر فرد مخالف با شما برخلاف همیشه، خوش‌رفتار بود یا ژستی دوستان داشت، به او اعتماد کنید اما هشیار باشید و کورکورانه عمل نکنید. شاید او سعی دارد به شیوه‌ای که غرروش پایمال نشود، عذرخواهید کند. با تاخت و تاز و به رخ کشیدن، غرورش را نشکنید، مهربان و دلسوز باشید. اگر افراد دیگر از تلاش‌های صلح جویانه‌ی شما مطلع باشند، دست کم بابت اینکه هیچ کاری برای بهتر شدن روابط خود نکرده‌اید، سرزنش نخواهید شد.

در هر حال حرفه‌ای بمانید

کنار آمدن با همکاران حسود، موقعیت دشواری است که مایلید از آن اجتناب کنید. تلاش‌ کنید تا تیمی عمل کنید و قبل از اینکه حسادت‌ها تبدیل به مشکلات جدی شوند، آنها را خنثی کنید. از کینه ورزی و کشمکش‌های اینچنینی هیچ کس جان سالم به در نمی‌برد! رفتار حرفه‌ای‌تان را فراموش نکنید، یادتان باشد همه به شما نگاه می‌کنند و منش و روش‌های شما را ارزیابی می‌کنند، پس به هر قیمتی شده، در هر شرایطی حرفه‌ای باقی بمانید.

نکاتی برای کنار گذاشتن تنبلی

نکاتی برای کنار گذاشتن تنبلی

همه ما کارهایمان را به تعویق می‌اندازیم. گاهی این کار چیز بدی نیست اما اگر مراقب نباشیم می‌تواند مضر و آزار دهنده باشد. روش‌های زیر را برای مبارزه با تعویق انداختن کارها امتحان کنید تا بتوانید این دشمن کشنده را یک بار برای همیشه نابود سازید.

۱- بلند شوید و حرکت کنید.

یکی از بهترین راه‌ها برای تغییر رویه به تعویق انداختن کارها، تغییر چشم‌انداز است. به جای نشستن پای کامپیوتر یا تلویزیون در تمام مدت، بلند شوید، چند حرکت کششی انجام دهید، در جا بزنید، ورزش کنید و آنقدر حرکت کنید تا چارچوب ذهنتان تغییر کند.

۲- یادآورهایی را تنظیم کنید.

یادآور روزانه‌ (یا ساعتی) برای کاری که باید انجام دهید یا حداقل برای هدر ندادن وقت تنظیم کنید (مگر آنکه زمان اضافه برای هدر دادن داشته باشید). هم‌چنین می‌توانید یادآورهایی را تنظیم کنید که به شما نقل‌وقول‌های انگیزه‌بخش ارائه دهند.

۳- دوستی انگیزه‌بخش داشته باشید.

هیچ چیز مانند آن نیست که کسی را در کنار خود برای به واقعیت رساندن اهدافتان داشته باشید. اگر شروع به تعویق انداختن کارها کنید، یار انگیزه‌بخش‌تان شما را به بازی برمی‌گرداند.

۴- خود را مسئول بدانید.

می‌توانید این مورد را با اطرافیانتان یا حتی دوست انگیزه‌بخش‌تان انجام دهید. یک راه خوب این است که تغییرتان را به صورت عمومی و با صدای بلند اعلام کنید. شبکه‌های اجتماعی یا وبلاگ‌تان را به کار بگیرید، نامه بنویسید، هر کاری را انجام دهید که شما را برای انجام کار مسئول می‌کند.

۵- هر روز چیزی خلق کنید.

مهم نیست چه باشد. اثر هنری، عکس، ویدئو، ژورنال، هر چیزی که شما را وارد روحیه خلاقانه و وارد به کار کردن کند.

۶- زود از خواب برخیزید.

بهترین قسمت زود برخاستن، سکوت و آرام بودن آن است. می‌توانید به محض بیدار شدن بر روی چند کار بزرگ تمرکز کنید و مقدار زیادی کار را که در طول روز زمان زیادی می‌برند انجام دهید.

۷- زود بخوابید.

اگر زود نخوابید نمی‌توانید زود از خواب بیدار شوید و کارهایتان را انجام دهید. ما باید تجدید قوا کنیم. خستگی، راهی برای به تعویق انداختن کارهاست.

۸- همزمان همه چیز را تمیز و منظم کنید.

گاهی به هم ریختگی عظیمی را در زندگی می‌بینیم و کاری در مورد آن نمی‌کنیم، آن را به تعویق می‌اندازیم. اگر ۱۵ دقیقه از روز را به تمیز کردن اختصاص دهید (ایمیل، نظافت فیزیکی، وظایف و غیره)، کارهایی کمتری برای انجام باقی می‌ماند.

۹- تلویزیون را حذف کنید.

نشستن پای تلویزیون چیز خوبی نیست (تمام وقت). با خلاص شدن از آن با به تعویق انداختن کارها مبازره کنید.

۱۰- بازه‌های زمانی را برنامه‌ریزی کنید.

اگر می‌دانید که وظایفی برای انجام دادن دارید و باید وقت زیادی را روی آن‌ها بگذارید، تقویم خود را بیرون بیاورید و برای بازه‌های زمانی برنامه‌ریزی کنید. این موضوع باعث می‌شود برنامه کاری‌تان تنظیم شود و بتوانید بر به تعویق انداختن کارها فائق آیید.

۱۱- لیست وظایف را دنبال کنید.

بدون دانستن آنکه باید چه کار کنید، انجام دادن کارها سخت است. با خود لیست انجام وظایف داشته باشید تا بدانید که کار درست را در زمان درست انجام می‌دهید.

۱۲- ایمیل‌ها را چک نکنید.

یکی از بدترین کارها به هنگام انجام “کار”، چک کردن ایمیل است. این کار شما را در حالت “عدم فعالیت” قرار می‌دهد. در عوض، لیست کاری خود را بیرون بیاورید و ابتدا از یک کار بزرگ شروع کنید. چک کردن ایمیل‌ها را به بعد موکول کنید.

۱۳- شبکه‌های اجتماعی را حذف کنید.

فیسبوک، توئیتر، اینستاگرام، هر چیزی. آن‌ها را به کلی خاموش کنید تا بتوانید به تعویق انداختن را شکست دهید. بر کاری که در دست دارید تمرکز کنید.

۱۴- برای خود زمان مشخص کنید.

یک راه مناسب برای انجام کار، تعیین زمان مشخص مثلاً ۲۵ دقیقه کار کردن است. پس از این زمان استراحت کنید و برای زمان کوتاهی کاری را که دلتان می‌خواهد انجام دهید. سپس دوباره مدت زمان مشخصی کار کنید.

۱۵- پیگیری کنید.

یکی از بهترین راه‌ها برای آنکه بدانید وقت خود را چگونه صرف می‌کنید و زمان آزاد برای مقابله با به تعویق انداختن کارها بیابید، پیگیری کارهای خودتان است. اپلیکیشن‌هایی هستند که این کار را انجام می‌دهند. نقاط ضعف خود را پیدا کنید و آن‌ها را تغییر دهید.

۱۶- در صورت امکان کارهایی را به صورت خودکار درآورید.

اگر از انجام دادن دستی کارها با کامپیوتر نفرت دارید، هرگاه که توانستید کارها را به شکل خودکار درآورید. این کار باعث می‌شود زمان ذخیره کنید و تمرکز خود را بر موارد مهم‌تر و جالب‌تری بگذارید.

۱۷- ترس خود را بشناسید و با آن روبه‌رو شوید.

در اکثر مواقع، زمانی کاری را به تعویق می‌اندازیم که از آن ترس داریم. سعی کنید ترس خود را پیدا کنید و با آن رو‌به‌رو شوید. سپس می‌توانید کار کردن را شروع کنید.

۱۸- بدانید که هیچ چیز کامل نیست.

اگر نمی‌توانید کاری را انجام دهید مگر آنکه آن کار بطور تمام و کمال انجام شود، باید کره زمین را ترک کنید! هیچ چیز کامل نیست. چیزی واقعی و عالی ایجاد کنید. همین کار به اندازه کافی خوب است.

۱۹- اهداف روزانه تعیین کنید.

در ابتدای هر روز کارهایی را که می‌خواهید انجام دهید تعیین کنید. بعضی افراد می‌گویند سه کار. بستگی دارد کارها چه اندازه بزرگ هستند. برای خود حدی مشخص کنید.

۲۰- به خود مرخصی بدهید.

اگر در مبارزه با به تعویق انداختن کارها، دوران سختی را می‌گذرانید، به خود خیلی سخت نگیرید. به یاد داشته باشید شما انسان هستید و به استراحت نیاز دارید.

۲۱- خود را سرگرم کنید.

به تماشای فیلم، بازی یا موزه هنری بروید. دوری از کار راه مناسبی برای مبارزه با به تعویق انداختن است، چرا که باعث می‌شود انرژی خلاق خود را بازیابی کنید.

۲۲- کمتر کار کنید.

یک دلیل به تعویق انداختن کارها، سعی بر انجام کار زیاد است. پروژه‌های اصلی را تشخیص دهید و ابتدا آن‌ها را به انجام برسانید. در این صورت احساس غرق شدن نخواهید داشت و قادر هستید کارها را به خوبی انجام دهید.

۲۳- روزانه زمانی برای آرامش داشته باشید.

ما به طور مداوم در دنیال دیجیتال گرفتار شده‌ایم. به ندرت به موسیقی گوش می‌دهیم. این موضوع طاقت‌فرسا و استرس‌زا است و بر کار و زندگی ما اثرگذار است. روزانه حداقل ۱۵ دقیقه به خود زمان آرامش بدهید تا بتوانید تمرکز خود را بدست آورید.

۲۴- سازش نکنید.

فکر نکنید “تنبل هستید” و “همینی که هستید خواهید بود”. این درست نیست و اجازه ندهید که این گونه باشید. شما می‌توانید با تعویق انداختن مبارزه کنید.

نتیجه‌گیری

اگر قصد دارید به تعویق انداختن کارها را یک بار برای همیشه شکست دهید، می‌توانید از این ۲۴ روش کمک بگیرید. موردی که مطابق شرایط شماست انتخاب کنید و به کارتان برگردید.

راهکار های جلب اعتماد دیگران

راهکار های جلب اعتماد دیگران

همه ما در زندگی‌مان با آدم‌هایی روبه‌رو شده‌ایم که واقعا غیرقابل اطمینان بوده‌اند. همچنان که سن‌مان بیشتر می‌شود توانایی‌مان برای تمرکز روی روابط سالم‌تر افزایش می‌یابد و ارمغان این آگاهی برای ما شادی بیشتر و به عقب راندن ناملایمت‌هاست.

در عین اینکه می‌توانید تا سر حد ممکن به بیرون کردن آدم‌های غیرقابل اعتماد از زمین زندگی‌تان ادامه بدهید، هنوز ممکن است با فردی رو‌به‌رو باشید که در مسیر مثبت‌اندیشی و رشدتان سنگ‌اندازی می‌کند و آن فرد کسی نیست جز خودتان.حاضر به اقرار آن باشید یا نه، ممکن است به اندازه‌ای که دوست دارید آدم قابل اعتمادی نباشید، اما قابل اعتماد بودن یکی از مهم‌ترین ارزش‌هایی است که می‌توانیم روی آن کار کنیم.

گرچه نمی‌توان یک‌شبه به این ویژگی دست پیدا کرد، اما کارهایی هست که می‌توانیم از امروز به شکلی متفاوت انجام بدهیم تا به مرور به آدمی قابل اعتماد، قابل اطمینان و پایبند به اصول تبدیل شویم.

قابل اتکا باشید

به حرف‌هایی که می‌زنید عمل کنید. کار ساده‌ای به نظر می‌رسد اما هنوز آدم‌های بسیاری هستند که انگار نمی‌توانند سر حرف‌شان بمانند.دوستی دارم که بارها قرار ملاقات‌هایی را تنظیم می‌کند که ظرف چند روز آنها را بر هم می‌زند و یا اصلا پیگیرشان نمی‌شود. از طرف دیگر تا به حال قرار ملاقات‌های فراوان ناکامی با دوستان دبیرستانمان گذاشته‌ایم که برخلاف توافق همگی آنها برای آمدن، هرگز همگی سر قرار حاضر نشده‌اند.برای من آزاردهنده است که هر بار بخواهم حدس بزنم آیا کسی قرار را بر هم خواهد زد یا نه.

مساله باید به این سادگی باشد که قراری گذاشته‌ایم پس همدیگر را ملاقات خواهیم کرد اما اغلب در رابطه با آدم‌های غیرقابل اتکا، ماجرا به این شکل پایان نمی‌گیرد.حالا می‌دانم که به تمام قرارهای این دوستم باید با دیده تردید نگاه کنم و به جای آن اگر قرار است برنامه‌ای واقعا عملی شود باید تکیه‌ام روی برنامه لحظه آخر باشد.اما این وضعیت بسیار ناکام‌کننده است. خیلی آسان‌تر بود اگر او به حرفی که گفته بود عمل می‌کرد. برای اینکه قابل اعتماد باشید باید به آنچه می‌گویید عمل کنید و قابل اتکا باشید.

صادق باشید

گاهی گفتن حقیقت و روراست بودن کار دشواری است. اما اگر قرار است آدم قابل اعتمادی باشید ضروری است که این‌طور رفتار کنید.

به قول‌ها، هرچند کوچک، وفا کنید

وقتی به کسی قولی می‌دهید، لازم است برای آن حرمت قائل شوید، مهم نیست که از نظر شما آن قول چقدر ناچیز بوده است. اگر قول داده‌اید که مسابقه ورزشی دوست‌تان را تماشا خواهید کرد، این کار را بکنید. حتی اگر حدس می‌زنید این کار به معنی تماشای دو ساعت از کسل‌کننده‌ترین بازی‌های ممکن باشد. باید به قولی که داده‌اید وفا کنید. فراموش نکنید که ممکن است همراهی شما بیش از آنچه فکر می‌کنید برای دوست‌تان مهم باشد.اگر کسی مساله محرمانه‌ای را با شما در میان گذاشت آن را برای دیگران آشکار نکنید.

به قول‌هایتان وفادار بمانید و اطلاعاتی را که با شما در میان گذاشته‌اند پیش خودتان نگه دارید. اگر عادت نداشته باشید که به محض دریافت اطلاعاتی که به شما سفارش کرده‌اند محرمانه نگهشان دارید، آنها را پخش نکنید آدم‌ها احترام فوق‌العاده‌ای برایتان قائل خواهند بود.اغلب اوقات آدم‌ها تنها می‌خواهند اطلاعات را به عنوان امانت به دیگری بسپرند تا احساس کنند با او ارتباط برقرار کرده‌اند. برای اینکه آدم قابل اعتمادتری باشید همان فرد قابل اطمینان و صادقی باشید که می‌تواند رازها را نگه دارد.

به اصولی پایبند باشید

آدم‌های قابل اعتماد اصول اخلاقی سفت‌وسختی دارند و پای این اصول می‌ایستند. اگر بین ارزش‌هایی که برایتان اهمیت دارند و ارزش‌هایی که اهمیت ندارند نوسان‌ کنید، به چشم دیگران آدم متقلب و غیرقابل ‌اعتمادی خواهید بود.برای مثال اگر از نظر شما وفاداری ارزش اخلاقی بسیار مهمی در یک انسان است، پس خودتان باید در عمل این وفاداری را نشان بدهید. اساسا، شما باید به اصولی که برای خود دارید عمل هم بکنید.

سخن‌چینی را کنار بگذارید

این پیشنهاد به قدر کافی شفاف است، اگر می‌خواهید آدم قابل اعتمادتری باشید بدگویی پشت سر آدم‌ها را متوقف کنید. ما دیگر کودکانی کم سن و سال نیستیم، اگر با کسی مشکلی دارید به اندازه کافی با فکر رفتار کنید که بتوانید رودررو هم با آنها صحبت کنید. اگر موضوع به آن مهمی نیست که بخواهید مستقیما با خود او صحبت کنید پس احتمالا از همان اول هم نباید با فرد دیگری این مساله را در میان می‌گذاشتید.سخن‌چینی منحصر به بدگویی پشت سر آدم‌ها نیست.

به طور کلی سخن‌چینی یعنی حرف زدن از اطلاعات بی‌فایده. چه اهمیتی دارد که همکارتان چند نوع رژیم را امتحان کرده و لاغر نشده است؟ این موضوعی نیست که بخواهید هنگام صرف ناهار به آن بپردازید. راستش را بخواهید عادت‌های غذایی همکار‌تان اصلا به شما ربطی ندارد.در عوض سعی کنید درباره موضوعی هوشمندانه صحبت کنید.

راهکارهای دیگر

علاوه بر موارد کلی‌تر که پیش‌تر به آن پرداختیم و می‌توان با تمرین آنها به آدم قابل اعتمادتری تبدیل شد راهکارهای جزئی‌تری نیز برای رسیدن به این منظور وجود دارد. برای مثال، اگر با آدم‌های خوب، زمان بیشتری بگذرانید احتمالش کمتر است که بخواهید کارهای آدم‌های غیرقابل اعتماد مانند سخن‌چینی یا شکستن قول‌هایتان را انجام بدهید، زیرا آدم‌هایی شما را احاطه کرده‌اند که این رفتارها را تحمل نمی‌کنند.

اگر با آدم‌های مثبتی رفت‌و‌آمد داشته باشید که آنها نیز قابل اعتماد و صادقند، با احتمال بیشتری رفتار شما به بازتابی از رفتار آنها تبدیل خواهد شد. مضاف بر این بفهمید که دیگران واقعا درباره شما چطور فکر می‌کنند. می‌توانید رک و راست از آدم‌های زندگی‌تان بپرسید شما را تا چه اندازه قابل اعتماد ارزیابی می‌کنند.

مراقب باشید چون ممکن است پاسخی صادقانه و در عین حال تند دریافت کنید. اما حتی اگر این اتفاق افتاد این بازخوردها را بپذیرید و با آن مخالفت نکنید. بهترین کاری که می‌توانیم انجام بدهیم درس‌گرفتن از اشتباهاتمان و تلاش برای ارتقای فردی است. با اینکه قابل اعتماد بودن به تلاش فراوان احتیاج دارد اما همان ویژگی‌ای است که آدم‌ها می‌خواهند در دیگری ببینند و تلاش می‌کنند که خودشان به آن دست پیدا کنند.ممکن است برای تبدیل شدن به آدمی قابل اعتماد و اطمینان به کمی زمان احتیاج داشته باشیم، اما وقتی آگاهانه در این راه قدم برداریم و ویژگی‌های آدم‌های قابل اعتماد را به خاطربسپاریم، به زودی به آدمی تبدیل خواهیم شد که برای همه افرادی که ما را می‌شناسند مورد احترام و اعتماد خواهیم بود.

آینده تان را چگونه تضمین کنید؟

آینده تان را چگونه تضمین کنید؟

فارغ از این که چقدر احساس می کنیم طبع بلند داریم، بیشتر ما باید برای پرداخت قبض ها و صورت حساب های مان کار کنیم. پس مهم است که شغل مان را دوست داشته باشیم اما آیا این قدر شغل تان را دوست دارید که برای بیست سال آینده انجامش دهید؟ اگر نه، چه چیزهایی را می توانید تغییر دهید تا این سال های کاری را ثمربخش، پر منفعت و حتی لذت بخش و شاد کنید؟

1. نسبت به چه چیزی عواطف شدید بروز می دهید؟ چه چیزی شما را هیجان زده، تشویق یا عصبانی می کند؟ چه چیزی علاقه شما را بر می انگیزد؟ همان چیز شغل و پیشه شماست. این اولین سوال خوبی است که می توانید از خودتان بپرسید.

2. به تمجید دیگران از خودشان توجه کنید. بی توجهی به حرف های مهربانانه دیگران، وقتی می توانند درباره مهارت های شما حرف بزنند و شما را به شغل بعدی تان هدایت کنند، کار ساده ای است.

آیا شما یک شنونده مادرزاد هستید یا کسی که افراد را وادار به تعریف و تمجید می کند؟ آیا توجه تان به جزییات حیرت انگیز است یا یکی از رهبران زندگی هستید؟ همه اینها اهمیت دارند.

3. کارتان را نزدیک به سبک زندگی تان طراحی کنید. اگر قرار است در سال های بعد شروع به کار کنید، کاری بیابید که با نحوه زندگی تان متناسب باشد. اگر چنین کاری وجود ندارد، آیا می توانید برای خود پیشه ای راه بیندازید؟ یک مدیر فروش می شناسم پنجاه ساله بود که تصمیم گرفت رفت و آمد روزانه را کنار بگذارد. خودش می گفت دنبال توازن بین کار و زندگی بودم که حقوق و پاداش خوبی بدهد. نتیجه این شد که یک شرکت خدمات نظافتی را راه اندازی کردم.

4. دنبال مشاغل «همیشه شکوفا» باشید. نگرانید که مهارت های تان نامربوط و منسوخ شوند؟ برای شغلی آماده شوید که همیشه وجود دارد. مردم به کسانی نیاز دارند که از آنها نگهداری کنند (مثل آرایشگر، تعمیرکار و …) و چون زندگی های ما روز به روز بیشتر در دنیای مجازی فرو می رود، به کسانی نیاز داریم که در مدیریت این امور به ما کمک کنند.

اگر نمی توانید تصور کنید در سنین بالاتر بتوانید به شغل کنونی خود بپردازید، حتی اگر هفتاد سال دارید، حالا وقت انجام کار دیگری است.

5. به روحیه کارآفرینی دیگران بچسبید. به دنبال رکود اقتصادی، رشد عظیمی در میان افرادی که شروع به کسب و کار خود کرده اند مشاهده می شود. حمایت از موفقیت دیگران زمین محکمی است. شما شاید یک کارآفرین شکوفا نباشید، یا نمی خواهید که باشید، اما کارآفرین ها به کسانی نیاز دارند که زندگی شان را سامان دهند، امور مالی و نگهداری از فرزندان مثال های عمده ای از این دست هستند.

6. از رودخانه نپرید، در آن پا بگذارید. اگر ممکن است شغل فعلی تان را نیمه وقت کنید تا کسب و کار خودتان را راه بیندازید یا این که می توانید تعطیلات خود را با یادگیری آنلاین یا با تجربه ای کاری بگذرانید – امروزه این کارها فقط مخصوص نوجوان ها نیست. چرا سراغ دوره های آموزشی پاره وقت یا از راه دور که با کار فعلی تان هم سازگار باشد نروید، تا از نظر مالی بی پناه نمانید؟

7. توانایی «مجازی» بودن را در خود بپرورانید. اگر جهان مجازی را با آغوش باز نپذیرید، ممکن است در توانایی تان در تضمین آینده خود خلل ایجاد کنید. این شامل موارد متعددی می شود، از مشارکت در شبکه های اجتماعی تا داشتن یک وب سایت عالی. اگر خودتان نمی دانید جستجوهای تان یک نفر را پیدا کنید که به شما بگوید.

8. مثل بچه ها برنامه نویسی کنید. همه ما دیده ایم که ماشین ها چطور جای کارگرانی مثل کارمندان بانک یا مسئول صدور برگ های خروج از کشور را در فرودگاه گرفته اند. یادگیری مهارت های دیجیتال، مثل کدنویسی، کمک می کند که فهم عمیق تری درباره فناوری های دیجیتال داشته باشید و همچنین به شغل های جدید برسید. کدنویسی و صنایع دیجیتال فقط برای بچه ها نیستند!

کار آفرینانی موفق که مشکلات ذهنی دارند

کار آفرینانی موفق که مشکلات ذهنی دارند

نام افرادی که در این لیست آمده است کارآفرینان و رهبران موفقی هستند که آوازه آن ها در تمام دنیا پیچیده است. اما این انسان های موفق علیرغم شهرتی که دارند با یکسری بیماری های ذهنی دست و پنجه نرم می کنند. شاید خواندن این مطلب درک شما را نسبت به سلامت ذهن تغییر دهد.

استیو جابز

اگر تا به حال بیوگرافی استیو جابز را خوانده باشید متوجه شده باشید که کار کردن با او غیرممکن بوده است. استیو جابز از اختلال شخصیتی وسواس فکری عملی رنج می برد و همین بیماری باعث می شد نسبت به شرکا و کارمندهایش بیش از اندازه ریزبین و ایرادگیر باشد.

هوارد هیوز

هوارد هیوز موفق ترین کارآفرین، سرمایه گذار، هوانورد، مخترع، بشردوست و فیلمساز آمریکایی بود که مانند استیو جابز از بیماری وسواس فکری عملی رنج می برد.

استی لادر

استی لادر محصولی را تولید کرد که هنوز هم یکی از معروف ترین برندهای آرایشی در دنیاست. مشکلی که پیدا کرده بود این بود که دائما صورت مردم را لمس می کرد. حتی هنگامی که بیرون می رفت صورت غریبه ها را لمس می کرد.

هنری فورد

فورد برای غلبه بر بیماری خوانش پریشی (ناتوانی در خواندن) هر عملی را چندین بار تکرار می کرد تا تبدیل به عادت می شد. این بیماری در افراد درجه های مختلفی دارد و با وجود این که هوش نرمالی دارند در سریع خواندن و نوشتن کلمات مشکل دارند. همین تمرین ها به او کمک کرد تا توانایی هایش شکوفا شده و یکی از مشهورترین و موفق ترین شرکت ها را تاسیس کند.

توماس ادیسون

همه ما ادیسون را به عنوان یک دانشمند می شناسیم اما کمتر کسی می داند که او با مشکل خوانش پریشی خود غلبه کرده است تا بتواند کمپانی برق را راه اندازی کند.

ریچارد برانسون

ریچارد برانسون معروف ترین کارآفرین موفقی است که با مشکل خوانش پریشی دست و پنجه نرم می کند. او نخستین موفقیتش را از سرمایه گذاری در مجله ای به نام دانش آموز آغاز کرده و تا کنون که صاحب یک برند بین المللی به نام ویرجین است. برانسون می گوید خوانش پریشی باید به عنوان نشانه استعداد بالقوه در نظر گرفته شود.

جیمی الیور

اختلال خوانش پریشی جیمی الیور مشهورترین سرآشپز و کارآفرین دنیا را متوقف نکرده است و آشپزخانه و رستوران های جیمی به شهرت جهانی رسیده است. باورکردنش سخت است اما جیمی نخستین کتابش را در سن ۳۸ سالگی خوانده است.

اینگوار کامپراد

اینگوار موسس ایکیا شرکت معروف لوازم خانگی سوئدی  زمانی بزرگ ترین خرده فروش مبلمان را تاسیس کرد که از مشکل خوانش پریشی رنج می برد.

چارلز شواب

چارلز شواب تاجر و سرمایه گذار میلیاردر آمریکایی در نکته برداری در مدرسه مشکل داشت و انگلیسی را دو بار مردود شد. او از مشکل خود آگاه نبود تا زمانی که تشخیص داده شد پسرش هم به این مشکل گرفتار شده است.

درست است که این افراد از مشکلاتی رنج می بردند اما همچنان برای رسیدن به رویاهای شان پافشاری می کردند. بیماری های ذهنی و اختلالات شناختی در میان مردم شایع است و میلیون ها نفر در دنیا هستند که از مشکلات ذهنی رنج می برند.

آمارهای اخیر نشان داده است نیمی از کارآفرینان موفق دچار چنین مشکلاتی هستند که ممکن است دلیلش فشار و استرسی باشد که حرفه شان ایجاد می کند.

نقش بازاریابی دیجیتال در رشد کسب و کار چیست؟

نقش بازاریابی ذیجیتال در رشد کسب و کار چیست؟

برای ایجاد تغییر در دنیای کسب و کار آنلاین امروز، عوامل مختلفی باید دست به دست هم دهند. از این رو چندین روند بازاریابی دیجیتال در کنار هم کسب و کار را تقویت کرده و به رشد آن سرعت می‌بخشند. به عنوان مثال توسعه گوشی‌های هوشمند تلفن همراه باعث پرطرفدار شدن شبکه‌های اجتماعی و مجازی شده است. در کنار آن، افزایش کیفیت دوربین‌های تلفن همراه نیز موجب افزایش محتوای تولید شده توسط کاربر در شبکه‌های اجتماعی مختلف شده است.

وای فای‌های سریع و ارزان قیمت، امروزه به اندازه جریان الکتریسیته اهمیت یافته‌اند و …. تمام این پیشرفت‌ها نیز موجب انتقال ویدیوها از داخل کامپیوترهای شخصی به گوشی‌های تلفن همراه شده است. در این مطلب با چند مورد روند بازاریابی دیجیتال و نقش آن‌ها در رشد کسب و کارها آشنا می‌شویم.

۱) رشد درآمد و قدرت

سیستم‌های عامل، اپلیکیشن‌ها و ابزارهای مختلفی برای ایجاد، کنترل و بازاریابی برندها وجود دارند. در این میان گوگل بیشترین سهم را در تسریع روند بازاریابی دیجیتال دارد. مدیران گوگل برنامه ریزی کرده‌اند تا بتوانند ۴۰/۷% درآمد خود را از طریق بازاریابی دیجیتال ایالات متحده کسب کنند. این درآمد به منظور توسعه استراتژی بازاریابی صرف ایجاد شبکه‌های اجتماعی، استارت آپ‌ها و اجرای کمپین‌ها خواهد شد.

۲) ضرورت بازاریابی آنلاین

ظهور شبکه‌های اجتماعی باعث افزایش حضور افراد در اینترنت شده است. به عنوان مثال تا چند سال پیش تعداد رقبا در بازی‌های آنلاین اندک بوده و این بازی‌ها بسیار ساده بودند. تعداد شبکه‌های مجازی اجتماعی محبوب نیز اندک بود. از این رو هر فردی به راحتی با قرار دادن چند مطلب، تعداد مخاطبان خود را افزایش می‌داد. اما امروزه شرایط پیچیده‌تر شده است.

امروزه تعداد شبکه‌های اجتماعی، روش‌های موجود برای تبلیغات و روش‌های تولید محتوا افزایش یافته‌اند. به علاوه رسانه‌هایی نیز که در گذشته برای تولید محتوا استفاده می‌شدند، آنالوگ بودند مثل پرینتر، رادیو و تلوزیون. اما امروزه از اینفوگرافی، گیف‌ها و … برای این منظور استفاده می‌شود. که همه این موار بیانگر رشد روند بازاریابی دیجیتال می‌باشند.

۳) رشد هوش مصنوعی

ظهور هوش مصنوعی در بازاریابی برای برخی افراد جذاب و برای برخی نگران کننده است. بخش نگران کننده این رشد، جایگزینی ماشین‌ها به جای انسان‌هاست. زیرا در چنین شرایطی فرصت‌های شغلی برای افراد کاهش می‌یابد. از طرفی با توسعه و رشد هوش مصنوعی انجام کارهای تکراری و یکنواخت دیگر توسط انسان‌ها انجام نمی‌شود که این همان قسمت جذاب داستان است.

همانگونه که می‌دانید از چند دهه پیش استفاده از کامپیوترهای شخصی، اینترنت، فضای مجازی، ربات‌ها و گوشی‌های هوشمند تلفن همراه به یکی از ضروریات زندگی در عصر جدید تبدیل شده است. وجود همه این تکنولوژی‌ها و سرگرمی‌ها روند بازاریابی دیجیتال و کسب و کارها را دگرگون کرده است. همچنین توسعه این تکنولوژی‌ها سبب شده است که امروزه همه ما ویدیوهایی بسازیم، عکس‌های سلفی بگیریم، مطالبی را بنویسیم و آن را با میلیون‌ها نفر به اشتراک بگذاریم.

چرا امروزه به “ماشین‌ها” نیازمندیم؟

امروزه حجم محتوا بسیار زیاد است. از سوی دیگر نیز حجم اطلاعات به صورت تصاعدی در حال افزایش است. برای مدیریت این حجم از داده به هوش مصنوعی و ماشین‌هایی با قدرت پردازش قوی نیازمندیم. این بدان معنی است که باید بازاریابی به کمک هوش مصنوعی انجام گیرد. بازاریابی هوش مصنوعی در سه مرحله صورت می گیرد: جمع‌آوری، علت‌یابی و عمل.

جمع‌آوری: حجم اطلاعاتی که بازاریابان با آن مواجه می‌شوند بسیار زیاد است. از این رو برای عملکرد صحیح در بازاریابی به کامپیوترها برای مواجهه و جمع٬آوری این اطلاعات نیاز است.
علت‌یابی: هوش مصنوعی می‌تواند به مقدار زیادی از اطلاعات در مقیاس بالا، مفهوم بخشد.
عمل: از این مفاهیم برای تولید محتوا و ارسال پیام برای پیشبرد اهداف بازاریابی استفاده می‌شود.

رشد هوش مصنوعی یکی از عوامل بهبود روند بازاریابی دیجیتال است.

ضرورت بازاریابی از طریق هوش مصنوعی

بر اساس تحقیقات انجام شده، بازاریابی هوش مصنوعی بینش، آنالیز و تبیین چشم اندازها را قدرت و سرعت می‌بخشد.

۴) ضرورت پرداخت هزینه برای بازاریابی دیجیتال

بازاریابی دیجیتال مجانی نیست. هر چند برخی شبکه‌های اجنماعی که برای اهداف بازاریابی مورد استفاده قرار می‌گیرند، برای مدت محدودی ممکن است رایگان باشند. اما بعد از مدتی امکان استفاده رایگان از آن‌ها سلب می‌گردد. اگر نگاهی به تاریخ بازاریابی داشته باشیم می‌بینیم که در دهه نود میلادی کمپانی یاهو از سایت خود برای بازاریابی دیجیتال استفاده کرد. از همان زمان ضرورت امر بازاریابی دیجیتال برای جذب مشتری مورد توجه همگان قرار گرفته است.

در اوایل سال ۲۰۰۰ کمپانی گوگل یک گزینه جدید را برای کاربران خود ارائه کرد. این گزینه جدید “جستجوی تبلیغات” است. جستجوی تبلیغات این امکان را برای کاربران خود فراهم کرده است که به جستجوی تبلیغات‌هایی که در سطح اینترنت موجود هستند، بپردازند. هر چند بازاریابی آنلاین در ابتدا هزینه کمی داشته است. اما امروزه صاحبان شبکه‌های مجازی از طریق رشد روند بازاریابی دیجیتال درآمد زیادی به دست می‌آورند.

۵) پخش ویدئوی زنده

امروزه پخش ویدئوی زنده پرطرفدارترین روند بازاریابی دیجیتال محسوب می‌شود. شبکه‌های مجازی بسیاری، این امکان را برای کاربران فراهم کرده‌اند. هر چند برخی افراد ویدئوهایی متعدد و کم حجم را به صورت زنده پخش می‌کنند که محتوای کارآمدی ندارند. و از محبوبیت ویدئوهای زنده می‌کاهند. اما فراموش نکنید که هیچ گاه کمیت جای کیفیت بالا را نمی‌گیرد.

۶) ظهور و رشد الگوریتم‌ها

الگوریتم‌های گوگل اولین ماشین‌هایی هستند که لیست نتایج جستجو را کنترل می‌کنند. امروزه از الگوریتم‌هایی برای فیلتر کردن ایمیل‌های دریافتی استفاده می‌شود. از این رو معمولا پیام‌هایی که محتوای تبلیغاتی دارند در پوشه‌ای جداگانه ذخیره می‌شوند. در مقابل بازاریابان عصر دیجیتال تمایل دارند محتوای تبلیغات آن ها در صدر لیست موتورهای جستجو و ایمیل‌ها قرار بگیرد. از این رو رقابت تنگاتنگی بین بازاریابان دیجیتال و صاحبان شبکه‌ها وجود دارد.

۷) فعالیت برای بازاریابی موثر

وب‌سایت‌های اجتماعی مطالب زیادی را در سطح جهانی منتشر می‌کنند. وبلاگ نویسان محتوای مختلفی در زمینه‌های مد، غذا و… تولید می‌کنند. از طریق تولید محتوا، صفحات مجازی کسب و کارها، پرطرفدارتر می‌شود. مخاطبان نیز بر پایه اعتبار و اعتمادی که از طریق تولید محتوا ایجاد شده، نسبت به برند موردنظر وفادار می‌مانند.

این نکته نیز قابل چشم‌پوشی نیست که هر چه کمیت مطالب منتشر شده در اینترنت افزایش یابد، بازاریابی دیجیتال و جذب مشتری دشوارتر می‌شود. امروزه برندها برای افزایش مشتری و طرفداران خود هزینه‌ی زیادی پرداخت می‌کنند.

راه‌حل

در این بخش، چند راهکار برای مدیریت روند بازاریابی دیجیتال، در این دنیای پر تغییر را بیان می‌کنیم:

از ابزارهای هوش مصنوعی غافل نشوید.
از اتوماسیون برای مدیریت و آمارگیری استفاده کنید.
ضرورت آموزش و یادگیری مداوم را فراموش نکنید.
قبل از پیاده‌سازی الگوریتم‌ها و انجام اقدامات جدید، حتما آزمایش‌های کافی انجام دهید.
داستان کسب و کارتان را در فضای مجازی بیان کنید.

هیچ گاه دست از خلق کردن، استنتاج کردن و بازسازی برندارید. زیرا این عوامل مهمترین راه رسیدن به موفقیت است.

با ریسک کردن به سمت کارهای جدید بروید

با ریسک کردن به سمت کارهای جدید بروید

شاید بار ها شنیده اید که راز موفقیت این است که تمام توان و زمانمان را پای کاری بگذاریم که در آن استعداد داریم. این موضوع کاملا غلط نیست، شما به موفقیت دست خواهید یافت. اما آیا با این کار از تمام توانتان استفاده کرده اید؟

بله، از لحاظ کاری این درست است. ممکن است برای مثال هر آنچه که درباره ی کدزنی وجود داشته باشد را بدانید، اما اگر قدمی برداشته و از کمی دورتر به زندگی خود نگاه کنید، آیا به نظرتان کامل و بی نقص است؟

من در طول هفته از ساعت ۹ تا حدود ۶ در یک دفتر کار می کنم. کاری که میزان زیادی از آن به لپ تاپم وابسته است. با اینکه مجذوب کار هایی هستم که برایم جذابند، اعتراف می کنم که بیشتر روزم جلوی کامپیوتر سپری می شود که ایرادات خود را دارد. برای مثال من در حال حاضر برای دیدن مسافت های به دورتر به عینک احتیاج دارم.

برخی مواقع بروید سراغ کارهایی که در آن خوب نیستید

باور رایج امروزه این است که مردم به طور غیر ارادی، خود را همراه با دوستانشان و آدم هایی که از نظرهای سیاسی و اجتماعی مشترکی با خود دارند در یک حباب قرار می دهند. این نشان می دهد که ما چقدر راحت می توانیم ارتباط خود را با محیط اطرافمان قطع کنیم.

تخصص در یک کار می تواند به شما جهت دهد اما اگر مراقب نباشید انجام دادن تنها یک کار که در آن مهارت دارید ممکن است شما را کور کند. ممکن است به این فکر کنید که اختصاص دادن زمان خود به نقاط قوتتان شما را قوی تر می کند اما این قضیه لزوما حقیقت ندارد.

تحقیقات نشان داده که اگر یک فرد راست دست از دست چپ خود در فعالیت های روزانه بیشتر استفاده کند، فعالیت مغز وی بیشتر می شود. تنها یک نیم کره از مغز ما هنگامی که از یک دست خود استفاده می کنیم فعال می شود اما هنگام استفاده دست کم فعال تر هر دو نیمکره ی مغز ما فعال می شود.

دانشمندان علوم اعصاب برجسته ی Jaeggi و buschjuhel به این ننتیجه رسیده اند که افزایش حافظه ی فکری شما با انجام دادن بازی های فکری در ساعاتی معین (مانند سودوکو و بازی های فکری ای که در آن یک طرح خاص را پیدا می کنید) می تواند در دراز مدت روی هوش سیال شما تاثیر داشته باشد. مشابه این قضیه در ورزش هم به چشم می خورد. بسیاری از مربی های تیم های ورزشی از آن ها می خواهد تا ورزش های دیگری مانند یوگا را هم تجربه کنند حتی اگر به طور مستقیم اثری روی ورزش اصلی بازیکنان نداشته باشد.‬

نمی خواهم بگویم که به هر نحوی باید جلوی مهارت اصلی خود را بگیرید. به جای آن در باقی ساعات روز خود را صرف افزایش مهارت و دانش خود در جهت بهتر شدن مهارت اصلی خود کنید. به این علت که اگر در کاری خوب نیستید، احتمالا همان کار می تواند شما را به تعادل برساند.‬

افرادی که با عدد و رقم سر و کار دارند خوب است که مثلا به کلاس های هنری بروند. افرادی که به طور حرفه ای ورزش می کنند جالب می شود اگر به مدیتیشن های نشسته بپردازند. افراد درونگرا دفعه ی بعدی که به یک کافی شاپ رفتند با باریستای خود کمی گپ بزنند.

مهم نیست اگر به شدت در این کار ها بد هستید. اتفاقا نکته ی اصلی همین است. استاد یوگای من همیشه می گوید: اگر در یک حرکت تعادل خود را از دست دادید، اتفاق خوبی است چرا که نشان می دهد که دارید نورون های جدیدی را برای ساخت راهی برای حافظه عضلات خود می سازید. تلاش شما راه های زیادی را برای شما باز خواهد کرد. هم از نظر فکری و هم فیزیکی. باشد که با این کار به مهارت های جدید و نگرشی جدید و موفقیت در شکست ها برسیم.‬

این فعالیت ها را تک تک وارد برنامه ی خود کنید. با اینکه این کار راحت نیست اما با قدم های کوچک، به مرور “من نمی توانم” هایتان به “من می توانم” تبدیل خواهد شد. با تمرین شاید به مراحل عالی نرسید اما به شما شجاعت خواهد داد. چرا که هنگامی که تلاش می کنید تا در کاری که می دانید در آن خوب نیستید تلاش کنید، دو اتفاق ممکن است بیافتد: به هدف خود نمی رسید، اما چند راه برای بهتر شدن خود یاد گرفته اید و دوباره تلاش خواهید کرد.

یا با وجود تمام سختی ها به هدف خود می رسید و حس شیرین غرور و موفقیت را تجربه خواهید کرد. مهم نیست کدام اتفاق بیافتد، به هر حال به شما حس قدرت دست خواهد داد چرا که شما کاری را انجام دادید که هیچ وقت حتی فکر انجام دادنش را هم نمی کردید.‬

زندگی درباره ی این نیست که سریع تر، باهوش تر، خوش سیما تر، پولدار تر یا محبوب تر از دیگران باشید. آنچه اهمیت دارد این است که راهی هرچند کوچک پیدا کنید تا به نمونه ای بهتر از خود دیروزتان برسید. ‬

ترفندهایی برای بزرگتر نشان دادن اتاق

ترفندهایی برای بزرگتر نشان دادن اتاق

برای بزرگ تر کردن اتاق نمی توانیم دیوارها را عقب بکشیم اما می توانیم با توهمات نوری کوچک ترین اتاق ها را بزرگ تر جلوه بدهیم.

در یک محیط روشن کف پوش رنگی دیوارها را از هم دورتر نشان می دهد و باعث می شود اتاق بلندتر و وسیع تر دیده شود.

اگر علاوه بر کف اتاق برای سقف اتاق هم یک رنگ روشن انتخاب کنید فضا وسیع تر نشان داده می شود. به علاوه باعث می شود سقف کوتاه تر دیده شود.

انتخاب یک رنگ مشابه برای دیوار عقب و کف اتاق فضا را بزرگ تر نشان می دهد.

انتخاب یک رنگ مشابه برای دیوار عقب و سقف اتاق فضا را وسیع تر نشان می دهد اما عمق اتاق را کم تر می کند.

روش دیگر برای بیشتر کردن فاصله دیوارها از هم این است که عمق اتاق را کم کنیم و برای این کار یک رنگ روشن برای جلوه دادن به دیوار عقب اتاق انتخاب کنید.

و بالعکس می توانیم عرض اتاق را کم کرده و عمق آن را بیشتر کنیم. و برای این کار یک رنگ اشباع شده برای برجسته کردن دیوارهای کناری انتخاب کنید.

اگر سقف اتاق کوتاه است یک رنگ روشن برای دیوارهای کنار و دیوار عقب اتاق انتخاب کنید. این کار از عمق و عرض اتاق کم می کند و در عوض سقف اتاق را بلندتر نشان می دهد.

برای وسیع تر کردن اتا نیاز نیست که فقط از رنگ های روشن استفاده کنید بلکه از کاغذ دیواری های طرح دار هم می توان استفاده کرد. برای بزرگ تر کردن اتاق از کاغذ دیواری های روشن با طرح های ریز استفاده کنید.

سقف بعضی اتاق ها زیادی بلند است. طرح های راه راه افقی سقف را کوتاه تر نشان می دهد و به علاوه عمق اتاق را هم کمتر می کند.

و بالعکس کاغذ دیواری راه راه عمودی سقف را بلندتر نشان می دهد.

4 کشور هوشمند در دنیا

4 کشور هوشمند در دنیا

با توجه به تغییرات سریع و مهم اقتصادی و زیست محیطی در سطح جهان، شتاب فزاینده پیشرفت های فناوری موجب شده مقامات و مسئولان شهری برای فائق آمدن بر مشکلاتی مانند تغییرات آب و هوایی، شلوغی و ترافیک شهرها و جمعیت پا به سن گذاشته خود به دنبال راهکارهای جدیدی باشند. هرچه شهرها بهتر و بیشتر از فناوری های پیشرفته برای مقابله با این مشکلات استفاده کنند، می توان آنها را هوشمندتر تلقی کرد. در ادامه به چند شهری اشاره می شود که براساس گزارش های مختلف در زمینه مدیریت شهری، می توان آنها را در زمره موفق ترین شهرها در هوشمندسازی معرفی کرد.

1. سنگاپور

«سنگاپور» (پایتخت کشور جمهوری سنگاپور) که یکی از مراکز مهم تجاری و مالی در جهان به شمار می آید، در حال حاضر می تواند نام هوشمندترین شهر در جهان را نیز به خود اختصاص دهد. این شهر عمده فعالیت های خود را با اتکا به فناوری های پیشرفته انجام می دهد. سنگاپور این هدف را دارد که به اولین کشور هوشمند در جهان تبدیل شود.

تقریبا هر فعالیتی در این شهر، توسط حسگرهایی نظارت می شود که شرکت های خصوصی آنها را ارائه کرده و هدف آن ها جمع آوری مجموعه فراوانی از اطلاعات است. این اطلاعات از سوی برنامه ای به نام «سنگاپور مجازی» بررسی می شود؛ مقامات سنگاپور با کمک این برنامه بهترین راهکارها را برای مدیریت شهر پیدا می کنند.

برخی از این فعالیت ها مانند نظارت بر محل های پارک خودرو، چراغ های راهنمایی کارآمد و سیستم دفع زباله از سوی مسئولان شهری انجام می شود و برخی از این فناوری ها نیز توسط شرکت های خصوصی در اختیار مردم قرار می گیرد؛ برای مثال حسگری به صورت داوطلبانه در اختیار افراد مسن قرار می گیرد که در صورتی که چند ساعت فعالیت یا حرکتی نداشته باشند.

پیام هشداری به بستگان آنها فرستاده می شود. «درمان از راه دور» نیز یکی دیگر از سیستم هایی است که به بیماران اجازه می دهد بدون خروج از خانه، از طریق صفحه های ویدئویی با پزشک خود ارتباط برقرار کنند.

با این حال یکی از مسائل مهم این است که بخش زیادی از این اطلاعات شخصی است و یکی از نگرانی های مهم درباره شهرهای هوشمند، مقوله حریم شخصی شهروندان است؛ در همین زمینه، سنگاپور در سال های اخیر متعهد به شفافیت بیشتر و شناسایی نگرانی ها در این زمینه شده است.

2. بارسلون

در سال های اخیر «بارسلون» مشکلات فراوانی در زمینه جمعیت پا به سن گذاشته و رکود محلی خود داشته است؛ بر همین اساس مسئولان این شهر سعی کرده اند با کمک فناوری های پیشرفته، زیرساخت های آن را ارتقا بخشند و مشاغل جدید ایجاد کنند. علاوه بر محل های پارک هوشمند و سیستم های ترافیکی، این شهر در زمینه انرژی نیز روش های منحصر به فردی دارد.

بارسلون در مقایسه با تمام شهرهای پیشرفته، میزان بیشتری از نور خورشید را دریافت می کند و توانسته با راهکارهایی بهترین استفاده را از این مزیت ببرد.

در سال 2000 تمام ساختمان های این شهر برای تولید آب گرم مورد نیاز خود ملزم به استفاده از سیستم های خورشیدی شدند. وجود ناوگان اتوبوس های هیبریدی موجب شده بارسلون یکی از سالم ترین سیستم های حمل و نقل عمومی را داشته باشد. همچنین 400 ایستگاه دوچرخه سواری در این شهر وجود دارد که استفاده کنندگان از این دوچرخه ها یا به صورت سالانه اشتراک می گیرند یا از طریق گوشی های همراه خود هزینه آن را پرداخت می کنند.

سیستم دفع زباله آن نیز در نوع خود منحصر به فرد است، به گونه ای که وجود لوله هایی در زیر سطل های زباله برای انتقال آنها به مخازن اصلی، نیاز به ماشین های حمل زباله را از بین برده است. تعدادی از اپلیکیشن های هوشمند نیز به کمک فعالیت های روزانه شهروندان آمده اند؛ یکی از آنها اپلیکیشنی است که به عنوان صدای شهروندان عمل می کند و آنها می توانند شکایت های خود از خدمات شهری را مانند خرابی خیابان ها یا شکسته شدن چراغ های راهنمایی به اطلاع مسئولان برسانند.

3. اسلو

مانند بسیاری از شهرهای منطقه اسکاندیناوی، «اسلو» می کوشد با استفاده از این فناوری ها هرچه بیشتر در مسیر پیشرفت و سلامت قرار بگیرد. از سوی دیگر تعهد مسئولان این شهر به استفاده از برنامه های هوشمند در زمینه انرژی موجب شده پایتخت نروژ یکی از بادوام ترین شهرهای هوشمند در جهان باشد.

این شهر در حال حاضر از بیش از 65 هزار چراغ LED هوشمند در مناطق و خیابان های مختلف خود استفاده می کند. این چراغ ها میزان نور مورد نیاز در شرایط مختلف از جمله هوای مه آلود را مشخص می کند. این شهر هم اکنون در حال ساخت 50 کیلومتر مسیر بیشتر برای دوچرخه سواری است و بنا به اعلام مقامات رسمی، استفاده از خودروها تا سال 2019 در تمام مراکز شهری اسلو ممنوع می شود.

یکی دیگر از راهکارهای منحصر به فرد مسئولان اسلو مربوط به تولید انرژی است که به جای دفن زباله های صنعتی و استاندارد از آنها برای تولید انرژی استفاده می کنند. نکته جالب اینجاست که مسئولان اسلو به قدری از زباله ها در راستای این هدف استفاده کرده اند که در سال 2013 ذخیره زباله آنها به پایان رسید و مقامات دستور واردات زباله از خارج از کشور را صادر کردند.

4. لندن

هم زمان با بزرگ تر شدن «لندن» و بیشتر شدن سن جمعیت آن، زیرساخت های این شهر نیازمند توجه و دقت بیشتری است. تخمین زده می شود ک جمعیت این کشور تا 10 سال آینده از یک میلیون نفر بیشتر شود. مسئولان این شهر برای مقابله با این مشکلات، روی فناوری پیشرفته حساب ویژه ای باز کرده اند. سیستم دوچرخه های الکترونیکی و بیش از 300 محل پارک هوشمند خودرو از جمله این اقدامات است که تاثیرهای مثبت فراوانی نیز به همراه داشته است.

همچنین پروژه ای در این شهر آغاز شده که می کوشد با سرمایه گذاری، رودخانه تیمز را به یکی از منابع اصلی انرژی تبدیل کند. برای دسترسی به انرژی سبز نیز مسئولان لندن قصد دارند استفاده از صفحه های خورشیدی در بالای ساختمان های مسکونی را افزایش دهند.

چگونه می توانیم در ماه رمضان سیگار را ترک کنیم؟

چگونه می توانیم در ماه رمضان سیگار را ترک کنیم؟

آیا تا به حال تصمیم به ترک سیگار گرفته اید؟ ترک سیگار یکی از بهترین هدیه هایی است که می توانید به خود بدهید اما ترک سیگار آسان نیست. به عقیده انجمن سرطان آمریکا، نیکوتین (ماده اعتیادآور موجود در تنباکو) به اندازه هروئین و کوکائین اعتیادآور است.

در حقیقت، یک فرد عادی ممکن است قبل از موفقیت در ترک سیگار  ، شش تلاش ناموفق داشته باشد اما خوشبختانه گام هایی وجود دارد که یک فرد می تواند با برداشتن آنها در هدف ترک سیگار موفق شود و برای همیشه سیگار را ترک کند.

ضمن اینکه آمار کلینیک های مختلف ترک اعتیاد نشان می دهد میزان موفقیت و ترک کامل مواد دخانی، مخصوصا سیگار، در ماه مبارک رمضان به بیشترین میزان خود می رسد.

تاریخی برای شروع ترک سیگار معین کنید

پیش خود تاریخی را در آینده مشخص کنید تا در این زمان معین بتوانید بدون هیچ استرسی خود را برای ترک سیگار مهیا کنید. شروع ترک سیگار به هنگام انجام یک پروژه سخت کاری یا در روزهای میمونی همچون روز تولد، یک عمل بسیار چالش برانگیز است بنابراین بهتر است ترک سیگار را زمانی شروع کنید که ذهن شما درگیر کاری یا رویدادی نیست و هیچ استرسی ندارید.

دلایل ترک سیگار را روی کاغذ بنویسید

ابتدا دلایل ترک سیگار را بری خود مشخص کنید و این دلایل را روی کاغذ بنویسید. اگر در دوران ترک سیگار وسوسه سیگار کشیدن در شما بوجود آمد می توانید با نگاه کردن به این دلایل وسوسه خود را بکاهید. از میان دلایل کلی ترک سیگار می توان به موارد زیر اشاره کرد:

با ترک سیگار و مواد مخدر احتمال خطر ابتلا به سرطان، حمله های قلبی، بیماری مزمن ریه، سکته مغزی، آب مروارید و دیگر بیماری ها در من کاهش می یابد، فشار خون من پایین می آید، چهره بهتری خواهم داشت. پوست من هیدراته تر خواهدبود و روی پوستم چین و چروک کمتری پدیدار می شود. زردی دندان هایم کمتر می شود و روی نوک انگشتانم لک نیکوتین نخواهدبود، می توانم پول پس انداز کنم، مو، لباس، ماشین و خانه من دیگر بوی سیگار نخواهدداد، می توانم انرژی بیشتری در خود ذخیره کنم، می توانم الگوی بهتری برای کودکان، دوستان و اعضای خانواده خودم باشم و عمر من افزایش خواهدیافت.

توفیق اجباری

به علت ممنوعیت سیگار کشیدن در ملا عام و خجالت کشیدن فرد سیگاری، تصمیم به گذشتن از خیر سیگار و کم کم کاهش یافتن وابستگی به آن، یکی دیگر از عوامل موفقیت ترک در ماه رمضان است. درواقع در این ماه به دلیل روزه داری اقشار مختلف جامعه موجب می شود تا فرد به نوعی توفیق اجباری نصیبش شده تا فرصت را مغتنم شمرده و برای کم کردن و ترک سیگار خود اقدام نماید. به این صورت که فرد در ساعات زیادی سیگار نمی کشد و این شروع خوبی است برای افراد تا بتوانند با راهکارهای علمی و عملی و با بهره گیری از خدمات و توانایی های پزشکان متخصص در زمینه ترک سیگار این مراحل را به خوبی پشت سر گذاشته و به راحتی عادت بد سیگارکشیدن خود را کنار بگذارند.

عوامل جرقه زدن مصرف سیگار را شناسایی کنید

بک فرد سیگاری می داند که در چه زمان هایی وسوسه سیگار کشیدن در او شکل می گیرد. برای مثال، یک فرد سیگاری ممکن است به هنگام رانندگی، پس از صرف شام و حتی به هنگام تنهایی، افسردگی و در موقعیت های پراسترس سیگار بکشد. در این زمان ها سعی کنید به نحوی ذهن خود را از سیگار کشیدن دور کنید. مثلا هنگام رانندگی در صورت شکل گیری وسوسه سیگار کشیدن، آدامس بخورید یا پس از صرف شام، خود را مشغول پیاده روی یا گفتگوی تلفنی با یک دوست کنید تا فکر سیگار کشیدن از ذهن شما دور شود.

میل شدید به نیکوتین را تحمل کنید

خبر خوش این است که یک میل شدید به نیکوتین همیشگی نیست. بطور کلی، این میل شدید به مدت پنج دقیقه طول می کشد و پس از 10 دقیقه دیگر هیچ میلی به نیکوتین وجود ندارد. زمانی که میل به نیکوتین در شما افزایش یافت خود را مثلا مشغول بازی با کودک کنید، یک لیوان آب بنوشید، نفس عمیق بکشید و به دلایل خود برای ترک سیگار نگاه کنید تا میل شدید شما به نیکوتین فروکش کند.

حواس خود را پرت کنید

وقتی میل شدید به نیکوتین در شما رخ داد با خوردن مغزها یا آدامس، ذهنتان را منحرف کنید. علاوه بر این، می توانید برای منحرف کردن ذهن، خود را مشغول تمرین یوگا، آشپزی و دیگر فعالیت ها کنید.

انتظار احساس غم و اضطراب را داشته باشید

نرسیدن نیکوتین به بدن یک فرد سیگاری باعث احساس اضطراب، بدخلقی، غم و حتی ایجاد مشکل در توانایی فرد برای به خواب رفتن می شود. در صورت وقوع این احساس ها ناراحت نشوید، چون این احساسات یک واکنش طبیعی به هنگام ترک سیگار است.

سیگارهای خود را دور بیندازید

در صورت ایجاد میل شدید به نیکوتین، اگر سیگاری به همراه نباشد امکان فائق آمدن بر این میل شدید آسان تر خواهدبود. پس قبل از آنکه اقدام به ترک سیگار کنید ابتدا تمام سیگارهای موجود در خانه یا میز کارتان را دور بریزید.

به خودتان جایزه دهید

افراد سیگاری مجبور هستند هر ماه پولی را صرف خرید سیگار کنند. با نخریدن سیگار و صرف این پول برای خرید یک لباس جدید، رفتن به رستوران یا شروع یک سرگرمی جدید می توانید باعث خوشحالی و لذت بیشتر خود شوید.

با پزشک خود در مورد داروهای موثر در ترک سیگار صحبت کنید

پزشک شما می تواند داروهای موثر در ترک سیگار را برای شما تجویز کند و داروهای غیرتجویزی موثر در ترک سیگار را به شما پیشنهاد دهد.

مدیریت ارتباط با مشتری و مشتری مداری

مدیریت ارتباط با مشتری و مشتری مداری

عبارت مدیریت ارتباط با مشتری یا CRM از اوایل دهه نود میلادی وارد حوزه مدیریت و بازرگانی شده است. بررسی ها نشان می دهد این اصطلاح تقریبا از زمانی که توماس سیبل مدیر و مالک Siebel Systems عنوان « مدیریت ارتباط با مشتری » را در مورد نرم افزار تولیدی خود به کار برد، به تدریج در ادبیات مدیریت و بازرگانی رایج شد. هنوز در مورد تعریف مدیریت ارتباط با مشتری یا Customer Relationship Management، اتفاق نظری وجود ندارد.
بسیاری از شرکت های فعال در حوزه تکنولوژی اطلاعات، CRM یا مدیریت ارتباط با مشتری را مجموعه نرم افزارها یا خدماتی می دانند که به اتوماسیون بازاریابی، فروش و خدمات کمک می کند. CRM با این تعریف، تا حد زیادی به حوزه تکنولوژی نزدیک می شود.
بخش دیگری از فعالان حوزه مدیریت، تاکید دارند که CRM نگرشی با تاکید بر ایجاد، حفظ و توسعه و تعمیق رابطه با مشتریان است و در این نگرش، ممکن است از تکنولوژی های روز استفاده بشود یا نشود. حتی کتاب هایی در حوزه CRM وجود دارند که برای تاکید به جنبه های مدیریتی در ارتباط با مشتری، هیچ گونه اشاره جدی به امکان استفاده از تکنولوژی در این حوزه نکرده اند. این افراد، تعریف سابقه تاریخی CRM و مدیریت ارتباط با مشتری را با جملات پیتر دراکر آغاز می کنند: هدف هر کسب و کاری، ایجاد و نگه داشتن مشتری است. در این شماره برای بحث در مورد CRM سراغ بهزاد حسین عباسی رفته ایم که مدرس منابع انسانی و مدیریت ارتباط با مشتری CRM در سازمان هاست.
و با 14 سال سابقه در عرصه کسب و کار، تدریس، آموزش دوره های مدیریت در سمینارها و کنفرانس های مدیریت و مشاوره سازمان های ایرانی هم اکنون با بررسی پایه ای شرکت ها و سازمان ها راهکار های مناسبی را برای برون رفت یا ارتقا، گسترش و تصحیح وضعیت موجود ارائه می کند.

CRM چه تعاریفی را در حین شکل گیری مفهوم خود، از سر گذرانده است؟

مدیریت ارتباط با مشتری یا همان Customer Relationship Management معروف به CRM یکی از ابزارهایی است که با آن می توانیم رضایت مشتریان خودمان را به دست بیاوریم. برای اینکه رضایت مشتری مان را به دست بیاوریم باید فرآیندی را ایجاد کنیم. CRM به همه فرآیند هایی گفته می شود که به منظور ترغیب، گسترش، حفظ و نگهداری و رضایتمندی مشتری انجام می شود. CRM چتری است روی سازمان و کسب و کار ما که روی استخدام کارکنان، آموزش، تبلیغات، فروش، بازاریابی، خدمات پس از فروش، تولید محصول و … قرار می گیرد. یعنی همه کارهایی که در سازمان انجام می شود زیر نظر CRM قرار می گیرد. یعنی باید همه چیز را از نظر مشتری مداری بسنجیم. مثلا چرا می روید پرسنلی استخدام می کنید که قدرتش درون گراست و در روابط عمومی اش قرار می دهید؟! در ضمن بر خلاف تصور شایع در جامعه ما تنها 30 درصد CRM مربوط به نرم افزار است. 70 درصدش فرآیند رضایتمندی مشتریان است. یعنی ما با فرآیندی که در کسب و کارمان می چینیم می توانیم مشتریان را راضی کنیم. این فرآیند از سوی کارکنان ما و بدون نرم افزار هم قابل اجراست.

CRM چقدر برای یک کسب و کار ضرورت دارد؟

صنایع و کسب و کارهایی که CRM در آنها گسترش پیدا می کند به راحتی می توانند با رقبای خودشان مقابله کنند، نقش پر رنگ تری در جامعه داشته باشند و اصول خود را رهبری کنند. با برنامه ریزی مدون و ساخت یک برنامه مشتری محور می توانند کسب و کار خود را افزایش دهند. اگر CRM را در کسب و کارمان جاری کنیم نیاز کمتری به تبلیغات و بازرگانی داریم چون مشتری ها کم کم خودشان سمت ما می آیند و ما را به دیگران توصیه می کنند. یعنی با مدیریت ارتباط با مشتری، مشتریان وفادارتری تولید می کنیم.

مشکلات شایع در حوزه مدیریت ارتباط با مشتری در ایران چیست؟

عدم فرهنگ سازی CRM. شما الان به یک سوپر مارکت بروید و یک جنسی بخرید، اگر به آن جنس اعتراض کنید، فروشنده مستقیم یا در لفافه می گوید: « نمی خوای نخواه، همینه! » ما تکریم افراد و حتی اخلاق مداری را رعایت نمی کنیم و به راحتی مشتریان خودمان را آزرده می کنیم. به فکر خدمات نیستیم. آیا می دانستید که دیگر گارانتی و وارانتی مزیت نیست؟! وظیفه است. حالا ببینید چه چیزی یا چه خدمات اضافه تری به مشتری می دهید. منظورم این است که چه چیزی به مشتری می دهید یا چه کاری می کنید که مشتری مشعوف شود؟ قدرت مشتری مداری تا جایی رفته که مثلا سایت آمازون تا شش ماه بعد جنس فروخته شده اش را اگر ناراضی باشیم به راحتی پس می گیرد. حالا از خودمان بپرسیم ما داریم در کسب و کارمان چه می کنیم؟ خیلی از ما تا جنسمان را فروختیم دیگر همه چیز را تمام شده می دانیم و هیچ گونه خدمتی به مشتری ارائه نمی دهیم.

یادم است یک باطری سازی اهوازی در خدماتش می گفت اگر شما باطری بردید و کار نکرد در هر کجای ایران بودید باطری نو بخرید پولش را برایتان کارت به کارت می کنیم! این می شود کیفیت و قدرت مشتری مداری. باز هم از خود بپرسید که شما چه کاری می کنید که مشتری شما مشعوف و شگفت زده بشود؟

برای توسعه مدیریت ارتباط با مشتری چه کنیم؟

باید از طرفی بشینیم برای CRM تدوین برنامه ریزی استراتژیک کنیم. باید درباره آن فکر کنیم. نظر بگیریم و با اعضای سازمانمان جلسات توفان فکری برگزار کنیم. که مثلاً منشی ما چطور می تواند درصد رضایت مشتریانمان را بالاتر ببرد. چه کارهایی می تواند انجام دهد؟ چگونه حرف بزند؟ و… و از سوی دیگر برویم سراغ مشتریان. زنگ بزنیم، از آنها در مورد نحوه کارمان بپرسیم، فرم های تکریم ارباب رجوع در دفترمان بگذاریم و بگردیم دنبال کسانی که از ما انتقاد می کنند. یادتان نرود 99 درصد مشتریان ، انتقاد نکرده از کسب و کار ما می روند و جدا می شوند. و این برای کار ما سم است. پس باید کاری کنیم که بتوانند حرف بزنند، انتقاد کنند و هر نظری دارند بیان کنند. برای این کار از هر رسانه ای استفاده کنید. تلگرام، اس ام اس، کاغذ و هر چیز که بتوانند نظرشان را به گوش ما برسانند.

یک استراتژی کاربردی برای افزایش رضایت مشتری مثال بزنید.

ما باید تجربه هایی که لبخند مشتری را به وجود بیاورد داشته باشیم. تجربه هایی که باعث لذت مشتری شود. مثلا شما اگر قرار بوده دو تا آیتم به مشتری بدهید دو آیتم هم اضافه تر بدهید و قبل از خرید هم به هیچ وجه و هیچ جا آن را اعلام نکنید. اگر قرار باشد 100 تا خدمت بدهید ولی 99 تا بدهید، بابت آن یک خدمت ممکن است از شما شکایت کنند! مشتری را جوری پشتیبانی کنید که در خاطر و ذهنش شما را از یاد نبرد.

چیزهایی که باعث می شود مدیریت ارتباط با مشتری در کار ما اجرا نشود چیست؟

معمولا در ایران مشکل اصلی این است که از طرف پرسنل سازمان جلوی آن گرفته می شود! که این مورد اغلب به عدم آموزش یا انگیزش کارکنان بر می گردد.ببینید چه آموزش و انگیزشی به کارکنانتان داده اید که حالا توقعات بزرگ از آنها دارید؟! می گویند ارباب رجوع یعنی فرمانده سازمان. معمولا در کسب و کار ما پایین ترین مورد ارباب رجوع است در صورتی که باید بر عکس باشد. یک شرکت چینی آمده چارت ساختار سازمانی اش را بر عکس چیده. یعنی مشتری در بالا، بعد پرسنل فروش، بعد خدمات، بعد معاونان و آخر از همه مدیر عامل! و نشان داد بالاترین قدرت در اختیار مشتری است.

نکات مهمی که باید در مشتری مداری رعایت کنیم چیست؟

اولاً رسیدگی به شکایات و اعتراضات مشتری است. ثانیاً رقبا را ارزیابی کنیم که رقبا برای مشتریان خودشان چکار می کنند؟ چون در بازارهای رقابتی که الان تقریبا شامل تمام بازارها می شود حرف اول را مدیریت ارتباط با مشتری می زند. ما هم باید ارتباطمان با مشتری طوری باشد که زمانی که مشتریان بالفعل و بالقوه دارند به ما فکر می کنند و می خواهند محصول ما را انتخاب کنند به کیفیت، به فرآیندهای خدمات به مشتری و خدمات پس از فروش و پاسخگویی ما فکر می کنند و بعد از اینکه به نتیجه رسیدند ما را انتخاب کنند.

انتظارات مشتری از ما چیست؟

خلاصه و کاربردی بگویم، مصداق های انتظارات مشتری از نگاه مدیریت کیفیت عبارت اند از: پاسخگویی، انعطاف پذیری، کیفیت، مرغوبیت، برخورد خوب( خوش قولی)، قیمت مناسب، تنوع کالا و خدمات، احترام، صداقت، خدمات پس از فروش، دسترسی آسان، اطمینان از سلامت، بسته بندی جذاب، آراستگی ظاهری فروشنده و شرایط آسان پرداخت، وفای به عهد و خوش قولی و …

حرف پایانی…

شرکت های ایرانی باید خودشان را آماده کنند که اگر رقبای خارجی وارد ایران شدند توانایی مقابله یا رفتار مشتری مدارانه آنها را داشته باشند. رقبای خارجی این جوری مثل اغلب ما با مشتری برخورد نمی کنند! آنها راحت جنسشان را پس

می گیرند.ما چکار کنیم؟ ما با مشتری درگیر می شویم که من جنس را پس نمی گیرم. ببینید تنها پس دادن جنس مهم نیست و ممکن است در کارهایی نظیر کسب و کارهای بهداشتی انجام پذیر نباشد. رفتار غیر غرور آمیز مهم است. مشتری حق دارد هر کاری کند. چرا؟ چون اگر از ما نخرد می رود از رقیب ما می خرد. ما استراتژی و برنامه مان برای این قضیه چیست؟ همان طور که گفتیم اکثرا وقتی کالا یا خدمت خود را فروختیم کار را تمام شده می دانیم!

و دیگر خدماتی نمی دهیم. مثلا من خودم با یکی از شرکت های سایت سازی درگیر هستم که سایتی را به من فروخت با مبلغ بالا و نه آن سایت کار من را انجام داد و نه وقتی درخواست بازگشت پول کردم پولم را پس دادند! و دوباره همان مبلغ را به شرکتی دیگر پرداختم! روی فرهنگ رضایت مشتری کار کنید و ببینید که کسب و کارهای موفق آنهایی هستند که مشریانشان از آن کسب و کار راضی هستند. مشتری که از ما راضی باشد خودش در اینستاگرام و شبکه های اجتماعی دیگر و یا به صورت دهان به دهان ما را تبلیغ می کند و مطمئناً این بهترین، قوی ترین و ارزانترین راه تبلیغ است. پس اول کیفیت کالا یا خدمت خود را بالاتر ببرید و دوم خدماتتان را ارزنده تر کنید.

مزیت های استخدام مشاور کسب و کار

مزیت های استخدام مشاور کسب و کار

هر شراکتی در زمینه کسب و کار فراز و نشیب های خودش را دارد اما گاهی اوقات باید فرد بی طرفی مسیر پیش رو را برای شما روشن کند. داشتن یک مشاور کسب و کار برای بسیاری از مالکان کسب و کار دقیقا همین حالت را دارد. به همین خاطر ما با ده کارآفرین حاضر در انجمن کارآفرینان جوان پرسش زیر را مطرح کرده و پاسخ های شان را برای تان در قالب یک مقاله گردآوری کرده ایم:

سوال: مهم ترین مزیتی که با استخدام یک مشاور کسب و کار نصیب من و شریک تجاری ام می شود چیست؟

1. مشاور کسب و کار اطمینان حاصل می کند که در مسیر درستی قدم بر می دارید.

ممکن است با سرعت خوبی کسب و کارتان را پیش می برید اما مشاور کسب و کار اطمینان پیدا می کند که آیا در مسیر درستی قرار دارید یا خیر. حتی کوچک ترین تغییری در قطب نمای کسب و کارتان می تواند در دراز مدت تفاوت زیادی در نتیجه کاری تان ایجاد کند.

2. مشاور کسب و کار، فرد بی طرفی است.

مشاوران کسب و کار دارایی ارزشمندی برای شرکای تجاری به شمار می آیند. زیرا آنها اشخاص ثالث و بی طرفی هستند که می توانند در فرو نشاندن اختلافات به شما کمک کنند. همچنین برخی از این مشاوران عالی می توانند به خوبی سبک های ارتباطی گوناگون و نقاط ضعف و قدرت مدیران را شناسایی کرده و به آنها در ارتباطی بهتر با یکدیگر کمک کنند.

3. آنها چیزهای زیادی در مورد خودتان به شما می آموزند.

ما به عنوان یک انسان می توانیم هر چیزی را به خودمان تلقین کنیم. یک مشاور کسب و کار خوب به شما کمک می کند تا تمام باورهای اشتباهی را که در مورد خودتان دارید کنار بگذارید و خود را بهتر بشناسید. این باورها شامل نقاط ضعف و قدرت تان و همچنین نحوه تعامل با دیگر اعضای تیم تان می شود. من واقعا از نظرات صادقانه مشاوران کسب و کارم بهره مند شده ام.

4. آنها دیدگاهی عقلانی به شما ارائه می کنند.

همه ما از لحاظ احساسی به ایده ها و کارمان وابستگی داریم. معمولا این موضوع، موضوع خوبی است که به ما انگیزه می بخشد. اما اگر خیلی به این ایده ها و کارها وابستگی پیدا کنیم، دیگر به سختی خواهیم توانست تصمیمات درستی بگیریم. یک مشاور کسب و کار می تواند در مورد دغدغه های روزمره و احساسی کسب و کار، توصیه های بی غرض و پخته ای برای شما داشته باشد. مجبور نیستید که آن توصیه ها را همیشه به کار بگیرید اما حداقل ذهنیت درستی در مورد مشکلات تان پیدا خواهید کرد.

5. آنها قبلا در موقعیتی شبیه موقعیت شما بوده اند.

زمانی که می خواهید مشاور کسب و کاری را استخدام کنید، مطمئن شوید که او تجربه بیشتری نسبت به خودتان در زمینه مورد نیازتان دارد. به عنوان مثال، اگر با بخش فروش کسب و کارتان مشکل دارید، مشاوری را استخدام نکنید که حیطه کاری اش بخش عملکرد فرآیندهاست. اگر مشاور خوبی داشته باشید، می توانید از تجربیات خوب او استفاده کنید تا اشتباهات گذشته او را تکرار نکرده و مسیر کوتاه تری برای کسب موفقیت پیش روی خود داشته باشید.

6. مشاور کسب و کار، نقاط ضعف و قدرت تان را به شما می نمایاند.

یک مشاور کسب و کار خیلی صریح و شفاف نکات و مشکلاتی را که شما یا شریک تجاری تان با آن درگیر هستید بازگو می کند. به این ترتیب شما نظرات صادقانه ای در مورد توانایی های یکدیگر به دست می آورید و متوجه می شوید که هر کدام تان باید کدام بخش از کسب و کار را در دست بگیرید.

7. مشاور کسب و کار به شما اعتماد به نفس می بخشد.

بیشتر مردم تا زمانی که شخص با تجربه ای آنها را از محدوده آسایش شان بیرون نکشد، نمی دانند که چه قابلیت هایی دارند. یک مشاور کسب و کار خوب می تواند علاوه بر راهنمایی ها و پشتیبانی در طول مسیر، اعتماد به نفس مورد نیازتان را به شما ببخشد تا اهداف بلندپروازانه تری داشته باشید.

8. مشاور کسب و کار تمرکزش را روی مسائل کاری شما می گذارد.

سرمایه گذاران، شرکا و کارمندان تان می خواهند که شما به موفقیت برسید اما اهداف و مسائل خاص خودشان را دارند و به شما فشار می آورند تا موفق شوید و موفقیت آنها را نیز تضمین کنید اما یک مشاور کسب و کار، شما را به عنوان یک مراجعه کننده می بیند و بهترین ها را برای تان می خواهد. توصیه های پر تجربه آنها و دیدگاه هایشان در راستای نیازهای شخصی شماست نه کس دیگر.

9. مشاور کسب و کار به شما کمک می کند تا اهداف بلندمدت خود را در نظر بگیرید.

بزرگ ترین مزیت داشتن یک مشاور کسب و کار، مشاوره و راهنمایی های مداوم است که به شما اجازه می دهد از مسائل و دغدغه های روزمره دور شوید و به اهداف بلندمدت خود بیندیشید. کار کردن با مشاور کسب و کار، چشم های تان را باز می کند و به شما اجازه می دهد تا تمرکز و انرژی خود را روی مسائلی بگذارید که بیشترین سود را برای تان دارند.

10. مشاور کسب و کار شما را مسئولیت پذیر نگه می دارد.

زمانی که با یک مشاور کار می کنم، مجبور می شوم با چیزهایی روبرو شوم که ازشان می ترسم. به عنوان مثال مشاور کسب و کارم مرا مجبور کرد تا با برخی کارمندان که مدت ها بود با آنها مشکل داشتم، گفتگویی جدی داشته باشم. او مسئولیت پذیری مرا دو چندان می کند و اگر دستورالعمل های او را دنبال نکنم، عذاب وجدان می گیرم.

استفاده از اینستاگرام برای بازاریابی و فروش

استفاده از اینستاگرام برای بازاریابی و فروش

آیا می دانستید که اینستاگرام در هر ماه بیش از 500 میلیون بازدیدکننده فعال دارد؟ چه بازاری می تواند کشش و پتانسیل بزرگ تری برای بازاریابی و فروش داشته باشد؟

امروزه به کارگیری شبکه های اجتماعی به منظور بازاریابی و فروش کارآمدتر در بین شرکت ها به امری متداول تبدیل شده است. مدیران شرکت های ایرانی نیز که تا چندی پیش به طور کلی با این اقدامات مخالف بودند و آن را نوعی اتلاف وقت می دانستند، امروزه متوجه شده اند که عدم توجه به این ابزار به منزله از دست دادن بازاری بسیار بزرگ و پردرآمد است.

با وجود این که اهمیت استفاده از این شبکه های اجتماعی به خوبی مشخص شده است اما هنوز سازمان ها استراتژی مشخص برای این کار ندارند و بدون برنامه عمل می کنند. برای مثال امروزه تعداد قابل توجهی از سازمان های ما صفحه اینستاگرام دارند اما نمی توانند از این صفحه در جهت پیشبرد اهداف بازاریابی و فروش خود استفاده کنند. در این متن سعی شده راهکارهایی به شما معرفی گردد که بتوانید به بهترین شکل از پتانسیل بالای اینستاگرام به منظور افزایش بهره وری تلاش های بازاریابی و فروش خود استفاده کنید.

1. هر روز بین یک تا سه پست اینستاگرامی داشته باشید.

بهترین راه برای به دست آوردن نتایج مثبت کسب و کاری از اینستاگرام این است که حضور فعالی در این شبکه داشته باشید. البته تعداد پست ها بستگی به اهداف شما دارد اما می توانیم در این زمینه به نمونه های موفق اشاره کنیم. حساب های کاربری اینستاگرامی که بیشترین دنبال کننده را دارند هر ماه حدود 95 پست جدید به اشتراک می گذارند.

اگر می خواهید به بخش قابل توجهی از این بازار بزرگ دست پیدا کنید لازم است حضور پررنگی در آن داشته باشید و این کار میسر نمی شود مگر با قرار دادن پست های اینستاگرامی به اندازه کافی و به شکل منظم. در این زمینه می توان به شرکت هوم پالیش (Homepolish) اشاره کرد. این شرکت هر روز 2 پست جدید در صفحه خود قرار می دهد و به طور متوسط روزانه 2 هزار دنبال کننده جدید به آن اضافه می شود.

بدترین کاری که در این زمینه می توان انجام داد، خریدن دنبال کننده است. این استراتژی تنها پول شما را هدر می دهد زیرا مخاطبانی که به این شکل به صفحه شما اضافه می شوند هیچ گاه با شما پیوند نمی خورند و در نتیجه کمکی به بازاریابی و فروش شما نمی کنند.

2. الگوریتم اینستاگرام را درک کنید.

تابستان گذشته اینستاگرام الگوریتم خود را تغییر داد. این شبکه اجتماعی پست هایی را به شما نشان می دهد که فکر می کند شما بیشترین علاقه را به آنها دارید. شاید از دید بنگاه های اقتصادی این تغییر، خطرناک باشد زیرا مصرف کننده های نهایی ابتدا پست های دوستان شان را که بیشترین ارتباط را با آنها دارند می بینند اما خبر خوب این است که کسب و کارها هنوز هم می توانند روی این الگوریتم کنترل داشته باشند.

اگر محتوایی که تولید می کنیم از کیفیت بالایی برخوردار باشد، اصلا جای نگرانی نیست. استفاده از ویدئوهای جذاب، داستان های خواندنی، اشاره به اتفاقات و رویدادهای داغ، توجه به جنبه آموزشی پست ها و … می توانند در افزایش تعداد دنبال کننده ها به شکل طبیعی کمک کنند.

3. به عکس نوشته های خود دقت کنید.

از آنجا که اینستاگرام یک شبکه اجتماعی عکس محور است، معمولا تمام تمرکز و دقت خود را روی انتخاب عکس می گذاریم و چون می خواهیم هر چه زودتر آن را منتشر کنیم، در انتخاب عکس نوشته مناسب دقت کمتری به خرج می دهیم. این در حالی است که عکس نوشته خوب می تواند باعث به وجود آمدن عکس العمل های عاطفی شود و این یعنی پیوند عاطفی با برند.

بازاریابی اینترنتی ایران در سال 96

بازاریابی اینترنتی ایران در سال 96

در این مقاله سعی کردم در بازاریابی اینترنتی به روندهایی بپردازم که کاملا برای شرایط ایران در نظر گرفته‌شده است. یک وب‌مستر یا بازاریاب اینترنتی با تمرکز بر این ۵ مورد می‌تواند رشد کسب‌و‌کار آنلاین خود را در سال ۱۳۹۶ بسیار سریع‌تر کند.

۱. وبینار

وب‌کست به هرگونه پخش برنامه از طریق اینترنت گفته می‌شود. یک حالت خاص آن وبینار است. وبینار آموزش یا سخنرانی‌ای است که از طریق اینترنتی برگزار می‌شود. در دنیای بازاریابی اینترنتی، وبینار یکی از بهترین روش‌ها برای بازاریابی و معرفی محصول است. روز به روز علاقه به شرکت در جلسات آنلاین و زنده در ایران بیشتر می‌شود. منظور از زنده آن است که سخنران در همان لحظه در خال صحبت است و مطالب ضبط شده نیست. فرض کنیم کار شما طراحی سایت است. شما می‌توانید یک وبینار ۱۰۰ نفره رایگان برگزار کنید و تبلیغ کنید تا در وبینارتان ثبت‌نام کنند. سپس در وبیناری یک ساعته به آموزش نکات مهم برای داشتن سایت بپردازید.

مثلا توضیح دهید چگونه با کمترین هزینه بهترین سایت ممکن را داشته باشیم. سپس در پایان وبینار به شرکت‌کنندگان پیشنهاد می‌دهید که کار طراحی سایت را به خودتان واگذار کنند. حتی یک فرصت ویژه هم تعریف می‌کنید تا مثلا کسانی که تا یک هفته پروژه را به شما بسپارند از مزیت‌هایی استفاده کنند.

 ۲. ویدیو

در سال‌های اخیر استفاده از موبایل‌های هوشمند و رسانه‌های اجتماعی تا حدی زیاد شده که کمتر کسی را پیدا می‌کنید که در روز حداقل با گوشی خود چند ویدیوی کوتاه نبیند. این یک فرصت بسیار عالی و بزرگ برای بازاریابان اینترنتی است. اکنون دیدن ویدیو‌های کوتاه به یکی از عادت‌های روزانه مردم تبدیل شده است. پس شما هم باید دست‌به‌کار شوید و بخشی از مطالب خود را به‌صورت ویدیو منتشر کنید. ویدیوهایی آموزشی درست کنید و به مخاطبان و مشتریان هر نکته لازم را آموزش بدهید. محصولات را باهم مقایسه کنید.

توضیح دهید چگونه بهترین خرید را انجام دهند. هنگام خرید به چه مواردی بیشتر توجه کنند و … شما باید با ویدیو نشان دهید چقدر در کارتان متخصص هستید. این باعث جلب اعتماد مخاطبان شما می‌شود و در نهایت اگر تصمیم به خرید گرفتند، شما جزو اولین گزینه‌ها خواهید بود.

 ۳. بازآفرینی تبلیغات

مشکلی که در دنیای بازاریابی اینترنتی روز به روز پررنگ‌تر می‌شود کاهش نرخ برداشت صحیح تبلیغات اینترنتی است. شما تبلیغات اینترنتی انجام می‌دهید و عده‌ای این تبلیغات را می‌بینند. ولی به دلیل مشغله زیاد و تمرکز کم، برداشت درستی از تبلیغ شما نمی‌کنند. مثلا شما تبلیغ می‌کنید که کار بازسازی ساختمان انجام می‌دهید. عده‌ای از بینندگان تبلیغ اشتباه برداشت می‌کنند و فکر می‌کنند شما در کار خرید و فروش املاک هستید! از این دست مثال‌ها در اینترنت بسیار زیاد وجود دارد. شما باید بر دو موضوع با جدیت کار کنید: ۱. انتقال ساده و مستقیم پیام بازاریابی و ۲. بازآفرینی تبلیغات. تا حد ممکن سعی کنید تبلیغات اینترنتی واضح و ساده باشند. شخص در کمتر از ۳ ثانیه باید بتواند کار شما دقیقا چیست. کافی نیست تشخیص بدهد شما وکیل هستید، بلکه باید بداند دقیقا در چه موردی می‌توانید به او کمک کنید.

نکته دومی که باید به آن توجه کنید بازآفرینی تبلیغات است. منظور از بازآفرینی آن است که همان مطلب را با روش و ادبیات دیگری بیان کنید. مثلا فرض کنید یک فایل PDF ساختید که درباره خدمات طراحی سایت توضیح می‌دهید.

سعی کنید با فرمت‌های دیگری مثل ویدیو و صوت مطالب مکملی تهیه کنید. هدف آن است که اگر مخاطب از PDF شما برداشت نکرده کارتان دقیقا چیست و چه مزیتی دارد، حداقل از فایل صوتی یا ویدیو این برداشت را انجام دهد. به‌خصوص اگر دنبال‌ بازارهای جدیدی هستید که اطلاع کمی از زمینه فعالیت شما دارند این موضوع مهم‌تر می‌شود. مثلا برای اغلب افرادی که هیچ سر‌و‌کاری با کسب‌و‌کار و سرمایه‌گذاری ندارند واژه‌های کارآفرینی، سرمایه‌گذاری، بورس، سهام و … تفاوت چندانی ندارند. حال اینکه شما تخصصتان فقط یکی از این موارد است و باید این موضوع را با بازآفرینی تبلیغات به مخاطبان نشان دهید.

۴. تلگرام

با توجه به رایج‌تر شدن استفاده از تلگرام، باید در بازاریابی اینترنتی از این رسانه بهتر و مفیدتر استفاده کرد. بسیاری از کسب‌و‌کارهای کوچک، گروه‌های تلگرامی درست می‌کنند تا مشتریان امکان تبادل‌نظر با یکدیگر را داشته باشند. همچنین استفاده از کانال‌های تلگرام باعث می‌شود، هزینه‌های اطلاع‌رسانی به مخاطبان و مشتریان تقریبا به صفر برسد. اگر هنوز برای کسب‌و‌کارتان کانال ندارید، هرچه زودتر دست‌به‌کار شوید و کانالتان را راه‌اندازی کنید. امکان بسیار جالب و جذاب دیگر روبات‌های تلگرام هستند که تقریبا می‌توانند مانند یک منشی یا پاسخگوی خودکار به مخاطبان کمک کنند.

مثلا مخاطب می‌تواند با مراجعه به صفحه روبات تلگرام با منویی مواجه شود و با زدن دکمه ۱ لیست محصولات، دکمه ۲ قیمت محصولات و … را ببیند. درواقع شما یک پاسخگوی تلگرامی خودکار طراحی می‌کنید که با توجه به سوال مخاطب می‌تواند به‌صورت خودکار جواب ارسال کند. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه و روش ساختن روبات می‌توانید در گوگل جستجو کنید. مقالات فارسی زیادی وجود دارند که روش ساخت روبات تلگرام را آموزش می‌دهند.

۵. استفاده از Gamification

روز به روز خرید از اینترنت به یک تفریح تبدیل می‌شود. دیگر فقط کافی نیست فرایند خرید سایت خوب و درست کار کند. خرید از سایت شما باید به کاری ساده و لذت‌بخش تبدیل شود. خیلی خوب است که با علمی به نام گیمیفیکیشن (Gamification) بیشتر آشنا شوید و از ایده‌های آن در سایتتان استفاده کنید. نمونه‌های کوچکی از آن را در سایت‌هایی مانند دیجی‌کالا مشاهده می‌کنید. مثلا دکمه که رویش نوشته شده: فروش ویژه روز. ولی دقیقا توضیح داده نشده که چه چیز فروخته می‌شود و با چه قیمتی. بازدیدکننده از روی کنجکاوی بر آن دکمه کلیک می‌کند تا ببیند موضوع چیست. تعریف سیستم‌های امتیازدهی به بازدیدکنندگان سایت می‌تواند بسیار اثرگذار باشد. بازدیدکننده با هر فعالیت یا خرید در سایت امتیازهایی دریافت می‌کند و این امتیازها قابل تبدیل به پول هستند تا توسط آن بتوان از سایت خرید کرد.

عادتهایی که افراد موفق هر روز انجام میدهند

عادتهایی که افراد موفق هر روز انجام میدهند

ممکن است که عبوس بودن و اخم در نظر شما یا مخاطبیین جذاب به نظر آید، اما شاد بودن نه تنها برای رفاه عاطفی شما ضروریست، بلکه با شاد زندگی کردن می توانید انسان موفق تری نیز باشید. در این مطلب شما را با 11 عادت افراد بسیار خوشحال که هر روز انجام میدهند آشنا می کنیم. با ما همراه باشید.

1. آنها به خودشان و هرکس دیگری در زندگیشان احترام میگذارند

مردم خوشحال بهتر میدانند که چگونه با دیگران رفتار کنند، زیرا آنها میدانند که دوست دارند چگونه با آنها رفتار شود. توجه بیشتر کردن به چگونگی رفتار با دیگران در زندگی، برای شما موفقیت به همراه خواهد داشت.

2. آنها به خودشان باور دارند

هیچکس به آنچه که میخواهد نمیرسد مگر آنکه به ظرفیت خود برای رسیدن به همه چیز و هر رویایی باور داشته باشند.

3. آنها برای چیزهایی که دارند سپاسگزارند

حس سپاسگزاری و شکر برای داشتن هر چه که دارید، هر چند کوچک حس منفی نگری را از انسان دور میکند و این شما را به آدم شادتری تبدیل خواهد کرد.

4. بهترین دوست های آنها نیز افراد خوشحالی هستند

ساده ترین راه برای جذب عادت های پسندیده این است که افرادی را با این خصوصیات اخلاقی در کنار خود داشته باشید.

5. آنها خیلی کمتر از همسالان خود تلویزیون تماشا میکنند

هنگامی که شما تلویزیون تماشا میکنید، از قید زندگی واقعی خود رها می شود و این مانعی می شود برای برقراری ارتباط با همه آن چیزی که در زندگی روزانه شما اتفاق می افتد. از زندگی واقعیتان لذت ببرید و از صفحه نمایش تلویزیون دوری کنید.

6. آنها آدم کار نیمه نیستند

مردم خوشحال درک میکنند که بزرگترین موفقیت ها از یک کار بزرگ همه جانبه بدست میاید. آنها مطمئن هستند که در تمام جنبه های زندگی خود این رویه را پیش گیرند.

7. آنها در حفظ روابط شخصی معنادار  خود تلاش میکنند

هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که اطراف انسان را آدم های زیبا و به همان اندازه الهام بخش احاطه کرده باشد. اینگونه دوستی ها شما را در زمان فشار عاقل نگه میدارد.

8. آنها روال مختلفی برای تغییر دادن چیزها دارند

وقتی چیزی کار نمیکند، تنها افراد دیوانه به همان کار ادامه میدهند و انتظار نتیجه ای متفاوت دارند. تلاش برای چیزهای جدید آسانترین راه برای دیدن یک راه حل جدید برای رفع یک مشکل قدیمی است.

9. آنها در رها کردن چیزهای بی ارزش بسیار خوب عمل میکنند

رها کردن یک مهارت است. مهم نیست که چقدر این کار سخت است، تمرین بهترین راه حل برای رفع اثرات منفی این مشکل است.

10. آنها بسیار آمرزنده و مقاوم هستند

فرد بهتری بودن همیشه آسان نیست، اما معمولا به شما احساس سبکی بیشتری نسبت به همتایان ناخوشحال خود خواهید داشت.

11. آنها برای آنکه توسط دیگران دوست داشته شوند تلاش نمیکنند و به آن نیاز ندارند

دوست داشتنی بودن به صورت ظاهری، یک مانع برای لذت بردن واقعی از زندگی و در نتیجه شاد بودن است. افراد موفقی که به معنای واقعی شاد هستند، این موضوع را درک میکنند.

هوش هیجانی مهمتر است یا ضریب هوشی

هوش هیجانی مهمتر است یا ضریب هوشی

«فلانی ضریب هوشیش از انیشتین هم بالاتره» یا «ضریب هوشی فلانی در حد یه جلبکه»، حتما شما هم از این جملات استفاده می‌کنید. اگر از ضریب هوشی یا همان IQ خودمان در جملات قصار مثبت یا منفی‌تان، استفاده می‌کنید و آن را به عنوان تنها نماد موفقیت و توانمندی خارق‌العاده‌ی برخی از افراد می‌دانید، از موضوع مهم دیگری غافل هستید. بله، شما از «هوش هیجانی» غافل شده‌اید. در سال ۱۹۹۶، دنیل گلمن (Daniel Goleman)، برای اولین بار در کتابی به نام «هوش هیجانی» به اهمیت بالای این موضوع پرداخت. بسیاری از روان‌شناسان نیز معتقدند که ضریب هوشی به تنهایی تمام توانایی‌ها و ظرفیت هوشی انسان را بازگو نمی‌کند. در عوض هوش هیجانی و توانایی بروز احساسات نقش بسیار مهم‌تری در موفقیت‌های زندگی دارد.

تفاوت ضریب هوشی و هوش هیجانی چیست؟

برای بیان تفاوت میان ضریب هوشی و هوش هیجانی باید قبل از هر چیز به تعریف این دو بپردازیم. ضریب هوشی، نمره‌ای است که از یک آزمون استاندارد و مشخص هوشی کسب می‌شود و با تقسیم سن عقلی هر فرد بر سن تقویمی او و سپس ضرب کردن این مقدار در عدد ۱۰۰، حساب می‌شود. پس فردی با سن عقلی ۱۵ و سن تقویمی ۱۰، ضریب هوشی ۱۵۰ را خواهد داشت. برای احتساب ضریب هوشی، معمولا نمره هر فرد با سایر هم‌سالانش نیز مقایسه می‌شود. اما هوش هیجانی چیست؟ هوش هیجانی اندازه‌گیری واکنش‌های احساسی هر فرد است.

یعنی توان فرد در درک، کنترل، ارزیابی و ابراز احساساتش. محققانی چون جان می‌یر (John Mayer) و پیتر سالووی (Peter Salovey) نیز مانند دنیل گلمن، نقش برجسته‌ای در شفاف‌سازی و معرفی هوش‌ هیجانی داشته‌اند. هوش هیجانی کاربرد گسترده‌ای در تمام علوم‌ و‌ فنون دارد و به کمک همه‌ی افراد می‌آید. از رهبران کسب‌و‌کار تا مدیران حوزه‌های مختلف و سایر افراد. در دهه‌ی ۹۰ میلادی، هوش‌ هیجانی هنوز مبحثی مبهم و ناشناخته به شمار می‌رفت و رد‌پای آن تنها در مجلات علمی و آموزشی دیده می‌شد. اما امروز حتی در فروشگاه‌های اسباب بازی، با کالاهایی مواجه هستید که قادرند به افزایش هوش هیجانی کودک دلبند‌تان کمک کنند یا برنامه‌های آموزشی مختلفی تحت عنوان برنامه‌های تقویت مهارت‌های احساسی-اجتماعی (SEL) موجود است که مهارت‌های هوش هیجانی را تقویت می‌کنند. در برخی از مدارس ایالات متحده امریکا، تعلیمات احساسی-اجتماعی، یکی از مباحث اصلی آموزشی است.

ضریب هوشی مهم‌تر است یا هوش هیجانی

در گذشته ضریب هوشی به عنوان کلید اصلی موفقیت شناخته می‌شد و احتمال موفقیت افراد با ضریب هوشی بالا، بسیار زیادتر از سایرین برآورد می‌شد. دانشمندان سعی می‌کردند ارتباط میان میزان ضریب هوشی با ژنتیک و محیط را پیدا کنند. با این وجود تعدادی از دانشمندان منتقد شروع به تحقیق در زمینه‌ای جدید کردند. آنها عقیده داشتند که ضریب هوشی بالا لزوما ضمانتی برای موفقیت نیست و همه‌ی ابعاد شخصیتی یک فرد را پوشش نمی‌دهد.

البته شکی در این نیست که برای موفقیت، درآمد بیشتر و حتی سلامت بهتر، ضریب هوشی مناسبی لازم است، اما این نوع از هوش به هیچ وجه کافی نیست. برای مراودات روزانه، تعامل با دیگران و ابراز واکنش‌های احساسی به موقع، نیاز به نوعی دیگر از هوش است. هوش هیجانی در این مواقع به کمک شما می‌آید و هرچه مهارت و توانایی شما در موارد مرتبط با آن بیشتر باشد، موفق‌تر خواهید بود. مثلا در دنیای کسب‌وکار، هوش هیجانی تأثیرات فوق‌العاده مهمی از خود بر جای می‌گذارد. امروز، شرکت‌های بزرگ برای استخدام نیرو‌های خود از آزمون‌های هوش هیجانی بهره می‌برند. تحقیقات نشان می‌دهند، افرادی که ظرفیت بالقوه‌ی رهبری دارند، از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند.

شاید این سؤال به ذهن‌تان رسیده است که آیا می‌توان هوش‌ هیجانی را تقویت کرد یا آن را آموخت؟ طبق پژوهش‌های آماری که به بررسی برنامه‌های آموزشی احساسی و اجتماعی پرداخته‌اند، محققان دریافته‌اند که پاسخ به سؤال شما مثبت است. تقریبا ۵۰ درصد از کودکانی که در برنامه‌های (SEL) یا برنامه‌های تقویت هوش اجتماعی و احساسی شرکت می‌کنند، وضعیت تحصیلی و معدل بهتری دارند. این برنامه‌ها میزان توجه و عملکرد عمومی و انضباط دانش‌آموزان را تغییر می‌دهد.

نکات قابل توجه

شرکتی فعال در زمینه‌ی بیمه، دریافته است آن دسته از کارشناسان فروش که در رقابت‌های مرتبط با احساسات و کنترل آن مانند اعتماد به نفس، خلاقیت و همدلی با دیگران، مشکل داشتند، فروشی تقریبا معادل ۵۴۰۰۰ دلار کسب کردند. زیاد بد به نظر نمی‌رسد اما واقعیت این است که کارشناسان فروش با هوش‌ هیجانی بالاتر، فروشی بالغ بر ۱۱۴۰۰۰ دلار داشته‌اند که اصلا با رقم قبلی قابل قیاس نیست.

بر اساس تحقیقاتی در دانشگاه کارنگی (Carnegie)، بیش از ۸۵ درصد موفقیت هر فرد وابسته به هوش‌ هیجانی وی و مهارت‌های او در زمینه‌ی «مهندسی‌ انسانی» است. مهندسی انسانی، به معنای نوع شخصیت و توانایی ارتباط برقرار کردن با دیگران، توان مذاکره و رهبری است. برخلاف تصور عموم توانایی فنی و ضریب هوشی تنها ۱۵ درصد در موفقیت نقش دارد. دنیل کانمن (Daniel Kahneman)، برنده جایزه نوبل معتقد است افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند و می‌توانند اعتماد سایرین را بهتر جلب کنند، در فروش و کسب‌وکار موفق‌ترند؛ حتی اگر محصول یا خدمات‌شان در مقایسه با دیگران کیفیت کمتری داشته باشد.

ضریب هوشی به تنهایی کافی نیست. تلفیق آن با هوش‌ هیجانی می‌تواند شما را موفق‌تر و قوی‌تر کند. در واقع، روان‌شناسان می‌گویند سهم ضریب‌ هوشی در موفقیت ۱۰ درصد یا در بهترین حالت ۲۵ درصد است و مابقی اختصاص به هوش‌ هیجانی دارد.

در دنیای امروز با پیشرفت و توسعه‌ی علوم مختلف به ویژه روان‌شناسی، برای حکم دادن و قضاوت کردن درباره‌ی هوش انسان‌ها نیاز به تعمق و تفکر بیشتر داریم. باید کلیشه‌های رایج در زمینه‌ی هوش را کنار گذاشت. اهمیت صرف به علومی که مرتبط با ریاضیات هستند و فراموش کردن جنبه‌های متنوع روح و روان انسان‌ها بسیار نادرست است.

باید پذیرفت که هوش‌ هیجانی خیلی مهم و در برخی موارد حتی مهم‌تر از ضریب‌ هوشی در موفقیت و کامیابی است. پس این بار که خواستید در مدح یا ذم کسی از عبارات معروف ابتدای متن استفاده کنید، حتما هوش‌ هیجانی را هم لحاظ بفرمایید. مثلا به جای اینکه بگویید «فلانی آی‌کیوش در حد تیم ملیه» می‌توانید بگویید «بابا ای‌کیوت هم که مثه آی‌کیوت ترکونده». شاید کمی سخت به نظر می‌رسد، اما نگران نباشید عادت می‌کنید!

چگونه می توان یک محصول جدید را روانه بازار کرد؟

چگونه می توان یک محصول جدید را روانه بازار کرد؟

همیشه این جمله را می‌شنویم که: “سال‌های سال را برای کار کردن بر روی اختراعی وقت صرف کرده‌ام که در این بازار جریان بازی را تغییر می‌دهد – محصولی آن‌چنان بی‌عیب و نقص که در یک صنعت نیازمند به تغییر به‌شدت نیاز به آن احساس می‌شد.

اما مشکل اینجاست: شما هنوز در این صنعت و این بازار قرار نگرفته‌اید. شما در حال روانه کردن یک محصول کاملاً جدید به بازار هستید، پس بهتر است قبل از هر چیز موج‌هایی را به راه بیندازید. بهتر است فریاد بکشید، و بهتر است از ایجاد اندکی عدم آسایش و ناامنی برای برخی ترس به خود راه ندهید.

درحالی‌که فرایندهای پشتیبانی تولید، توزیع و بازاریابی همه و همه برای معرفی موفق یک محصول جدید به بازار از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، تمایز برند از دیگران مهم‌ترین عامل و معیاری است که موجب شکل گرفتن موفقیت برای برندهای چالش گر می‌شود. یک ابداع و اختراع که موجب ایجاد تغییر در بازار و الگوهای حاکم در آن می‌شود، اگر کسی پیش از معرفی در مورد آن حرفی نزند، در بازار هیچ معنایی ندارد و درواقع محصول هیچ‌وقت نور و روشنایی و موفقیتی که مستحق آن در بازار هست را نمی‌بیند و فقط و فقط در اداره ثبت اختراع باقی‌مانده و خاک می‌خورد.

البته نکته مهم این است که این مسئله بسیار بیشتر ازآنچه تصور کنید، اتفاق می‌افتد. محصولاتی که اتفاقات و موفقیت‌های مهمی در انتظار آن‌هاست عموماً به‌صورت طرحی ساده و اولیه به بازار معرفی می‌شوند، که به‌مراتب بهتر از معرفی به‌صورت تکمیل‌شده به بازاری است که از ایده‌ها و محصولات مختلف اشباع‌شده و این موضوع باعث می‌شود که مخاطبین و مشتریان فعلی بازار دیگر به این محصول جدید و البته تکمیل‌شده توجهی نکنند.

اما این مسئله به چه معناست: برند محصول جدید شما باید جهت جلب‌توجه مخاطب و مشتری باید چیزی متفاوت و جدید باشد، تیز و برنده باشد تا این‌گونه بهتر به چشم آمده و توجه مخاطبین را به خود جلب کند. برند باید کاملاً متفاوت از محصولی باشد که در حال معرفی آن به بازار است.

اما مشکل این حالت چیست: در این حالت شرکت مادر و دارنده برند اصلی، تیم همکاران و سرمایه‌گذاران ممکن است از متفاوت بودن برند به‌نوعی احساس تهدید و ناامنی بکنند.

در ادامه سه ذهنیت مختلف را معرفی می‌کنم که موجب نابودی تمایز شده و باید پیش از معرفی و روانه شدن محصول به بازار مورد رسیدگی و توجه جدی قرار بگیرد. پس در طی بررسی و جلسات خود با اعضای تیم همکاران متوجه باشید که هیچ‌یک از این ذهنیت‌ها را پیش از معرفی محصول مشاهده نکنید.

“ما در حال از دست دادن مخاطبین مهم خودمان هستیم.”

نه، اصلاً این‌چنین نیست. شما احتمالاً این محصول جدید را به این منظور ساخته‌اید که مشکل و مسئله‌ای را حل و رفع کند یا یک تجربه جدید و منحصربه‌فرد را برای گروه خاصی از مصرف‌کنندگان نهایی فراهم آورد. پس برند معرفی کننده محصول را با توجه به ارتباط بیشتر و بهتر با مشتریان احتمالی و مخاطبین ویژگی‌های این محصول انتخاب کنید و آن را هماهنگ با انگیزاننده‌هایی قرار دهید که بیش از هر چیز موجب تأثیرگذاری بر روی این گروه از مخاطبین است. انتخاب یک برند مطرح‌تر تنها به دلیل مخاطبین بیشتر به‌ندرت موجب اثربخشی شده و فقط و فقط شانس دیده شدن محصول توسط مخاطبینی که از احتمال بیشتر برای خریدن محصول برخوردار هستند را کاهش می‌دهد.

اگر با برند جدید فلان فرد/برند را عصبانی کرده یا از خود برنجانیم، چه می‌شود؟

خیلی هم خوب است. ایجاد تمایز نیازمند این است که در برابر یک جریان فکری موجود و باثبات و پرفروش در بازار و صنعت قرار بگیرید. همیشه چیزهای جدید و به‌طور کل تغییر موجب ایجاد ناامنی و ناراحتی در عده‌ای می‌شود. در این مورد نباید نگرانی داشته باشید، اگر دلیلی که در پشت ارائه محصول شما به بازار موجود است، با تحقیق و بررسی کامل انتخاب‌شده باشد، پس از مدتی بازار به آن روی خوش‌نشان داده و دیگران هم به پیروی از گروه‌های اول به سمت محصول جذب می‌شوند.

محصول ما از فلان محصول موجود در بازار است و ما باید به همه دلیل این برتری را بگوییم.

نه نیازی به این کار نیست. شما باید به مخاطب خود بگویید که چرا محصول شما نسبت به چیزی که در حال حاضر از آن استفاده می‌کنند، متفاوت است؛ چراکه در غیر این صورت در بازار دیده نمی‌شوید. بر ویژگی‌ها و عملکرد و کاربرد محصول تمرکز نکنید و تنها بالاترین و بهترین مزیت ارائه‌شده توسط محصول خودتان را اطلاع‌رسانی کنید. تفاوت موجب شکستن و کنار زدن بی‌تفاوتی مصرف‌کننده می‌شود. تفاوت بیشتر در رسانه‌ها بازتاب پیدا می‌کند. تفاوت موجب می‌شود تا در مورد شما صحبت کنند.

کارهایی که اعتماد به نفس شما را بیشتر می کند

کارهایی که اعتماد به نفس شما را بیشتر می کند

هر کس در این دنیای پهناور استعداد هایی دارد اما به دلیل عدم اعتماد به نفس خود را دست کم گرفته و آنها را باور ندارد. در مقابل افراد موفقی هستند که کارشان را از یک ایده ی ساده شروع کرده و به درجات بالایی از موفقیت رسیده اند. عامل مشترکی که میان این کارآفرینان وجود دارد اعتماد به نفس بالای آنهاست. خوشبختانه راه هایی برای بالا بردن این ویژگی وجود دارد که در زیر به آنها اشاره می شود:

1. نهادینه کردن رفتار خوب

جملاتی مانند «من نمی توانم» یا «مطمئنا شکست می خورم» یا «هیچ کس دوست ندارد به حرف های من گوش دهد» ناشی از فکر منفی ذهن شماست. این صدای درون اصلا به شما کمکی نخواهد کرد و مانع از رسیدن به رویاهای تان می شود.

افکار منفی را به مثبت تغییر دهید

برای این کار باید فکرهای مثبت را به ذهن راه دهید. می توانید از جملاتی مانند «من این کار را امتحان می کنم»، «در کارم موفق می شوم» یا «مردم به حرف های من گوش خواهند داد» استفاده و هر روزتان را با القای حرف های مثبت شروع کنید.

به هنگام هم زمانی خطور افکار مثبت و منفی، به مثبت ها توجه کنید

فضای بیشتری از مغزتان را به افکار مثبت اختصاص دهید. هر چه بیشتر افکار مثبت را به ذهن خود راه داده و از منفی بافی دوری کنید، زودتر این عادت برای ذهن شما ایجاد می شود.

با افراد مثبت اندیش معاشرت کنید

از میان دوستان یا اعضای خانواده با کسانی بیشتر معاشرت کنید که حال تان را بهتر می کنند. در این مورد به این نکات توجه بیشتری کنید:

از دوستانی که مدام شما را به نقد کشیده یا نقاط ضعف تان را برجسته می کنند، اجتناب کنید.
حتی نیت مثبت برخی افراد که مدام به شما می گویند چه باید بکنید، به اعتماد به نفس تان ضربه می زنند.
هر چه قدم های بیشتری در مسیر رسیدن به اهداف تان بردارید، افراد منفی باف بیشتر به شما موج منفی می دهند. برای بالا بردن اعتماد به نفس رابطه ی خود را با این افراد کم کنید.

از چیزهایی که حس بدی به شما می دهند دوری کنید

از دیدن اشیا یا رفتن به مکان هایی که شما را به یاد خاطرات بد گذشته می اندازند، اجتناب کنید. برای مثال لباس هایی که دیگر اندازه ی شما نیستند را در کمد نگه ندارید. به افراد بدی که پیرامون خود دارید یا شغلی که دیگر به آن علاقمند نیستید فکر کنید و در صورت امکان تغییرات لازم را بدهید.

استعداد یابی کنید

هر کسی استعدادهایی دارد. ببینید چه کاری را بهتر از دیگر کارها انجام می دهید. با غرور به آن کار ادامه دهید. به دنبال آنچه که علاقه دارید بروید: هنر، نقاشی، نویسندگی، گویندگی و … می توانند مثال هایی از آن باشند.

هر چه استعداد و هنر بیشتری داشته باشید با آدم های جدید و متنوع تری ارتباط پیدا می کنید.
اگر در زمینه ی علاقه ی خود کار کنید، هم از نظر روحی-جسمی به خود لطف کرده اید هم حس کارآمدی که به شما می دهد در بالا بردن اعتماد به نفس تان اثر می گذارد.

به خود افتخار کنید

از یک سو باید به استعداد های خود افتخار کنید و از سوی دیگر خودسازی کنید. شاید متوجه خیلی از مهارت های خود نباشد از این رو پیشنهاد دیجیاتو به شما این است که کارهایی که به خوبی انجام می دهید را روی کاغذ بنویسید. مثلا مهربانی کردن، خوب گوش دادن، مدیریت بحران و … نمونه هایی از مهارت های افراد هستند.

تعاریف دیگران را با گشاده رویی بپذیرید

کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند از تعاریف خوش شان نمی آید. آنها فکر می کنند گوینده یا دروغگو است یا اشتباه می کند. در مقابل کسانی نیز وجود دارند که به خاطر غرور منفی، به هنگام شنیدن تعرف خوبی شان، با سردی رفتار می کنند. بهترین رفتاری که در اعتماد به نفس شما اثر گذار است بدین صورت است:

تعریف را با تمام وجود بپذیرید، لبخند زده و به خوبی تشکر کنید.
تعریف یاد شده را به لیست خوبی های تان اضافه و از آن برای بالا بردن اعتماد به نفس تان استفاده کنید.

در آیینه به خود لبخند بزنید

تحقیقاتی در مورد «تئوری بازخورد صورت» انجام شده که در آن اثرات مثبتی که فرد با لبخند زدن در آینه در مغز ایجاد می کند، به وضوح آمده است. هر روز در آیینه به خود نگاه کنید و لبخند بزنید تا شادتر از قبل شوید. خود را همان طوری که هستید بپذیرید و بدانید با این کار اعتماد به نفس تان بیشتر از همیشه می شود.

همیشه با لبخند به دیگران بنگرید، چرا که آنها نیز با لبخند جواب شما را خواهند داد و این به اعتماد به نفس شما بیشتر کمک می کند.

2. کنترل احساسات

برخی فکر می کنند افراد با اعتماد به نفس اصلا نمی ترسند. اشتباه است. زیرا ترس معقول نشان دهنده ی رشد فکری است. صحبت کردن در عموم، آشنا شدن با غریبه ها یا درخواست افزایش حقوق می توانند مثال هایی از ترس باشند.

روبه رو شدن با ترس، اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد.
کودکی که به تازگی راه رفتن یاد گرفته را در نظر بگیرید، ابتدا با ترس راه می رود زیرا موانع و مشکلات زیادی در راه دارد، اما به محض اینکه کنترل را به دست می گیرد، لبخندی بر لبانش می نشیند. مانند شما، ترس تان را پشت سر بگذارید و به موفقیت دست پیدا کنید.

صبور باشید

هیچ کس در یک شبانه روز با اعتماد به نفس نمی شود. ممکن است به ترس غلبه کنید اما به هدف تان نرسید، اشکالی ندارد. حتما از اشتباهات تان درس بگیرید و بار دوم آنها را تکرار نکنید. برای مثال زمانی که به درخواست افزایش حقوق تان جواب رد داده می شود برگردید و به گذشته نگاه کنید، آیا کاری بوده که به اشتباه انجام داده باشید؟

متعادل باشید

اعتماد به نفس پایین از رسیدن شما به اهداف تان جلوگیری می کند اما نباید رویایی فکر کرده و زمان نامعقولی برای رسیدن به اهداف تان تعیین کنید.

خود را با دیگران مقایسه نکنید

برای بالا بردن اعتماد به نفس باید تلاش کنید بهترین زندگی را برای خود بسازید نه اینکه زندگی برادر بزرگ تر، ورزشکاران یا هنرندانی که در تلویزیون می بینید را کپی کنید. زیرا دست بالای دست بسیار است و همیشه افرادی پیدا می شوند که در زمینه هایی از شما بهتر باشند.

متاسفانه رسانه های اجتماعی باعث شده اند مردم خود را با دیگران مقایسه کنند و از آنجایی که آنها تنها لحظات خوب خود را به معرض می گذارند، ممکن است باعث سرخوردگی دیگران شود.

از اشتباهات تان درس بگیرید

هیچ کس عالی نیست. حتی بهترین افراد نیز عیب هایی دارند. مهم این است که بدانید چه اشتباهی کرده اید و چرا؟ آیا به دلیل وجود کسی بوده که همراهی تان کرده یا نصیحت مناسبی دریافت نکردید و…؟

شاید در رابطه ای شکست خورده یا از کار اخراج شده باشید، مهم این است که از آن درس گرفته و دیگر اشتباه تان را تکرار نکنید.

قرار نیست همه چیز عالی باشد

این حقیقت است و اگر آن را قبول نکنید و بخواهید همه چیز به بهترین شکل ممکن انجام شود، هرگز از موقعیت خود راضی نخواهید بود و هیچ وقت شاد نخواهید بود، متعاقبا اعتماد به نفس تان نیز پایین می آید.

شکرگذار باشید

اغلب ریشه ی اعتماد به نفس پایین، فکر کردن به نداشته هاست. لیستی از داشته های تان بنویسید و هر روز یک مورد را به آن اضافه کنید. نهایتا روزانه برای آنها شکرگزار باشید. این داشته ها می تواند از دارایی و دوستان گرفته تا سلامتی و یک حس خوب باشد.

3. مراقبت از سلامتی

مرتب به حمام بروید، مسواک بزنید، نخ دندان بکشید و غذاهای خوشمزه ی سالم بخورید. همچنین برای خود وقت بگذارید.

با رسیدگی به خودتان به ارزشمندی خود پی برده و به این شکل اعتماد به نفس تان بالا می رود.

به ظاهر تان برسید

حتما نباید مانند برد پیت باشید تا اعتماد به نفس تان بالا باشد بلکه می توانید با حمام کردن، مسواک زدن روزانه و پوشیدن لباس های مناسب، شخصیت تان را به خود و دیگران نشان دهید.

مرتب ورزش کنید

ورزش برای هر کسی فرق می کند. با توجه به شرایط بدنی و سنی ورزش مناسب خود را انتخاب کنید. مثلا برای یک نفر، قدم زدن و برای دیگری 50 مایل دوچرخه سواری ورزش روزانه محسوب می شود. از هرجایی که می توانید شروع کنید.

تحقیقات زیادی نشان داده اند که ورزش باعث حفظ ظاهر فرد می شود. با ظاهر خوب اعتماد به نفس تان نیز بالا می رود.

خوب بخوابید

7-9 ساعت خواب خوب شبانه در ظاهر و سلامتی روحی شما اثر بسیار مثبتی می گذارد. خواب خوب حتی در مدیریت استرس نیز به شما کمک می کند.

4. هدف گذاری و ریسک پذیری

هدف های کوچک و دست یافتنی برای خود بگذارید

زمانی که اهداف تان دست یافتنی نباشند بعد از مدت کوتاهی سرخورده می شوید و به دنبال آن، اعتماد به نفس تان پایین می آید.

اهداف بزرگ را به هدف های کوچک تر تقسیم کنید.
فرض کنید می خواهید در مسابقات دو ماراتن شرکت کنید. اگر اصلا دونده نیستید، نمی توانید یک روزه 26 مایل بدوید. پس هدف تان را یک مایل در روز قرار دهید سپس به مرور زمان آن را بیشتر کنید.
اگر میز کار به هم ریخته ای دارید، از برداشتن کتاب ها و گذاشتن شان در قفسه ی کتاب ها شروع کنید. سپس کاغذها را روی هم گذاشته تا بعدا به آنها رسیدگی کنید.

کار جدیدی انجام دهید

کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند، از قرار گرفتن در موقعیت های ناآشنا و جدید اجتناب می کنند. زمان آن رسیده که دیگر به خود شک نکنید و کارهای جدید و متفاوتی انجام دهید. اگر نمی توانید دل به دریا بزنید با کسانی همراه شوید که این جرات را دارند. با این کار شما آمادگی بیشتری پیدا می کنید در نتیجه اعتماد به نفس تان بیشتر می شود.

 با برنامه ریزی میزان پیشرفت تان را ارزیابی کنید

برخی از خصوصیات مانند قد و رنگ پوست تان را نمی توانید تغییر دهید اما در مقابل خصوصیاتی مانند خجالتی بودن، بی نظمی و غیره را می توانید. برای این کار باید برنامه ریزی کنید. شاید نهایتا محبوب ترین دانش آموز مدرسه یا منظم ترین فرد نشوید اما با رسیدن به آنچه که خواسته اید اعتماد به نفس تان بالا می رود.

خیلی به خود سخت نگیرید. اگر مایلید عادت های خوب زیادی را در خود بسازد، یکی از آن عادت ها را شروع و بقیه را به دنبال آن ایجاد کنید.

روند پیشرفت تان را یادداشت کنید تا متوجه تغییر ایجاد شده در خود بشوید.

به دیگران کمک کنید

زمانی که با یک تشکر ساده از کسی که برای شما چایی می آورد حس خوبی در او یا با کمک به دیگران تغییری در زندگی آنها ایجاد می کنید، احساس مفید واقع شدن به شما دست می دهد. از این رو اعتماد به نفس تان بالا می رود. سعی کنید کمک کردن را جزء کارهای هفتگی تان قرار دهید. چرا که با این کار به خود ثابت می کنید که چه توانایی هایی دارید.

افراد خانواده یا دوستان در اولویت لیست شما قرار دارند. اگر آنها به کمک نیاز نداشتند به خیریه ها، شیرخوارگاه ها و… بروید.

مثلث طلایی فروش چیست؟

 مثلث طلایی فروش چیست؟

اساس این فرمول بر تجربه‌ی متصدیان ممتاز فروش جهان استوار است. در طول سالیان دراز با هزاران مشتری مصاحبه شده و به شکل خاصی از آن‌ها پرسش به‌عمل‌آمده است که تفکر آن‌ها درباره بهترین فروشندگانی که با آن‌ها تماس گرفته‌اند چیست. آن‌ها به‌طور مرتب و همیشگی در تمام صنایع سرتاسر جهان، در توضیح خود راجع به فروشندگان ممتاز، سه عنوان را ذکر نموده‌اند: به‌عنوان دوست، مشاور و معلم.

دوست

مشتریان، فروشنده را به‌عنوان دوستی تلقی کرده‌اند که واقعا حتی بیشتر از فروش به آن‌ها به‌ عنوان مشتری، دلواپس سلامتی آنان بوده‌اند. هنگامی‌که مشتریانتان شما را به‌ عنوان یک دوست شخصی خودشان تلقی می‌کنند که صرفا برحسب اتفاق روزگار در کار تجاری فروش محصول یا خدمتی است که آن‌ها می‌خواهند خریداری کنند، آن‌ها نیز تا هنگامی‌که شما آن محصول یا خدمت را عرضه می‌کنید نسبت به شما وفادار خواهند بود. در اینصورت تقریبا غیرممکن است که رقیب شما با قیمت یا پیشنهاد بهتر به آن مشتری دست پیدا کند.

چنانچه شکسپیر می‌نویسد هنگامی‌که دوستانتان را امتحان کردید آن‌ها را با «تسمه‌هایی از جنس فولاد» به خود ببندید و گرفتار و اسیر خود کنید. وقتی که با مشتری، طرح دوستی حقیقی بستید یک تعهد غیرقابل قطع از روی وفاداری با او ایجاد می‌کنید که سبب می‌گردد مشتری سال‌های طولانی برای خرید کردن از محصولات و خدمات شما نزد شما بیاید.

مشاور

مشتریان در این فکر بوده‌اند که بهترین فروشنده، یک متخصص قابل‌اعتماد است که هم در زمینه محصول یا خدمتی که خود او می‌فروشد و هم در سایر زمینه‌ها، توصیه‌های خوبی دارد که به آن‌ها کمک می‌کند در زندگی و کارشان بهبود یابند. هنگامی‌که مشتریان، شما را برای خودشان به‌منزله یک مشاور تلقی نمودند، درنهایت به نقطه‌ای می‌رسند که از هیچ جای دیگری به‌جز شما خرید نخواهند کرد.

از کجا می‌توانید بگویید که آیا مشتریان، شما را به‌عنوان یک مشاور قلمداد می‌کنند یا خیر؟ ساده است. هنگامی‌که رقیب‌تان به همراه محصول یا خدمتی مشابه با محصول یا خدمت قابل‌فروش شما به مشتریان می‌رسد مشتری شخصاً با شما تماس خواهد گرفت تا شما درباره محصول فرد رقیب به او توصیه‌های لازم را بنمایید. آن‌ها می‌دانند که شما همیشه حقیقت را خواهید گفت و آن‌ها را راهنمایی خواهید کرد تا بتوانند تصمیم صحیح را اتخاذ کنند. هنگامی‌که مشتری با شما تماس می‌گیرد و درباره رقیبتان از شما درخواست توصیه می‌نماید بدانید که در چنین موقعیتی، چه بر اساس نتایج فروش و چه بر اساس درآمد؛ شما در حال صعود به طرف ۱۰ درصد فروشندگان حرفه‌ای و ممتاز هستید.

معلم

مشتریان، به فروشندگان ممتاز به چشم معلمی می‌نگرند که به آن‌ها یاد می‌دهد چگونه به بهترین شکل ممکن از محصول یا خدمتی که آن‌ها می‌فروشند استفاده ببرند. بهترین فروشندگان حتی بیشتر از این‌ها نیز به زحمت خود می‌افزایند و مشتریان را در مورد زمینه‌های مربوطه و موضوعات جانبی وابسته به انتخاب بهترین‌ها آموزش می‌‌دهند، در فروش مدرن، این کشف بزرگ و حائز اهمیتی است که در مدت‌زمان باقیمانده از حرفه شما بر روی نتایج‌تان اثر خواهد گذاشت.

 مثلث طلایی فروش چیست؟

اساس این فرمول بر تجربه‌ی متصدیان ممتاز فروش جهان استوار است. در طول سالیان دراز با هزاران مشتری مصاحبه شده و به شکل خاصی از آن‌ها پرسش به‌عمل‌آمده است که تفکر آن‌ها درباره بهترین فروشندگانی که با آن‌ها تماس گرفته‌اند چیست. آن‌ها به‌طور مرتب و همیشگی در تمام صنایع سرتاسر جهان، در توضیح خود راجع به فروشندگان ممتاز، سه عنوان را ذکر نموده‌اند: به‌عنوان دوست، مشاور و معلم.

دوست

مشتریان، فروشنده را به‌عنوان دوستی تلقی کرده‌اند که واقعا حتی بیشتر از فروش به آن‌ها به‌ عنوان مشتری، دلواپس سلامتی آنان بوده‌اند. هنگامی‌که مشتریانتان شما را به‌ عنوان یک دوست شخصی خودشان تلقی می‌کنند که صرفا برحسب اتفاق روزگار در کار تجاری فروش محصول یا خدمتی است که آن‌ها می‌خواهند خریداری کنند، آن‌ها نیز تا هنگامی‌که شما آن محصول یا خدمت را عرضه می‌کنید نسبت به شما وفادار خواهند بود. در اینصورت تقریبا غیرممکن است که رقیب شما با قیمت یا پیشنهاد بهتر به آن مشتری دست پیدا کند.

چنانچه شکسپیر می‌نویسد هنگامی‌که دوستانتان را امتحان کردید آن‌ها را با «تسمه‌هایی از جنس فولاد» به خود ببندید و گرفتار و اسیر خود کنید. وقتی که با مشتری، طرح دوستی حقیقی بستید یک تعهد غیرقابل قطع از روی وفاداری با او ایجاد می‌کنید که سبب می‌گردد مشتری سال‌های طولانی برای خرید کردن از محصولات و خدمات شما نزد شما بیاید.

مشاور

مشتریان در این فکر بوده‌اند که بهترین فروشنده، یک متخصص قابل‌اعتماد است که هم در زمینه محصول یا خدمتی که خود او می‌فروشد و هم در سایر زمینه‌ها، توصیه‌های خوبی دارد که به آن‌ها کمک می‌کند در زندگی و کارشان بهبود یابند. هنگامی‌که مشتریان، شما را برای خودشان به‌منزله یک مشاور تلقی نمودند، درنهایت به نقطه‌ای می‌رسند که از هیچ جای دیگری به‌جز شما خرید نخواهند کرد.

از کجا می‌توانید بگویید که آیا مشتریان، شما را به‌عنوان یک مشاور قلمداد می‌کنند یا خیر؟ ساده است. هنگامی‌که رقیب‌تان به همراه محصول یا خدمتی مشابه با محصول یا خدمت قابل‌فروش شما به مشتریان می‌رسد مشتری شخصاً با شما تماس خواهد گرفت تا شما درباره محصول فرد رقیب به او توصیه‌های لازم را بنمایید. آن‌ها می‌دانند که شما همیشه حقیقت را خواهید گفت و آن‌ها را راهنمایی خواهید کرد تا بتوانند تصمیم صحیح را اتخاذ کنند. هنگامی‌که مشتری با شما تماس می‌گیرد و درباره رقیبتان از شما درخواست توصیه می‌نماید بدانید که در چنین موقعیتی، چه بر اساس نتایج فروش و چه بر اساس درآمد؛ شما در حال صعود به طرف ۱۰ درصد فروشندگان حرفه‌ای و ممتاز هستید.

معلم

مشتریان، به فروشندگان ممتاز به چشم معلمی می‌نگرند که به آن‌ها یاد می‌دهد چگونه به بهترین شکل ممکن از محصول یا خدمتی که آن‌ها می‌فروشند استفاده ببرند. بهترین فروشندگان حتی بیشتر از این‌ها نیز به زحمت خود می‌افزایند و مشتریان را در مورد زمینه‌های مربوطه و موضوعات جانبی وابسته به انتخاب بهترین‌ها آموزش می‌‌دهند، در فروش مدرن، این کشف بزرگ و حائز اهمیتی است که در مدت‌زمان باقیمانده از حرفه شما بر روی نتایج‌تان اثر خواهد گذاشت.

کارهایی که بعد از خوردن غذا نباید انجام داد

کارهایی که بعد از خوردن غذا نباید انجام داد

بسیاری از مردم در سراسر جهان عادت دارند که بلافاصله پس از صرف وعده غذایی ناهار یا شام دراز کشیده و مشغول تماشای تلویزیون شوند. اما این عادتی ناسالم محسوب می شود.

بسیاری از مردم در سراسر جهان عادت دارند که بلافاصله پس از صرف وعده غذایی ناهار یا شام دراز کشیده و مشغول تماشای تلویزیون شوند. اما این عادتی ناسالم محسوب می شود و می تواند سلامت ما را تحت تاثیر قرار دهد.

پس از خوردن غذا این کارها را انجام ندهید

بی تحرکی و لم دادن پس از صرف غذا تنها عادت بدی نیست که مردم دارند و در ادامه با چند کاری که نباید پس از غذا خوردن انجام دهید، بیشتر آشنا می شویم.

سیگار کشیدن

اگرچه مردم از مضرات سیگار کشیدن برای سلامت کلی خود آگاه هستند، اما همچنان این کار را ادامه می دهند و حتی آن را پس از صرف یک وعده غذایی انجام می دهند. اگر قادر به ترک سیگار نیستید، بهتر است پس از غذا خوردن چند ساعت صبر کنید و سپس سیگار بکشید زیرا نیکوتین موجود در آن با اکسیژن اضافی مورد نیاز برای گوارش پیوند تشکیل می دهد و از این رو، بدن مواد سرطان‌زای بیشتری را نسبت به حالت عادی جذب می کند. چندین مطالعه نشان داده اند که سیگار کشیدن پس از یک وعده غذایی می تواند معادل کشیدن ۱۰ نخ سیگار به طور همزمان باشد. افزون بر این، این کار خطر ابتلا به سرطان های روده و ریه را افزایش می دهد.

میوه خوردن

اگر قصد دارید میوه بخورید بهترین زمان برای انجام این کار پیش از یک وعده غذایی و با معده خالی است زیرا گوارش میوه به آنزیم های متفاوتی نیاز دارد و قندهای ساده موجود در میوه به زمان بیشتری برای جذب کامل نیاز دارند. افزون بر این، هنگامی که معده خالی است، شما از تمام مواد مغذی، فیبر و قندهای ساده موجود در میوه بهره خواهید برد. در مقابل، مصرف میوه در زمانی نزدیک به یک وعده غذایی یا پس از آن می تواند به آروغ زدن، سوزش سر دل، سوء هاضمه و بسیاری ناراحتی های دیگر منجر شود.

خوابیدن

اگر بلافاصله پس از یک وعده غذایی به خواب بروید، احتمال تجربه نفخ، ناراحتی و الگوهای خواب عجیب نیز افزایش می یابد زیرا سوزش معده در طول شب را به همراه دارد. نتایج یک مطالعه نشان داد افرادی که پس از صرف غذا مدت زمان بیشتری پیش از به خواب رفتن صبر می کنند، احتمال کمتری دارد سکته مغزی را تجربه کنند. بر همین اساس، چند ساعت پیش از خواب نباید غذای سنگین بخورید.

دوش گرفتن

هرگز بلافاصله پس از صرف یک وعده غذایی دوش نگیرید زیرا جریان خون به سمت دست ها، پاها و بدن افزایش می یابد و از این رو، میزان جریان خون به سمت معده کاهش می یابد. در نتیجه، سیستم گوارش تضعیف و ناکارآمد می شود و این شرایط به درد معده منجر می شود.

چای نوشیدن

بلافاصله پس از صرف یک وعده غذایی چای ننوشید زیرا در جذب آهن اختلال ایجاد می کند. اسید تانیک موجود در چای با پروتئین و آهن پیوند تشکیل می دهد و از جذب موثر آنها توسط بدن جلوگیری می کند. کمبود آهن در بدن انسان می تواند به کم خونی یا آنمی منجر شود و از این رو، درد سینه، سردی دست ها و پاها، شکنندگی ناخن ها، بی اشتهایی، پوست رنگ پریده، خستگی شدید، ضعف و سرگیجه را موجب شود.

داستان هایی از چند برند مشهور که کسی نمی داند

داستان هایی از چند برند مشهور که کسی نمی داند

ما چگونه به وجود آمدیم، ما چه کار کردیم تا به این جا رسیدیم و ما چه نامیده می شویم. برای هر یک از ما این داستان متفاوت است. برخی از آنها خسته کننده است، برخی هم به اندازه کافی جالب هستند تا درباره آنها مطلب نوشته شود. و درباره برخی از مشهورترین برنده های موجود نیز این موضوع صادق است. در این جا به چند اتفاق و حقیقت کمتر شناخته شده درباره بزرگ ترین برندهای جهان می پردازیم:

1. یک آخر هفته خوش یمن در لاس وگاس FedEx را نجات داد

در اوایل دهه 1970، تنها چند سال بعد از شکل گیری شرکت FedEx، این شرکت نوپا در تنگناهای شدید قرار داشت و در یک ماه یک میلیون دلار ضرر کرده بود. در آن وضعیت، به نظر می رسید آنها قادر نیستند تعهدات مالی خود را برآورده کنند. فِرد اسمیت، موسس این شرکت، بدون ترس از این مسئله امیدوار به پرواز به لاس وگاس بود، جایی که او در بازی Blachjac بیست و هفت هزار دلار برنده شده بود. با این پول شرکت نجات پیدا کرد و فرد اسمیت یک داستان استثنایی برای تعریف کردن داشت.

2. وجود خودروهای مسابقه لامبورگینی به افتخار اِنزو فراری است

لامبورگینی در اصل یک شرکت تولیدکننده تراکتور بود. فروچیو لامبورگینی، مالک این شرکت، به اتومبیل های لوکس علاقمند بود به ویژه به فراری ها. در یک بازرسی عادی او پی برد که کلاچ اتومبیل فراری خود شکسته است و کشف کرد که کلاچ استفاده شده در این اتومبیل مشابه با تراکتورهای تولیدی خود است. وقتی او از انزو فراری، موسس شرکت فراری یک کلاچ جایگزین بهتر درخواست کرد، فراری درخواست او را رد کرد و به او گفت که تو یک تولیدکننده تراکتور هستی و هیچ چیز درباره خودروهای مسابقه ای نمی دانی. حدس می زنم ما همگی بدانیم که ماجرا به کجا ختم شد.

3. به دلیل شکست آلمان در جنگ جهانی اول شرکت BMW به یک سازنده اتومبیل تبدیل شد

شرکت BMW در اصل به عنوان یک شرکت سازنده هواپیما شروع به کار کرد. بعد از این که آلمان در جنگ جهانی اول شکست خورد تمام شرکت های تولید کننده هواپیما مجبور شدند تولید خود را متوقف کنند، که یکی از شرایط پیمان صلح ورسای بود. با توجه به این که این شرکت با ورشکستگی مواجه بود به تولید موتورسیکلت روی آورد و بلافاصله بعد از آن در سال 1928 به تولید اتومبیل مبادرت ورزید. لوگوی کنونی آنها به احترام میراث هوانوردی آنها است.

4. بدون تحریم آمریکا کوکا کولا (Coca-Cola) اکنون وجود نداشت

در ابتدا کوکا کولا توسط جان پمبرتون ایجاد شد، یک سرهنگ مجروح از جنگ های داخلی آمریکا که به دنبال جایگزینی برای اعتیاد خود به مورفین بود. او در ابتدا آن را شراب کوکای فرانسوی نامید، که یک نوشیدنی نیرو بخش اعصاب بود. وقتی آتلانتا قانون ممنوعیت نوشیدن آن را در سال 1886 تصویب کرد، پمبرتون مجبور شد تا فرمول آن را دوباره بسازد تا در واقع یک محصول بدون الکل از نوشیدنی نیرو بخش خود تولید کند. او آن را نوشیدنی کوکا کولا نامید، نوشیدنی که ما همگی می شناسیم و دوست داریم.

5. لوگوی مک دونالد (McDonald’s) بر پایه شکل فروشگاه های آن است و نه بر اساس کلمه مک دونالد

لوگوی مک دونالد شاید بعد از کوکا کولا، یکی از شناخته شده ترین آرم های جهان است. حرف “M” برای مک دونالد است و بس. اما واقعیت این است که این لوگو از نام این شرکت الهام گرفته نشده است. معماری مغازه اولیه این شرکت دارای طاق های طلایی در هر طرف بود. صاحب مغازه آن را به این دلیل این گونه ساخته بود تا مردم بتوانند یک فروشگاه مک دونالد را از فاصله دور تشخیص دهند. بنابراین این شرکت در هنگام باز طراحی این لوگو از معماری نمادین این رستوان الهام گرفته است.

6. علامت نایک (Nike) یک تیک نیست

این شرکت که در ابتدا BRS (Blue Ribbon Sports) نامیده می شد، بعداً به نایک، الهه پیروزی بالدار یونانی، تغییر نام داد. نماد معروف ” swoosh ” که تاکنون لوگوی این شرکت بوده است، نشاندهنده بال ها و سرعت است.

7. لوگوی اپل (Apple) به افتخار آلن تورینگ نیست

اگرچه این می توانسته زیرکانه باشد، اما حقیقت چندان شاعرانه نیست. قابل قبول ترین فرضیه این است که میوه محبوب استیو جابز سیب بوده است. به همین دلیل است که اولین کامپیوتر این شرکت به نام سیب مکینتاش محبوب او نامگذاری شد. بله، این اولین لوگوی شرکت اپل بود.

8. UPS توسط دو نوجوان با یک دوچرخه و 100 دلار تاسیس شد

یونایتد پارسل سرویس یا شرکت UPS شروع بسیار حقیرانه ای داشته است. در سال 1907 فردی 19 ساله به نام جیمز کِیسی این شرکت را با یک دوچرخه و 100 دلاری که از دوستش قرض گرفته بود تاسیس کرد. این نوجوان همچنین عنوان مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره این شرکت را نیز بر عهده داشت. اکنون این شرکت بزرگ ترین شرکت پستی دنیا است. این برای یک نوجوان با یک دوچرخه چندان بد نیست.

9. ویرجین (Virgin – دوشیزه) به این دلیل نامیده شد که بنیان گذاران آن واقعاً دوشیزه ها بودند!

در این مورد داستان رایج عمومی واقعاً درست است. این عنوان در یک جلسه ایده پردازی توسط یک فرد پیشنهاد شد. دلیل آن چه بود؟ خوب، به این دلیل که آنها همگی تازه کار بودند و در هنگام شروع تجارت خود دوشیزه بودند.

10. Fanta در آلمان نازی تاسیس شد

در اوج جنگ جهانی دوم آلمان نازی هدف تحریم های تجاری متعددی قرار گرفت. به دلیل نبود مواد خام و عناصر سازنده لازم، ماکس کیت رئیس شعبه کوکا کولای آلمان تصمیم گرفت با موادی که داشتند یک نوشیدنی جدید برای بازار آلمان تولید کند – ” the leftovers of leftovers” ( ته مانده پس مانده ها). این نام  از یک کلمه آلمانی برای خیال پردازی گرفته شده است (Fantasie)، و آنها مجبور بودند تا از هر چیزی استفاده کنند تا بتوانند این نوشیدنی را تولید کنند.

11. Puma و Adidas به خاطر یک دشمنی خانوادگی به وجود آمدند

در دهه 1920 برادران رادولف و آدولف آدی دِسلر یک شرکت موفق تولید کننده کفش به نام برادران دِسلر را اداره می کردند. اما  در طول جنگ جهانی دوم به دلیل یک سوء تفاهم، اختلاف بین این دو برادر شکل گرفت.

بعدها، بعد از اوج گیری جنگ رادولف توسط سربازان آمریکایی دستگیر شد و به عضویت در شاخه نظامی Waffen SS متهم شد. رادولف مطمئن بود که برادرش در این موضوع نقش داشته است. سرانجام آن دو از هم جدا شدند، در حالی که رادولف شرکت Ruda که بعداً به Puma تغییر یافت و آدی شرکت Adidas را تاسیس کرد. این دو هرگز با هم آشتی نکردند. جالب این است که هردو در یک مقبره دفن شده اند ولی تا حد ممکن دور از یکدیگر!

اشتباهات در استفاده از شبکه های اجتماعی

اشتباهات در استفاده از شبکه های اجتماعی

اینستاگرام، فیس بوک، توییتر، اسنپ چت، لینک و … راه های برقراری ارتباط با دیگران در شبکه های اجتماعی بی شمار هستند، اما اجازه ندهید که زندگی اینترنتی شما بر زندگی واقعی تان تاثیر منفی بگذارد. در اینجا فهرستی از کارها را فراهم کرده ایم که نباید انجام دهید.

تصاویر افراد را بدون اجازه آنها به اشتراک نگذارید

هنگامی که سخن از به اشتراک گذاری تصاویر در شبکه های اجتماعی سخن به میان می آید، افراد بسیار سخت گیر می شوند. وقتی شما نمی خواهید یک دوست یا یکی از اعضای خانواده، بدون اجازه شما، عکسی از شما را به اشتراک بگذارد، پس چرا باید این کار را بکنید؟ راشل ساسمن، یک درمانگر و متخصص در این زمینه اینطور توضیح می دهد که در حالی که شما ممکن است ارسال یک عکس را مسئله مهمی نپندارید، اما برای دیگری ممکن است ناراحت کننده باشد. او می گوید فقط کافی است قبل از به اشتراک گذاشتن از آنها، بپرسید و سپس عکس را به اشتراک گذاشته و تگ کنید.

هنگام عصبانیت از شبکه های اجتماعی استفاده نکنید

شبکه های اجتماعی هرگز نباید برای آزار و اذیت دیگران مورد استفاده قرار گیرند؛ و ارسال نظرات شرورانه و تند و تیز نه فقط به خاطر مضر بودن، مسئله است، بلکه باعث بدنامی و بی اعتبار شدن شما نیز خواهد شد. آیا واقعا می خواهید تمام دنیا بداند که شریک زندگی خود را فریب داده اید؟ ساسمن توصیه می کند که شبکه های اجتماعی را به عنوان ابزاری برای گسترش خوبی ها استفاده کنید. او می گوید «من واقعا از دیدن پست های مربوط به تولد و یا زمانی که افراد جملات قصار پر مفهوم می گویند، لذت می برم». اگر ناراحت هستید تلفن همراه، رایانه، و یا تبلت خود را خاموش کرده و عصبانیت خود را به شیوه دیگری خالی کنید. با رعایت این آداب معاشرت در هنگام ناخرسندی در شبکه های اجتماعی، ایمن خواهید ماند.

از ارسال عجولانه بپرهیزید

مطمئنا شما سرمست جشنی که برگزار کرده اید هستید، اما به اشتراک گذاری یک سلفی سرخوشانه با مهمانانتان ممکن است بهترین ایده نباشد؛ زیرا می تواند احساسات دوستانی که دعوت نشده بودند را جریحه دار کند. و در حالی که عکس شما در حال سرمستی ممکن است برای هم خوابگاهی های قدیمی تان بامزه به نظر برسد، اما واکنش کارفرمایان آینده شما ممکن است دقیقا اینگونه نباشد. ساسمن می گوید «همیشه، همیشه، همیشه به کاری که انجام می دهید فکر کنید».

استن تتکین، نویسنده و پژوهشگر، روانشناس و مشاور خانواده، و بنیانگذار برنامه «رویکرد روانشناسانه به درمان زوج ها» ((PACT)) می گوید «چون در گذشته به مقصد رسیدن نامه هایی که مردم می نوشتند هفته ها و ماه ها طول می کشید، افراد باید مطمئن می شدند که نوشته آنها واقعا هوشمندانه است، و برای همین، پیش از ارسال آن را بازخوانی می کردند». «اما اکنون مردم در هر حالتی می نویسند و به اشتراک می گذارند». پیام همچون تیری است که از کمان رها شده است. پس پیش از فشار دکمه «ارسال»، به تاثیرات منفی این پیام بر زندگی خود و یا دیگران خوب بیاندیشید.

تماس در شبکه های اجتماعی را با تماس واقعی انسانی اشتباه نگیرید

صحبت کردن با یک شخص از طریق شبکه های اجتماعی همانند صحبت چهره به چهره و یا تلفنی نیست. به گفته کیت میلر، درمانگر زوج ها و نویسنده عشق در دست تعمیر: «چشمان ما برای نگاه کردن در چشمان دیگران سیم کشی شده اند». «نخستین چیزی که مغز کودک برای آن طراحی شده است، پیدا کردن چشمهای کسی دیگر و برقراری ارتباط با آن است». به اعتقاد میلر، برقراری ارتباط حضوری با یک نفر، بسیار سودمند تر از ارتباط از طریق اینستاگرام و یا توییتر است.

درست است که می توانید رابطه ای را از طریق شبکه های اجتماعی آغاز کنید، اما باز هم زمانی فراخواهد رسید که خواهان و حتی نیازمند ارتباط فیزیکی انسانی خواهید بود. در پایان، شما نمی توانید از راه رایانه دستان کسی را بگیرید یا او را در آغوش بکشید. میلر می گوید «ما برای پی بردن به تاثیراتی که شبکه های اجتماعی بر روی ما دارند زمان بسیار دشواری خواهیم داشت». «این یک ارتباط مجازی است که واقعی نیست». شبکه های اجتماعی از جهات بسیاری جهان ما را به مکانی بهتر تبدیل کرده اند، اما ما هنوز هم نیازمند لمس انسانی هستیم.

به چگونگی تاثیری که شبکه های اجتماعی بر شما می گذارند توجه کنید

آیا می دانید شبکه های اجتماعی چگونه خلق و خوی شما را تحت تاثیر قرار می دهند؟ یا حتی چرا آن را استفاده می کنید؟ اینها سوالات مهمی هستند که باید از خود بپرسید، به ویژه هنگامی که بسیار آسان، زمان خود را در سایت های شبکه های اجتماعی هدر می دهید: 30 دقیقه خیلی زود به یک ساعت تبدیل می شود، و مورد دیگری که متوجه آن می شوید این است که تا قبل از رفتن به رختخواب، تمام وقت خود را به پرسه زدن در اینستاگرام گذرانده اید. به گفته میلر «معمولا بیشتر افراد هیچگاه از خود نمی پرسند که “آیا شور این قضیه را درآورده ام؟”». او برای مشاهده تاثیر مثبت یا مخرب شبکه های اجتماعی بر روی زندگی، خود-ارزیابی های مستمر را پیشنهاد می کند.

گذراندن مدت زمان طولانی در شبکه های اجتماعی می تواند به اعتیادی ناسالم منجر شود؛ اما عهد بستن به پرهیز از شبکه های اجتماعی، هراس از آن، و تلقی آن به عنوان شر مطلق نیز به همان اندازه ناسالم خواهد بود. میلر می گوید «من فکر می کنم یکی از مسائل مهم ارتباطی، هراس از شبکه های اجتماعی و پلیسی عمل کردن در مورد آن است». «اینکه شبکه های اجتماعی را صرفا مخرب بدانیم، دیدگاهی افراطی است و خود یک یک مشکل واقعی محسوب می شود». مانند تمام ابعاد زندگی، هر چیز باید در حد اعتدال استفاده شود، و این شامل شبکه های اجتماعی نیز می شود.

شبکه های اجتماعی جایی همگانی بوده و یک فضای مخفی یا یک دفتر خاطرات محسوب نمی شوند. بنابراین اطلاعات خصوصی را نباید در جهان مجازی به اشتراک گذاشت. تمام کارشناسان هم رای هستند که شما و شریک عاطفی زندگی، دوستان، و خانواده به طور جدی باید مراقب نشر اطلاعات بیش از حد باشید. دکتر تکتین به طور ویژه هشدار می دهد این امکان وجود دارد که با اشتراک بیش از حد اطلاعات، عزیزان خود را به طور تصادفی آزرده خاطر کنید. برخی از نمونه هایی که او ارائه می دهد عبارتند از «پست های توییتری و فیسبوکی از چیزهایی که امری خصوصی میان زن و شوهر محسوب می شوند و هیچ کس دیگری نباید بداند؛ یا هرگونه نوشته یا پیام فیسبوکی با پدر و مادر در مورد شریک زندگی، بدون توجه به اینکه که طرف مقابل ممکن است آن را ببیند، و برای او تحریک کننده و آزار دهنده باشد».

هر رابطه ای ویژگی های خاص خود را دارد؛ بنابراین پیش از به اشتراک گذاری هر چیزی که گمان می کنید ممکن است ورود به حریم دیگران باشد، با کسانی که آنها را دوست دارید صحبت کنید. به اشتراک گذاشتن اطلاعات بیش از حد، یکی از عادت های گوناگونی است که می تواند اعتماد در روابط شما را از بین ببرد.

دروغ نگویید

دروغ گفتن به طور کلی مشکل ساز است، اما هنگامی که در شبکه های اجتماعی دروغ می گویید، به احتمال زیاد برایتان گران تمام خواهد شد. برای مثال، به کسی نگویید که در جای خاصی هستید، و سپس از طریق پست های خود خلاف آن را نشان دهید. زیرا قطعا گیر خواهید افتاد. گاهی با یک دروغ ساده دچار مشکلاتی خواهید شد که هرگز فکرش را هم نمی کرده اید.

از فاش کردن زودهنگام اخبار دوری کنید

شغل جدیدی به دست آورده اید؟ یک ماشین نو خریده اید؟ باردار هستید؟ دوباره ازدواج کرده اید؟ یا تصمیم به نقل مکان دارید؟ پیش از برداشتن گوشی خود برای توییت کردن و یا مخابره اخبار خود به جهان، ابتدا آن را با عزیزان خود در میان بگذارید. دکتر تکتین می گوید «در اینجا جنبه ای خیانتکارانه وجود دارد که، اگر افراد حق برخورد با آن را نداشته باشند، می تواند ادامه پیدا کند». «یک رابطه عاشقانه اساسا مبتنی بر اطمینان و امنیت است»، و محرم کردن آنها به اسرار، بخش مهمی از آن به شمار می رود. هنگامی که اتفاق مهمی در زندگی شما می افتد، ابتدا باید آن را با عزیزان خود در میان بگذارید. به علاوه، اگر مستقیما سراغ شبکه های اجتماعی بروید، پس چه چیزی رابطه شما با خانواده، شریک عاطفی، و دوستان نزدیکتان را متمایز می کند؟ این نشانه ها استحکام روابط شما را تایید می کنند.

بهترین مارکهای عینک آفتابی در جهان

بهترین مارکهای عینک آفتابی در جهان

وقتی صحبت از عینک آفتابی می شود معمولا فصل تابستان برای همه تداعی می شود، اما شاید کمتر کسی از لزوم استفاده همیشگی از عینک آفتابی باخبر باشد. عینک آفتابی تابستان و زمستان نمی شناسند و از آن مهم تر کیفیت و عملکرد  آن برای حفظ سلامت چشم هاست. چگونه عینک آفتابی زیبا و در عین حال باکیفیت انتخاب کنیم؟ متن زیر را بخوانید.

یکی از پرطرفدارترین اکسسوری های مورد استفاده برای صورت که علاوه بر زیبایی نقش مهمی در حفظ سلامت چشم ها ایفا می کند، عینک آفتابی است.

عینک آفتابی اگر درست انتخاب شود به صاحبش یک وجهه و اعتبار ویژه می بخشد. بسیاری از سلبریتی ها از جمله «تام فورد» علاوه بر استفاده از بهترین برندهای عینک آفتابی خود نیز برند شخصی با نام خود تولید کرده اند.

استفاده از عینک آفتابی مناسب و استاندارد به عنوان یک ضرورت در حفظ سلامت چشم ها مطرح شده است و باعث محافظت چشم در مقابل نور شدید خورشید و اشعه فرابنفش موجود در آن می شود و به بهتر شدن دید و پشیگیری از صدمه به عدسی و شبکیه چشم کمک می کند. در مقابل استفاده از عینک های تقلبی سبب بسیاری از عوارض چشمی از جمله کاهش بینایی، آب مروارید و بیماری شبکیه می شود.

یک عینک استاندارد باید یو وی 400 باشد و چشمان شما را در برابر نور شدید خورشید، نورهای زننده و خیره کننده و اشعه ماوراءبنفش محافظت کند و وضوح و کنتراست را بهبود بخشد. یک عینک ارزان قیمت و بی کیفیت معمولا از مزایای یاشده بی بهره است. از شدت نور می کاهد ولی اشعه ماوراءبنفش را حذف نمی کند.

از این رو عنبیه چشمان به واسطه کاهش شدت نور منبسط تر و بازتر شده و اجازه می دهد اشعه ماوراءبنفش بیشتری به آن ها برسد که سبب آسیب به شبکیه چشم و در پی آن ابتلا به آب مروارید و حتی سرطان چشم می شود. بنابراین حتما از عینک های آفتابی دارای حداقل حفاظت UV- 400 با مارک های معتبر استفاده کنید و استفاده از آن را تنها منحصر به روزهای آفتابی و گرم تابستان ندانید.

مثل کرم ضدآفتاب که در تمام فصل ها باید مورد استفاده قرار بگیرد، عینک آفتابی هم باید در تمام فصل ها استفاده شود بخصوص در روزهای پاییزی که آفتاب مایل تر می تابد و روزهای زمستانی که برف همه جا نشسته و انعکاس نور خورشید در روز بعد دوچندان می شود. بعد از انتخاب یک برند معتبر گام بعدی توجه به سن، جنسیت، بافت و استخوان بندی صورت، رنگ پوست و سلیقه شخصی است.

اگر تمام این موارد به دقت در نظر گرفته شوند می توانید همچون یک سوپرمدل بدرخشید. البته نکات دیگری هم هستند از جمله فصل مورد استفاده یا شرایط آب و هوایی ناحیه مورد استفاده که در رنگ شیشه و قاب عینک تاثیر بسزایی دارند و بعضی افراد متمول براساس لباسی که می پوشند عینک آفتابی خود را تغییر می دهند و به اصطلاح عینکشان را با لباسشان ست می کنند.

در سال 2016 ده برند برتر عینک آفتابی توسط خبرگزاری مش نیوز اعلام شده که با هم به مرور آن ها و ویژگی های هرکدام می پردازیم:

10- «Dolce & Gabbana»:

طراحان ایتالیایی «Domenico Dolce» و «Stefano Gabbana» از سال 1985 میلادی کمپانی خود را در شهر لنیانو تاسیس کردند و به یکی از قدرتمندترین و چشم گیرترین برندهای مطرح در جهان تبدیل شدند و طرفداران زیادی از سرتاسر جهان پیدا کردند. در این بین عینک آفتابی های این برند از محبوبیت ویژه ای برخوردارند و واجد ویژگی های یک عینک آفتابی چشم گیر و جذاب اند.

9- «Burberry»:

این برند محبوب انگلیسی را با لباس ها، عطرها، خانه مد لاکچری اش، لوازم آرایشش و عینک آفتابی هایش می شناسند و مورد توجه  زیاد خانم ها و آقایان است. این کمپانی براساس درخواست متقاضیانش طرح های ستودنی را ارائه می کند. عینک آفتابی این برند برای تکمیل تیپ و شخصیت استفاده کننده به طرز کاملی انجام وظیفه می کند.

8- «Versace»:

این کمپانی ایتالیایی با نام کامل Gianni Versace S.P.A، در سال 1978 توسط Gianni Versace تاسیس شد. این برند را بیشتر با مجموعه لباس هایش و به ویژه جین هایش و همین طور مجموعه های متفاوت عینک آفتابی اش می شناسند. شهرت این برند بیشتر به خاطر استفاده از مواد و جنس با کیفیت عالی در تهیه محصولاتش است و بین قیمت محصولاتش با زیبایی خیره کننده آن ها تناسب زیادی برقرار است.

7- «Emporio Armani»:

یکی از مشهورترین برندهای ایتالیایی که سال هاست با لباس های آماده، لوت کوتور، محصولات چرمی، دکوراسیون داخلی منزل، اکسسوری، ساعت، جواهرات و سایر محصولات شناخته شده است. عینک های آفتابی این برند شامل طرح هایی خیره کننده بله لحاظ دیزاین و البته قیمت در هر دو جنس خانم ها و آقایان است. این برند عینک با شکل های بی همتا و راحتش مقام هفتم این فهرست را در سال 2016 کسب کرده.

6- «Prada»: یکی از لاکچری ترین برندهای ایتالیایی که در سال 1913 توسط Mario Prada تاسیس شد و به خاطر اکسسوری ها، ساعت ها، چمدان ها، کفش ها، عینک های آفتابی، عطرها و سایر محصولاتش مشهور است. عینک آفتابی های دلربای این برند از سال 1913 جزء محبوب ترین ها بوده اند چون این برند تمام گروه های سنی را در محصولاتش در نظر می گیرد. کمپانی های ممتاز زیادی در سرتاسر جهان وجود دارند ولی هیچ کدام در نحوه ارائه خدمات و سرویس دهی نمی توانند با این برند رقابت کنند.

5- «Gucci»:

این برند ایتالیایی در سال 1921 توسط Guccio Gucci در فلورانس و تحت نظارت کمپانی فرانسوی Kering تاسیس شد. این برند به یکی از خواستنی ترین برندهای جهان تبدیل شده و عینک های آفتابی اش بیشتر در مهمانی های عصر مورد استفاده قرار می گیرند و در هر موقعیتی از آن ها می توان استفاده کرد.

4- «Fendi»:

این برند به خاطر طرح های خلاقانه اش، تنوع عینک های آفتابی و اش و استفاده از آخرین تکنولوژی میکرو فیبر در کریستال جهت ایجاد دید واضح و شفاف از ارزش و اهمیت زیادی در بازار رقابت بین برندها برخوردار است و متقاضی فراوانی از سرتاسر جهان و هر دو جنس خانم ها و آقایان دارد.

3- «Maui Jim»:

این کمپانی در سال 1980 توسط Bill Capps در لاهاینای هاوایی واقع در ایالات متحده آمریکا تاسیس شد.

معروف است که مجموعه عینک های آفتابی این برند برای هر رویداد و فصل قابل استفاده هستند ولی سلبریتی ها معتقدند که به خاطر خوش ژست بودن این برند برای مهمانی های رده بالا مناسب است. طراحان آمریکایی در ساخت عینک های این برند از لنزهای پولاریزه فوق نازک استفاده می کنند که باعث مراقبت و نگهداری ویژه از چشم ها می شود.

2- «Ray Ban»:

این برند که در بین ایرانیان به ویژه جنوبی ها از محبوبیت بالایی برخوردار است، جذاب ترین برند بین مردان است که جوان ها و پیرمردها را به یک اندازه راضی می کند.

کمپانی آمریکایی Bausch & Lomb این برند را در سال 1937 بنا کرد و از آن موقع تاکنون در اقصی نقاط جهان توسعه یافته است. عینک های سبک خلبانی و رهنوردی اش بیشترین متقاضی را بین افراد سرشناس و تابع مد دارند. این برند همیشه بالاترین قیمت ها را داشته است و در سال 1999 در گروه ایتالیایی Luxottica فروشی معادل 640 میلیون دلار داشت و رکورد زد.

1- «Oakley»:

این برند مشهور آمریکایی به خاطر طرح های شهوت انگیزش برای هر دو جنس خانم ها و آقایان معروف است. این برند علاوه بر عینک آفتابی محصولات ورزشی از قبیل تخته اسکی و اسنوبرد، کوله پشتی، کلاه های لبه دار ورزشی، قاب های نوری، ساعت ها، لباس ها، کفش ها و سایر چیزها را تولید می کند. کیفیت بی نظیر، طرح های مدرن و سازگاری با انواع فرم های صورت از ویژگی های منحصر به فرد این برند عینک آفتابی است و به همین سبب مقام اول جهان در سال 2016 را به خود اختصاص داد.

حالا که با انواع عینک آفتابی و برندهای برتر امسال آشنا شدید می توانید با یک انتخاب هوشمندانه و با توجه به جیب و سلیقه تان تبدیل به یک سوپر مدل شوید آن هم تنها با یک عینک آفتابی. انتخاب با شماست.

مسافرت خارج از کشور ایرانی ها در فصل زمستان

مسافرت خارج از کشور ایرانی ها در فصل زمستان

در قرآن فرمان «سیروا فی الارض» شش بار آمده است اما با این حال تعداد کمی از ما حاضریم از گرفتاری های روزمره فاصله بگیریم و دل به سفر دور و دراز بسپاریم.

پاییز و زمستان اصولا فصل سفر نیستند. معمولا در این فصول همه ترجیح می دهند به کار و فعالیت بپردازند و اگر فرصتی هم پیدا کردند آن را به استراحت در منزل شان اختصاص بدهند.

کمتر بودن تعطیلی ها و مدرسه بچه ها هم دلیل مضاعفی است برای این کسادی بازار گردشگری. با این حال پیش از فرا رسیدن فصل امتحانات محصلان و دانشجویان و البته فصل سرما، تقریبا آخرین فرصت های سفر در سال 95 هم در پیش است.

اگر تاب صبر کردن تا عید نوروز یا تابستان را ندارید و به دنبال مکانی برای سفر می گردید، این گزارش را بخوانید. اگر قصد سفر هم ندارید شاید بعد از خواندن این گزارش تصمیم بگیرید و مثل ما وسوسه آب و هوایی عوض کردن به سرتان بزند.

ییلاق و قشلاق، همچنان مد روز

اصل اول گردشگری عوض کردن آب و هواست. به همین دلیل است که این روزها مشاوران تورها، کشورهای استوایی را پیشنهاد می دهند. به عبارت دیگر حالا فصل کشورهای گرمسیری است. البته همچنان درخواست ها برای ترکیه، استانبول، ارمنستان، آذربایجان و گرجستان بیشتر از بقیه نقاط دنیا است. اگر سرمای این کشورها را به جان می خرید، دیگر برای ویزا و هزینه سفر چندان به مشکل بر نمی خورید.

ترکیه

استانبول و دیگر هیچ. این قسمت اروپایی ترکیه همیشه در صدر مقاصد مهم گردشگری ایرانیان قرار دارد. کودتای ترکیه نتوانست این میل را خاموش کند چه برسد به سرمای هوا. اگر قصد دارید به ترکیه بروید اما از استانبول خسته شده اید می توانید برای این روزها قونیه را امتحان کنید.

در این شهر تورهای مناسبتی برای بزرگداشت مولوی برگزار می شود و بازدید از مقبره این شاعر بلندآوازه ایرانی در برنامه ها قرار دارد. البته هزینه شرکت در مراسم بزرگداشت مولوی بر عهده خود گردشگران است. در شهرهای دیگر ترکیه، اگر برای تان مهم باشد، در آنتالیا هم این روزها نمایشگاه کشاورزی برقرار است، ما هم که همه کشاورز.

گرجستان

آذربایجان و ارمنستان که غیر از تفریحات شان تقریبا حرفی برای گفتن ندارند اما گرجستان تورهای اختصاصی برای بازدید از طبیعت و امان تاریخی دارد. برای سفر به تفلیس، پایتخت گرجستان و باتومی، معروف ترین شهر آن، باید هزینه ای کمی بیشتر از ترکیه و البته کمتر از کشورهایی مثل چین و هند بپردازید.

جنوب شرق آسیا، گرم و مطبوع

برای فرار از سرما کشورهای غربی و شمالی پیشنهاد نمی شوند. روسیه و یونان از کشورهای جالبی هستند که در این دسته قرار می گیرند و این وقت سال نمی شود روی شان حساب کرد. در عوض کشورهای جنوب شرق آسیا می توانند میزبانان خوبی برای تغییر اقلیم باشند. تایلند، اندونزی، مالزی، سنگاپور، مالدیو و سریلانکا پیشنهادهایی برای سفر به این منطقه گرمسیری هستند. البته می توان روی خط استوا حرکت کرد و روی دیگر نقاط کمربند زمین هم دست گذاشت اما با جهش اساسی در هزینه ها.

تایلند

پاتایا و حاشیه های زشت و منحوسش را از سرتان بیرون کنید. تایلند می تواند اوقات خوشی را برای خانواده ها هم رقم بزند. بانکوک و پوکت شهرهای دیگر تایلند هستند که طبیعت بکری دارند و برای مسافرت خانوادگی مناسب هستند. در تورها می توان اول به هر کدام از این دو شهر سفر کرد و بعد با هواپیما به دیگری رفت. بسته به تغییرات قیمت هتل ها، هزینه سفر به تایلند تقریبا سه میلیون تومان است.

اندونزی

جاکارتا پایتخت و بالی معروف ترین جزایر اندونزی هستند. اندونزی را به دلیل تنوع خدمات دهی در آن پیشنهاد می دهند. این که هر نوع سلیقه ای را راضی نگه می دارد و البته برای مسافرت های خانوادگی هم گزینه مناسبی است. برتری اندونزی به کشورهای دیگر این لیست، نباریدن باران در آن است که می تواند هر سفری را به نشستن در هتل یا رستوران همراه با عذاب هدر رفتن پول تان تبدیل کند.

سریلانکا

سریلانکا را به خاطر مراسم سال نو در آن پیشنهاد می دهند. شهرهای کلمبو، پنتوتا و کندی در این کشور آب و هوایی شبیه آفریقا دارند اما مزیت آن سرعت و سهولت صدور ویزا است. برای گشت و گذار در طبیعت جنگلی و ساحلی سریلانکا باید حدود هفت میلیون تومان کنار بگذارید.

مالزی

هوای معتدل مالزی هم دلیل خوبی است برای سفر به این کشور، البته برای ایرانی ها شاید ورزشگاه عبدالرحمن که بازی تیم های سوریه و ایران در آن برگزار شد، بهترین جذابیت طبیعی این کشور باشد. اگر به این کشور سفر کردید باید انتظار باران های سیل آسا را داشته باشید. هر چند هوای گرم می تواند از سختی سفرتان بکاهد. فصل باران هم در حال تمام شدن است.

مالدیو

چند سال است که مالدیو را به جز تعداد گل های زیاد خورده در فوتبال و با عکس های زیبای طبیعتش می شناسیم. مالدیو کشوری جزیره ای است که البته همین نکته می تواند پاشنه آشیل برای بعضی از مسافران باشد. به عنوان یک زوج جوان می توانید در این کشور لحظات خوشی را تجربه کنید اما اگر بچه همراه تان داشته باشید باید فقط مواظب باشید که در آب نیفتد.

هند

اگر کمی روی پول سفرتان بگذارید می توانید از زیبایی های تاریخی بی شمار هندوستان لذت ببرید. هند دو گزینه پیش روی شما می گذارد. شهر بمبئی و جزیره گوا که می توانید یکی یا هر دوی آنها را انتخاب کنید. بیشتر دارای ویژگی های طبیعی و سواحل زیبا هستند.

هزینه این شهرها برای هفت شب و هتل چهار ستاره در حدود سه میلیون و هفتصد هزار تومان است. اگر از ساحل خسته شده اید یا ترجیح می دهید در مسافرت خارجی چیز بیشتری به دست بیاورید که در کشور خودتان نیست، باید با حدود چهار میلیون تومان هزینه به مثلث طلایی هند سر بزنید. شهرهای دهلی، آگرا و جیپور. این شهرها دارای بافت تاریخی هستند و برای گردشگری حرفه ای مناسب تر به نظر می رسند.

چین

قیمت تورهای چین از سه میلیون تومان برای یک هفته در پکن و شانگهای شروع می شود. چین مقصد گردشگری تجاری هم هست و از این نظر می تواند با ژاپن و کره جنوبی در یک دسته قرار بگیرد.

دبی

کشور امارات در این فصل سال برعکس تابستان آب و هوای مناسبی دارد و البته مثل همیشه پر از نمایشگاه برای خرید است. با توجه به هزینه پایین، سفر به دبی هم می تواند از گزینه های خوب باشد. یادتان باشد روابط سیاسی این کشور با ایران به تازگی خصمانه شده است.

اروپا

کشورهای ایتالیا، اسپانیا، پرتغال، فرانسه، یونان و … همیشه برای ایرانی ها جذاب هستند و با توجه به قرار گیری در سواحل مدیترانه آب و هوای مناسب تری نسبت به کشورهای شمال اروپا دارند. البته در کنار این جذابیت ها باید اشاره کنیم که گرفتن ویزای کشورهای اروپایی سخت و زمان بر است. به غیر از آن هزینه هایی که از پنج میلیون برای یونان شروع می شوند و تا هشت یا نه میلیون برای فرانسه می رسند می توانند به کل اروپا را از میان گزینه های سفر اقشار متوسط جامعه حذف کنند.

آفریقای جنوبی

تور آفریقای جنوبی یک تور لوکس به حساب می آید. هم به دلیل هزینه های بالا و هم به دلیل خدمات کامل که در آن ارائه می شود. در 9 شب سفر به آفریقا که با پرواز قطری انجام می شود، می توانید از پارک حیات وحش، معادن طلا، موزه، پارک آبی، سافاری و کلبه جنگلی استفاده کنید. البته برای این سفر پرماجرا به ژوهانسبورگ و کیپ تاون باید در حدود 10 میلیون تومان هزینه هم بپردازید که تقریبا بیشترین هزینه در بین کشورهای معرفی شده است.

اتفاقی که بعد از روشن گذاشتن موبایل می افتد؟

اتفاقی که بعد از روشن گذاشتن موبایل می افتد؟

وقتی وارد هواپیما شده و همه مسافران در جای خود مستقر می شوند، مهماندار در میان جملات همیشگی و تکراری خود، از مسافران درخواست می کند تا در طول پرواز تلفن های هوشمند خود را خاموش کرده و تا توقف کامل هواپیما بر روی زمین، آن را روشن نکنند.

اما آیا تاکنون فکر کرده اید که اگر از این تقاضا سرپیچی کرده و این کار را نکنید، چه اتفاقی برای آن روی خواهد داد؟

یکی از دلایل ذکر شده برای تاکید روی این امر این است که موبایل ها در ارتفاع ۱۰ هزار پائی، سیگنال های قوی تری ارسال می کنند که ممکن است روی سیستم الکترونیکی هواپیما اختلال ایجاد نماید.

البته، یکی از مهندسان سابق بوئینگ به نام «کنی کرچوف» در این رابطه گفته است: «اسمارت فون ها فی نفسه موجب سرنگونی یا سقوط هواپیما نمی شوند. بلکه سیگنال های آنها می توانند در سیستم های الکترونیکی پرواز اختلال ایجاد کرده و موجب سردرگمی، یا ایجاد کار مضاعف برای خلبان در طول انجام بخش های مهم پرواز یعنی تیک آف و فرود آمدن بشوند.»

شایان ذکر است که پیرو پیشرفت های اخیر فناوری، خطرات این موضوع به کمترین میزان خود رسیده است. در حقیقت باید گفت در سال ۲۰۱۴، آژانس امنیت پرواز اروپا اعلام کرد که دیوایس های الکترونیکی هیچ گونه خطری برای پرواز ندارند و این مشکلات مستقیما به سیستم های پرواز خطوط هوائی مختلف مربوط است.

حتی باید بدانید این روزها برخی از خطوط هوائی  اجازه برقراری تماس تلفنی در طول پرواز را از طریق شبکه های مخابراتی برون مرزی همانند AeroMobile  و On Air به مسافران می دهند. این هواپیمائی ها شامل امارات، ویرجین، بریتیش ایرویز و ۲۷ کمپانی دیگر هستند.

با تمامی این تفاسیر، آژانس های امنیت پرواز  FAA و FCC همچنان برقراری تماس صوتی از طریق تلفن همراه در طول پرواز را ممنوع اعلام کرده اند. البته به گفته یکی از کارکنان بخش ارتباطات خارجی FAA به نام الیزابت ایشام، با اینکه برقراری تماس صوتی از طریق هر دیوایسی در طول پرواز ممنوع است اما این موضوع به خود خطوط هوائی بستگی دارد که تشخیص دهند که آیا سیگنال های موبایل روی سیستم پرواز آنها تاثیر خواهد داشت یا خیر.

همچنین به واسطه تحقیقی که در سال ۲۰۱۲ صورت گرفت، اعلام شد به موجب وجود ایستگاه های تلفن های مخابراتی آنبورد، هیچگونه اشکالی در سیستم پرواز هواپیماها به واسطه سیگنال های موبایل پیش نخواهد آمد.

این ایستگاه های مینیاتوری «پیکوسلز» نام دارند و به مسافران امکان برقرار تماس تلفنی بدون این که روی سیستم های آنبورد تاثیری داشته باشند را می دهند.

همچنین ، «آلیسون مارکی» متخصص امنیت هوائی نیز بیان داشته که بسیاری از دیوایس های الکترونیکی امروزی، خودشان محافظ هایی برای پیشگیری از ایجاد اختلال دارند. با اینکه FCC با این مساله موافق است اما هنوز معلوم نیست که آیا اجازه استفاده از موبایل را به کاربران خواهد داد یا خیر.

قانون کنونی FCC مبنی بر ممنوعیت استفاده از اسمارت فون در هواپیما از ۲۰ سال پیش به منظور محافظت در برابر تداخلات رادیویی در شبکه های موبایل روی زمین وضع شده است. به گفته همین آزانس، فناوری ای که مستقیما روی هواپیما نصب شده و از چنین تداخلاتی پیشگیری می نماید، در حال حاضر موجود است و در بسیاری از کشورهای دنیا مورد استفاده قرار می گیرد.

این یک تصمیم فنی است و اگر انجام شود، شرکت های هواپیمائی خواهند توانست امکان برقراری تماس تلفنی در طول پرواز که سال هاست به آن می اندیشند را برای مسافران خود مهیا نمایند.

البته FCC در مورد اینکه بسیاری از مسافران ترجیح می دهند که اجازه برقراری تماس تلفنی به آنها داده نشود. زیرا این مساله بسیار آزاردهنده به نظر می رسد. مخصوصا اگر مثلا کنار دستی شما با صدای بلند در تمام طول پرواز بخواهد در مورد مسایل کاری اش بحث کند.

در آخر هم بگویئم با تمامی این تفاسیر، هیچ دلیل روشنی برای خاموش نگه داشتن موبایل در طول پرواز ارائه نشده است.

روش هایی برای رسیدن به بارزاریابی موفق

روش هایی برای رسیدن به بارزاریابی موفق

بسیاری از مدیران بنا به ماهیت شغل و حرفه‌شان نمی‌توانند از روش‌های پرهزینه‌ی بازاریابی و تبلیغاتی برای معرفی شرکت خود و محصولات‌شان استفاده کنند.

بر این اساس استفاده از روش‌های کم‌هزینه برای مدیران بازاریابی این کسب و کارها یک ضرورت حیاتی است. در این اثر سعی شده روش های کم‌هزینه‌ای معرفی شوند که برای هرکسی در هرحرفه و شغلی می‌تواند مفید باشد.

در ادامه ۹ روش مطمئن و کم‌هزینه برای بازاریابی موفق آمده است :

۱. بهترین آگهی‌های‌تان را به صورت کارت چاپ کرده و برای مشتریان در بازار هدف ارسال کنید.

مشتریان کارت‌هایی را می‌خوانند که کوتاه و خلاصـه باشد. یک آگهی کوچک روی یک کارت پستال می‌تواند بازدیدکنندگان زیـادی را به وب‌سـایت شما بیاورد و این خـود می‌تـواند باعث افـزایش فـروش شـود. هزینه‌ی این کار معمولاً زیاد نیست.

۲. یک روش بازاریابی برای همیشه و برای همه‌ی کسب و کارها موفق نیست، بنابراین روش‌های بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روش‌ها خلاق باشید.

اگر متن آگهی شما عوض نشود مشتریان شما خسته می‌شوند، البته خود شما هم از این تکرار خسته خواهید شـد. بـازاریابی می‌تواند مفرح باشد اگر از مزیت‌های اسـتفاده از روش‌های متنوع بازاریابی برای برقراری ارتباط با مشتریان خود استفاده کنیـد.

در انتخاب روش‌های بازاریابی خـود دقت کنیـد. همیشه برای یک بازاریابی موفق باید بر اساس یک طرح بازاریابی عمل کرد. سعی کنید در طرح بازاریابی خود از روش‌های متنوع استفاده کنید. همیشه نظـر مشـتریان خـود را در مورد روش‌هایی که به کار برده‌اید جویا شوید. این نظریات می‌توانند موفقیت طرح بازاریابی شما را تضمین کنند.

۳. به مشتریان برای یافتن محصولات و خدمات مناسب کمک کنید.

اگر می‌خواهید برای مشتری خـود بروشـور معرفی محصولات بفرستید، می‌توانید بروشور یا کارت محصول یا خدماتی را بفرستید که فکر می‌کنید برای مشتری شما مفید است. این کار می‌تواند به مشتری شما در یافتن محصولات مناسب کمک زیادی بکند و مشتری شما را راضی نگه دارد. اگر نگران فروش محصول خود هستید، می‌توانید قبل از این کار با تولید کننده‌ی آن محصول هماهنگی کنید و از این فرصت استفاده کنید. مثلاً درصدی از فروش را برای خود در نظر بگیرید یا اینکه تخفیف خاصی را برای مشتری خود از فروشنده بگیرید.

۴. جواب تلفن‌های خود را متفاوت بدهید.

سعی کنید سفارش‌های خاصی را در هر مکالمه‌ی تلفنی، به مشتری ارائه کنید. به عنوان مثال می‌توانید بگویید روز بخیر؛ من … هستم. از من درباره‌ی خدمـات جدید سؤال کنید. با این پیام، تلفن‌کننده با دریافت پیام، علاقه‌مند می‌شود یا ناگزیر است که از شما در مورد این خدمات سؤال کند.

بیشتر شرکت‌ها پیام‌هـایی از پیش ضبط شده دارنـد کـه وقـتی مشتری پشت خط می‌مانـد آن را بـرای مشـتری پخش می‌کنند. شما می‌توانید این کار را خودتان انجام دهید. از نظر مشتری تفاوتی ندارد که این پیام از قبل ضبط شده یا اینکه زنده ارائه شده است.

برای استفاده از این روش مطمئن شوید که پیام شما برای مشتریان جذاب باشد. اگر مشتری شما از راه دور تماس می‌گیرد، با ارائه آگهی‌های طولانی، وقت و پول مشتری خود را به هدر ندهید.

۵. استفاده از دست‌نوشته.

سعی کنید در تمام نامه‌هایی که برای مشتری خود می‌فرستید، از دست‌نوشته و یا مُهرهای مخصوص یا برچسب‌های خاص استفاده کنید. توجه داشته باشید که دست نوشته‌ی روی نامه در اولین بار که نامه دیده می‌شود خوانده می‌شوند. به خاطر داشته باشید این نوشته‌ها در صـورتی بـه طـور کـامل خوانـده می‌شوند که خلاصه و کوتاه باشند به طوری‌که بیننده بتواند آن را درکمتر از ده ثانیه بخواند.

۶. یک پیشنهاد فروش برای مشتری خود بفرستید که تازه از شما خرید کرده است.

اگر به عنوان مثال مشتری شما لباسی از شما خریده است، می‌توانید نامه‌ای برای او بفرستید و ضمن تشکر از خرید قبلی به اطلاع او برسانید که برای خـرید بعـدی به طـور مثال از تخفیف ۲۰ درصدی برخوردار است. برای اینکه بتوانید این پیشنهاد را به فروش نزدیک کنید، برای پیشنهاد خود زمان تعیین کنید.

۷. خبرنامه.

آیا می‌دانید هزینه‌ی فروش به یک مشتری جدید شش برابر بیشتر از فروش به مشتری قدیمی است؟ شما با استفاده از خبرنامه می‌توانید بازاریابی را بر روی مشتریان قدیمی خود متمرکز کنید. اگر هزینه‌ی خبرنامه‌ی چاپی برای شما زیاد است، می‌توانید با استفاده از پست الکترونیک این کار را با هزینه‌ی بسیار پایینی انجام دهید. در خبرنامه می‌توانید همیشه پیشنهاد فروش ویژه‌ای را به مشتری قبلی خود ارائه کنید.

۸. بازاریابی مشترک.

اگر فکر می‌کنید به تنهایی قـادر بـه تحـمل هزینه‌ی بـازاریابی نیستید، به دنبال شریکی باشیدکه محصول او هم مناسب مشتری شماست یا اینکه محصـولات شـما مکمل یکدیگرند. با ارائه‌ی طرح بازاریابی مشترک می‌توانید در هزینه‌های بازاریابی صرفه‌جویی کنید. علاوه بر این، با این روش خدمات بهتری را هم به مشتریان خود ارائه می‌کنید.

۹. بروشورها و آگهی‌های خود را در تمام نامه‌های ارسالی شرکت قرار دهید.

این کار هزینه‌ی زیادی برای شما ندارد و شما از نتیجه‌ی کار قطعاً متعجب خواهید شد که ببینید این پیشنهادهای شما به دست چه افرادی می‌رسد و سفارش خرید به شما می‌دهند.

اگر فکر می‌کنید به تنهایی قادر به تحمل هزینه‌ی بازاریابی نیستید، به دنبال شریکی باشیدکه محصول او هم مناسب مشتری شماست یا اینکه محصولات شما مکمل یکدیگرند.

توصیه طلایی : روش های بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روش‌ها خلاق باشید

چه کسی اولین بار به مریخ می رود؟

چه کسی اولین بار به مریخ می رود؟

مطمئنا تعجب خواهید کرد اگر بدانید این دختر ۱۵ ساله تقریبا در تمام عمر خود رویای سفر به مریخ را در سر می پرورانده است و حالا شواهد حاکی از تحقق رویای اوست!

 دختر ۱۵ ساله؛ اولین فردی که پا بر روی مریخ خواهد گذاشت!

آلیسا کارسون، دختر ۱۵ ساله ای که به شدت علاقه مند به سفر به مریخ به عنوان اولین نفر است، تصمیم بر عملی کردن این رویا گرفته است. در حقیقت، اگر بخواهیم بر اساس میزان تعهد و انگیزه او برای این اقدام قضاوت کنیم، از میزان شانس بالای او برای این کار مطلع می شویم.

او در حال حاضر اولین فردی است که در همه اردوگاه های فضایی ناسا در سراسر جهان شرکت داشته است و نیز جوان ترین فردی است که تا کنون دوره آکادمی فضایی پیشرفته را با موفقیت به پایان رسانده است و اکنون در حال مطالعه کلاس های درسی در سطح کالج از کلاس ۱۰  در چهار زبان زنده دنیاست!

آلیسا گفت: من برای اولین بار و زمانی که تنها ۳ سال داشتم، به رفتن به مریخ علاقه مند شدم. این واقعیت دارد که من همه کارهایی را انجام می دهم که هر بچه دیگر در سن و سال من انجام می دهد؛ با این تفاوت که من در حال آموزش دیدن برای تبدیل شدن به فضانورد و رفتن به مریخ هستم و این مسئله بزرگ ترین تفاوت من با آن ها را نشان می دهد!

این در حالی است که اخیرا او به جوان ترین فردی تبدیل شده که تا به حال در برنامه پروژه PoSSUM (علوم قطبی زیرمداری در مزوسفر بالا) پذیرفته شده است که یک برنامه تحقیقاتی غیر انتفاعی در مطالعه لایه ی بالایی اتمسفر است و افرادی که در این برنامه گواهینامه دریافت می کنند، می توانند به فضانورد تبدیل شوند و به فضا سفر کنند. به همین راحتی!

در بالا، لیستی از دستاورد های آلیسا را در مسیر سفر به مریخ بررسی کردیم و قاعدتا نباید سختی و پیچیدگی راه او را نادیده گرفت. در حقیقت، تبدیل شدن به یک فضانورد به این راحتی ها هم نیست و شما باید لیست بلندبالایی از توانایی ها و اطلاعات را تیک بزنید تا بتوانید به رویایتان جامه عمل بپوشانید. در همین باب، آلیسا یک به یک در حال تیک زدن این نیازمندی هاست تا رویای او دیگر یک رویا نباشد!

جالب این جاست که بعد از مشاهده صحبت های او در برنامه های TEDx، دیگر هیچ کس در رسیدن او به رویایش تردید ندارد.

پل فورمن، افسر روابط عمومی مرکز فضایی Stennis ناسا می گوید: او نگرش ذهنی مثبتی را در اختیار دارد و برای تحقق رویای خود و سفر به مریخ به عنوان اولین فرد، از انجام هیچ تمرین و اقدامات فیزیکی بر روی زمین فروگذار نمی کند.

شایان ذکر است که مراحل بعدی آموزش ها و تمرین های آلیسا در رابطه با تحمل میزان اکسیژن کم و غواصی پیشرفته ( اسکوبا دایوینگ) است که در آن آلیسا در زیر آب به غواصی می پردازد؛ اما هبچ گونه کپسول اکسیژنی به همراه ندارد و تنها با لوله ای که به دهان او متصل است و بالای آن روی آب قرار می گیرد، می تواند تنفس کند.

پس از آن، او برای ادامه تحصیل در دانشگاه کمبریج در انگلستان برنامه ریزی هایی را  در برنامه خود دارد تا یک مدرک کارشناسی ارشد در رشته مهندسی فضا در دانشگاه بین المللی فضایی در فرانسه دریافت کند و سپس با راهیابی به دانشگاه MIT به مطالعه اخترزیست شناسی – بپردازد. بنابراین هنوز یک راه بسیار طولانی و بسیاری از کار های سخت و دشوار وجود دارد تا او به تمام رویاهای خود برسد.

حداقل می توان خوش بین بود که سن آلیسا برگ برنده ای برای او محسوب می شود؛ ناسا در حال برنامه ریزی برای راه اندازی و شروع ماموریت ها به مریخ از سال ۲۰۳۰ است که تا آن زمان او ۲۹ ساله خواهد بود و تنها چند سال نسبت به سن و سال متوسط برای انجام این کار کم خواهد آورد!

اگر می خواهید از میزان پیشرفت او در این هدف آگاه باشید و در جریان کارهای آلیسا قرار بگیرید و او را الگوی خود قرار دهید، می توانید با وب سایت NASA Blueberry ارتباط برقرار کنید.

در حالی که پدر آلیسا، آقای برت کارسون یکی از حامیان پر و پا قرص آلیسا در طول این مسیر بوده است و می گوید باورش نمی شد که تا این حد توانسته راجع به فضا اطلاعات کسب کند! البته نباید از عواطف پدرانه آقای کارسون سرسرانه گذشت. او هنوز هم وقتی به این فکر می کند که قرار است روزی به دختر خود یک خداحافظ طولانی مدت و شاید برای همیشه بگوید، عواطف بر او غلبه می کنند و این نکته غم انگیز ماجراست.

او در مصاحبه ها اذعان داشت که جدایی از آلیسا بسیار سخت است، اما برای این که او به هدفش برسد باید به او کمک کند و حامی او باشد و به او اجازه بدهد به سمت رویای خود پرواز کند.

البته اگر اولین سفر به مریخ، همان گونه که اکثر کارشناسان براورد کرده اند، یک سفر یک طرفه باشد، آلیسا به ابدیت خواهید پیوست.

آلیسا خاطر نشان کرد: همه ما می دانیم که رفتن به مریخ و عملی کردن این اتفاق بسیار خطرناک است، اما من باور دارم که نتایج و دستاورد های این سفر واقعا به خطر آن می ارزد و بسیار با ارزش است.

تلفن همراه خطرناک برای سلامتی

تلفن همراه خطرناک برای سلامتی

شاید در گذشته نه چندان دور باور این موضوع برای بشریت سخت و غیرقابل هضم بود که روزی فرا رسد که قریب به 5 میلیارد نفر در جهان از وسیله ای به نام موبایل استفاده خواهندکرد، وسیله ای که اکثر ما حتی حاضر نیستیم لحظه ای آن را از خود جدا کنیم. حال شاید وقت آن فرا رسیده که با دانستن این موضوع که چقدر این وسیله می تواند برای سلامتی شما خطرآفرین باشد، راضی شوید کمتر با گوشی موبایلتان وقت سپری کنید.حال تصور کنید که ما در چه دنیای از امواج تلفن های همراه زندگی می کنیم.

میزان جذب امواجی که از تلفن همراه به سمت گوش می آید، با توجه به فاصله تلفن همراه از گوش و فرکانس موجود متفاوت است ولی به طور معمول بیش از 70 درصد امواج به وسیله بافت جمجمه و مغز جذب می شود و به شکل انرژی حرارتی درمی آید. اگرچه عوامل گوناگونی از جمله فاصله تلفن همراه از گوش و میزان فرکانس در جذب امواج موثرند اما اثر زیانبار صحبت بی وقفه با تلفن های همراه آشکار و بدیهی است.

امواج تلفن همراه در هنگام مکالمه به شدت افزایش یافته و در همه جهات در فضا منتشر می شوند. هرچه به تلفن همراه نزدیک تر شویم دامنه انرژی و شدت امواج افزایش می یابد که این امواج می توانند آثار بسیار خطرناک و جبران ناپذیری به بافت های حساس بدن علی الخصوص مویرگ های مغزی داشته باشند.

در این مطلب سعی داریم با نکاتی که باعث کاهش آسیب های جسمی استفاده از تلفن همراه می شود بپردازیم، در ابتدا تعدادی از مضرات استفاده زیاد از این وسیله را می شماریم:

1- افزایش احتمال ایجاد و گسترش تومورهای سرطانی و آسیب پذیری بدن در برابر عوامل بیماری زا.

2- اختلالات خواب، فراموشی، سردرد و افسردگی.

3- احساس داغی در داخل سر و نزدیک محل نصب موبایل.

4- افزایش احتمال ابتلا به آلزایمر و پارکینسون.

5- مسمومیت خونی.

6- بروز مشکلات ژنتیک.

7- احساس خستگی.

8- افزایش شانس ابتلا به دو نوع تومرو مغزی تا 50%

9- بروز اختلالات جنسی و کاهش توازن باروری و نهایتا ناباروری.

10- کمبود و اختلالات خواب.

نکاتی که باید در استفاده از تلفن همراه رعایت شوند:

1- مدت زمان مکالمه تان را کاهش دهید:

بهترین راهکار این است که مدت زمان تماس و مکالمه با تلفن همراه تان را کاهش دهید. مطالعات نشان می دهد که اگر شما بیش از دو دقیقه با تلفن همراه صحبت کنید، امواج مغزی شما تحت تاثیر امواج تلفن همراه قرار می گیرد.

2- کودکان فقط در مواقع اورژانس:

این به هیچ وجه درست نیست که کودکان یک تلفن همراه مخصوص خودشان داشته باشند چون مغز کودکان در حال رشد است و اثر امواج تلفن همراه بر آن بیشتر است. بهتر است کودکان جز در موارد اورژانس با تلفن همراه خود صحبت کنند.

3- تلفن همراه را در جیب شلوارتان و یا روی کمربندتان قرار ندهید:

بهتر است تلفن همراه رادر جیب شلوارتان قرار ندهید چون بافت های بخش پایینی بدن بیشتر از بافت های سر و صورت، اشعه های مضر تلفن همراه را جذب کرده و آسیب می بینند. نتایج یک مطالعه نشان می دهد مردانی که تلفن همراه را در جیب شلوارشان قرار می دهند تعداد اسپرم هایشان 30 درصد کاهش پیدا می کند.

4- اول بگذارید ارتباط برقرارشود:

اگر شما از هدست یا گوشی استفاده نمی کنید وقتی شماره می گیرید اجازه دهید اول تلفن همراه تان وصل و ارتباط با طرف مقابل برقرار شود سپس آن را روی گوش تان قرار دهید در این صورت تحت اشعه مضر کمتری قرار می گیرید. شما می توانید برقرار شدن ارتباط را روی صفحه تلفن همراه تان ببینید.

5- تلفن همراه تان را داخل پوشش های فلزی و محفظه های در بسته فلزی قرار ندهید:

برای موبایلتان پوشش های فلزی نخری و آن را درون بسته های فلزی قرار ندهید. این محفظه های فلزی مانند یک گیرنده عمل کرده و اثر امواج تلفن همراه را که به سمت بدن شما می آیند تشدید می کنند.

6- تلفن همراهی با میزان اس. اِی. آر پایین تر (تلفن همراهی با جذب پایین اشعه برای بدن) بخرید:

هنگام خرید تلفن همراه به میزان س. ای. آر آن توجه کنید. این عدد به طور معمول به وسیله شرکت سازنده تلفن همراه روی گوشی و یا کاتالوگ آن درج می شود و نشان می دهد که هنگام استفاده از تلفن همراه چه مقدار از امواج جذب بدن شما می شود. هرچه این عدد در یک گوشی تلفن همراه پایین تر باشد آن گوشی ایمن تر است و بیشتر شما را از آثار مخرب اشعه های تلفن همراه مصون نگه می دارد.

7- از هدست استفاده کنید:

برای اینکه امواج تلفن همراه هنگامی که آن را روی گوش تان قرار داده اید مغز شما را نشانه نروند باید آن را از سرتان دور کنید. بهترین کار این است که به جای قرار دادن تلفن همراه روی گوش تان از یک «هندزفری» یا «هدست» استفاده کنید. این کار موجب می شود امواجه تلفن همراه به سمت مغز شما نیایند و فقط بتوانید با هندزفری مکالمه خودتان را انجام دهید.

8- از هندزفری های بلوتوث دار استفاده کنید:

گرچه این مدل از هندزفری ها هم امواجی را به سمت مغز ما می فرستد ولی محققان می گویند این امواج 100 مرتبه کمتر از امواجی هستند که هنگامی که گوشی تلفن همراه را روی گوش تان قرار می دهید، به مغزتان می رسد ولی فراموش نکنید آن را هنگامی که صحبت نمی کنید از گوش تان جدا کنید چون در این شرایط باز هم امواج بلوتوث به سمت مغز شما می آیند.

9- از هندست (هندزفری)هایی استفاده کنید که درونشان یک لوله توخالی به کار رفته است:

این هندزفری ها درست مانند هندزفری های معمولی هستند با این تفاوت که آن بخش از هندزفری که در مجاورت گوش قرار می گیرد از یک لوله توخالی که درون آن هیچ سیمی عبور داده نشده، تشکیل شده است. به این ترتیب صدا به طور مستقیم از هوای درون این لوله خالی و با ارتعاش مولکول ای هوا به گوش شما می رسد و امواجی را که به مغز می رسد کاهش می دهد.

10- از اسپیکر یا پخش صدا استفاده کنید:

یک راه آسان دیگر برای کاهش تماس با امواج مضر تلفن همراه این است که هنگام صحبت کردن با آن، اسپیکر یا پخش صدا استفاده کنید. فراموش نکنید در این شرایط تلاش کنید تا می توانید تلفن همراه را دورتر از بدن تان قرار دهید. با بیشتر شدن فاصله میزان امواج الکترومغناطیس به میزان زیادی کاهش می یابد.

چگونه یوگا به کاهش وزن کمک می کند؟

چگونه یوگا به کاهش وزن کمک می کند؟

در حالیکه شما قطعا می‌توانید با انجام یوگا بطور منظم وزن کم کنید، اما اضافه کردن یوگا به روال تمرینی‌تان تضمین نمی‌کند که شما وزن کم کنید. اینکه آیا شما با انجام یوگا وزن کم می‌کنید یا نه، به کل کالری سوزانده شده‌ی روزانه و کالری‌هایی که روزانه می‌خورید بستگی دارد.

کالری سوزانده شده با انجام یوگا

تعداد کالری که شما با انجام یوگا مصرف می‌کنید، به وزن و مدت تمرین شما بستگی دارد. اگر ۶۰ کیلو وزن داشته باشید، حدود ۱۲۰ کالری و اگر ۸۵ کیلو داشته باشید، ۱۷۸ کالری در ۳۰ دقیقه انجام یوگا خواهید سوزاند. اگر مدت تمرینتان را به یک ساعت افزایش دهید، مقدار کالری سوزانده شده، تقریبا دو برابر می‌شود. بنابراین اگر کالری مصرفی‌تان ثابت باشد و یک ساعت یوگا به روال روزانه‌تان اضافه کنید، باید آرام آرام شروع به از دست دادن وزن کنید.

کالری مورد نیاز برای کاهش وزن

تعداد کالری که می‌خورید اگر مهمتر نباشد، درست به اندازه تعداد کالری که با انجام یوگا می‌سوزانید، مهم است. برای کاهش وزن موثر، باید بیشتر از آنچه خورده‌اید کالری بسوزانید. انجمن قلب آمریکا پیشنهاد می‌کند که مقدار سالم کاهش وزن، نیم کیلو در هفته است، که اکثر مردم می‌توانند با سوزاندن ۵۰۰ کالری بیشتر از آنچه روزانه می‌خورند، به آن دست یابند. بعنوان مثال شما می‌توانید، کالری مصرفی روزانه‌تان را ۲۰۰ کالری کاهش دهید و ۳۰۰ کالری دیگر از طریق یک ساعت یوگا بسوزانید تا نیم کیلو در هفته، وزن کم کنید.

آیا کالری سوزانده شده در یوگا برای کاهش وزن کافی است؟

در حالیکه شما می‌توانید با انجام یوگا و کنترل دقیق کالری مصرفی‌تان وزن کم کنید، اما با انتخاب وزش‌های دیگر، سریعتر کالری خواهید سوزاند. انتشارات سلامت هاروارد می‌گوید بعنوان مثال یک فرد ۷۰ کیلویی، با انجام ۳۰ دقیقه یوگا، ۱۴۹ کالری مصرف می‌کند، اما می‌تواند با دویدن با سرعت ۱۰ کیلومتر در ساعت یا شنای کرال بمدت ۳۰ دقیقه، حدود ۴۰۰ کالری بسوزاند. با اینحال فقط به این خاطر که شما تمریناتی با کالری سوزی بیشتر انجام می‌دهید، به این معنا نیست که وزن بیشتری از دست خواهید داد، مخصوصا اگر کالری بسیار زیادی می‌خورید.

بهترین تمرینات برای کاهش وزن

صرفنظر از اینکه شما چه تمرینی را انتخاب می‌کنید، بهترین راه برای کاهش وزن موثر و حفظ آن، انتخاب برنامه‌ای است که بتوانید در دراز مدت به آن پایبند باشید. اگر دوست دارید، یوگا را وارد برنامه‌ی کاهش وزنتان کنید، اما برنامه تمرینی‌تان را بطور منظم تغییر دهید تا انواع تمرینات قلبی عروقی و تمرینات قدرتی را در بر گیرد. انجمن قلب آمریکا پیشنهاد می‌کند که برای کاهش وزن موثر، روزانه ۳۰ تا ۶۰ دقیقه تمرین ایروبیک با شدت متوسط انجام دهید و حداقل دو بار درهفته در تمرینات قدرتی شرکت کنید.

کنترل کالری

کاهش کالری مصرفی شما، یک جزء کلیدی از کاهش وزن موفق است، بخصوص اگر یوگا، ورزش اصلی شما باشد. استراتژی‌هایی که به کنترل کالری کمک می‌کنند، عبارتند از نوشیدن آب قبل از وعده‌های غذایی، خوردن مقدار زیادی سبزیجات با هر وعده غذایی، داشتن یک روزنگار غذایی و افزایش مصرف مواد غذایی سالم و غنی از پروتئین مانند سفیده تخم مرغ، سینه مرغ کبابی، غذاهای دریایی، گوشت گاو بسیار کم چرب، شیر کم چرب یا شیر سویا، ماست بدون چربی، پنیر کم چرب و حبوبات.

استفاده از گیاهان خوراکی در آشپزخانه

استفاده از گیاهان خوراکی در آشپزخانه

ظهر گرم تابستانی بود که به خانه دل‌انگیزم بازگشتم. مثل همیشه اول سراغ آشپزخانه رفتم تا سری به یخچال بزنم. می‌خواستم کمی آب خنک بنوشم بلکه تشنگی‌ام رفع شود. همان لحظه چشمم به گلدان لب پنجره افتاد؛ رنگ سبز و شادابش مرا به سمت خود می‌خواند! سراغش رفتم و چند برگ تازه و لطیف چیدم و آنها را شستم. شربت دلچسب سکنجبین و نعناع بیشتر از آنچه تصور می‌کردم تشنگی و خستگی روز را از تنم دور کرد.

باغچه‌ای با عطر و طعم تازه

اگر شما هم جزو افرادی هستید که به‌ تازگی سبزی‌ها و طعم‌دهنده‌ها اهمیت می‌دهید، می‌توانید همیشه آنها را کنار دست خود داشته باشید و قد کشیدن‌شان را به چشم ببینید. گیاهان آشپزخانه با نگهداری ساده ضمن اینکه فضا را زنده و شاداب می‌کنند، بسیار دوست‌داشتنی هستند.

آنها نیازمند صرف زمان و اطلاعات زیادی در مورد باغبانی نیستند؛ تنها اینکه بدانید چه زمانی تشنه‌اند یا بیمار نیستند، کافی است. گیاهان فضای داخلی معمولا تولیدات کمتری نسبت به انواع بیرونی دارند، ولی قطعا در کنار اینکه سالم‌تر هستند، طعم و مزه فوق‌العاده‌تری نیز به وعده‌های‌تان می‌دهند. در ادامه خواهید دید پرورش باغی از گیاهان با عطر و طعم دلنشین آن‌قدرها  هم که فکر می‌کنید، سخت نیست.

بستری نورانی و دنج

همه آنچه نیاز دارید فضای روشن و پرنور، واریته‌های گیاهی مناسب و حوصله است. آغاز رشد باغچه‌تان ممکن است چند هفته طول بکشد، ولی با جوانه زدن‌شان انرژی ای که به فضا وارد می‌شود را به‌خوبی حس خواهید کرد. برای اینکه ناامید نشوید و موفقیت حتمی داشته باشید، بهتر است از نشا استفاده کنید تا چند ماه جلو بیفتید.

مکان مناسبی را برای آنها انتخاب کنید. سبزی‌های آشپزخانه اکثرا نیازمند پنج تا شش ساعت نور خورشید در طول روز، دمای 13تا24 درجه سانتی‌گراد و تهویه و گردش هوا هستند. بهترین مکان برای نگهداری از آنها نیز جلوی پنجره آشپزخانه است. عامل مهم دیگری که در انتخاب محل نگهداری گلدان‌ها باید به آن توجه کنید، درختان بیرون پنجره هستند؛ چراکه ممکن است سایه‌ بیندازند و از ورود نور جلوگیری کنند.

از گلدان‌های بزرگ و جادار با زهکش مناسب استفاده کنید تا ریشه گیاه رشد بیشتری داشته باشد. زمان آبیاری را می‌توانید با لمس خاک متوجه شوید. برای گیاه‌تان به خاک نرم و سبک نیاز دارید. اگر خاک فشرده یا حاوی رس سنگین باشد، با اضافه کردن کمپوست، پیت ماس، شن درشت و ذرات سبکی مثل پرلیت یا ورمی کولیت اجازه عبور آب اضافی را به گلدان بدهید. زمانی که خاک خشک بود و انگشت‌تان رطوبت را حس نکرد، بهترین زمان برای آبیاری است.

اعضای این باغ خوشمزه

1. ریحان: دارای انواع گوناگونی از نظر عطر، طعم و میزان رشد است. برای رشد بیشتر، برگ‌ها را هرس کرده و بچینید.

2. پیازچه: فرم علفی‌شکل داشته و طعم ملایمی از پیاز یا سیر دارد. در زمان برداشت برگ‌های آن را تا سطح خاک کوتاه کنید تا برگ‌های تازه دوباره رشد کنند.

3. گشنیز: عمر کوتاهی دارد و عطر آن ترکیبی از سبزی‌های دیگر است. با کشت بذر آن نتیجه بهتری می‌گیرید. این سبزی سریع رشد می‌کند ولی زمانی که برداشت شود، رشد دوباره‌ای ندارد. اگر می‌خواهید برداشت بیشتری داشته باشید چند گلدان در فواصل زمانی متفاوت بکارید.

4. شوید: سبزی معطری است که تنها برای مصرف برگ‌ها کاشته می‌شود. مانند گشنیز این سبزی را در چند مرحله و در گلدان‌های متفاوت بکارید و از واریته مناسب برای داخل خانه استفاده کنید.

5. مرزنجوش: از خانواده پونه کوهی است با طعمی شیرین‌تر و مطبوع‌تر. واریته شیرین آن اغلب در فضای داخلی استفاده می‌شود و واریته ایتالیایی کمی طعم تندتری دارد. این گیاه به علت فرم برگ‌هایش نمای دکوراتیو هم دارد.

6. نعناع: سبزی چندساله با عمری طولانی است. آن را در گلدان جداگانه‌ای قرار دهید؛ چراکه می‌تواند بر دیگر گیاهان غالب شود. بهتر است به‌صورت نشا و گیاهچه کشت شود.

7. پونه کوهی/ ارگانو: با برداشت برگ، رشدش را تشویق می‌کنید. به مدت دو سال محصول می‌دهد تا چوبی شود.

8. جعفری: واریته ایتالیایی گیاهی دوساله بوده و طعم قوی‌تری دارد و محبوب‌تر است. برگ‌های خارجی را هنگام برداشت بچینید. در این صورت از وسط دوباره رشد کرده و برگی جدید می‌دهد.

9. رزماری: چندساله است با طعم تند و عطری بی‌نظیر که در فضای سبز هم آن را استشمام می‌کنید! نوع فشرده آن با برگ‌های عمودی خوش‌طعم‌تر است. این گیاه از شرایط خشک لذت می‌برد ولی هرگز نگذارید خاکش کاملا خشک شود.

10. مریم‌گلی: برای نگهداری در گلدان از نوع مناسب و بدون گل خوراکی استفاده کنید. به علت فرم برگ‌هایش نمای دکوراتیو هم دارد.

11. آویشن: ادویه‌ای محبوب و خوش‌عطر است و از گونه‌های بسیار مناسب برای آشپزخانه محسوب می‌شود.

12. بادرنجبویه: از خانواده نعناع است و رشد خوبی دارد با بوی عالی مرکبات. آن را به‌صورت جداگانه در گلدان مخصوص قرار دهید.

13. ترخون: آن را از طریق بذر بکارید. به علت فرم برگ‌هایش نمای دکوراتیو هم دارد.

حمام آب و صابون

اگر گیاهانی در آشپزخانه دارید که به‌خوبی رشد نمی‌کنند یکی از دلایل آن قطرات چربی است که روی‌شان نشسته است. برای اینکه مشکل را حل کنید، برگ‌های‌شان را با آب و صابون ملایم با دمای محیط و با اسفنج پاک کنید. سپس دوباره آنها را با آب شست‌وشو دهید تا آلودگی و ذرات روی‌شان حذف شود.

بزرگترین ماشین آلات معدنی و راه سازی دنیا

بزرگترین ماشین آلات معدنی و راه سازی دنیا

ماشین‌آلات و وسایل نقلیهٔ‌ای که در زمینه‌های معدنی و راه‌سازی فعالیت می‌کنند مانند لودرها، بولدوزرها، بیل مکانیکی‌ها و… به دلیل حجم کاری بالا به‌طور طبیعی از ابعاد بزرگی برخوردارند؛ اما در بین این وسایل هم رکورددارانی وجود دارد.

وسایلی که ابعاد غول‌آسایی داشته و در نوع خود بزرگ‌ترین نمونه بشمار می‌روند؛ بنابراین در این مطلب به معرفی بزرگ‌ترین ماشین‌آلات معدنی و راه‌سازی حال حاضر دنیا می‌پردازیم.

بزرگ‌ترین بولدوزر Acco Super Bulldozer

بزرگ‌ترین بولدوزری که تاکنون ساخته‌شده است، Super Bulldozer نام داشته و ساخت شرکت ایتالیایی Acco است. قطعات فنی و پیشرانهٔ این بولدوزر متعلق به کاترپیلار است اما دیگر قطعات آن منحصراً توسط شرکت آکو ساخته‌شده است.

این کوه فولاد 183 تن وزن داشته و مجهز به دو موتور V8 ساخت کاترپیلار است که مجموعاً 1350 اسب بخار قدرت دارند. تیغهٔ این بولدوزر عظیم، 7 متر عرض و 2.7 متر ارتفاع دارد درحالی‌که طول کلی بولدوزر به 12 متر می‌رسد.

سوپر بولدوزر در اوایل دههٔ 80 جهت صادرات به لیبی برای توسعهٔ این کشور ساخته شد اما به خاطر مسائل تروریستی رئیس‌جمهور وقت لیبی یعنی معمر قذافی، این کشور مورد تحریم تجاری بزرگی قرار گرفت. به همین دلیل این بولدوزر هم هرگز به لیبی صادر نشد و در ایتالیا باقی ماند و همچنین هیچ‌گاه مورداستفادهٔ عملی قرار نگرفت. این بولدوزر به تولید انبوه هم نرسیده و فقط یک دستگاه از آن ساخته شد.

بزرگ‌ترین بولدوزر چرخ لاستیکی Western 2000

در سال 1961 شرکت پیمانکاری Western تصمیم گرفت با در اختیار گرفتن بزرگ‌ترین بولدوزر دنیا روند و سرعت کار خود را تا حد زیادی افزایش دهد. به دلیل اینکه امکان چنین بولدوزر غول‌پیکری توسط هر سازنده‌ای وجود نداشت، آن‌ها از شرکت مهندسی «C.W Jones» کمک گرفته و درخواست ساخت بولدوزر موردنظر خود را به آن دادند.

بدین ترتیب شرکت مذکور پروژه ساخت این وسیله را آغاز نموده و در بیش از دو سال بولدوزری کاملاً جدید ساخت. این بولدوزر که Western 2000 نام گرفت در سال 1963 آماده شد. وسترن 2000 برخلاف اکثر بولدوزرهای غول‌پیکر که از چرخ‌های زنجیری استفاده می‌کنند، مجهز به چرخ‌های لاستیکی است و به همین دلیل بزرگ‌ترین بولدوزر چرخ لاستیکی دنیا محسوب می‌شود.

این بولدوزر عظیم مجهز به چهار موتور دیزل ساخت جنرال موتورز شده بود که هر موتور در یکی از چرخ‌ها نصب‌شده بودند و بنابراین بولدوزر را تبدیل به نمونه‌ای چهارچرخ محرک می‌کرد. هر یک از این موتورها 400 اسب بخار قدرت داشتند که مجموع قدرت بولدوزر را به 1600 اسب بخار می‌رساندند؛ بنابراین وسترن 2000 قدرتمندترین بولدوزر دنیا هم محسوب می‌شود.

البته این بولدوزر از لحاظ ابعاد هم هرگز کوچک نیست و با 14 متر طول، 4.7 متر عرض و 4.6 متر ارتفاع تقریباً با آکو سوپر بولدوزر هم‌اندازه است. وسترن 2000 برای اولین بار در سد میلفورد مورداستفاده قرار گرفت.

بزرگ‌ترین گریدر Acco Super Grader

بزرگ‌ترین گریدر جهان نیز ساخت شرکت آکو ایتالیا بوده و Super Grader نام دارد. این گریدر هم مانند بولدوزری که در بالا معرفی شد، به سفارش دولت لیبی ساخته‌شده که البته بازهم به دلایل سیاسی و تحریم هیچ‌گاه به لیبی تحویل داده نشدند.

البته از سوپر گریدر برخلاف سوپر بولدوزر تعداد 6 دستگاه ساخته شد. این گریدر عظیم مجهز به دو موتور بود که هر دو ساخت کاترپیلار بوده و یکی در جلو دیگری در عقب نصب‌شده بودند. موتور جلویی کوچک‌تر بوده و 700 اسب بخار قدرت داشت درحالی‌که موتور بزرگ‌تر 1000 اسب بخاری در عقب نصب‌شده بود.

بدین ترتیب قدرت کل گریدر به 1700 اسب بخار می‌رسید. سوپر گریدر برخلاف دیگر گریدرها به چرخ‌های دوبل مجهز شده بود و به همین دلیل تعداد چرخ‌های آن به 12 عدد رسیده بود. این گریدر عظیم 160 تن وزن داشته و طول تیغهٔ آن به 11 متر می‌رسید.

بزرگ‌ترین کامیون Belaz 75710

تا چندی پیش رکورد بزرگ‌ترین کامیون‌های دنیا در اختیار کاترپیلار 797F و تِرِکس MT6300 بود تا اینکه شرکت بلاروسی بلاز در سال 2013 با معرفی کامیون کوه‌پیکر 75710 این رکورد را بنام خود ثبت نمود. این هیولا مجهز به دو موتور 16 سیلندر 65 لیتری ساخت کامینز است که هریک 2300 اسب بخار قدرت دارند و درصورتی‌که هر دو باهم کار کنند قدرت کامیون به 4600 اسب بخار می‌رسد.

البته درصورتی‌که ظرفیت کامیون کاملاً پُر نباشد می‌توان تنها از یک موتور استفاده نمود. این کوه متحرک 360 تن وزن داشته و می‌تواند تا 460 تن بار را حمل نماید. همچنین برخلاف دیگر کامیون‌های معدن، بلاز 75710 در هر دو محور مجهز به چرخ‌های دوبل است که تعداد چرخ‌های آن‌را به 8 عدد رسانده است. حداکثر سرعت این کامیون عظیم 64 کیلومتر در ساعت بوده و طول، عرض و ارتفاع آن به ترتیب برابر با 20.6، 9.87 و 8.16 متر است.

بزرگ‌ترین تراکتور Big Bud 747

بیگ باد 747 بزرگ‌ترین تراکتور دنیا است که در سال 1977 در ایالات‌متحده ساخته شد. این تراکتور غول‌پیکر در اصل به‌صورت سفارشی توسط «Wilbur Hensler» طراحی‌شده و توسط «Ron Harmon» و کارکنان شرکتش یعنی شرکت «Northern Manufacturing» ساخته شد.

این تراکتور تقریباً ابعادی معادل دو برابر تراکتورهای معمول داشته و هزینهٔ ساخت آن 300 هزار دلار عنوان‌شده است. مالکیت بیگ باد چندین بار جابجا شده و برای مدت زیادی از آن استفاده شد که بعضاً در برخی دوره‌ها استفادهٔ نامناسبی از آن به‌عمل‌آمده بود تا اینکه سرانجام در سال 2009 بازنشسته شده و به موزه منتقل شد.

این تراکتور مجهز به یک موتور 16 سیلندر ساخت دیترویت دیزل است که در ابتدا 760 اسب بخار قدرت تولید می‌کرد اما در طول زمان به 860 اسب بخار و سپس به 960 اسب بخار افزایش یافت. طول، عرض و ارتفاع بیگ باد به ترتیب معادل 8.2، 4 و 4.3 متر است و 45 تن وزن دارد.

بزرگ‌ترین لودر Letourneau L2350

رکورد بزرگ‌ترین لودر دنیا در اختیار لودر L2350 محصول شرکت Letourneau ایالات‌متحده است که نام آن در گینس نیز به ثبت رسیده است. این لودر عظیم 260 تن وزن داشته و مجهز به یک موتور 16 سیلندر 60 لیتری ساخت دیترویت دیزل است که 2300 اسب بخار قدرت تولید می‌کند.

این نیرو توسط ژنراتورهایی به برق تبدیل‌شده و سپس این برق لودر را به حرکت درمی‌آورد. این لودر جهت بارگیری کامیون‌های 400 تنی طراحی‌شده است به همین دلیل حجم بیل آن 40 مترمکعب بوده و 72 تن ظرفیت دارد. طول، عرض و ارتفاع لتورنئو L2350 به ترتیب برابر با 20.9، 6.7 و 6.4 متر است درحالی‌که باک سوختی به حجم 4 هزار لیتر دارد.

بزرگ‌ترین بیل مکانیکی Liebherr R9800

لیبهر R9800 را می‌توان بزرگ‌ترین بیل مکانیکی دنیا نامید که وزن خارق‌العاده‌ای معادل 793 تن دارد. این کوه فولاد مجهز به 2 موتور 16 سیلندر 60 لیتری است که هریک 2000 اسب بخار و مجموعاً 4000 اسب بخار قدرت دارند. حجم بیل R9800 برابر با 42 مترمکعب بوده و می‌تواند تا 80 تن بار را بلند کند.

این بیل مکانیکی غول‌پیکر طولی معادل 25.3 متر دارد درحالی‌که عرض و ارتفاع آن به ترتیب 8.88 متر و 10.33 متر است. حداکثر سرعت لیبهر R9800 تنها 2 کیلومتر در ساعت است و به همین دلیل جهت جابجایی‌های با مسافت بالا، بیل مکانیکی دمونتاژ شده و قطعات آن توسط تریلرهای کمرشکن حمل می‌شوند. سپس در مقصد دوباره آن‌ها را مونتاژ می‌کنند.

بزرگ‌ترین شاول هیدرولیکی Terex RH400

شاول‌های هیدرولیکی درواقع همان بیل مکانیکی‌هایی هستند که بیل آن‌ها به‌صورت برعکس نصب‌شده و همانند لودر اقدام به خاک‌برداری می‌کنند. شاول‌ها در دو نوع هیدرولیکی و کابلی ساخته می‌شوند. ترکس RH400 بزرگ‌ترین شاول هیدرولیکی دنیا است که 9 متر ارتفاع و 10.1 متر عرض دارد.

RH400 هم مانند لیبهر R9800 مجهز به دو موتور 16 سیلندر 60 لیتری است که مجموع قدرتی برابر با 4500 اسب بخار دارند. در چنین شاول‌ها و بیل مکانیکی‌های عظیمی نیروی موتور توسط دینام‌هایی به برق تبدیل‌شده و سپس این برق پمپ‌های هیدرولیک را به چرخ درمی‌آورند. وزن این شاول عظیم عدد خارق‌العادهٔ 1008 تن بوده درحالی‌که حجم بیل آن 50 مترمکعب است.

بزرگ‌ترین شاول کابلی P&H 4100XPB

تفاوت شاول‌های کابلی با شاول‌های هیدرولیکی در این است که بیل آن‌ها توسط کابل‌ها و بازوهای عظیمی حرکت می‌کند. اکثر شاول‌های بسیار بزرگ از نوع تمام برقی هستند و برق موردنیاز آن‌ها از طریق کابل‌های بسیار قطوری تأمین می‌گردد.

شاول 4100XPB محصول شرکت P&H ایالات‌متحده، بزرگ‌ترین شاول کابلی دنیا محسوب می‌شود که از نوع تمام برقی است. این شاول عظیم مجهز به 6 موتور الکتریکی است که مجموعاً 15 هزار اسب بخار قدرت تولید می‌کنند.

ظرفیت بیل 4100XPB معادل 67 مترمکعب بوده و می‌تواند تا 110 تن بار را بلند کند بنابراین ازآن‌جهت بارگیری کامیون‌های عظیم استفاده می‌شود. طول، عرض و ارتفاع این شاول کوه‌پیکر به ترتیب برابر با 22، 14.4 و 14.7 متر از درحالی‌که وزن خارق‌العاده‌ای معادل 1536 تن دارد.

بزرگ‌ترین حفار کابلی Bucyrus Big Muskie

حفارهای کابلی برخلاف شاول‌های کابلی، بازوی متحرک نداشته و بیل آن‌ها فقط به‌وسیلهٔ کابل حرکت می‌کند. از این وسایل جهت حفاری‌های بسیار عظیم و گسترده استفاده می‌شود. بزرگ‌ترین حفار کابلی دنیا ماشین خارق‌العاده‌ای محسوب می‌شود که در سال 1969 ساخته شد. این وسیلهٔ اعجاب‌آور توسط شرکت آمریکایی باکیروس ساخته‌شده و بیگ ماسکی نام داشت.

این ساختهٔ عظیم بشر 148 متر طول، 46.2 متر عرض و 67.8 متر ارتفاع داشت درحالی‌که وزن آن عددی باورنکردنی برابر با 12 هزار تن بود و از آن فقط یک دستگاه ساخته شد. به همین دلیل بیگ ماسکی یکی از بزرگ‌ترین ماشین‌های ساخت انسان بشمار می‌رود.

برای ساخت این حفار عظیم در سال 1969 حدود 25 میلیون دلار هزینه شد که با محاسبهٔ نرخ تورم، معادل 161 میلیون دلار امروز می‌شود. ساخت آن نیز در دو سال و با 200 هزار ساعت نفر کار انجام گرفت. بیگ ماسکی هم به‌صورت تمام برقی طراحی‌شده بود و مجهز به 18 موتور الکتریکی 1000 اسب بخاری و 10 موتور 625 اسب بخاری بود که مجموع قدرت آن‌ها به 24 هزار اسب بخار می‌رسید.

برق موردنیاز این وسیله 13,800 ولت بود که از طریق کابل بسیار ضخیمی تأمین می‌شد. حجم بیل آن 170 مترمکعب بود و ظرفیت حمل 300 تن خاک را داشت. شیوهٔ حرکتی این حفار نیز بسیار جالب است به‌گونه‌ای که فاقد چرخ بوده و مجهز به دو پایهٔ بزرگ است که همانند انسان قدم برمی‌دارند! به همین دلیل سرعت آن فقط 100 متر در ساعت است.

سرانجام به دلیل افزایش هزینهٔ برق و مخالفت‌های عمومی با استخراج معادن، بیگ ماسکی در سال 1991 از خدمت خارج شد و تلاش برای فروش آن نیز به دلیل هزینه‌های سرسام آورد دمونتاژ و مونتاژ مجدد بی‌نتیجه ماند.

سپس پس از 8 سال بلااستفاده ماندن به دلیل تصویب قانون نهایی سازمان حفاظت محیط‌زیستِ ایالات اوهایو درزمینهٔ کنترل معادن، بیگ ماسکی کاملاً غیرقابل استفاده شد. به همین دلیل علیرغم تماس‌های فراوان علاقه‌مندان و تاریخ‌نگاران مبنی بر انتقال این شاهکار صنعت به موزه، سرانجام بیگ ماسکی در اواخر سال 1999 اوراق‌شده و ضایعات آن به مبلغ 700 هزار دلار فروخته شد.

بزرگ‌ترین ماشین حفاری Takraf Bagger 293

بگر 293 یک ماشین حفاری چرخ‌بیل عظیم است که توسط شرکت صنعتی آلمانی تکرَف ساخته‌شده است. این حفار عظیم که هم‌اکنون در معدن ذغال سنگ آلمان مورداستفاده قرار می‌گیرد، دارای 18 بیل است که روی یک چرخ گردان نصب‌شده و با چرخش به حفاری معادن می‌پردازند.

بگر 293 طولی معادل 225 متر دارد درحالی‌که 96 متر ارتفاع داشته وزن آن نیز برابر با 14,200 تن است. هریک از بیل‌های این حفار غول‌پیکر 15 مترمکعب ظرفیت دارند که مجموع ظرفیت آن‌را به 270 مترمکعب می‌رساند. چرخ گردان آن نیز 21.3 متر قطر دارد. بگر 293 برای کار نیاز به 5 اپراتور دارد و در طول یک روز می‌تواند 240 هزار مترمکعب خاک را استخراج کند.